آشفتگی بصری در سیمای شهری . . .

     
   

 

     

ساختمان ها که قد می کشند، پنجره ها یک به یک متولد می شوند و از ترکیب پنجره ها و دیوارهاست که شکل و ترکیب اولیه نماهای شهری زاده می شوند. اینجاست که نماهای ساختمان ها زینت انکارناپذیر شهرهایمان می شوند و در هر گذری قرار است چشم هایمان را بنوازند. اما آنچه چشم می بیند و به خاطر می سپارد، ترکیبی ناهمگون از ضلع های سرد و بی روح و گاه زشت و نامطلوب است. بالکن ها این حجم های بیرونی نماها دیگر تداعی کننده ایوان های باصفای دیروز نیستند.

شیشه ترشی ها در کنار خرت و پرت های اضافی، الحاقات غیراصولی دودکش ها، کانال های کولر و سیستم های تهویه، حصارکشی بالکن ها و تغییر شکل خودسرانه فضاهای عمومی موجود در نمای ساختمان ها و تبدیل آنها به انباری و بناهای نیمه کاره و فضاهای رها شده و متروکه، خانه های کوتاه و بلند با پنجره های بدقواره و شیشه های رنگ به رنگ که بی هیچ تناسبی کنار هم چیده شده اند، پوسترها و برچسب های تبلیغاتی که تا بلندترین ارتفاع تیرهای چراغ برق و درهای فلزی خانه ها چشم را می آزارد، ساختمان های ناهمگون با بافت های مجاور، افزایش حجم تبلیغات محیطی و بی توجهی به شیوه هماهنگ آذین بندی و زیباسازی شهر در سال های گذشته، بافت شهرها را به چشم اندازهای آشفته و ملال آور تبدیل کرده است.

سیمای شهر در انحصار تبلیغات

هم اکنون تبلیغات عنان گسیخته، محدودترین فضاهای قابل استفاده شهرها را نیز در سیطره خود گرفته اند. دیوارهای شهر، صندوق های پستی و حتی دیوارهایی که عبارت «نصب هرگونه آگهی پیگرد قانونی دارد» بر پیکر آنها حک شده است نیز از هجوم برچسب تبلیغاتی در امان نمانده اند و به رغم گسترش این معضل و اعتراض دائمی شهروندان درخصوص تبلیغات مزاحم، شهرداری ها و سازمان زیباسازی تاکنون نتوانسته اند آنچنان که باید برای ساماندهی یا حتی کنترل این معضل، اقدامی اساسی یا مقطعی تاثیرگذار انجام دهند.

این در حالی است که به دلیل نبود قوانین بازدارنده برای برخورد با متخلفان در این زمینه، منظر شهری که باید حریم امن زندگی شهروندان باشد، جولانگاه پیام های تبلیغاتی شده و کنترل این تخلفات با تکیه بر قوانین فعلی امکان پذیر نیست.

بالکن های پریشان

فضایی که امروز بالکن نامیده می شود، در دوران قدیم که فضاهای بیرونی بازتر بود و ایوان ها چشم انداز زیبایی داشتند، موجب آرامش اعصاب بودند؛ اما در شرایط شهرسازی کنونی، بالکن ها کارکرد خود را از دست داده اند و صرفا به منظور فضایی اضافی برای قرار دادن وسایل غیرضروری در نظر گرفته می شوند.

نماهای آشفته

اما پرسش مهم این که شهرداری ها تا چه حد قدرت اجرایی دارند؟ معاون فنی مهندسی سازمان زیباسازی شهرداری تهران در گفتگو با «جام جم» می گوید: طبق قانون شهرداری، با هرگونه معضل در نماهای شهری که باعث برهم زدن عمق بصری شهر شود، برخورد می شود. در وهله اول اخطار داده می شود و در صورت بی توجهی شخص یا اشخاص خاطی با آنها برخورد قانونی صورت می گیرد.

ساخت وسازهای ناهمگون

اعمال سلیقه های شخصی چنان آشفتگی را بر سیمای بصری کلانشهر تهران تحمیل کرده است که نمای هر ساختمان بی هیچ هماهنگی با نماهای مجاور و موقعیت اقلیمی حاکم بر آن ساز خود را می زند. تهران شهری است که پیش از این، چهره مشخص تاریخی و معماری داشته و در ۳۰ سال گذشته دارای هویت و سبک های معماری خاصی در دوره های مختلف تاریخی و شهرسازی خود بوده است، اما هم اکنون نبود تناسب ارتفاع ساختمانی در یک بافت محدود محلی و منطقه ای، سیما و منظر شهر تهران را مخدوش کرده است و شاید تهران تنها پایتختی در جهان باشد که بدون ضابطه و بر اساس نگرش های سلیقه ای اداره می شود.

در چنین شرایطی کم توجهی شهرداری ها و دیگر دستگاه های متولی از جمله وزارت مسکن و شهرسازی در کنترل ساخت وسازهای ناهمگون که حالا دیگر حتی کوچه و پس کوچه های ۶ متری هم از گزند آن در امان نمانده اند، تهران را به شهری فاقد چهره تاریخی و سبک مشخص در معماری دوران معاصر تبدیل کرده است.

آلودگی بصری، منشأ بیماری روحی

آلودگی بصری در شهرها طی درازمدت انسان را دچار پریشانی ذهنی و بیماری های روحی می کند.

این سخن دکتر حسن پویان، جامعه شناس شهری در گفتگو با مهر است که می گوید شهروندان در خیابان های تهران با انواع و اقسام تصاویر تبلیغاتی روبه رو هستند و هر روزه آنها را در ذهن خود مرور می کنند، اما از این موضوع آگاه نیستند که تصاویر باعث آشفتگی ذهن می شوند و تمرکز فکری افراد را کاهش می دهند.

نماهای ساختمان ها که زاییده آپارتمان سازی و رواج آن در تهران است جدا از آشفتگی که مالکان موجب آن می شوند آنچنان که باید از منظر معماری نیز چشم نواز نیستدکتر حسن پویان با اشاره به وضعیت آلودگی بصری در شهرها و بخصوص پایتخت معتقد است آلودگی بصری و صوتی که در شهر تهران شاهد آن هستیم، یکی از دلایل اصلی کاهش بازده کاری در میان شهروندان است، در صورتی که در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا، تبلیغات شهری و تصاویر موجود در خیابان ها بر اساس اصول شهرسازی تنظیم شده اند و هر محله طبق بافت شهری تبلیغات خاص خود را دارد.

اما در سیاست های جدید سازمان زیباسازی، مبنا بر آموزش شهروندان گذاشته شده است، زیرا قانون تعریف کاملی از تمام زواید نماها که ممکن است چهره شهر را مخدوش کند، ندارد.

به طور مثال، پهن کردن لباس و... ما نمی توانیم مالکی را برای این که لباسش را در بالکن پهن می کند، مجازات کنیم. قانون هم این اختیار را به ما نمی دهد. تنها از طریق آموزش و نهادینه کردن فرهنگ شهرنشینی می شود به این جزییات پرداخت و اقدامات بازدارنده صرفا باید موردی باشد.

دیوارها و حصارکشی ها، نماد آلودگی

اما شهرداری ها و در راس آنها سازمان زیباسازی به عنوان متولی رسیدگی به وضعیت سیما و منظر شهری و کاهش آلودگی های بصری از چهره شهر چه اقداماتی انجام داده است؟

معاون فنی مهندسی سازمان زیباسازی در گفتگو با «جام جم» در حالی که دیوارهای شهری و حصارهای اطراف منازل را یکی از مصادیق اصلی ایجاد آلودگی بصری در شهرها و بویژه کلانشهر تهران می داند، معتقد است: از آنجا که وجود دیوارهای زائد و حصارکشی های اطراف منازل موجب کاهش عمق دید می شود، همین موضوع احساس آلودگی بصری را تقویت می کند، در حالی که شهرها پر از دیوارهای زائد و حصارکشی هایی است که برچیدن آنها تاثیر قابل توجهی در کاهش آلودگی های بصری از چهره شهر خواهد داشت.

میدان های نازیبا

مهندس مهدی گلشنی به وضعیت میدان های شهرها و بویژه پایتخت اشاره می کند و می گوید: این یک واقعیت است که بسیاری از میدان های شهرهای ما زیبا نیستند و به همین دلیل سازمان زیباسازی در برنامه سال آینده خود ساماندهی میدان های ونک، انقلاب، فرودسی، فاطمی، ولیعصر و امام حسین(ع) را به عنوان میدان های اصلی و پرتردد شهری با هدف بهبود سیما و منظر شهری در دستور کار خود قرار داده است.

کف سازی میدان ها، ساماندهی وسط میدان، احداث و مرمت آب نماها و ایجاد فضای سبز از جمله اقداماتی است که در راستای طرح ساماندهی میدان ها قرار است انجام شود.

نصب مجسمه های تزئینی در میدان ها و مرمت مجسمه های مشاهیر، نماها و المان های شهری مانند میدان آزادی، ساماندهی بازارهای قدیمی شهر تهران از جمله بازار تاریخی تجریش، توسعه پیاده راه ها مانند پیاده راه خیابان های صف، سپهسالار، کوچه مروی، پیاده راه خیابان ولیعصر، بلوار کشاورز و محور کریمخان، خیابان ۱۵ خرداد (بازار) ، نصب پل های مکانیزه و حذف تدریجی پل های عابر پیاده غیربرقی، ساماندهی رود، دره ها و تفرجگاه های شهری از جمله ولنجک، دارآباد، فرحزاد و... که به وسیله شهرداری های مناطق اجرا شده، طرح هایی است که اجرای آنها بازیابی آرامش بصری شهروندان را به همراه خواهد داشت.

معاون فنی مهندسی سازمان زیباسازی در حالی از طرح های متعدد سازمان در راستای ساماندهی و بهبود منظر شهری خبری دهد که در این میان کمتر سخنی از مشارکت شهروندان به میان می آید. به نظر می رسد سازمان های متولی هنوز نتوانسته اند برای رفع آلودگی های بصری از چهره شعر که در مواردی خود آنها عامل ایجاد آن هستند، راهی بیابند.

مهندس گلشنی می گوید: متاسفانه هنوز فرهنگ سازی لازم در این زمینه که شهروندان نیز باید در رفع آلودگی های بصری از چهره شهرشان سهیم باشند و خود را مسوول بدانند، انجام نشده است.

البته وی این مساله را رابطه ای دوسویه می داند و معتقد است: شهرداری ها موظف هستند در مرحله اول نسبت به وظایف خود در راستای بهبود سیمای شهری عمل کنند تا به این وسیله شهروندان نیز به طور خودجوش وظایف شهروندی خود را در این زمینه رعایت کنند. وی ساماندهی تابلوهای اصناف و استانداردسازی آنها از نظر شکل و محل نصب که طی چند سال اخیر توسط سازمان زیباسازی انجام شده است، از جمله این موارد می داند.

جمع آوری و تعویض سایه بان های مندرس و فرسوده مقابل مغازه ها و رنگ آمیزی در و کرکره های مغازه ها از جمله مواردی است که طی سال های اخیر سازمان زیباسازی و شهرداری های مناطق تلاش کرده اند با جذب مشارکت فعال شهروندان در این زمینه، گامی هرچند کوچک برای نهادینه کردن مشارکت معنی دار شهروندان در بهبود و ساماندهی سیما و منظر شهری بردارند.

شهر

گزارش همشهری آنلاین از نشست شهر و زیبایی

شهر > زیباسازی  - همشهری آنلاین- زهرا رفیعی:
نشست ماهانه مرکز مطالعات و تحقیقات روزنامه همشهری با موضوع هنر در شهر برگزار شد

در این نشست تأثیر محیط بر ادراک زیبا شناسانه در فرهنگ شهرنشینی، چیدمان شهری و زیباشناختی اجتماعی شهر بررسی شد.

دکتر رضازاده درمورد تأثیر محیط بر ادراک زیبا شناسانه، دکتر لقایی درمورد زیباشناسی شهری و زشتی‌گرایی، مهندس اقوامی درمورد زیباشناسی اجتماعی شهر، دکتر کرمی درمورد زیبایی، حقوق عمومی و منظر محیط ودکتر گیویان درمورد فرهنگ عامه، شهر و زیبایی سخنرانی کردند.

دکتر راضیه رضازاده در مورد تاثیر محیط بر ادراک زیبا شناسانه مقاله خود را ارائه کرد و گفت: موضوع زیباشناسی را دو گروه فلاسفه و هنرشناسان مورد توجه قرار داده‌اند. در این مقاله دسته‌دوم که به مؤلفه‌های زیبایی و چگونگی زیبایی توجه کرده‌اند مورد نظر است.

وی با اشاره به اینکه زیبایی چیزی است که برای بیننده ترجیح و مطلوبیت دارد، در مورد سطوح زیبایی گفت: زیبایی دارای ابعاد حسی ، فرمی و نمادین است. سانتانایا به عنوان اولین کسی که این سطوح را مطرح می‌کند. در زیبایی حسی صرفا عناصر دیده و تجربه می‌شود. سطح دوم ( فرمی) سطح برتری  نسبت به سطح حسی دارد.

زیبایی ظاهری حاصل ترکیب عناصر است. سطح سوم برترین حالت درک زیبایی است. اینکه آیا محیط معانی و مفاهیم زیبایی را علاوه بر زیبایی ظاهری تداعی می‌کند. آیا عناصری که زیبایی فرمی را ایجاد کرده اند ، معانی زیبایی را هم تداعی می‌کنند؟

وی افزود: این سطوح اتفاق نظر بین افراد در مورد معنی زیبایی در سطح حسی بیشتر باشد ؛ چرا که پروسه‌های شناختی کمتر در دریافت زیبایی حسی اثر دارد. زیبایی فرمی نیازمند کنار هم قرار گرفتن عناصر است. به نوعی تا حد محدودی پروسه‌های شناختی در آن اثر گذار است. در زیبایی نمادین معانی و مفاهیمی اشاره‌ای یا التزامی اثر گذار است. به این معنی که در کنار معنایی، معنای دیگری تداعی می‌شود.

او در مورد فرایند زشت یا زیبا ارزیابی کردن موضوعات گفت: دریافت کردن ویژگی ةای محیطی نخستین مرحله است. بدون دریافت از طریق حواس پنجگانه نمی‌توان به ارزیابی درست دست یافت. عده‌ای معتقد‌اند که بسیاری از دریافت‌های زیبا شناسانه انسان تحت تاثیر عوامل محیطی ، تجربه‌های فردی است. این تحت تاثیر قرار گرفتن در حوزه نمادین خود را نشان می‌دهد. در این حوزه تجربه‌ای قبلی بر این معانی و مفاهیم تداعی شده اثر میگذارد. در حوزه‌های فرمی اتفاق نظر بیشتری در بین مردم وجود دارد. در سطح حسی اتفاق نظر شدت بیشتری به خود می‌گیرد.

وی افزود: بسیاری از تحلیل‌های ما از زشتی و زیبایی محیط بدون تفکر است. احساس آرامش و توانایی که پس از یک صبح پاک و همراه با صدای پرندگان و شاخ و برگ درختان به انسان دست می‌دهد بدون تفکر به تک‌تک عناصر موجود در این فضا بدست آمده است. برخی از اندیشمندان این حوزه به حضور اندیشه در پروسه شناخت زیبایی اعتقاد دارند و برخی نیز معتقد‌اند احساس نیازی به فکر کردن ندارد.

دکتر رضازاده در مورد ارزیابی زیبا شناسانه از محیط گفت: ما فقط به ارزیابی زیبا شناسانه از محیط نمی‌پردازیم . ما در پس ارزیابی زیبا شناسانه، ارزیابی احساسی نیز می کنیم. وقتی می‌گوییم زشت، نفرت‌انگیز، اضطراب‌آور، آرام ، سرزنده، شادی آور و... ارزیابی احساسی است. این احساس در محیط وجود دارد.

وی با اشاره به دو بعد احساسی محیط" ارزیابی احساسی" و "کیفیت احساسی" محیط گفت: محیط‌‌هایی که ما در ان قرار می گیریم دارای بعد احساسی است. ما تحت تاثیر کیفیت زیبا‌شناسانه بعد احساسی را تجربه می کنیم. توانایی محیط در ایجاد احساسات در ما کیفیت احساسی محیط است. نظریه‌پردازان از 1950 به حوزه ابعاد احساسی انسان پرداخته‌اند. خوش‌آیندی و انگیزش دو حوزه مورد بحث آنها است. مجموعه احساسات ما در این دو مؤلفه عام که از هم مستقل هستند و در عین حال هم زمان حضور دارند، قابل توجیه است.

وی افزود: راسل به عنوان کسی که به این موضوع پرداخته‌ و می گویدکه مجموعه احساساتی که در ما بر‌انگیخته می‌شود، طیفی از انگیزش ، انرژی، تحرک، تواناییو خوش‌آیندی را به همراه دارد. او 4 حوزه اساسی، هیجانات، آسودگی، افسردگی و استرس را برای انسان برمی‌شمرد. به اعتقاد او احساسات در افراد ترکیبی از هیجانات و میزان خوشایندی است. در عین حال فضاهای شهری برای انواع فعالیت‌ها پیش بینی شده است.

دکتر رضا زاده گفت: کار طراحان شهری مداخله برای ارتقاء کیفیت محیط متناسب با نوع عملکرد و فعالیت مناسب با فضا است. مثلا برای محیط مسکونی نیاز به محیطی همراه با مؤلفه خوشایندی و انگیزش نسبتا پایین است. فضاهای شهری باید حوزه‌های احساسی ویژه‌ای را در افراد بر‌انگیزد. فضا‌های تجاری ما ضمن خوشایندی حد مناسبی از انگیزش را داشته‌باشد.

وی افزود: ما نه تنها باید به سامان‌دهی محیط که دچار نازیبایی بصری شده‌است بپردازیم، باید به این امر توجه توجه کنیم که نحوه سامان‌دهی محیط در ایجاد احساسات مختلف در فرد مؤثر است و بایستی با توجه به نوع فضاها( مذهبی، تجاری، مسکونی و ...) احساسات مختلف را در افراد ایجاد کنیم.

من در این شهر گم شده‌ام

در ادامه این نشست دکتر لقایی در مورد زیباشناسی شهری و زشتی‌گرایی سخنرانی کرد.
دکتر لقایی با اشاره به اینکه فرهنگ ما در حال تغییرات است گفت: نگرانی اصلی من در سال‌های اخیر رابطه انسان با محیط است. فرایند ادراک برای هر انسان به عوامل درونی و بیرونی ارتباط دارد. پدیده ادراک زمانی به اتمام می‌رسد که خلق معنا صورت گرفته باشد. بایگانی ذهنی ما با یک کلید واژه به روز می‌شود.

وی با این مقدمه گفت: خاطرات در شهر ریشه ما است. ما داریم امروز ریشه‌ایمان را فراموش می‌کنیم. انسانی می‌شویم که زشت‌گرا است. همه شهر‌های ما دچار خرابی‌هایی شده‌است که تحت عنوان آلودگی بصری ارزیابی می‌کنیم. در این سال‌ها در فضا‌های کالبدی شهر نیز تغییراتی صورت گرفته است.

وی با اشاره به تحقیقی در مورد ورودی‌های تهران گفت: این تحقیق نشان‌داد که هر روز در حال افت کردن هستیم. شهرهای دیروز و سنتی‌تر ما به مفاهیم پایه‌ای اعتقاد داشته و در شهر سازی به کار می‌بستند. امروز فرهنگ عمومی به آن اعتقاد ندارد.

وی در مورد معیار‌های آلودگی بصری گفت: تابلوهای تبلیغاتی ، علائم شعار‌های دیواری ، سیم‌ها و کابل‌ها و تیر های برق، نور‌های ناهماهنگ ، زباله ، مخروبه‌ها ، فقر پوشش گیاهی ، بالکن‌های نامرتب ا( انباری‌های جدید) ، الصاقات بیرونی ساختمان( کولر) نامناسب بودن احجام و محصوریت ناخوانی عواملی معیارهای آلودگی بصری در شهر تهران است.

وی در این باره توضیح داد: تبلیغات نه به جا و نه مناسب استفاده‌شده است. چرا به اینجا رسیده‌ایم؟ از تجربیات سایر کشورها می‌توانیم استفاده کنیم. ما آسمان را برای تبلیغات می‌فروشیم. تابلوها جاهایی نصب می‌شوند که بیشترین خطر را برای شهروندان به همراه دارند. علائمی که در سطح شهر  نصب شده است به جای راهنمایی، سردرگمی به همراه می‌آورد. چون تابلو‌های تبلیغاتی بر علائم هدایت کننده ارجحیت دارد.

وی افزود: نقاشی های دیواری که برگرفته از انقلاب بود جای خود را به چیزهایی داده‌است که معلوم نیست از کجا آمده‌اند. شعارهایی که به خلق معنا منجر نمی‌شوند و حتا خاطره جمعی و انسانی را ایجاد نمی‌کند. من در این شهر گم شده‌ام. درخت‌ها و ساختمان‌هایی که می‌شناختم را دیگر نمی‌بینم. همه را تغییر داده‌ایم . الان در یک مخروبه بزرگ نیمه کارگاهی زندگی می‌کنیم. تهران یک نمونه از سایر شهرهای است.

دکتر لقایی با اشاره به فیلم مستند از دیوارهای شهر تهران گفت: تمام دیوارهای شهر را تیر های برق و مخابرات ، کنار کنتور گاز بر روی بناها نصب شده است.. در گذشته بی تفاوت نبودیم سرعت حرکت جامعه و اضافه شده جمعیت ، کندی آموزش و انتقال فرهنگ اصلی‌ترین عامل آن است. اگر دیواری را برداریم فضاهای شهری تغییر کاربری دهیم می‌توانیم شهر را قابل تحمل کنیم.

وی با نمایش اسلاید‌های از شهر تهران به هم ریختگی فضاهای شهری را که هیچ چیز را به خاطر انسان نمی‌آورد ، نمایش داد.

به دنبال شهر زیبای سیاسی

مهندس اقوامی با موضوع  زیباشناسی اجتماعی شهر به انتقاد از وضعیت شهر تهران پرداخت .

وی ابتدا با تعریف دو کلید واژه گفت: زیبایی معمولا به یک تناسب هندسی همراه با رنگ گفته‌می‌شود. این تعریف و طرز تلقی از زیبایی در مدارس ما نیز حاکم است. زیبایی چیزی نیست که ما در تناسبات به دنبال آن باشیم. حوزه عمومی بحث غریبی در ایران است . دولتمردان به دلایل تاریخی این عرصه را از مردم دریغ کرده‌اند.

وی افزود: زیبایی شهر به دو روایت تقسیم می‌شود. یکی روایت تکنوکراتیک از شهر است که بر مدارس و اندیشه و شهر حاکم است. روایت دیگر زیبایی را از آنجایی که شهر یک پدیده سیاسی است در عرصه سیاسی دنبال می‌کند. این روایت  ذهن خود را خداوند اندیشه نمی‌داند تا این درخت تابلو رنگ و...برای کسانی که قدرت درک زیبایی را ندارند عرضه بکند.

مهندس اقوامی گفت: زیبایی تکنوکراتیک سابقه چندانی ندارد و به دوره صنعتی بر می‌گردد. دوره‌ای که نظام سرمایه داری شهر را به پلیدی تبدیل می کرد. چیزی که کم‌کم در شهر های بزرگ ایران به خصوص تهران در حال گسترش است. اما روایت رقیب، سابقه تاریخی دارد. زیبایی شهر بیش از اینکه به تناسبات زیبا محدود باشد ، به فضاهای عمومی مربوط می‌شود.

وی در ادامه جملاتی از افلاطون در توصیف شهر های امروزی به کار برد و گفت: " در شهرهای موجود فرمانروایان گدایان مال و منال‌اند و پیکار همیشگی آنها برای بدست آوردن جاه و جلال سامان شهری و انسجام آن را نابود می‌کند. بدین‌سان شهری که زشت می شود به عرصه دور باطل فرمانروایان و بحران‌های اجتماعی تبدیل می‌شود؛  دور باطل شهر‌های تباهی که فرمانروایان ... آن را اداره می کنند و تنها با تحقق شهر زیبا به پایان خواهد رسید. قطعا این شهر زیبا ، شهر زیبای تناسبات و رنگ نخواهد بود. شهر زیبایی خواهد بود که در آن  همه به حرف اینکه انسان هستند بتوانند به حداقل‌های زندگی که زیباترین پدیده جهان است دست‌ یابند."

وی افزود: عمده مدارس غیر سیاسی دنیا سعی می‌کنند شهر را به عنوان یک مصنوع تبدیل کنند تا به نوعی بی احترامی به نظر شهروندان ، این مصنوع را به الماس تراش خرده‌ای تبدیل کنند. آن شهروند موظف است از زیبایی الماس لذت ببرد. در این بین هیچ طریق دیگری برای برقراری ارتباط بین خرد ناب و شهروندان نمی‌توان متصور شد.

مهندس اقوامی گفت: در ایدئولوژی روایت تکنوکراتیک  سعی بر این است که تمام مسائل اجتماعی به مسائل فنی تبدیل شود. جان فرید‌من می گوید که برنامه ریزان ( که به غلط در ایران شهر‌سازان لقب گرفته‌اند) برای همه پدیده‌های اجتماعی راه حل فنی جستجو می‌کنند. مثلا برای حل موضوع ترافیک اتوبان‌هایی می سازند که هنوز به اتمام نرسیده تبدیل به پارکینگ می شود. در حالی که کارخانه‌های اتومبیل‌سازی کار خود را روز به روز گسترده می‌کنند.

وی افزود: در این روایت تمام هزینه‌های شهر بر عهده شهروندان است. منافع آن برای سرمایه‌داران است. کسانی که شهر را به پدیده تکنوکراتیک تبدیل کرده‌اند عمله‌های دولت و عمله‌ةای سرمایه‌ هستند.

در روایت دوم شهر پدیده صنعتی و مهندسی نیست.  آنها معتقد‌اند که تمامی مسائل فنی حتما ترجمان اجتماعی و سیاسی دارد. اگر ترافیک تهران خطرناک شده است. دلیل آن را باید در قدرت صاحبان کارخانه‌هایی دانست که هر مصنوع مخربی را وارد خیابان‌های شهر می کنند و کسی چیزی به آنها نمی‌گوید. چرا وقتی پرتقال گران می‌شود دلسوزانی آن را از آفریقای جنوبی با قیمت کمتر وارد کشور می‌کنند ولی وقتی در طول یک ماه 3600 نفر بر اثر آلودگی هوا می‌میرند کسی صدایش در نمی‌آید.

وی در پایان به  سه پروژه برای بدست آوردن شهر زیبای سیاسی اشاره کرد و گفت: این سه پروژه در قالب عدالت سیاسی، عدالت اقتصادی و عدالت قضایی خود را  نشان می‌دهد.

زشت ها را به پستو ببریم

دکتر ناصر کرمی دبیر سرویس شهری روزنامه ‌همشهری در مورد زیبایی، حقوق عمومی و منظر محیط سخنرانی کرد . وی گفت: سازمان فضایی مرحله نهایی در تمام برنامه های جامع محیطی است . در سازمان فضایی تلاش می‌شود شکل عمومی کاربری زمین منطبق با تصویر نمایی چشم انداز باشد . در این‌باره، نظریه چشم انداز،  بر تاثیر متقابل تمامی مولفه‌های حاضر در محیط دلالت دارد.

یعنی به مثابه یک فضای اکولوژیکی این انگاره وجود دارد که تمامی عناصر شکل دهنده چشم انداز با یکدیگر در تعامل بوده و حضور هر مولفه کوچکی ولو در یک مقیاس وسیع، در نهایت عاملی برای شکل گیری چشم انداز نهایی است.

سازمان فضایی می‌کوشد استقرار تمامی این فعالیت‌ها را بسامان و مرتبط با چشم انداز غایی کند. اما سازمان فضایی مطلوب در صورتی قابل دستیابی خواهد بود که حقوق عمومی مرتبط تدوین شده ، مسئولیت های اجتماعی مرتبط با آن تبیین شده و ساز و کارها و الزامات اجرایی ذی مدخل نیز پیش بینی شده باشد.

دکتر کرمی گفت: ما همیشه در تباین عمیق با محیط اطرافمان به سر می‌برد. یک افغانی حریم  عمومی شهر تهران را متعلق به خود نمی‌داند بنابراین به آن حریم عمومی احترام نمی‌گذارد. وارد حریم آن فرد افغانی که بشوید می‌بینید برای تزئین آن عکس هنر پیشه هندی و آینه و گل مصنوعی و... گذاشته است. عدم تعلق خاطر به مانند لایه‌ پنهان در روح همه ما رسوخ پیدا می‌کند. در یک نگاه سائه وقتی دقت کنید می بینید خود ما تحصیلکرده‌ها و نخبه‌ها از وقتی از در خانه بیرون می‌آییم انواع و اقسام رفتارهای ناقض رفتار مدنی انجام می‌دهیم.

این مسئله بیشتر از این‌که مربوط به عدم آگاهی مردم باشد ناشی از این است که مردم نمی‌توانند با حریم عمومی خود تناسب مشخصی برقرار کنند. همچنان که ما نمی‌توانیم با فردی که سلیقه‌اش با ما متفاوت است، ارتباط برقرار کنیم.

 وی با اشاره به اینکه سازمان فضایی اصلی‌ترین دلیل عدم برقراری ارتباط مردم با فضای عمومی شهر است گفت: این بنیان و اساس برنامه ریزی شهری و منطقه‌ای است. مثل دکوراسیون  یک اتاق است. در سازمان فضایی در تلاشیم تا هر چیز را جای خودش قرار دهیم. محل فعالیت‌های تجاری ، توریستی، کشاورزی، سکونت‌گاه‌ها و.. را مشخص می‌کند. در بحث سازمان فضایی ( آنقدر استاندارد‌های حفاظت محیط زیست پایین است که ) در طرح جامع تهران و آمایش استان حتا در طرح‌های تفصیلی شهر‌های بزرگ هیچ جایی به آن اشاره نشده است. در این طرح‌ها مولفه‌های مهم سکونت و ترافیک است.

دکتر ناصر کرمی با اشاره به صراحت قانون در بیرون از شهر بودن صنایع آلاینده بصری گفت: برای زیبا شدن محیط در سازمان فضایی چند مولفه مهم وجود دارد. اول اینکه زشت‌ها را به پستو ببریم به مانند خانه‌های خود که در سالن پذیرایی‌اش بهترین لوازم تزئینی را قرار می‌دهیم. در سازمان فضایی اصل بر این است که فعالیت‌هایی که عرفا زشت هستند باید از جوار شریانةای عمومی دور شوند.

وی افزود: مؤلفه دیگر توازن و پایداری است. بر اساس سازمان فضایی درست نیست که در جایی که کاربری توریستی دارد کارخانه تاسیس کنیم . چیزی که در مازندران در حال اتفاق است.ما باید فعالیت‌ها را در محیط به گونه‌ای توسعه بدهیم که حضور آنها در محیط به حداقل برسد. جهان را به گونه‌ای ترک کنیم که انگار اصلا به آن پا ننهاده‌ بودیم. هر چه  انسان حضورش را در محیط کمتر بکند به محیط پایدار و متوازن نزدیکتر خواهد بود.

وی در ادامه داستان چلچله‌های دریای را که هر سال از قطب شمال به جنوب استرالیا مهاجرت می‌کنند را تعریف کرد. این پرنده‌ها باهوش‌ترین پرنده‌های جهان هستند. مسیر 20 هزار کیلومتری قطب شمال  تا استرالیا را گم نمی‌کندو اما اخیرا ب دلیل نور شهرها در شب این پرندگان راه خود را گم می کنند و در جایی که نباید، فرود می‌آیند.

جای خالی طرح های زیبا سازی کاربردی

رضا سمائی کارشناس و طراح هنری در این نشست به زیباسازی هنری کاربردی در طراحی شهری گفت: محله ، شهر و کشوری که در آن زندگی می کنیم به دلایل مختلف سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی در طول سال های اخیر تحولات سریع و چشمگیری را تجربه کرده است شاید از نظر جامعه شناسی به دلیل سرعت بسیار بالای تحولات اجتماعی جامعه ایران این اجازه را به ما نداد که به مفاهیم زیبایی و شهر که در آن زندگی می کنیم بیاندیشیم . باید قبول کرد که امروز تاثیر شهر و مردم که در آن زندگی می کنند متقابل است.

وی گفت: جامعه امروز در ایران بیشتر از هر چیز دیگر نیاز به دوست داشتن دارد. شهر و فضای شهری می تواند به بهترین نحو به او هدیه دهد.

وی با نشان دادن دو فیلم کوتاه از خیابانهای امریکا به تبلیغاتی اشاره کرد که به درستی و مناسب استفاده شده است. بخشی از این تبلیغات کاملا اجتماعی است و جنبه تجاری ندارد.به اعتقاد رضا سمائی ما زیباسازی کاربردی را در شهر به کار نمی‌بریم و بلد نیستیم از هنر استفاده کنیم.

رضا سمائی در ادامه فیلمی از بازی نور و آب و لیزر که توسط کودکان کنترل می‌شد به نمایش گذاشت. و سپس عکس‌هایی از زیباسازی کاربردی در شهرها و کشورهای مختلف دنیا به نمایش درآورد.

زندگی؛ گم شده در میان زشتی‌های شهر

دکتر عبدالله گیویان اهل تهران است و شهرش را هم خیلی دوست دارد اما می گوید: آن چیزی که در شهر ما گم شده است زندگی است. زیبایی بخش الصاقی و الحاقی به شهر نیست. زیبایی تصور مهندس‌ها از اضفه کردن آرایه هایی به شهر نیست. زیبایی چیزی نیست که نور ، بازی با رنگ و حجم در یک شهر بوجود بیاورند.

وی در نشست شهر و زیبایی مرکز مطالعات و تحقیقات روزنامه همشهری گفت: نه زیبایی امری فردی است و نه شهر حاصل تراکم جمعیت. تراکم جمعیت یکی از ویژگی‌های شهر مدرن را تحقق می بخشد. موجودیت شهر و شهروندی در معنای مدرن آن تنها با کثرت و انبوهی جمعیت آن مشخص نمی شود.

در واقع، تراکم و انبوهی جمعیت یکی از عوامل بنیادینی است که ویژگی های اختصاصی شهر را رقم می زند و آن را به هویتی متمایز و فضایی متفاوت تبدیل می کند. شهر مدرن فضایی است که در آن بسیاری از مفاهیم از جمله زیبایی معنایی دگرگون می یابد. شهر مدرن متنی است مشحون از نشانه های متنوع و متمایز و رسانه ای است گسترده. خواندن این متن و درک معانی مستتر در آن، راه های  خاص خود را دارد. یکی از این راه ها، نگاه به متن شهر از منظر فرهنگ عامه پسند (popular culture) است، فرهنگی که شاید بتوان آن را مهمترین بنیاد شهر مدرن تلقی کرد. مقاله حاضر با مروری بر برخی از ویژگی های شهر به معنای جدید آن به بررسی رابطه بین فرهنگ عامه و فرهنگ رسانه ای شده خواهد پرداخت و مفهوم زیبایی درشهرهای جدید را در این زمینه تحلیل خواهد کرد.

 دکتر گیویان رئیس مرکز مطالعات و تحقیقات روزنامه همشهری افزود: در فرهنگ عامه زندگی برای نسل بعدی نیست بلکه ماحصل ساخت و ساز رویکردی بساز و بفروشی است. ما به ناگزیر می‌سازیم که زندگی را بگذرانیم، نمی‌سازیم تا بمانیم و بمانند یعنی نمی‌توانیم. زیبایی هم کالایی شده است که باید مرتب به روز شود، طبع عجول شده و ضربآهنگ سریع زندگی روزمره ما مجالی برای ماندگاری قائل نمی‌شود. زندگی شهری ما بشکل ساختاری به دنبال تغییر است و در این تغییر چیزهایی باید نابود شوند تا چیزهای تازه شکل بگیرند و جایگزین شوند.

وی افزود: در فرهنگ عامه زندگی برای نسل بعدی نیست بلکه ماحصل ساخت و ساز رویکردی بساز و بفروشی است. ما به ناگزیر می‌سازیم که زندگی را بگذرانیم، نمی‌سازیم تا بمانیم و بمانند یعنی نمی‌توانیم. زیبایی هم کالایی شده است که باید مرتب به روز شود، طبع عجول شده و ضرب‌آهنگ سریع زندگی روزمره ما مجالی برای ماندگاری قائل نمی‌شود. زندگی شهری ما بشکل ساختاری به دنبال تغییر است و در این تغییر چیزهایی باید نابود شوند تا چیزهای تازه شکل بگیرند و جایگزین شوند.

 وی در مورد فرهنگ عامه و ویژگی‌های آن گفت: در فرهنگ عام اصولا دو رویکرد عمده وجود دارد. یکی نگاهی است که منبعث از مکتب فرانکفورت است و دیگری منشاء مطالعات فرهنگی (cultural studies)دارد.

در این نشست وی با رویکرد مطالعات فرهنگی مقاله خود را ارائه کرد و گفت: فرهنگ عامه فرهنگ عموم مردم است. وقتی از مردم حرف می‌زنید فرهنگ عامه فارغ از گروهبندی های جامعه شناختی متداول ، یک فرهنگ است و نه یک ضد فرهنگ. جان فیسک فرهنگ عامه را برساخته "مردم و نه صنایع فرهنگی" می داند و می گوید که این فرهنگ حاصل قرائت های گوناگون و گاه متضاد مردم از فرآورده های صنایع فرهنگی است.

فیسک همانند میشل دسرتو تاکید می کند که ”مردم“ یک مقوله روشن جامعه شناختی نیست و نمی تواند موضوع تحقیقات تجربی قرار گیرد، چرا که در واقعیت عینی چیزی به نام مردم سراغ نداریم. مردم پیوندهای سیالی است که از تمامی مقوله بندی های اجتماعی درمی گذرد، افراد مختلف در زمان های گوناگون به صورتبندی های مختلفی تعلق دارند و معمولا بین این صورت‌بندی‌ها بشکل سیالی در حرکت‌اند.

شاید در بهترین شکل مردم را بتوانیم در احساس جمعیت نه در عوامل جامعه شناختی بیرونی مثل طبقه، جنسیت ،سن و...تلقی کینم.

تصور کردن چیزی به اسم فرهنگ عامه در ذات خود فرهنگ نخبگان را به همراه دارد؛ آن چیزی است که تلقی مهندسانه از زیبایی و نگهداری شهر در فضا و مکان  به عینه تجلی پیدا می‌کند .شاید چیزی شبیه همان دیدگاه دکتر اقوامی که به آن نگاه تکنوکراتیک به شهر می‌گویند.

وی گفت: ریشه نگاه به فرهنگ عامه را می توان به عنوان یکی از فراورده‌های تلقی دوگانه بین جسم و روح شناخت. بسیاری  از متفکران مبانی متضاد را به عنوان مبنای فرهنگ تلقی می‌کردند که یکی از این مبانی جسمانیت و مقوله دیگر روح و روحانیت است . این از سندیت دکارتی نشات می‌گیرد. شوپنهاور بین "تصعید و استعلا" (sublime) و "افسونگری" (charming) تمایزی جدی قائل بود.

از نظر وی افسونگری به تحریک شدن و جستجوی ترضیه خاطری بلادرنگ منجر می شود و فرد برانگیخته را "از تعمق محض دور می کند" . مشابه همین نگاه را می توان در تحلیل بوردیو (Bourdieu 1984 486-7) از تمایز دکارتی بین "لذت" (pleasure) و "کیف کردن" (enjoyment)،  در تعبیر بارت (Barthes 1975b) از کیف "jouissance" و تفسیر باختین (Bakhtin 1984) از فرهنگ کارناوالی (carnavalesque) دید. سیمون فیرث (Simon Firth 1996:124) نیز در بحث مبسوط خود درباره "مناسک نمایشی" (performing rites) ذهن و امور جدی را در مقابل هزل و امور جسمانی قرار می دهد.

دکتر گیویان در مورد نظر باختین در این باره گفت: کارناوال با توجه به کارکردهای جسمانی (مجامعت، تولد، رشد، خوردن، نوشیدن، ضعف و فتور) فرآیند های انسانی یا "صیرورت های بی پایان" را در مقابل سکون ایام غیرکارناوالی، بزرگ می دارد.  جان استوری (Storey, 1997: 85-101) فرهنگ کارناوالی باختین را معادل فرهنگ عامه قرار می دهد و آن را در تقابل با فرهنگ رسمی تعریف می کند.

جان داکر (John Docker 1994: 185) هم فرهنگ کارناوالی را یک سبک فرهنگی می خواند که "هنوز عمیقا بر فرهنگ توده ای قرن بیستم، فیلم های هالیود، سبک های ادبیات عامه، تلویزیون، و موسیقی نفوذ دارد؛ فرهنگی که سرزندگی، دامنه گسترده، بین المللی بودن، شور و توان سرکوب ناشدنی اش، آن را به فرهنگ اروپا در آغاز دوران مدرن شبیه می کند.

دکتر گیویان در ادامه در مورد زندگی روزمره گفت: زندگی روزمره مفهومی دیریاب و دشوار است که از نظر بسیاری از متفکران ویژگی ذاتی آن مقاومت دربرابر عقلانیت است

وی در مورد ویژگی‌های روزمرگی گفت: زندگی روزمره در گریز از عقلانیت است. از سوی دیگر زندگی روزمره تاکید بر امور یکنواخت و تجارب تکرارشونده و بدیهی انگاشته شده است. همچنین تاکید آن بر زمان حال و غوطه ورشدن در آنیت تجارب است. تغییر و نو شدن و اصرار بر نوبودگی در ظاهر از دیگر خصوصیات روزمر‌گی است

رئیس مرکز مطالعات روزنامه همشهری افزود: اینها باعث می شود تا فرهنگ عامه به آنیت تجارب خود فکر کند نه به آینده. به همین دلیل زندگی ما در شهر مدرن متکی بر فهم ما از زمان حال  و زیستم در زمان حال باشد. در این شرایط ما شاهد توجه به زیبایی به عنوان یک کالای مصرفی خواهیم بود. وقتی فرهنگ به عنوان یک کالای مصرفی در می‌آید ، زیبایی نیز یک کالای مصرفی می‌شود. زمانی زیبایی مصرفی می‌شود که بخشی از زیستن نبوده بلکه وسیله‌ای برای تفاخر ما  باشد.

وی با اشاره به اینکه تصور ما از شهر از خلال رسانه بوجود می‌آید گفت:تصور ما از شهر بزرگی که در آن زندگی می کنیم بیشتر از آن که حاصل تجربه شخصی و فردی ما باشد تصوری رسانه ای (mediated) است و به همین خاطر باید گفت که الگوهای آرمانی از زیبایی، برازندگی، و مطلوبیت شهر نه واقعی که بازنمایی است متاثر از اراده‌ها و عمل های رسانه ای. لذا فرهنگ رسانه ای عامل موثری است که با مواردی چون پایگاه اجتماعی فرد، پیشینه قومی و فرهنگی وی، و تجارب فردی او از واقعیت های زندگی  در تعامل است.

وی افزود: تصور رسانه‌ای شده از موجودیت شهری در قالب فرهنگ روزمره ما اصرار بر کذاردن امور جاری و خلق چیز‌هایی می‌شود که این چیز‌ها در ذات خودشان هیچ ارزشی ندارند.

دکتر عبدالله گیویان در مورد نظر بودریا در باره پدیده کیج گفت: کیچ عبارتست از گروه عظیم کالاهای ”آشغال“، یا گالری کالاهای بنجل و ارزان قیمتی مانند: زلم زیمبوها و خنزر پنزرهای متداول، یادگاری ها، از شمعدانی های چینی  گرفته تا حباب چراغ برق و از ماسک های آفریقایی تقلبی گرفته تا لوسترهای پارچه ای ارزان قیمت هندی، وسایل مورد توجه توریست ها، سوغاتی‌ها، همان اشیایی که در فروشگاه های ارزان قیمت و تفریحگاه‌ها فروخته می شود، کالاهای تقلبی، کپی شده، تولید انبوه شده هستند. این ها نمونه ای از زیبایی شناسی زندگی روزمره در شهر مدرن هستند.

دکتر گیویان می گوید : اتفاقا این ها قدر مطلق فرهنگ شهرهای بزرگ هستند. قدر مطلقی که بیشترین سود را در گردش اقتصادی کشورها برای خود به همراه دارد. باز‌تولید چیزهایی که از منظر نخبگان ممکن است زشتی تلقی شود، بخشی از زندگی متداول شهری است و سوال این‌جا است که وقتی از زیبایی حرف می زنیم ملاک نخبگان هستند یا مردم عادی.

وی با بازگشت به نظر دسرتو گفت: در مواجه فرهنگ عامه به عنوان فرهنگ توده‌های بی قدرت و فرهنگ رسمی  چه اتفاقی می‌افتد؟. دسرتو دو گونه عمل می‌شناسد. یک دسته از این عمل ها استراتژی ها و دیگری تاکتیک ها هستند. استراتژی ها اقداماتی است که قدرت در هر جامعه ای اعمال میکند تا محیط مکان و فضا را تحت کنترل قرار دهد. به عبارت دیگر تدابیری که از طریق آن ها نخبگان و گروه های مقتدر که شدیدا سازمان یافته (over-organised)، لخت و کند اند تلاش می‌کنند تا فضاها و مکان هایی را برای اعمال قدرت خود بسازند یا در مکان های موجود چنین کنند.  تاکتیک ها نیز اعمالی است که مردمی که سازمان نایافته اند در مقابله با نخبگان، انجام می‌دهند.

وی افزود: از نظر دسرتو هنر فرهنگ عامه در همین است؛ اشغال فضاهایی که فرهنگ رسمی (قدرت) در اختیار آن ها می گذارد و خلاقانه مبادرت به انجام عمل مطابق خواسته های خود کردن یکی از موضوعاتی که در مطالعات فرهنگی به آن پرداخته می‌شود، بررسی بازارها و مراکز خریدی است که توسط سرمایه‌داران بزرگ یا خرده‌پاهای سرمایه‌داری‌ آراسته می‌شوند . شهر فضایی است که توسط قدرت مدیریت می شود اما توده های بی قدرت اند که در عمل آن را اشغال می کنند.

تحلیل دسرتو و جان فیسک بر این اساس است که این فضا ها توسط جوانان یا گروهایی که دچار انحراف اجتماعی می‌شود ، اشغال می‌شود و این فضا با آرایه‌هایی تزئین می‌شود. این جریان زندگی روزمره ما در شهر است.

دکتر گیویان گفت: زندگی امروز اجتماعی ما در شهرها مشارکت در رقابتی آیینی شده و سراسری است که در آن "ناگزیری" و "مصرف" نقش های کلیدی دارند. همه می نالند و از نداری شکایت می کنند و در عین حال همه تلاش می کنند تا از چرخه مصرف کالاهای تولیدی عقب به نظر نرسند. افراد دست و پا زدن و کیفیت مشارکت خود در این آیین را عملی از سر ناگزیری تعریف می کنند. یکی از این کالاها که موضوع رقابت عمومی است زیبایی است.  در این رقابت قرار نیست کسی عقب نشینی کند و تا آنجایی که می‌توان از تزئینات بی استفاده تولید شده در شهر بیشتر استفاده کند.

وی در پایان چند پیشنهاد را برای شرایط کنونی ارائه کرد و گفت: ما نیاز داریم حس زنده و تجربه زیسته ای از شهرمان در میان شهروندان ایجاد کنیم. امروز شهرما، به عنوان مثال، طوری سامان یافته است که بیش از آن که شهر انسان های پیاده باشد، شهر ماشین هاست. به تا بلو ها دقت کنید. برای آدمهای پیاده تابلویی طراحی نشده است. شهر ما دچار تناقض است و درواقع پارکینگ بزرگ و کم تحرکی است که اگر هم در آن نشانه هایی برای زندگی قرار داده شده، نشانه هایی برای سواره هاست. زیبایی در این شهر، تزیین است نه شیوه ای از زندگی چرا که تلقی ما از حیات دچار خلل و نقصان شده است.

وی افزود: مساله اصلی در مدیریت شهری ما تلاشی مهندسانه و مدیریت مدارانه  است برای نگهداری شهر در مکان و فضا و نه هدایت و کش دادن موجودیت شهری در زمان.ما هویت خود را گم کرده‌ایم و برای پیدا کردن آن به جستجوی در زمان پرداخته‌ایم تا به مکان و فضا.  این شهر سکونتگاه کسانی تلقی می شود که صورت هایی یکسان دارند و مصرف کنندگانی هستند مشابه یکدیگر. تلاش های جاری معطوف به و برآمده از قدر مشترک هاست.

در شهر ما، مانند بسیاری از شهرهای دیگر، هنر و زیبایی اصیل محکوم به فراموشی است. ما نیاز داریم به هویت خود در طول زمان بیشتر بپردازیم. شاید الگوی هویت و زیست محله ای، درصورتی که مشکلات اجرایی و عملی آن برطرف شود، شاید، بتواند مفیدتر از وضعیت فعلی باشد. محله های آباد و خرم از معنا و هویت هم می تواند آرزوی داشتن شهری زیبا را تقویت کند.

وی در پایان با اشاره به اینکه بر شهر ما، حتی همان قدر هم که تلاش می شود نوعی از نگاه زیباشناختی به آن تزریق شود،  درکی مهندسانه از زیبایی حاکم شده است گفت: زیبایی، به همان اندازه که قرار باشد چیزی تبعی و افزودنی باشد، وصله ای غیرهمرنگ بر جامه ای مندرس خواهد بود.

شهر زیبا خواهد بود، اگر و تنها اگر، زیبایی در آن امری طبیعی باشد. شهر زیبا خواهد بود، اگر مردم آن زیبا زندگی کنند و اگر فرهنگ آن، زیبایی را اصل بداند. پس اگر زیبایی امری مهندسانه باشد و پدیده ای باشد که از بالا بخواهد به شهر تحمیل شود، هر چقدر هم زیبا باشد، نتیجه ای زیبا به دنبال نخواهد داشت. تلاش های تحمیلی مدیریت شهری، استراتژی فرهنگ بالا خواهد شد که فضاهای زیبایی را خواهد ساخت اما محتوای آن ها را فرهنگ عامه پسند بشکلی دیگر رقم خواهد زد.

نشست "زیبایی و شهر" 15 اسفند ماه در خانه هنرمندان برگزار شد. خلاصه مقالات این نشست را در این قسمت بخوانید.

استفاده بهینه و مطلوب از عوامل طبیعی مثل باد ، آب و خورشید و ...

 

          بارش کم و نامنظم،نوسان بالای دمای سالانه و روزانه و وزش بادهای گرم و خشک به ویژه در فصل های خشک سال از ویژگی های عمده این اقلیم می باشد که شرایط زیست را حداقل برای بخشی از سال بسیار سخت و دشوار می کند.به این علت و سایر دلایل اقلیمی ساکنان این پهنه برای آن که بتوانند به زیستن در چنین شرایطی ادامه دهند ترفندهای اصولی را آزموده و بکار بسته اند تا به نوعی با طبیعت سخت و خشن آن سازگار گردند،مثلا استفاده از بادگیر وسرداب در این مناطق باعث نوعی آسایش در تابستان های گرم و سوزان مناطق شده است.دیوارهای ضخیم و سقف های گنبدی،همچنین سقف های دوپوشه چوبی در ایجاد تعادل در گرما و سرما مؤثر است.افزون بر این ویژگی معابر نیز به نوعی سعی در تعدیل شرایط خشونت های اقلیمی دارد.کوچه های باریک و پرپیچ و خم با جهت شرقی –غربی که دارای دیوارهای بلند می باشند،ضمن کمک به کاهش سرعت باد با ایجاد سایه سبب خرده اقلیمی ویژه می گردند که تفاوت های بارزی را ضمن کاهش سرعت هوای پیرامونش دارد

          جنس مصالح بکار رفته در خانه های تاریخی از خشت و گل بوده است،زیرا این مواد هم در دسترس مردم بوده و از طرف دیگر مواد گلین در روز،گرما را کمتر از خود عبور داده و در مقابل جاذب بهتری نیز برای رطوبت هستند.پایه ها و ستون های اکثر خانه های تاریخی قطور بوده اند،تا تبادل هوا بین داخل و خارج از ساختمان کمتر صورت گیرد،همچنین در این خانه ها سقف های گنبدی باعث می شده که یک طرف سقف همیشه در مقابل آفتاب باشد و ایجاد سایه کند،بدین وسیله عملا درون ساختمان خنک تر از هوای آزاد می گردیده است.سقف ها معمولا دارای نورگیر بوده اند،نورگیرها شدت تابش آفتاب را کم کرده و مقدار کمی از آفتاب را از خود عبور می داده اند که برای تامین روشنایی داخل فضای اتاق بوده است

گذر های شهری گرمسیری ( شهرهای واحه ای و یا عرضی پایین ) به ویژه در فصل تابستان به سایبان بیشتری نیاز دارند لذا در طراحی این شبکه باید تلاش نمود تا جهت گیری گذر ها به گونه ای باشد که کمتر در معرض تابش آفتاب قرار گیرند . بنابر این توصیه می شود که در چنین شهرهایی جهت معابر و گذرهای شهری حتی الامکان شرقی - غربی باشد

اثر باران نیز در بافت شهرهای دامنه ای نباید از نظر برنامه ریزان دور بماند چرا که کوچه ها و خیابانهای تقریباً عمود بر شیب و یا اریب از شدت روان آب و سیل حاصل از بارندگی می کاهد و بالعکس معابر واقع در جهت شیب بر شدت آن می افزاید .

در بناهای نواحی کوهستانی و عرضهای بالا بامها را باید آنقدر محکم ساخت که تاب نگاهداشتن برفهای سنگین را داشته باشد .

از نظر تأثیر آب و هوا بر شکل و طرح ساختمان می باید موارد زیر را در برنامه ریزیها مورد توجه قرار داد :

 

1 : نور و روشنایی فضای داخل ساختمان

 

2 : تعادل حرارتی داخل ساختمان

 

3 : موقع و محل بنا در برابر باران و برف در یخبندان

 

4 : شکل بنا در رابطه با دفع و یا کاهش نیروی تخریبی با

 

در طراحی ساختمانهای شهری ، روستایی و صنعتی باید آب و هوای محلی کالا مورد ارزیابی قرار گیرد و نسبت به عرضهای جغرافیایی ، وضع توپوگرافی و سمت عمومی شیب زمین در جهات جغرافیایی و میزان دریافت انرژی خورشیدی در فصل تابستان و زمستان طرحی مناسب ارائه شود. با کمی دقت و وجه به خانه‌های شمال و جنوب و نواحی مرکزی کشورمان ، می‌توان دریافت که آب و هوا احاطه خاصی بر نحوه معماری و جنس مصالح ساختمانی دارد. مصالح ساختمانی در اقلیمهای مختلف نقش بسزایی در ایجاد آسایش حرارتی در طول سال خواهد داشت، لذا بهترین شیوه استفاده بهینه از ساختمانهای هر منطقه با توجه به اقلیم آن منطقه ، استفاده از مصالح ارزان قابل دسترس و در عین حال مناسب با شرایط حرارتی آن منطقه است. به عنوان مثال: خشتهای گلی در معماری شهرهای کویری مانند یزد ، در ضمن عایق بودن در مقابل تغییرات درجه حرارت ، از نظر استحکام با تیر آهن رقابت می‌کند. سکونتگاهها در نواحی سردسیر برای جلوگیری از نفوذ سرما به هم فشرده و در اقلیم گرم و مرطوب به منظور امکان برقرار شدن جریان هوا با ترکیب باز طراحی می‌شود.

کلیات آب و هوایی این منطقه به شرح زیر می باشد

سرمای شدید در زمستان و هوای معتدل در تابستان

اختلاف بسیار زیاد درجه حرارت هوا بین دمای شب وروز

بارش برف سنگین

رطوبت کم هوا

 

- ساختمان های درون گرا با حیاط مرکزی-استفاده از ایوان و حیاط کوچک در بنابناها دارای پلان و بافت متراکم می باشن۴-اتاق های کوچک با ارتفاع کم-بازشوهای کوچک- دیوارهای نسبتا قطور-بام های مسطح

کالبد شهری و روستایی

بافت شهری و روستایی حوزه اقلیمی سرد و کوهستانی در جهت مقابله با سرمای شدید شکل گرفته است . ویژگی های بافت شهری و روستایی در این اقلیم عبارتند از :

۱٫ بافت متراکم و فشرده

۲٫ فضاهای کوچک و محصور

۳٫ بهره گیری از جهات آفتاب و زمین ( به عنوان عوامل تعیین کننده ی جهت استقرار و گسترش شهر و روستا و سیمای آنها )

۴٫ معابر باریک به موازات خط تراز زمین

با توجه به شرایط اقلیمی منطقه سرد و کوهستانی در ایران به منظور جلوگیری از اتلاف حرارتی و کوران هوا ، بنا ها به صورت متراکم و فشرده و متصل و در کنار هم ساخته می شوند تا سطح تماس فضاهای گرم مسکونی با محیط سرد خارج کاهش یابد . همچنین بنا ها طوری کنار هم قرار می گیرند که یکدیگر را محصور نمایند و فضاهای شهری تا حد امکان کوچک شوند تا نفوذ جریان باد سرد به داخل فضاهای شهری کم گردد و تابش حرارت از سطح خارجی دیوارهای گرم ابنیه به فضاهای کوچک و محصور شهری ، هوای سرد آنها را تعدیل نماید .

معمولا در این نوع اقلیم ، مجتمع های زیستی در وسط دامنه بلندی ها و رو به جنوب و در داخل زمین یا روی آن به منظور بالا بردن ظرفیت حرارتی دیواره های بدنه شمالی و افزایش حجم داخلی نسبت به سطح بیرونی ، استقرار می یابند

          شرایطی که در آن می توان به صرفه جویی در مصرف انرزی در فضاهای شهری مناطق گرم وخشک دست یافت در نیویورک ایالات متحده آمریکا توسط کارمونا مورد تحقیق قرار گرفته است.در این زمینه پیشنهاد می کند کهک

1-که ساختمان دو طبقه احداث شوند،در صورت احداث برجهای مرتفع ساختمان ها باید کنار هم و انبوه ساخته شود.

2-هدف اصلی کاهش حرارت در تابستان و کسب حرارت در زمستان اولویت دوم باشد.

3-از برودت تبخیر در اطراف ساختمان استفاده شود.

4-آشپزخانه و حمام حرارت زا هستند و باید از اتاق های مسکونی جدا باشند.

5-از دیوارهای ضخیم با مصالح سنگین جهت ذخیره انرژی و ایجاد تعادل با هوای بیرون استفاده شود.

6-دهلیز ورودی سرپوشیده باشد و یا از محوطه درخت کاری شده استفاده شود

 

 

هدف مرکز مطالعات همشهری در برگزاری این نشست ها طرح اندیشه ها و اقداماتی است که قصد آنها ایجاد انسجامی نو در زندگی شهری و برقراری پیوندی محکم ترمیان علم و هنر، طبیعت ، شکل ، عملکرد ومعنی زندگی جمعی است. پیش از این نشستی با همین موضوع برگزار شده است.[سابقه موضوع]

ارسال فایلها بدون استفاده از اینترنت   
 
 HyperTerminal چیست؟
HyperTerminal برنامه ای است که توسط آن می توانید با استفاده از خطوط تلفن (و بدون نیاز به اینترنت) فایلهایی را از هر نوع به دوستانتان ارسال و یا از آنها فایلهایی را دریافت نمایید. در صورت کار با این برنامه در بسیاری از موارد شما دیگر نیازی به استفاده از اینترنت نخواهید داشت، بنابراین قادرید در هزینه های اتصال به اینترنت تا حد زیادی صرفه جویی کنید. برنامه Hyper Terminal به صورتی کاملاً ساده و آسان طراحی گردیده به صورتی که شما با چند بار کار کردن با آن می توانید با نحوه کار کاملاً آشنا گردید. نکته: برای استفاده از HyperTerminal شما به امکانات خاص نیاز ندارید فقط کافی است که کامپیوتر شما و فردگیرنده به یک مودم مجهز باشد تا شما از طریق خط تلفن فایل مورد نظرتان را ارسال و یا دریافت نمایید.
نحوه استفاده از Hyper Terminal
برای فعال نمودن HyperTerminal در ویندوز xp به روی کلید Start کلیک نموده و از منوی کشویی ظاهر شده به ترتیب Accessories < All programs < Hyper Terminal< Communications را انتخاب کنید تا پنجره Connection Description در روی صفحه نمایش ظاهر گردد. در کادر فوق یک نام را برای اتصال وارد کرده و از قسمت Icon یک آیکون را به دلخواه انتخاب نموده و بر روی کلید OK کلیک کنید. در پنجره Connect To از منوی کشویی Country / region کشور محل سکونت خود (که در اینجا IRAN را باید انتخاب نمایید مگر اینکه خارج از ایران زندگی می کنید)، AreaCode کد کشور، phonenumber شماره تلفن تماس و از منوی ConnectUsing ابزار مورد استفاده (که در این جا مودم می باشد) را انتخاب کرده و برروی کلید OK کلیک نمایید.
نکته: در قسمت phone number شما باید شماره تلفن شخصی که می خواهید برای او فایل مورد نظرتان را ارسال کنید را وارد نمایید.
در پنجره Connect شما کافی است بر روی کلید Dial کلیک کنید تا شماره گیری انجام گیرد. در این مرحله در صورتی که می خواهید تغییری در شماره تلفن تماس و یا محل سکونت خود دهید کافی است برروی کلیدهای Modify یا Dialing properties کلیک کرده و در کادرهای محاوره ای ظاهر شده تغییرات مورد نظر را اعمال نمایید. بعد از چند لحظه شماره گیری توسط مودم انجام می شود.
تنظیماتی که فرد گیرنده باید انجام دهد
برای دریافت یک فایل از طریق HyperTerminal فقط کافی است در پنجره اصلی برنامه از منوی Call گزینه Wait For a Call را انتخاب نمایید. بعد از چند لحظه شما می توانید فایلهای ارسالی را دریافت کنید.
ارسال فایلها
بعد از اینکه در پنجره Connect تنظیمات مربوطه را انجام دادید و توسط شماره گیری به شماره مربوطه متصل شدید. برای مشخص کردن فایلهای ارسالی از منوی Transfer گزینه Send File را انتخاب کنید تا کادر محاوره ای Send File در روی صفحه نمایش ظاهر گردد. در کادر محاوره ای ظاهر شده برای انتخاب فایل مورد نظرتان بر روی کلید Browse کلیک کنید تا کادر محاوره ای Select File to Send در روی صفحه نمایش ظاهر گردد. در کادر محاوره ای فوق شما کافی است فایل مورد نظرتان را انتخاب نموده و بر روی کلید Open کلیک نمایید و در کادر محاوره ای Send file بر روی کلید Send کلیک کنید تا عمل ارسال انجام پذیرد.
ارسال پیغام به صورت متن
بعد از اینکه به شماره مورد نظرتان متصل شدید در پنجره اصلی برنامه Hyper Terminal شما به صورت مستقیم می توانید متن مورد نظرتان را تایپ نمایید. متن تایپی در این قسمت برای دوست شما که به کامپیوتر او توسط برنامه Hyper Terminal متصل شدید نیز قابل مشاهده می باشد.
مشخص کردن محلی برای ذخیره سازی فایلهای دریافتی
شما به سادگی می توانید محلی را برای ذخیره سازی فایلهای دریافتی از طریق برنامه را به صورت پیش فرض تعریف نمایید. برای این منظور از منوی Transfer گزینه Receive File را انتخاب نمایید تا کادر محاوره ای مربوطه در روی صفحه نمایش ظاهر گردد. در کار محاوره ای فوق شما با کلیک نمودن کلید Browse می توانید محلی را برای ذخیره سازی فایل دریافتی تعیین نمایید.
ذخیره سازی اتصال
بعد از برقراری ارتباط از طریق برنامه Hyper Terminal، شما می توانید اتصال فوق را برای استفاده مجدد ذخیره نمایید. برای این منظور از منوی کشویی File گزینه Save را انتخاب کنید. با این کار اتصال شما با اسمی که شما برای آن مشخص نموده اید ذخیره می گردد، برای برقراری اتصال برای دفعات آتی، در زیر منوی Accessories < All Programs < Start HyperTerminal Communications کافی است به روی نام اتصال فقط کلیک کنید.
قطع نمودن اتصال
بعد از اینکه فایل های موردنظرتان را برای دوستانتان ارسال کردید و یا از آنها دریافت کردید، برای قطع نمودن اتصال به روی گزینه Disconnect کلیک نمایید تا اتصال شما قطع گردد.
نوار ابزار برنامه Hyper Terminal
در نوار ابزار برنامه HyperTerminal مجموعه دستورات پراستفاده به صورت آیکونهایی در دسترس شما قرار گرفته است. در صورتی که نوار ابزار برنامه در زیر نوار منوها وجود نداشت از زیر منوی View گزینه ToolBar را انتخاب کنید

اثر آب و هوا بر ساختمان

 

مقدمه

 

هدف اصلی در این تحقیق بررسیهای اقلیمی در طرح ریزی شهری می باشد چرا که شرایط آب و هوایی به موازات سایر عوامل محیطی از مهمترین عوامل موثر در شکل گیری و تکوین شهرها و تداوم حیات شهری به شمار می آید .در واقع شهرها ،عناصر شهری وعملکرد آنها همواره از عناصر و عوامل آب و هوایی متأثر بوده و هستند .این تأثیر پذیری تا قبل از پیدایش مادر شهرها و شهرهای بزرگ تقریباً یکسویه بوده و از آن به بعد شهرها

نیز در اوضاع اقلیمی فضای پیرامون خود تأثیر گذاشته و تغییرات اقلیمی میکرو را پدید آورده اند به گونه ای که امروزه یک قلمرو اقلیمی خاص به نام " میکرو کلیمای شهری" ظهور یافته و مطالعات مربوطه تحت عنوان " آب و هوا شناسی شهری " مطرح گردیده است

در این رابطه باید بدانیم که در روابط متقابل بین پروژه های ساختمانی  و هوا یا آب و هوا دو جنبه کلی وجود دارد :

 

اول : اثرات آب و هوا بر روی طرح و شکل ساختمان و استقرار آن

دوم : اثرات مستقیم آب و هوا بر روی فعالیتهای ساختمانی

در رابطه با این موارد و برنامه ریزی مربوط به آن مواردزیر باید مد نظر قرار گیرند :

الف : مکان یابی مناسب و مطلوب

ب : نظم و ترتیب بناها نسبت به یکدیگر و در رابطه با تأثیر پذیری از عناصر اقلیمی

ج : مقاومت مصالح به کار گرفته شده در برابر عناصر و عوامل آب و هوایی

د : پلان ،شکل و طراحی ساختمان نسبت به شرایط آب وهوایی

ه : ضرایب راحتی و آسایش مبتنی بر یک معماری همساز با اقلیم

 

الف ) مکانیابی پروژه

 

در این رابطه دو عنصر دماو باد بیشترین نقش را بر عهده دارند . بنابراین به منظور آمایش شهری و بالاخص ساخت و سازهای جدید لازم است که بخشهای خوش آب وهوا تر و دارای شرایط حرارتی مطلوب تر به مناطق مسکونی ،آموزشی ،اداری ،خدماتی و تفرجگاهی اختصاص یابند و ابنیه ای مانند انبارها ،صنایع آلوده ساز و امثال آن به نقاط دارای هوای نامساعدتر هدایت شوند . هر چند که برای برخی از کالاها باید شرایط حرارتی و رطوبتی مناسبی در نظر گرفت .

 

ب ) نظم و ترتیب و جهت گیری بنا :

 

مورفولوژی و یا ساخت و بافت شهر همانگونه که متأثر از سایر پارامترهای طبیعی است از شرایط آب و هوایی نیز تأثیر پذیر است .مثلاًیک رودخانه و یا یک دریاچه به غیر از موارد دیگر در امتداد سواحل خود یک میکرو کلیمای خاص و گاه فرح بخش به وجود می آورند که همین می تواند یکی از دلایل ساخت طولی و یا نواری شهرها در این نواحی باشد و یا اینکه شهرهای مشرف بر کوهستانها به دلیل وجود هوای سالم و مطبوع کوه خود را به روی دامنه ها بالا می کشند و چنین گسترشی ضمن اینکه در ساخت شهر اثر می گذارد نوعی طبقه بندی اجتماعی به وجود می آورد که خود در بافت شهر مؤثر واقع می شود . بدین معنی که حاشیه رفاه در بخشهای مرتفع و دامنه ای بافتی درشت و گسترده و غیر متراکم ( مساکن ویلایی و بزرگ با معابر کمتر ) را به وجود می آورد در حالی که در قسمتهای کم ارتفاع تر و دارای آب و هوای نا مناسب تر بافت شهر ریز و متراکم و فشرده ( مساکن کوچک و چند طبقه با معابر و کوچه های بسیار ) است .به نظر می رسد در میان عناصر جوی دو عنصر تابش خورشید و باد بیش از بقیه در ساخت و بالاخص بافت شهر تأثیر می گذارند .

 

علی رغم تغییرات فصلی و محلی زاویه تابش آفتاب و در نتیجه طول زمان و شدت تابش خورشید در نظر گرفتن این پارامتر و محاسبه آن در شهرسازی ،برنامه ریزی شهری  و طرح ریزی شبکه گذرهای شهری

 

( بافت شهر ) امری ضروری و اجتناب ناپذیر است .

 

در این رابطه باید بدانیم که گذر های شهری گرمسیری ( شهرهای واحه ای و یا عرضی پایین ) به ویژه در فصل تابستان به سایبان بیشتری نیاز دارند لذا در طراحی این شبکه باید تلاش نمود تا جهت گیری گذر ها به گونه ای باشد که کمتر در معرض تابش آفتاب قرار گیرند . بنابر این توصیه می شود که در چنین شهرهایی جهت معابر و گذرهای شهری حتی الامکان شرقی - غربی باشد . بالعکس در شهرهای سردسیر

 

( خاص مناطق کوهستانی و عرضهای بالا ) در صورتی که شرایط توپوگرافیک و غیره اجازه بدهند بهتر است که خیابانها و کوچه ها و معابر شمالی - جنوبی باشد تا شهروندان بتوانند هم از نور و تابش خورشید بیشتر بهره بگیرند و هم اینکه شدت و مدت یخبندان معابر کمتر و در نتیجه آمد و شد بهتر گردد .

 

نکته دیگر آنکه بافت فشرده و متراکم در مراکز شهری ،محلات فقیر نشین و کم در آمد و یا در مناطق دارای ابر آلودگی زیاد به مقدار قابل توجهی از نورگیری فضاهای ساخته شده می کاهد . از اینرو در بافت شهری اینگونه مناطق رعایت فاصله مناسب بین ساختمانها به منظور بهره گیری بیشتر از نور و تابش خورشید امری ضروری است و لذا باید بافت شهری را گسترده تر نمود . در اکثر شهرهای شوروی سابق و بلوک شرق برای این منظور رشد عمودی بناها را زیاد نموده و در عوض فاصله افقی و فضایی آنها را افزایش داده اند .

 

باد نیز یکی از پارامترهای جوی است که می تواند در رابطه با بافت شهر مورد توجه قرار گیرد . جهت گیری معابر و بافت شهر بالاخص درسمت توسعه شهر یا مناطق قابل توسعه باید به گونه ای باشد که با بادهای مزاحم مقابله کند و از بادهای مناسب بهره بگیرد . برای این منظور شدت و جهت انواع باد و بالاخص باد غالب باید بررسی و شناسایی شود و سپس بر اساس آن طراحی نمود . در رابطه با باد غالب و مزاحم ( باد مسلح به ماسه ) باید گذرها طوری طراحی شوند که این باد به راحتی بتواند از داخل شهر عبور کند .

 

اثر باران نیز در بافت شهرهای دامنه ای نباید از نظر برنامه ریزان دور بماند چرا که کوچه ها و خیابانهای تقریباً عمود بر شیب و یا اریب از شدت روان آب و سیل حاصل از بارندگی می کاهد و بالعکس معابر واقع در جهت شیب بر شدت آن می افزاید .

 

ج ) مقاومت مصالح به کار رفته :

 

می دانیم که محیط و طبیعت معمولاً مواد و مصالح مورد نیاز و سازگار یا اقلیم رادر اختیار انسان قرار می دهد اما متأسفانه در عصر حاضر بنا به دلایلی بیشتر از مصالح غیر بومی و وارداتی استفاده می شود که کمتر با اقلیم ناحیه هماهنگی دارد و لذا دردسرهای زیادی به بار می آید .

 

به عنوان مثال در مناطق کویری و بیابانی رس بسیار زیاد است و خشت یا آجر حاصل از آن که در معماری شهرهای کویری مانند یزد مورد استفاده قرار می گیرد ضمن عایق بودن در مقابل تغییرات حرارتی از نظم و استحکام نیز گاه با تیر آهن رقابت می کند ،و یا در مناطق جنگلی مثل شمال ایران جنس مصالح به کار رفته در بناها باید به گونه ای باشد که در برابر رطوبت و خوردگی حاصل از آن ( یعنی عمل هوازدگی شیمیایی و پوسیدگی ) مقاومت بیشتری داشته باشند و به این ترتیب بکار بردن مصالح فلزی در این مناطق چندان مناسب نیست و سنگهای ساختمانی مثل آهک و تراورتن و غیره نیز برای روکار و نمای ساختمان مطلوب نخواهد بود زیرا باران در انحلال و خوردگی آنها نقش بسزایی دارد . از اینرو در چنین مناطقی بکارگیری مصالح چوبی ،سفالی و امثال آن مستحکم تر و مقرون به صرفه تر خواهد بود .

 

به طور کلی یک ساختمان می باید برای مقابله و مقاومت در برابر نیروهای حاصل از عناصر و عوامل آب و هوایی نضیر افت و خیز های درجه حرارت ،تغییرات رطوبت ،باران و بار سنگین برف و یخ  ونیروی باد و فشار طراحی شود .

 

درجه حرارت یکی از مهمترین عناصر آب و هوایی است که باید در احداث ساختمان مورد توجه قرار گیرد . به ویژه مصالح فلزی بر اثر درجه حرارت منبسط و منقبض می شوند و این مسأله باید برای جلوگیری از لغزش و یا تکان خوردن تبرهای حمال مورد توجه قرار گیرد و برای دوره گرم و یا انقباض و شکستگی در هوای سرد به گونه ای حمایت و تقویت شوند . کابلهای استیل (فلزی) در هوای گرم شکم می دهند و در هوای سرد سفت و آماده بکار می شوند . تیرهای فلزی عمودی و قائم واقع در سمت آفتابگیر ساختمان نسبت به طرف سایه گیر آن بیشتر منبسط می شوند و به این ترتیب متحمل خمیدگیهای روزانه شده که خود سبب ایجاد کششها و فشارهایی در ساختمان می گردد . البته استفاده از رنگها که بخش وسیعی از انسولاسیون خورشید را منعکس می سازند به کم کردن این گونه مسائل و مشکلات کمک می کنند . امروزه رنگهای منعکس کننده و طرحهای ایمنی برای به حداقل رساندن خطر سرریز شدن یا ترکیدگی ناشی از انبساط محتویات تانکرهای ذخیره ( مثلاً آب ) تولید می شوند .

 

هنگامی که درجه حرارت به سرعت به زیر نقطه انجماد و یخبندان می رسد . بتن . سنگ و دیگر انواع مصالح ساختمانی ( بخصوص اگر مرطوب باشند ) دستخوش خسارات زیادی قرار می گیرند . انبساط یخ در درزها و شکافها و یا در زمین مرطوب مجاور دیوارهای سنگ کاری شده غیر مسلح  و فاقد آبگذر ( مجرای زهکشی ) عموماً منجر به شکستگی و تخریب ساختمانها می شود .

 

بنابراین در شهرهای به ویژه گرم و بیابانی که دامنه گرما زیاد است دیوارها . بامها و مصالح به کار رفته در آنها در روز منبسط و به هنگام شب منقبض می گردند . در این قبیل موارد بهتر است که مصالح ساختمانی را با توجه به ضریب انبساطشان انتخاب نماییم و بعلاوه از اختلاط مصالح ساختمانی که ضریب انبساطشان با هم فرق دارد حتی الامکان اجتناب ورزیم . در جدول زیر ضریب انبساط بعضی مصالح آمده است :

 

شیشه

آجر

ماسه سنگ

سیمان و بتن

آهن و فولاد

نوع مصالح

تقریباً 9

9 تا 10

7 تا 12

10 تا 14

10 تا 12

ضریب انبساط

 

به عنوان نمونه معنی ضریب 10 در این واحدها این است که با افزایش حرارت 10 درجه سانتیگراد به مقدار           بر طول یک میله از مواد اضافه می شود . بر این اساس یک تیر آهن که درحرارت 32 درجه فارنهایت 100 پا طول دارد در حرارت 100 درجه فارنهایت نیم اینچ درازتر خواهد شد . لازم به ذکر است که تیر های چوبی در اثر حرارت از لحاظ طول منبسط نمی شوند ولیکن از نظر عرضی کمی بزرگتر می گردند . اثر حرارت در چوب تحت الشعاع اثر رطوبت در چوب می شود زیرا اثر رطوبت در چوب زیادتر از حرارت می باشد .

 

درجه حرارت زیاد در عرضهای پایین اثر نامطلوبی بر روی بامهای آسفالته و یا قیر اندود شده بر جای می گذارد . زیرا حرارت بامها یا جاده های قیر ریزی شده که در معرض آفتاب قرار می گیرند گاه به 130 تا 140 درجه فارنهایت می رسد و در بعضی نقاط که هوا خشکتر است حرارت آنها به 160 درجه فارنهایت هم می رسد . این مسأله ضمن افزایش گرمای فضای داخل بنا باعث ذوب شدن و جاری شدن قیر در سطح بام می گردد و در نتیجه علاوه بر مسدود نمودن ناودانها و زهکشهای پشت بام و داخل ساختمان این الزام را به وجود می آورد که بام هر ساله آسفالت شود . همچنین اگر به جای آسفالت از سیمان استفاده شود باز در اینصورت دامنه گرمای زیاد و انبساط و انقباض ناشی از آن موجب ترکیدگی سیمان بام و نفوذ آب و کاهش عایق بندی بام می شود  که خود مستلزم صرف هزینه های مکرر ایزوله نموده و عایق بندی می گردد .

 

درجه حرارت همچنین کارآیی کارگران را در طی اجرای پروژه های ساختمانی تحت تأثیر قرار می دهد . درجه حرارتهای خیلی بالا بطور محسوسی کار یدی در آب و هوای نامأنوس را کند می کند و ممکن است به بیمار شدن افرادی که کار فیزیکی سختی انجام می دهند منجر گردد . درجه حرارت های پایین نیز لباس و پوشش بیشتری را می طلبد و به موجب آن کارهای یدی و دستی پیچیده و مشکلتر می شوند . حوادث رخ داده در طی دوره های دارای درجه حرارتهای زیر نقطه انجماد و یا گرمای زیاد فراوانتر از حوادث ایجاد شده در شرایط طبیعی است . به هنگام بتن ریزی و ملاط ریختن نیز اگر یخبندان از قبل کاملاً مستقر شده باشد بتن و ملاط خسارت می بینند . زمین و خاک یخ بسته هم برخی از فعالیتهای ساختمانی را عقب می اندازند . (در همینجا اضافه کنیم که باد  و بارش برف وباران هم فعالیتهای ساختمانی را کند و یا متوقف می سازند . )

 

رطوبت نسبی موجود در هوا نیز به لحاظ اینکه بر روی مواد و مصالح ساختمانی پوشش و یا روکش ساختمان و رنگها اثر می گذارند با اهمیت است . فلزات عموماً از نظر فساد و خوردگی تدریجی تحت شرایط رطوبت نسبی بالا بسیار متعدد هستند . فساد فیزیکی و شیمیایی رنگها نیز توسط هوای مرطوب به سرعت افزایش می یابد و بنای سنگ کاری شده نیز تحت شرایط رطوبتی سریع تر خرد و تجزیه می شوند . ریزش باران نه تنها اثرات مخرب رطوبت را زیادتر می کندبلکه دارای آثار فیزیکی مستقیم بر روی سطوح رو باز نیز هست . بارانهای سنگین بناهای خاکی و سفالی را فرسوده می کنند و روانابها و سیلابهایی ایجادمی کنندکه فونداسیونها را به تحلیل می برند . این نوع بارانها بتن تازه ریخته شده را حفر ،خاکریزهای زمین را فرسوده و اکثر فعالیتهای متحرک زمینی را کند یا متوقف می سازند . سدها ،کانالها ،ستونها و پلها نیز باید حداکثر مقاومت را در برابر بارانهای سنگین و سیل ناشی از آن داشته باشند .

 

ریزش برف و انباشته شدن آن مقاومت نسبتاً زیاد سازه ها را طلب می کند . در بناهای نواحی کوهستانی و عرضهای بالا بامها را باید آنقدر محکم ساخت که تاب نگاهداشتن برفهای سنگین را داشته باشد . تراکم و انباشتگی برف بر روی سایر سطوح افقی سازه ها وزن فوق العاده ای را به وجود می آورند که در این صورت احداث حفاظهای مکمل و اضافی برای جلوگیری از ریزش آنها ضروری می یابد . افزایش پتانسیل یخ بر روی برجها ،پلها و کابلها نیز مرزهای ایمنی در طرح را فرا می خوانند . ساختمانهایی که به شدت مملو از یخ و برف هستند در مقابل دیگر عوامل جوی مثل باد آسیب پذیرتر هستند .

 

باد نیزیک فشار و نیروی مستقیم را در مورد تمام ساختمانها و سازه های واقع در مسیرش اعمال می کند و لذا باید حداکثر سرعت باد و فشار مورد انتظار را در طراحی ساختمانها ،برجها و پلها در نظر گرفت . در این رابطه محاسبات مبتنی بر سوابق آب و هوایی و نیز آزمایشهای مربوط به مهندسی سازه ها کمک می کنند .

 

د ) طرح و شکل :

 

از نظر تأثیر آب و هوا بر شکل و طرح ساختمان می باید موارد زیر را در برنامه ریزیها مورد توجه قرار داد :

 

1 : نور و روشنایی فضای داخل ساختمان

 

2 : تعادل حرارتی داخل ساختمان

 

3 : موقع و محل بنا در برابر باران و برف در یخبندان

 

4 : شکل بنا در رابطه با دفع و یا کاهش نیروی تخریبی باد

 

اگر بنا و ساختمانی در برابر عناصر و عوامل اقلیمی خوب طراحی شود و شکل و پلان آن به گونه ای باشد که موارد فوق الذکر را تأمین کند در این صورت نه تنها ضریب ایمنی و مقاومت سازه بالا می رود بلکه راحتی و آسایش ساکنین بنا نیز از نظر بیوکلیمای انسانی فراهم می گردد .

 

شکل بنا و نور و روشنایی :

عمده ترین عوامل مؤثر در نورگیری ساختمان عبارتند از :

 

الف : عرض جغرافیایی و موقعیت خورشید که در زاویه تابش و جهت تابش نیز مؤثر است .

 

ب : طول زمان تابش و شدت تابش که اولی به تعدادساعات آفتابی در روز بستگی دارد و دومی یعنی شدت تابش به عواملی نظیر ارتفاع ،مقدار ابر ،هواریزه ها (گرد و غبار معلق در هوا ) و آلودگی جو وابسته است .

 

ج : بافت شهری و جهت گیری کوچه ها . خیابانها و معابر که مسلماً بافت فشرده و متراکم و معابر تنگ نورگیری را کم می کند و به عکس .

 

د : تراکم و فشردگی مساکن که به مساحت آنها بستگی دارد . طبعاً در زمینها و قطعات کوچک فاصله و در نتیجه نورگیری بناها کم می شود .

 

ه : فرم و جهت صحن حیاط در ارتباط با موقعیت ساختمانهای همجوار

 

و : وجود و یا عدم وجود بالکن و همچنین میزان کشیدگی بالکن ها و ایوانها در ارتباط با تابش خورشید و سایه گیری

 

ز : محل قرار گیری پنجره ها ،تعداد پنجره ها ،شکل و ابعاد پنجره ها که یکی از مهمترین مسائل در نورگیری ساختمانهاست . مثلاً در عرضهای پایین باید ارتفاع پنجره کم و شکل آن عرضی باشد و به عکس در عرضهای بالا ارتفاع پنجره زیاد و شکل آن طولی باشد و در عرضهای میانی ابعاد پنجره در حد متوسط و به شکل مربع در نظر گرفته شود .

 

ح : و بالاخره جنس و رنگ مصالح رو کار و نمای ساختمان نیز در میزان نورگیری مؤثر است . دیوارهای سفید و یا دارای رنگ روشن چون ضریب انعکاس بالایی دارند نور را به خوبی منعکس و به ساختمانهای همجوار منتقل می کنند و رنگهای تیره عکس این حالت را دارند . اگر چه رنگهای روشن حرارت کمتری را به درون ساختمان منتقل می کنند و مقدار نور و روشنایی را افزایش می دهند اما این نوع رنگها و بالاخص رنگ سفید به چشمها زیان می رسانند و از سوی دیگر به علت وجود گرد و غبار و آلودگی جو دائماً کثیف و بد منظر هستند و یک نوع آلودگی چشم انداز را در پی دارند و قدر مسلم پاکیزه نگهداشتن آنها هزینه بر و کاری بس دشوار است .

 

بنابراین طراحان ، معماران ، شهرسازان و برنامه ریزان شهری بایستی با توجه به موقعیت جغرافیای شهر مورد نظرشان موارد فوق الذکر را در نظر بگیرند و نور متناسب با شرایط محل را برای پروژه های ساختمانی تأمین نمایند . مثلاً برای اینکه نور و حرارت زیادی به درون بناهای واقع در عرضهای بالا هدایت شود لازم است که بافت شهری گسترده و غیر متراکم  مساکن باز و غیر فشرده ، تعداد پنجره ها و ارتفاع آنها زیاد باشد و در عوض از احداث بالکنها و سایبانها و امثال آن ممانعت به عمل آید .

 

شکل بنا و تعادل حرارتی :

ایجاد حرارت مناسب و تهویه مطبوع در فضای داخلی بنا یکی دیگر از موارد مربوط به معماری است که کاری چندان سهل نخواهد بود .چرا که این مسأله در رابطه با آسایش و یا عدم آسایش انسان قرار می گیرد و مفاهیم گرما یا سرما بیشتر ناشی از احساس طبیعی انسان و شرایط فیزیولوژیک وی می باشد . طبق بررسی بولریش تحت شرایط رطوبت نسبی 50% و تابش خورشیدی معادل یک وات در هر متر مربع و ساعت ، باید دمای هوا بر اساس ارقام زیر تنظیم گردد تا دمای سطح پوست بدن انسان در حد نرمال یعنی 32 درجه سانتیگراد باقی بماند و انسان احساس آرامش و آسایش کند :

 

دمای مطلوب و مورد نیاز

شرایط باد و حرکت هوا

نحوه فعالیت

نوع پوشش

26 درجه سانتیگراد

عدم وجود باد

عدم فعالیت

برهنه و بدون پوشش

27.5 درجه سانتیگراد

سرعت باد 0.2 متر در ثانیه

عدم فعالیت

برهنه و بدون پوشش

29.5 درجه سانتیگراد

سرعت باد 0.5 متر در ثانیه

عدم فعالیت

برهنه و بدون پوشش

22 درجه سانتیگراد

سرعت باد 0.5 متر در ثانیه

فعالیت معمولی

برهنه و بدون پوشش

23 درجه سانتیگراد

شرایط عادی

در حال استراحت

با پوشش معمولی

 

بنابراین یک انسان با پوشش سبک و در حال استراحت با دمای 23 درجه سانتیگراد در حالت تعادل قرار دارد ولی در همین دما اگر برهنه باشد باید به کار سبک یا ورزش بپردازد .

 

به طور کلی انسان برای برقراری تعادل حرارتی و آسایش گرمایی به شیوه های گوناگون به مقابله با محیط و شرایط آب و هوایی می پردازد مثلاً از غذا و پوشاک و و سایل گرمایی و مسکن مناسب برای کنترل دمای بدن خود استفاده می کند .

 

بدیهی است که یکی از معیارهای مهم برای ایجاد تعادل حرارتی و در نتیجه منطقه آسایش ، بکارگیری استانداردهای معماری و طراحی ساختمان برای افزایش یا کاهش دمای درون بنا می باشد . برای نیل به این منظور می باید عوامل مؤثر در درجه حرارت فضای درونی ساختمان را بشناسیم و سپس با توجه به نیازهای حرارتی طرحی و شکلی مناسب را انتخاب کنیم تا هم تعادل حرارتی و احساس آسایش به دست آید و هم هزینه های مربوط به دستگاههای حرارتی و برودتی به حداقل خود برسد . عمده ترین عوامل مؤثر در حرارت بنا عبارتند از :

 

الف : تقریباً تمام عوامل مؤثر در نورگیری بنا

ب : شکل بام و جنس مصالح به کار رفته در آن

ج : ارتفاع سقف نسبت به کف

د : ضخامت دیوارها ، دیوارهای عایق

ه : تعداد لایه های به کار رفته در بام یا سقف ، جداره یا دیواره و پنجره ها

و :تهویه عرضی

 

در اقالیم بسیار گرم ساختمان باید به گونه ای طراحی شود که حرارت خارج را به خود جذب نکند ، به ویژه حرارتی که توسط اشعه مستقیم آفتاب تولید می شود . در این نواحی بایستی سعی کنیم از بامهای گنبدی استفاده کنیم زیرا اولاً انحناء و قوس بام باعث می شود تمام انرژی خورشیدی جذب نشود و همواره بخشی از آن در سایه قرار گیرد ، ثانیاً توسط این نوع بامها ارتفاع سقف نسبت به کف بنا زیاد می گردد و لذا فضای داخل دیرتر گرم می شود . ضخامت بام و یا دو جداره بودن آن نیز بهتر می تواند حرارت داخلی را از افراط و تفریط حفظ کند .جنس این گونه بامها بهتر است از مواد گلین ( کاه گل ) باشد زیرا حرارت ناشی از تابش شدید خورشید در سطح آنها متراکم می شود و کمتر نفوذ می کند . استفاده از دیوارهای ضخیم یا دولایه و یا دیوارهای عایق حرارت از دیگر موارد کنترل دمای اینگونه بناهاست . احداث سایه بانها و ایوانهای وسیع سرپوشیده برای ایجاد سایه نیز توصیه می شود .دریچه ها و پنجره های بنا را باید از تابش مستقیم آفتاب دور نگه داشت و حتی الامکان آنها را در جبهه شمالی ساختمان تعبیه نمود( در مناطق گرم نیمکره شمالی ).

 

به علاوه در و پنجره ها باید به گونه ای نصب شوند که از حداقل آفتاب در تابستان و حداکثر آفتاب در زمستان استفاده شود . ارتفاع در و پنجره و کشیدگی سایه بانها نیز مهم است . بعلاوه استفاده از بادگیرها همانند بادگیرهای سنتی یزد ، گناباد و تهویه عرضی ( قرینه نمودن درها و پنجره ها برای ایجاد کوران ) از دیگر تمهیدات لازم برای کنترل حرارت در مناطق گرم است .

 

برعکس در آب و هواهای سرد و بسیار سرد طرح و شکل ساختمان و حتی مصالح به کار رفته در آن باید به گونه ای باشد که بتوان حرارت درونی بنا را حفظ نموده و از خروج آن ممانعت بعمل آورد . در این گونه مناطق بامهای مسطح مناسب هستند زیرا به نسبت حداکثر جذب انرژی خورشیدی صورت می گیرد و گرمای بیشتری به محیط و فضای داخلی بنا وارد می شود . آسفالت و قیراندود نمودن بان به غیر از ایجاد مقاومت در برابر وزن برف به علت رنگ تیره انرژی بیشتری را کسب می کند . در این مناطق دوجداره بودن سقف یا بام و دیوارها ، استفاده از دیوارهای ضخیم یا عایق و امثال آن نیز تبادل حرارت بیرون و درون بنا را کم می کند . ارتفاع سقف باید کوتاه باشد تا فضای درون زودتر گرم شود . درها و پنجره ها حتی الامکان  رو به آفتاب و به گونه ای باشد که حداکثر انرژی خورشیدی را دریافت نماید . دو جداره بودن پنجره ها و شیشه ها و خودداری از احداث بالکن و سایه بان و نظایر آن از دیگر توصیه های معماری خاص این مناطق است .

 

شکل بنا و برف و باران :

اهمیت برف برای ساختمانها و عمارتها از اینجاست که نشستن برف بار اضافی بر بامها تحمیل می کند . برف غیر متراکم سبک است و حد متوسط وزن آن در هر فوت مکعب 6.5 پوند است در حالی که برف هر قدر متراکم شود بر وزن آن اضافه می شود و حتی ممکن است به 30فوت در هر متر مکعب برسد . سنگینی برف باعث فرو ریختن سقف بناها می شود و لذا توجه به آن ضرورت دارد . با توجه به اهمیت موضوع اگرچه سعی می کنند مقاومت سقف و بام را زیاد کنند اما شکل بنا و بام نیز می تواند در میزان تراکم برف و در نتیجه افزایش و یا کاهش خطر کاملاً مؤثر باشد . برای مقابله با خطر ناشی از تراکم برف بهتر است که به بامها شیب بدهیم زیرا بر اثر شیب بام برف می لغزد و فرو میریزد و در نتیجه متراکم نمی شود . البته در مناطق سرد نیمکره شمالی باید شیب بام به سمت جنوب باشد تا از آفتاب هم بهره کافی گرفته شود . وجود شیروانی نیز موجب لغزش و فرود برف شده و برف در آبروهای اطراف آن تجمع می یابد . به این ترتیب سنگینی برف عمدتاً بر روی دیوارها و ستونها خواهد بود . شاید یکی از دلایل وجود شیروانی در بناهای قدیمی شهر مشهد همین مسأله بوده باشد نه بارندگی زیاد . علاوه بر موارد فوق در مناطق سرد طرح و شکل بنا باید فاقد پیش آمدگیهایی نظیر سایبان ، سردر ، طاق جلوی پنجره و غیره باشد زیرا نه تنها فشار ناشی از وزن برف بر ساختمان کم می شود بلکه آفتاب بیشتری به بنا می رسد .

 

در نواحی مرطوب و دارای باران زیاد نیز طرح و شکل بنا باید به گونه ای باشد که رطوبت و آب باران خسارت کمتری به بنا وارد سازد . مثلاً شکل بام به صورت شیروانی و یا شیب دار ( یکطرفه ) و گالی پوش باشد . کف اتاقها از سطح زمین بلندتر باشد و زیر آن به شکل پیلوت خالی باشد تا رواناب حاصل از بارندگی سریع دفع شود و رطوبت کمتری نیز به کف و دیوار ها برسد .

 

شکل بنا و باد :

برای مقابله با آثار مخرب باد اگرچه مقاومت مصالح ساختمانی باید به دقت در نظر گرفته شوند ولیکن طرح و شکل بنا و طرز قرارگیری آنها می تواند بسیار مهمتر باشد . در برنامه ریزی و طراحی ساختمانها و بناها لازم است موارد زیر مطالعه و بررسی گردد :

 

الف : شرایط و ویژگیهای باد :

 

ویژگی باد در رابطه با طراحی ساختمان اصولاً عبارتست از آشفتگی باد ( توفانی بودن ) ، سرعت باد ( بالاخص سرعت زیاد ) ، جهت باد ، وزش باد در سطح زمین و تداوم باد . بررسی این ویژگیها می تواند در مورد بادهای غالب، بادهای محلی و یا حالات استثنائی باد ( مثل تورنادوها ، هاریکن ها و ...) انجام بگیرد . اگرچه شرایط و ویژگیهای باد معمولاً برای یک ناحیه جغرافیایی عمومیت دارد ولیکن به علت نوع و ماهیت چشم انداز ساختمانهای مجاور و غیره این شرایط برای مکانهای خاص بطور قابل توجهی متفاوت هستند . لذا هر طرح ساختمانی باید احتمالات این شرایط محلی مربوط به مقر بنا را در نظر بگیرد .

 

ب : اثرات کلی باد :

 

آثار باد بر روی اشیاء و عوارض ثابت و مستقر در مسیرش را می توان به شرح ذیل بیان نمود :

 

فشار مستقیم مثبت : سطوحی که در رویارویی باد و عمود بر مسیر آن قرار می گیرند بر اث حرکت توده هوا فشار مستقیمی را تحمل می کنند . چنینی شرایطی باعث می شود بخش عمده نیرو بر شیء یا عارضه وارد آید مگر اینکه از لحاظ شکل دارای جهت بسیار طبیعی باشد .

کشش آئرودینامیک : چون باد در برخورد باشیء متوقف نمی شود و مانند حالت مایع در اطراف آن جریان پیدا می کند لذا یک اثر کششی بر روی سطوح موازی با جهت باد وجود دارد .

فشار منفی ( مکش ) : در ضلع یا سمت پشت به باد شیء معمولاً یک اثر مکش وجود دارد که حاوی فشار بیرونی بر سطح شیء می باشد .

اثرات جنبشی : یک شیء واقع در مسیر تند باد معمولاً ضربه می خورد ، می جنبد و یا به ارتعاش در می آید بنابراین اشیاء و عوارض دارای سطوح سست و ضعیف و یا حاوی سطوح منعطف در برابر این اثرات مستعدتر و حساستر هستند .

اثر روییدگی و تنظیف : اثر اصطکاک توده هوای جاری تمایل دارد که اشیاء واقع در مسیر خود را صاف و هموار نماید و یا آنها را از سر راه خود بردارد . این عمل بر روی سایبانها ، جانپناهها ، دودکشها و علائم و نشانه ها بیشتر اثر می کند .

هریک از این اثرات و یا ترکیبی از اینها می تواند یک وضعیت مهم و بحرانی را برای عوارض واقع در مسیر باد به وجود آورد . میزان خسارات هم بستگی به وضعیت عارضه و شکل آن دارد .

ج : آثار مهم باد بر ساختمانها :

اثرات عمده باد بر ساختمانها را در می توان در چند طبقه کلی قرار داد :

 

- ساختمانهای دارای شکل مدور نسبت به بناهای زاویه دار و حاوی سطوح صاف مقاومت و دوام باد را کمتر می کنند مانند بناهایی با سقف گنبدی .

 

- ساختمانهای بلند و مرتفع که دارای ابعاد افقی کوتاه هستند در برابر واژگون شدن و یا خم شدن کامل در قسمتهای فوقانیشان مستعدترند .

 

- بناهای پهلو باز یا دارای اشکال بادگیر چون تمایل دارند باد را به چنگ درآورند نیروی باد رابیشتر خواهند کرد .

 

- برآمدگی یا جلوآمدگی بنا ، جانپناهها و دیوارهای بلند ، سایبانها و بالکنها و دیوارهای بی دوام و ناپایدار به اثر کشش همه جانبه بر ساختمان می افزایند .

 

- علائم ، نشانه ها ، دودکشها ، آنتنها ، چهارطاقیها و سایر تجهیزات روی بام ساختمانها نیز دستخوش اثر روییدگی می شوند .

 

ه : ضرایب راحتی و آسایش ساختمان :

 

بدیهی است که در معماری ، برنامه ریزی و طراحی ساختمان اگر به مواردی که تا کنون بیان شد توجه داشته باشیم و آنها را به دقت رعایت کنیم شرایط زیستی مناسی فراهم می گردد و زیستمندان از راحتی و آسایش لازم برخوردار خواهند بود .

 

به هر حال امروزه باید در حداقل فضای ممکن بناهایی احداث شود که نیاز آسایش انسان در تمام فصول را بر آورده سازد . برای نیل به این هدف نیز باید سعی نمود در زمستان به جای استفاده از سوختهای فسیلی و دستگاههای گرم کننده بیشتر از انرژی خورشیدی و طبیعت بهره گرفت و در تابستان هم از حداکثر سایه ، باد و دیگر ویژگیهای اقلیمی سود جست .

 

نوشته شده توسط : علی صنعتی

 

آتشفشان دماوند

مخروط دماوند ، شاخص‌ترین آتشفشان چینه‌ای کواترنری ایران است. تاریخ فعالیت این آتشفشان بخوبی شناخته نشده و مخروط آن استراتر ولکانی است که ارتفاع آن از سطح دریا 5670 متر ( 5611 متر وزیری ، 1362 ) ولی از زمینهای اطراف 1600 متر تا 2000 متر است. مخروط آن منظم و روی کوههای فراسایش یافته‌ای که در حدود 3500 متر از سطح دریا ارتفاع دارند واقع است. دامنه کوه بوسیله جریانهای گدازه‌های متعدد که از قله یا از مخروطهای فرعی سرازیر شده اند پوشیده شده است گدازه‌های دماوند وسعتی در حدود 400 کیلومترمربع را پوشانیده اند. به علاوه جدیدترین گدازه‌ها در دامنه غربی مخروط قرار گرفته‌اند و روی همین دامنه مخروطهایی از خاکستر وجود دارد. قله دماوند نسبتا پهن می‌باشد. در ضلع جنوبی و در ارتفاع 5100 متری آن گازها و فرمرولها نمایان هستند. این محل متعلق به یک دهانه قدیمی است که بوسیله قله مخروطی فعلی مستور گردیده است. در ضلع جنوب شرقی ، نقشه های ولکانی کلاستیک ریزشی و جریانی ضخامت زیادی به خود اختصاص داده است.

دهانه آتشفشان دماوند

قطر دهانه آتشفشان در حدود 400 متر است. قسمت مرکزی دهانه ، بوسیله دریاچه‌ای از یخ پوشیده شده و در حاشیه آن دودخان‌هایی وجود دارد که زمین های اطراف را به رنگ زرد درآورده اند. جدا از دهانه فعلی ، شواهدی از دهانه های قدیمی را می توان دید. یکی از این دهانه های قدیمی در پهلوی جنوبی و در ارتفاع 100 متر قرار دارد که در حال حاضر ، محل خروج گازها و دودخان‌ها است. در پهلوی شمالی دماوند اثر دیگری از یک دهانه قدیمی به قطر حدود 9 کیلومتر دیده می شود که امروزه رودخانه نونال در آن جریان دارد.

 

سنگهای دهانه قدیمی کمی بازیک تر از گدازه های جوان دماوند است. اگرچه بروس و همکاران ( 1977 ) با توجه به ترکیب شیمیایی گدازه‌ها ، دماوند را آتشفشانی دیررس و دور از زاگرس می‌دانند که در تشکیل آن برخورد صفحه‌ها و پدیده فرورانش از نوع خاص و ذوب پوسته اقیانوسی نقش داشته، ولی جایگاه این مخروط در محل تلاقی البرز خاوری و باختری این ذهنیت را تقویت می‌کند که تلاقی گسل های عمیق پوسته ، بویژه انواع امتداد لغز شمال باختری و شمال خاوری ، محل مناسبی برای رسیدن ماگما به سطح زمین بوده است.

فعالیت آتشفشانهای دماوند

جریان گدازه که از دامنه غربی سرازیر گردیده وارد رودخانه لار شده است و در مسیر آن سدی ایجاد کرده و دریاچه سدی لار را پدید آورده است. این سد بوسیله رسوبات پر گردیده و پس از شکسته شدن گدازه‌های سدکننده مزبور ، جریانهای آب روی آن برقرار گردید، شاهد این امر وجود تراس (پادگانه آبرفتی) در قاعده دامنه غربی دماوند است.

اندازه گیریهای سن با روش کربن 14 که از مواد کربن‌دار (چوب) موجود در این رسوبات آبرفتی به عمل آمده ، حداقل سن دماوند در حدود 38500 سال تعیین شده است. با توجه به اینکه آثار یخچالهای پلئستیوسن در روی مخروط آتشفشانی از بین رفته است می‌توان ادعا نمود که فعالیت عظیمی که کوه دماوند را شاخته است بعد از یخبندان عظیم یعنی در دوره هولوسن عمل کرده است ( حدود 10000 سال قبل ).

سنگ شناسی دماوند

کوه دماوند یک آتشفشان مختلط است که جریانهای گدازه آن زیاد و مواد پیروکلاستیک آن نسبتا کم و شامل پوسن ، توف و رسوبات لاهار می باشد. فراوانترین گدازه دماوند ، سنگی است که به آن تراکیت گفته می‌شود ( به علت بافت پورفیری ، رنگ روشن ، با بلورهای پلاژیوکلاز ، سانیدین ، بیوتیت ، پیروکسن و آپاتیت) و پس از آن آندزیت و بازالت است.

 در بین سنگهای آتشفشانی دماوند توفها جایگاه ویژه دارند که شامل انواع متعددی از توف شیشه‌ای (در دره هراز و شمال دماوند) ، توف تراکیتی (در قله) ، توف شیشه‌ای پامیسی (در تینه) هستند. جدا از سنگهای گفته شده ، نهشته‌های جریانی آذر آواری باختر دماوند و نهشته‌های بلوک مانند از فراورده‌های آتشفشان دماوند هستند.

ویژگیهای ژئوشیمیایی سنگهای دماوند

کهن‌ترین گدازه‌های کواترنری دماوند از نوع بازالت قلیایی است که در نتیجه تفریق ماگمایی پرمایه تر از سیلیس ، ظاهر شده‌اند. بطور کلی ، سنگهای دماوند از سه نوع بازیک ، حد واسط اسیدی هستند. انواع بازیک فقط شامل گدازه‌های بازالتی و تراکی بازالتی است ولی در انواع حد واسط و اسیدی افزون بر گدازه‌ها ، سنگهای آذر آواری و اپی کلاستیک نیز وجود دارد. حجم اصلی کوه دماوند را سنگهایی تشکیل می‌دهند که از نظر سیلیس ، حد واسط بوده و مقدار سنگهای بازیک ، بسیار کمتر از دیگر سنگهاست.در بین سنگهای آتشفشانی دماوند توفها جایگاه ویژه دارند که شامل انواع متعددی از توف شیشه‌ای (در دره هراز و شمال دماوند) ، توف تراکیتی (در قله) ، توف شیشه‌ای پامیسی (در تینه) هستند. جدا از سنگهای گفته شده ، نهشته‌های جریانی آذر آواری باختر دماوند و نهشته‌های بلوک مانند از فراورده‌های آتشفشان دماوند هستند.

ویژگیهای ژئوشیمیایی سنگهای دماوند

کهن‌ترین گدازه‌های کواترنری دماوند از نوع بازالت قلیایی است که در نتیجه تفریق ماگمایی پرمایه تر از سیلیس ، ظاهر شده‌اند. بطور کلی ، سنگهای دماوند از سه نوع بازیک ، حد واسط اسیدی هستند. انواع بازیک فقط شامل گدازه‌های بازالتی و تراکی بازالتی است ولی در انواع حد واسط و اسیدی افزون بر گدازه‌ها ، سنگهای آذر آواری و اپی کلاستیک نیز وجود دارد. حجم اصلی کوه دماوند را سنگهایی تشکیل می‌دهند که از نظر سیلیس ، حد واسط بوده و مقدار سنگهای بازیک ، بسیار کمتر از دیگر سنگهاست.

 

بیشتر سنگهای دماوند از نوع حد واسط (SiO2 بین 52 تا 63 درصد) و مقدار کمتری نیز از نوع اسیدی (SiO2>%63) هستند که به دو صورت گدازه‌ها و سنگهای آذر آواری رخنمون دارند. فورانهای اولیه از فورانهای بعدی دماوند بازیک‌تر بوده است و این امر تفریق ماگما را در آشیانه ماگمایی نشان می دهد. گدازه‌های دماوند از نظر شیمیایی اختصاصات ویژه‌ای دارند یعنی سرشار از سیلیس و آلکالن اند، مقدار آهن آنها کم و نسبت

 

برج میلاد

انتخاب این محل از چند منظر حائز اهمیت بود ، زمینی که برای ساختن این نماد سنگین و بلند مرتبه در نظر گرفته شد می بایست از نظر داشتن خصوصیات ژئو فیزیکی و لرزه نگاری قابلیت نگهداری چنین سازه عظیمی را داشته باشد در عین حال باتوجه به کاربرد تلویزیونی و مخابراتی آن بتواند پوشش مخابراتی بیشتری داشته باشد ، این بود که فضای باز و دست نخورده تپه های گیشا در میان چهار بزرگراه استراتژیک رسالت ، همت ، شیخ فضل الله نوری و شهید چمران برگزیده شد.

متخصصان وکارشناسان شهرداری تهران از سال74 کار مطالعه و طراحی برج میلاد را آغاز کردند برجی که با 435 متر ارتفاع پس از سه برج تورنتو در کانادا با ارتفاع 535 مترو برجهای مسکو و شانگهای چین چهارمین برج بلند جهان است، طراحی های فنی این برج از همان سال آغاز شد و اسفند ماه 76 بود که با بتن ریزی کف این برج عملیات اجرایی آن آغاز شد.

احداث برج میلاد با مشخصات منحصر به فرد آن در شهر بزرگی مانند تهران که با انواع مشکلات ، کمبودها و ناهنجاری های مختلف دست به گریبان است از همان ابتدا با مخالفتها و موافقتهای فراوان رو به رو شد.

موافقان و مخالفان

مخالفان اجرای این طرح عظیم با اشاره به وجود میدان آزادی به عنوان نماد قدیمی شهر تهران و لزوم حفاظت و نگهداری آن به عنوان یک نماد قدیمی ، صرف هزینه های گزاف از بودجه ملی برای ساختن این برج بزرگ که شاید کاربرد موثری در کاهش مسائل و رفع دغدغه های شهروندان تهران نداشته باشد را کاملا غیرضروری و هدر رفتن بودجه ملی می دانستند.

در عوض موافقان بسیاری بودند که لزوم احداث یک نماد جدید برای تهران جدید را گوشزد می کردند و احداث برج مخابراتی - تلویزیونی میلاد را که علاوه بر کابرد فنی و مخابراتی آن به عنوان یک مجموعه بزرگ و آبرومند و مجهز به تکنولوژی روز و فن آوری جدید که می تواند راه ارتباطی ایران را با جهان پیشرفته تسهیل می کند را گوشزد می کردند.

پس از بحثها و جنجالهای فراوان سرانجام احداث مجموعه ارتباطات بین المللی یادمان تهران با محوریت برج میلاد به تصویب رسید که در کنار آن چند مجموعه مهم دیگر مانند مرکز جشنواره ها و همایشهای بین المللی ، هتل پنچ ستاره بین المللی ، مرکز تجارت جهانی و پارک فن آوری اطلاعات و ارتباطات ساخته می شود .

برج میلاد از پنج قسمت پی ، ساختمان پایه برج ، بدنه اصلی ، راس و آنتن مخابراتی تشکیل می شود که در مجموع 435 متر ارتفاع دارد.

سازه برج میلاد

سازه برج میلاد یک گستره دایره ای شکل به قطر 66 متر است که از 22 هزار مترمکعب بتن تنیده به عمق 14 متر ساخته شده ، این نوع بتن از هفت رشته سیم بافته کششی ساخته شده که توانایی مقاومت در برابر زلزله و بادهای شدید را دارد ، این فضا پس از انجام عملیات کشش غلافها، با آب و هوای پر فشار شست و شو شده و فضای اطراف آن با ملات گروت پر شده است .

ساختمان شش طبقه پای برج نیز از فضاهایی با کاربری اداری ، مراکز هنری و غرفه های خرید به وسعت کلی 15 هزار متر مربع تشکیل شده است، این ساختمان کاسه ای شکل برگرفته از معماری سنتی ایرانی تا ارتفاع 4/ 28 متری برج میلاد را در بر می گیرد.

طراحی بدنه اصلی برج به ارتفاع کلی 315 متر به شکل هشت ضلعی طراحی شده است که با استفاده از بتن مسلح به میله های فلزی ساخته شده و شکل هندسی هشت ضلعی آن بر گرفته از معماری اسلامی و قدیمی ایران است و این خصوصیت ویژه ، برج میلاد را از سایر برجهای مشابه در جهان که به شکل دایره ای ساخته شده متمایز می کند.

مهندس محمد رحمانی مدیر فنی پروژه برج میلاد در مورد اجرای این پایه برج میلاد و میزان خطای آن می گوید : ساخت بدنه اصلی این برج با استفاده از پیشترفته ترین روشهای موجود در جهان و با استفاده از سه شاقول لیزری با دقت سه میلیمتر ساخته شده و 120 دستگاه ابزار دقیق به طور مداوم کار نقشه برداری و میزان تنش وارد شده به بتن و آرماتورهای آن را کنترل می کردند.

حدود 35 هزار متر مکعب بتن در ساختمان بدنه اصلی این برج به کار می رود ، کار اجرای پروژه بدنه این برج توسط یکی از شرکتهای داخلی از دی ماه 77 آغاز شد و 315 متر بنای بتی این سازه که ستون اصلی برج محسوب می شود به پایان رسیده است .

ساخت بدنه این برج نیازمند دقت بسیار بالایی بود به طوری که به ازای هر یک هفته عملیات اجرایی سه هفته برای کنترل و تغییرات قالبها مصرف می شد.

قسمت بعدی برج که در واقع مهمترین بخش آن است ساختمان راس برج است که از جنس اسکلت فلزی از ارتقاع 245 متری تا 315 متری این سازه را در بر می گیرد، این ساختمان 12 طبقه،2100 تن وزن دارد و با زیر بنای 12 هزار متر مربع بزرگترین سازه راس برجهای مخابراتی جهان است.

سازه راس برج میلاد از دو بخش اصلی سبد فلزی به وزن 1700 تن و گنبد آسمان به وزن 400 تن تشکیل می شود ، سبد فلزی این سازه در چهار مرحله انجام می شود که سه مرحله آن به روش بالابری سنگین و با استفاده از 48 جک پیشرفته اجرا می شود.

مرحله اول نصب راس این برج به وزن 600 تن اوایل سال 82 اجرا شد و دومین مرحله نصب این سازه عظیم به وزن 450 تن در همان سال اجرا شد . بر اساس برنامه زمان بندی تعیین شده اسفند ماه 82 با نصب مرحله سوم این سازه فلزی به وزن 550 تن شکل کلی سازه راس این برج مشخص شد .

سازه راس برج میلاد از 12 طبقه تشکیل شده که طبقه اول آن اختصاص به فضای ایمنی آتش نشانی دارد که در مواقع بروز خطر آتش سوزی می تواند به عنوان یک جان پناه امن مورد استفاده قرار گیرد و طبقات بعدی این سازه به ترتیب فضاهایی برای تاسیسات مکانیکی ، سالن و تریای دید سربسته ، گالری دید آزاد هنری ، رستوران گردان با سکوی دید رو باز ، دو طبقه برای تجهزات مخابرات و تلویزیون ، رستوران ویژه ، اتاق آسانسورها و گنبد آسمان ساخته می شود .

رستوران این برج بزرگترین رستوران گردان جهان است وتاکنون رستورانی بزرگترازآن در سطح جهان شناسایی نشده است ، مراجعه کنندگان به این رستوران می توانند هنگام صرف غذا از ارتفاع 260 متری به تماشای شهر تهران بپردازند.

پس از سازه راس برج آنتن مخابراتی آن به ارتفاع 120 متر بر روی آن نصب می شود که در واقع کاربرد اصلی برج را برای پوشش مخابراتی و تلویزیونی شهر تهران تامین می کند.

امکانات مخابراتی

مدیر روابط عمومی شرکت مجری پروژه میلاد معتقد است : پوشش مخابراتی و تلویزیونی برج میلاد مهمترین کاربرد فنی برج میلاد است که در واقع با توجه به اختلالاتی که در پخش امواج ماکروویو و تلویزیونی در سطح تهران وجود دارد با نصب یک آنتن مخابراتی در ارتفاع 400 متر از سطح زمین می تواند این مشکل را حل کند .

احداث این آنتن مخابراتی یک پتانسیل ارتفاعی است که با توجه به پیشرفت تکنولوژی فنی می تواند کاربردهای جدیدتری داشته باشد ، به عنوان مثال پوشش اینترنتی ارزان و فراگیر در تهران در مراحل اولیه جز اهداف این طرح نبود در حالی که در زمان حاضر می تواند در این مورد نیز کاربرد داشته باشد .

وی می افزاید : استفاده از این پتانسیل مخابراتی می تواند زمینه ساز تشکیل شهر الکترونیک در تهران باشد و با اتصال بانکها ، وزارتخانه ها و سازمانهای دولتی موجب کاهش رفت و آمد در سطح شهر می شود و بر اساس پیش بینی کارشناسان در صورت همکاری ارگانها و دستگاههای اجرای می توان تا 60 درصد ترافیک شهر تهران را کاهش دهد.

بر اساس برآوردهای انجام شده اجرای این پروژه تاکنون 33 میلیارد تومان هزینه داشته و اجرای مراحل باقیمانده مانند نازک کاری ، نصب آسانسور و امکانات تفریحی و علمی آن 20 میلیارد تومان دیگر هزینه دارد.

نازک کاری

پس از پایان نصب سازه راس این برج مراحل نازک کاری و نصب آسانسور این برج آغاز گردید و با توجه به حساسیت و اهمیت این برج به خصوص لزوم استفاده از وسایل خاص و ویژه که در شرایط فشار کم در ارتفاع آسیب نبیند ، تامین این وسایل هزینه سنگینی تحمیل می کند.

برج میلاد علاوه بر داشتن یک پله اضطراری ، از شش آسانسور ویژه با سرعت هفت متر بر ثانیه بهره مند است که می تواند در هر مرحله 21 نفر در مدت یک دقیقه به بالای برج منتقل کند.

یکی از ویژگی های برج میلاد که آن را از سایر برجهای مشابه در جهان متمایز می کند بهره گیری از شیوه معماری اسلامی و ایرانی دراین سازه است و در حالی که بیشتر برجهای مشابه در سطح جهان به شکل دایره این و تقریبا یک شکل هستند ، برج میلاد با نمای هشت ضلعی پایه آن که یکی از خصوصیتهای معماری ایرانی و اسلامی است متمایز می شود .

معماری اسلامی

طراحی برج میلاد را محمد رضا حافظی استاد دانشگاه هنر به عهده داشته وتلاش شده به بهره گیری از ویژگی های معماری بومی و اسلامی ایران نمای ویژه ای برای نماد پایتخت ایران طراحی شود به عنوان مثال نمای سازه راس برج میلاد در قسمت پایین آن برگرفته از سقف خانه بروجردی ها در کاشان است و در واقع شکل وارونه آن است همچنین خطوط متقاطع سازه پای برج و شکل متقارن آن با استفاده از اصول معماری سنتی ایرانی شکل گرفته است .

در پای برج میلاد نیز یک مجموعه بزرگ فرهنگی ، تجاری و تفریحی ساخته می شود که در فضایی به وسعت 28 هزار متر مربع بنا می شود.

در این مجموعه یک سالن برگزاری همایشهای بین المللی به ظرفیت سه هزار نفر دایر می شود که شامل یک سالن اصلی به گنجایش 1600 نفر و هشت سالن فرعی دیگر است ، در کنار این مرکز یک هتل بین المللی پنج ستاره ساخته می شود که در جوار مرکز همایشها، یک مجموعه مرتبط به نام " هتل گردهمایی" را تشکیل می دهد.

در ضلع شمالی مجموعه مرکز ارتباطات بین المللی یادمان، یک مرکز تجارت الکترونیک و یک پارک فن آوری اطلاعات و ارتباطات به شکل متقارن ساخته می شود که زمینه ساز تحقق شهر الکترونیک است و در میان آن، از پای برج تا بزرگراه همت یک آبنمای بزرگ بنا می شود که برگرفته از آبنمای باغ ماهان در استان کرمان است و معماری سنتی و اسلامی این مجموعه را تکمیل می کند .

 

فرسایش به‌وسیله باد عمل فرسایش باد به دو صورت انجام می‌گیرد. :بادکند (Deflation) و بادساب (Abrasion).

 

بادکَند

 

جابجایی ذرات توسط باد را بادکند می‌گویند. باد قادر است ذرات ریز و کوچک موجود در سطح زمین را بخصوص در مناطقی که فاقد پوشش گیاهی و رطوبت زیاد است به آسانی از یک نقطه به نقطه دیگر منتقل کند و ممکن است این عمل سبب کنده شدن سطح زمین و بوجود آمدن گودی‌هایی می‌شود که گاهی ممکن است تا صد متر عمق داشته باشند.

 

سنگفرش بیابان

 

در مناطقی که ذرات درشت و ریز وجود داشته باشد باد سبب جابجا شدن ذرات ریزتر و سبکتر شده و قطعات بزرگ‌تر سنگ‌ها بر جای باقی می‌مانند که بعد از گذشت زمان سنگ‌های درشت‌تر باقی مانده و منظره فرشی به خود می‌گیرند که اصطلاحا به آن سنگ‌فرش بیابان و یا Hamade می‌گویند.

 

یاردانگ

 

باد در مناطق صحرایی بویژه در زمین‌های سست و نرم موجب تشکیل شیارهای طولی و طویل می‌گردد که یاردانگ نامیده می‌شود. این نوع شیارها در جنوب دشت لوت دیده می‌شود.

 

بادساب

 

موادی که به‌وسیله باد حمل می‌شوند در اثر برخورد با یکدیگر سایش پیدا می‌کنند. این عمل ساییدگی که به‌وسیله باد انجام می‌گیرد را بادساب می‌نامند. البته عمل ساییدگی بدون بادکَند امکان‌پذیر نیست. چون در اثر حمل مواد است که ساییدگی و یا خراش بوجود می‌آید. ذرات یا دانه‌های ماسه‌ای که به‌وسیله باد حمل می‌شوند، بدلیل سختی که دارند وسایل بسیار مناسبی برای سایش سنگ‌ها، ساختمان‌ها، دیوارها و ... هستند.

 

سنگ‌های بادساب

 

سنگ‌ها و قلوه‌سنگهایی که یک سطح آنها در اثر باد صیقلی و صاف شده است در اثر تغییر جهت باد و یا چرخش سنگ‌ها در محل اولیه خود چند سطح صاف در آنها ایجاد گردد به چنین سنگ‌هایی که به علت سایش باد بوجود آمده‌اند سنگ‌های بادساب (ventifact) می‌گویند.

 

فرسایش لانه‌زنبوری

 

برخورد مداوم بادهای قوی و دائمی که ذرات ماسه همراه دارند بر روی صخره‌ها و یا سنگ‌هایی که در سطح زمین بخصوص در نقاط خشک و نیمه خشک قرار دارند باعث می‌گردد که بتدریج این سنگ‌ها فرسایش حاصل کنند و نوعی فرسایش لانه‌زنبوری از خود نشان دهند.

 

تخت دیو

 

گاهی باد مواد نرمی را که در زیر تخته سنگ‌ها قرار گرفته‌اند تخریب نموده و با خود حمل می‌کند و در نتیجه پدیده قارچ مانندی بوجود می‌آید که اصطلاحاً به آن تخت دیو می‌گویند.

چشمه گراب

 

چشمه گراب در 50 کیلومتری جنوب مشهد و در مسیر جاده قدیم مشهد به نیشابور و به طور دقیق تر به فاصله یک کیلومتری از جنوب این جاده واقع شده است. در واقع امر چشمه گراب متشکل از چندین چشمه با فواصل تقریبی 500 متر از یکدیگر می باشد که اغلب دارای دهانه های مخروطی و مرتفع تر از سطح زمین می باشند .

مظهر اصلی چشمه گراب که بر روی تپه مخروطی شکلی به ارتفاع متوسط 30 متر واقع است و به نظر می رسد که سطح پیزومتری آن نیز حدود 10 متر بالاتر از سطح دشت و اراضی منتهی به کالشور می باشد.

این چشمه دارای آب معدنی با خواص درمانی فراوان می باشند. املاح کلر و سولفات در این آب فراوان است. آب چشمه مفید است و به دفع مواد زاید بدن کمک می کند. آب این چشمه از دسته آبهای کلروره سدیک آهن دار و هیپوترمال با باقی مانده خشک زیاد و اسیدیته زیاد می باشد .ازدیاد ترشحات بزاق , معده , صفرا و لوزالمعده از خواص درمانی این آب است . همچنین این آب در درمان بیماریهای مفصلی نیز سودمند است.

مردم محل از آب این چشمه به عنوان دارو و برای التیام زخم های سطحی استفاده می کنند. توپونیم گراب واژه ای فارسی است که مرکب از دو جزء "گر" و "آب" می باشد. در لغت نامه دهخدا برای معنای واژه گَر(gar) بیماری کچلی آمده است. در عربی بدان جرب و در ترکی هم به آن قوتور می گویند.  واژه آب (ãb) نیز در غالب موارد به همین معنی متداول در فارسی امروزی است. در گستره سرزمینی ایران واژه گراب (معادل انگلیسی Mange Water) عموماً اشاره ای به چشمه ها یا چاه های آب معدنی گوگرد دار می باشد. از نظر زمین شناسی طبق بررسی های انجام شده به نظر می رسد که مجموعه چشمه های تراورتن ساز منطقه گراب در مجاورت گسل سنگ بست- شاندیز و در بخش جنوبی آن قرار می گیرد. این موضوع البته نشان دهنده این است که منطقه دنباله طبیعی رون بینالود نیز به شمار می رود.

رباط شرف، نام یک بنا است. این کاروانسرا به سبک معماری شیوه رازی ساخته گردیده، و نام معمار آن استاد محمد طرائقی سرخسی ذکر شده.[۱]

کاروانسرایی در ۴۵ کیلومتری شهرسرخس است که در کهن‌ترین متون جغرافیای اسلامی از رباط به عنوان آبگینه یادکرده‌اند. طبق مدارک و متون تاریخی بانی بنای فعلی «شرف الدین ابوطاهربن سعدالدین عل القمی» است که مدتی حکومت مرو و سرانجام صدرات سلطان سنجر را برعهده داشت. باتوجه به کتیبه موجود بنای رباط به سال ۵۴۹ هجری قمری در زمان سلطان سنجرسلجوقی با مصالح آجر و گچ ساخته شده‌است و بی‌شک یکی از شاهکارهای هنر ایرانی به شمار می‌رود.

این بنا در حاشیه جاده قدیم نیشابور-سرخس (جاده ابریشم) و شش کیلومتری جاده سرخس -مشهد بعد از تپه‌های کم ارتفاع روستای شورلق قرار دارد. شکل این رباط از دور به دژی بزرگ شبیه‌است از داخل به مانند یک کاخ جلوه می‌کند.

این بنا دو صحن دارد و هر صحن دارای چهار ایوان به شکل چلیپا (صلیب) و شبستان می‌باشد و همچنین آجر چینی و کتیبه‌های آن جلوه خاصی دارد. در این رباط چند مسجد و محراب دیده می‌شود که همه با کتیبه‌های گلی و گچی تزئین شئه اند. کتیبه‌ها عمدتا باقی مانده از دوران سلجوقی است. در وسط رباط حوض بزرگ، در اضلاع جنوبی دو اصطبل برای استراحت اسب‌ها و در اطراف دهلیزهائی برای اسکان مسافران وجود دارد.

رباط شریف آباد

شریف اباد واقع در محدوده پیوه ژن مشهد توقفگاهی است در مسیر زمستانی نیشابور به توس و مکان استراحت کاروانیان و مسافران خسته از راه بوده است. این مکان در 35 کیلومتری مشهد قرار دارد و رباط آن مشتمل بر یک فضای تابستانی با 25 غرفه رو به حیاط مرکزی و دارای دو ایوان جنوبی و شمالی است. بخش زمستانی آن نیز با 20 غرفه دارای شبستانی است که پوشش آن بر روی 16 ستون آجری ایجاد شده است. بنابر شواهد این مکان محل توقف بزرگان بوده وپیرامون آن عناصر تدافعی و امنیتی دیده میشود. رباط شریف اباد از بناهای دوره صفوی است.

علم کوه

همه ما بارها پا به منطقه علم کوه گذاشته و عظمت وصلابت این رشته کوههای عظیم را که زیبایی خاصی به البرز بخشیده است،دیده ایم. اما آیا تا کنون از خود پرسیده اید که این رشته کوهها اولین بار توسط چه کسانی زیر پا گذارده شده و به همگان معرفی شده اند؟ اگر به گذشته های خیلی دور برگردیم، سوالی که پیش می آید این است که کوهها کی بوجود آمده اند؟ مربوط به کدام دوره زمین شناسی هستند؟ قبل از اینکه به این ارتفاع برسند دارای چه ارتفاعی بوده اند؟ و سوالاتی دیگر؟مطالبی که بیان می شود گوشه ای از اطلاعاتی است که تنها به بخشی از این سوالات جواب می دهد وبه معرفی قلل منطقه علم کوه وتخت سلیمان ویخچالهای آن منطقه می پردازد و سعی بر آن است که مطالبی از تاریخچه های صعود و کارهایی که در منطقه انجام شده است ارائه شود.


قله های عمده منطقه علم کوه و تخت سلیمان  :

منطقه علم کوه با وجود بیش از 45 قله بالای 4000 متر ارتفاع، نمونه های کم نظیری از عظمت، صلابت و زیبایی رشته کوههای البرز در کلاردشت به نمایش در آمده است.

این قله پس از دماوند با ارتفاع 5671 متر ارتفاع، در شمار مرتفع ترین قله های البرز شناخته می شوند.

بلند ترین قله ها از این مجموعه علم کوه نام دارد که در سمت شمال شرقی به دیواره ای به طول 700 متر و عرض 450 متر منتهی می شود و به عنوان مرتغع ترین دیواره گرانیتی ایران و دارا بودن مسیرهای گوناگون برای کوهنوردان ایرانی و خارجی پر جاذبه تلقی می شود.

این رشته کوههای عظیم منشعب از خط الراس اصلی البرز که بین 45 و 50 درجه تا 10/51 درجه طول شرقی از نصف النهار گرنویچ و بین 15/36 درجه عرض شمالی واقع شده اند و به استناد مندرجات جغرافیای طبیعی ایران و علائمی که توسط بعضی از دانشمتدان زمین شناس مانند پرفسور اوکوست گانسر( ougust Ganser ) در این منطقه بدست امده است می توان گروه تخت سلیمان را جزء چین خوردگی های دوره سوم زمین شناسی دانست و از طرفی وجود یخچالهای طبیعی آثار جدید ترین دوره زمین شناسی را در این منطقه اعلام می دارد و از طرف دیگر وجود (Trielubit) ها که توسط پرفسور اگوست گانسر در قسمت قلل لشکرک و قلل مناره و گردونه کوه بدست آمده وجود آثار دوره اول زمین شناسی را در این منطقه معلوم می دارد.

قله های مهم علم کوه وتخت سلیمان بدین ترتیب می باشد :

1- علم کوه با ارتفاع 4850 متر که از جهت شمال به شانه کوه و از جنوب به قلل خرسان و از سمت شرق به سیاه سنگ متصل بوده و جهت غرب دماغه ان یخچال هفت خوان و یخچال شمال غربی علم چال می باشد.

دیواره شمالی آن که معروف به یخچال علم چال می باشد بزرگترین و بلند ترین دیواره های کوهها ی کشور می باشد و از کف یخچال 700 تا 750 متر ارتفاع دارد.

این کوه دارای دو شاخک با ارتفاع 4750 متر یکی در شرق بنام شاخک شرقی و دیگری در غرب بنام شاخک غربی علم کوه میباشد. چهار یخچال عظیم در چهار جبهه این کوه واقع شده است که عبارتند از: یخچال علم چال در شمال یخچال شمال غربی- یخچال هفت خوان در غرب- یخچال خرسان در جنوب.

2- تخت سلیمان با ارتفاع 4659 متر که از جنوب به شانه کوه و از غرب به یخچال های هفت خوان و از شمال به دندان ازدها متصل می باشد.

3- قله خرسان با ارتفاع 4620 متر از شمال به علم کوه و از شرق به یخچال های حصار چال و از جنوب به ستاره متصل می باشد.

به علت وجود خرسهای زیاد در این منطقه بنام خرسان نامیده شد.

4- قله چالون با ارتفاع 4550 متر که از سمت شمال به قله سیاه کمان و از سمت جنوب غربی به سیاه سنگ و شاخک شرقی علم کوه و از سمت شمال شرقی به قله پسند کوه متصل است، یخچال علم چال در غرب و یخچال چالون در جنوب شرقی آن واقع شده اند.

5- قله های هفت خوان بطوریکه از اسم آن پیداست عبارت از چندین قله متصل به هم که بلندترین آنها، 4500 متر ارتفاع دارد از شرق به قله خرسان جنوبی و از شمال خط الراس آن در نزدیکی های آبادی میان رود پایین می آید.

6- شانه کوه با ارتفاع 4450 متر که از طرف جنوب بوسیله گرده آلمانها و از طرف شمال به قله تخت سلیمان متصل و به علت شباهت با دندانه های شانه کوه نوردان نام شانه کوه به آن نهاده اند. سه یخچال عظیم در اطراف این قله قرار دارند، یخچال غربی علم کوه در غرب، یخچال علم چال در شرق و یخچال تخت سلیمان در شمال شرق.

7- رستم نیشت به ارتفاع 4426مترکه آخرین قله حد شمالی گروه تخت سلیمان می باشد و از سمت شمال بوسیله گردنه مرتفع 4200 متری به قلل کالاهو و از سمت جنوب به قلل سیاه گوک متصل است.

8- پسند کوه با ارتفاع 4350 متر از طرف شمال به قلل خرسان و از جنوب به کردونه کوه خط الراس اصلی سلسله جبال البرز متصل و در واقع اخرین حد جنوبی گروه تخت سلیمان . محل اتصال رشته اصلی و گروه تخت سلیمان است.

9- میان سه چال با ارتفاع 4348مترازسمت جنوب غرب به شانه کوه متصل است و چون در بین سه چال معرف علم چال در جنوب، کمان چال در شرق، تخت چال در شمال غرب واقع شده است بنام سه چال معروف گشته است و کم ارتفاع ترین قله گروه تخت سلیمان می باشد.

10- مناره با ارتفاع 4300 متر از شمال به قلل خرسان و از طرف جنوب به قله گردونه کوه خط الراس اصلی سلسله جبال البرز متصل است و در واقع آخرین حد جنوبی گروه تخت سلیمان و محل اتصال رشته اصلی و گروه تخت سلیمان می باشد.

11 – سیاه کمان با ارتفاع 4472 متر از طرف شمال به قله چالون متصل است و حد شمالی یخچال علم چال در جهت غرب این قله به پاین می رسد.

12- سیاه گوک متصل بهم بنامهای سیاه گوک شمالی و جنوبی به ترتیب با ارتفاع 4445 متر و 4500 متر که از شمال به قله رستم نیشت و از جنوب به قله تخت سلیمان متصلند.

13 – مرجیکش با ارتفاع 4580 متر در شمال فلات مرتفع حصارچال واقع شده است و فقط از شمال به خط الراس علم کوه متصل است.

یخچال های طبیعی منطقه :

یکی از پدیده های مورفولوژیکی منطقه وجود یخچال های بزرگ طبیعی است که این یخچال های طبیعی و دایمی پس از گذشت دهها میلیون سال هم چنان نا آرامند. یکی از مهمترین این یخچال ها ، علم چال نام دارد که دارای 3000 متر طول و 750 متر عرض و 80 متر عمق می باشد. علاوه بر آن می توان یخچال اسپیلت که متشکل از توده های بزرگ یخ است، نام برد. این توده عظیم یخ که با سنگ و خاک امیخته شده اند، منابع اصلی آبگیری رود خانه سرد آبرود کلاردشت هستند.

در توصیف یخچال های منطقه باید گفت که ما سیف علم کوه در واقع مرکب از یک تیغه یا خط الراس با جهت جنوبی و شمالی است که ارتفاع آن از کل جارون افزایش می یابد. این تیغه که دو قله تخت سلیمان و علم کوه را شامل می شود، در جنوب قله علم کوه بطرف جنوب شرقی متمایل گشته و با ارتفاعی متجاوز از چهار هزار متر در پایین گردنه حصارچال و در حد نهایی دره اصلی سردآبرود خاتمه می یابد. از قله اصلی تنها یک تیغه که در حقیقت مجزا کننده سه شاخه یخچال ما سیف هستند، منشعب می شود. این تیغه ها عبارتند از :

یکم : تیغه شمالی که متکی به قوس تخت سلیمان است و حوضچه یخ گیر کوتاهی را تشکیل می دهد که از اطراف سیرکهای یخچال به ان منتهی می شوند.

دوم : تیغه مرکزی که قله های شانه کوه و میان سه چال را به هم مربوط می سازد. این تیغه مرکزی، طویل تر و پست تر از تیغه اولی است.

سوم : شاخه یخچال اصلی است و از دو تیغه دیگر مهمتر است و از قله علم کوه جدا می شود. این تیغه که در ارتفاع 4420 متری قطع می شود، به طرف شمال شرقی متمایل و تا قله چالون ادامه دارد. تیغه های نامبرده سه دره نا مساوی ولی مهم را که قبلا به وسیله یخ اشغال شدند، محدود می کنند و به شرح زیر قابل شناسایی می باشند:

۱ـ یخچال واقع در شمال شرقی تخت سلیمان.

۲ـ یخچال مرکزی در شمال خط الراس میان شانه کوه.

۳ـ یخچال اصلی که در شمال خط الراس علم کوه و چالون قرار دارد.

یخچال های علم کوه از نوع یخچال های کوهستانی و دره ای هستند که روزانه با سرعتی به طور متوسط بین 30 سانتی متر تا یک متر در حرکتند و هر روز تغییر مکان می دهند. این یخچال ها متعلق به دوران سوم زمین شناسی یا سنوزوئیک هستند و 60 میلیون سال قدمت دارند.

پیشینه مطالعات مربوط به یخچال های این مجموعه به سالهای دهه 30 میلادی مربوط می شود. در سال 1933 داگلاس باسک کوهنورد و جغرافی دان انگلیسی برای صعود و نقشه برداری به منطقه مراجعه نمود و به وجود یخچال های این منطقه پی برد. در سال 1934 میلادی ( 1313 خورشیدی) هانس بوبک اتریشی پس از صعود به قله علم کوه و نقشه برداری کامل از این منطقه، چندین یخچال نیز کشف نمود.

در این مجموعه به طور کلی هفت یخچال بزرگ وجود دارد که به ترتیب وسعت بشرح زیر می باشد:

1- یخچال هفت خوان: این یخچال بین جبهه شمال قله های هفت خوان و جبهه غربی قله های خرسان واقع شده و بزرگترین یخچال طبیعی کشور می باشد.

2- یخچال علم چال: این یخچال بین جبهه شمالی علم کوه و جبهه شرقی شانه کوه و جبهه قله های چالون و سیاه کمان و جبهه جنوبی میان سه چال واقع شده است.

3- یخچال شمال غربی علم کوه: این یخچال در بین دماغه شمال غربی علم کوه و شانه کوه جبهه جنوب غربی تخت سلیمان از سمت غرب به یخچال هفت خوان متصل است.

4- یخچال تخت سلیمان: این یخچال بین قله های تخت سلیمان وشانه کوه و میان سه چال واقع شده است.

5- یخچال خرسان: در بین قله های خرسان، علم کوه و مرجیکش واقع گردیده است.

6- یخچال چالون: این یخچال در بین قله های چالون وسیاه سنگ و گردنه چالون واقع شده است.

7- یخچال مرجیکش: در بین قله های مرجیکش و شاخک شرقی علم کوه و سیاه سنگ واقع است.

در این نواحی برفچال هایی نیز وجود دارد که مهم ترین آنها : برفچال تنگ گلو است که دروازه شمالی فلات حصار چال نیز می باشد و راه مالرو کلاردشت طالقان از ان عبور می کند. برفچال دیگر به برفچال گردونه کوه معروف است که در بین دو یخچال خرسان و حصارچال در زیر قله مناره واقع است.

برگرفته از کتاب علم کوه انتشارات فدراسیون جمهوری اسلامی ایران وکتاب کلاردشت

 

مجسمه آزادی!!

تاریخ ساخت مجسمه آزادی به سال 1875 برمی گردد که طراحی آن در فرانسه توسط فردریک بارتلدی فرانسوی صورت گرفت. مکانی که این مجسمه در آن بنا گردید، در جزیره ی الیس یابدلو یا جزیره ی آزادی می باشد. کار ساخت این مجسمه در 4 ژوئن 1884 در فرانسه به پایان رسید و به نمایش گذاشته شد و مردم فرانسه این مجسمه را مشاهده کردند و تحسین نمودند.


فردریک آگوست بارتلدی طراحی و ساخت مجسمه آزادی در آمریکا را به عهده داشت. او از کودکی به نقاشی علاقه نشان می داد و از صورت مادرش تصاویر زیادی را ترسیم کرده بود. حتی عده ای گفته اند او مادرش را مدل طراحی برای ساخت مجسمه ی آزادی قرار داده است!


بیانات بارتلدی به صورت نامه در موزه ی نیویورک نگهداری می شود. او در توجیه ساخت مجسمه آزادی گفت: «به من گفتند پیکری را طراحی کن که وقتی به آن بنگرند شگفت زده شوند. در یک صبح بهاری و یک روز ابری تنها این مجسمه بدرخشد و مشخص باشد. من نیز با مطالعه دقیق بر روی مکانهای مختلف به این نتیجه رسیدم که نیویورک بهترین مکان برای نشان دادن مجسمه است. زیرا نیویورک دروازه آمریکا می باشد».



بعد از تایید طرحش او ساخت مجسمه را در فرانسه آغاز کرد. البته مهندس «ایفل» سازنده ی برج ایفل در فرانسه مهندسی ساختار مجسمه را به عهده داشت. 20 نفر روزی 10 ساعت هر 7 روز هفته به کار گماشته شدند تا هر چه سریع تر کار مجسمه به پایان برسد.



مجسمه که برای ملت فرانسه 2 میلیون و 250 هزار فرانک طلا هزینه داشت در سال 1884 تکمیل شد و سپس توسط ناوشکن فرانسوی «ایسر» به آمریکا حمل شد . قرار بود کار ساختن مجسمه آزادی در سال 1876 به پایان برسد که در یکصدمین سالروز اعلام استقلال آمریکا نصب شود که با هشت سال تاخیر ساخته شد زیرا که دولت فرانسه پول لازم را نمی توانست فراهم کند.

هامون. این دریاچه بزرگ ترین حوزه دریاچه‌ای در شرق ایران است و در دشت سیستان قرار دارد. وسعت آن در حدود 1800 کیلومتر مربع و عمق متوسط آن در فصل پر‌آبی پنج متر است. این دریاچه سه حوضچه اصلی به نام پوزک، صابری و هیرمند را که در موقع کم آبی از هم مجزا و در ایام پر‌آبی به هم متصل می‌شوند در بر می‌گیرد که از رودخانه هیرمند (هلمند) سیراب می‌شوند.
در سالهای اخیر مهم ترین شریان حیاتی هامون یعنی رودخانه هیرمند از سوی افغان‌ها به وسیله سد کجکی قطع شده است و این دریاچه بی‌نظیر به پهنه‌ای خشک تبدیل شده که در نتیجه حیات را در سیستان در معرض خطر قرار داده است (درویش زاده، 1370، ص795)

ویژگی های اهرام مصر

 

 هرم غول پیکر مصر از قدیمی ترین عجایب هفتگانه است البته این تنها بنایی است که در میان عجایب هفتگانه تا به امروز باقی مانده است. زمانی که این هرم ساخته شد بلندترین ساختمان جهان در آن زمان محسوب می شدو این رتبه را تا ۴٠٠٠ سال حفظ کرد. پادشاهان مصر باستان را فراعنه می نامیدند.یکی از این پادشاهان خفو بود. در حدود ٢۵٨٠سال قبل از میلاد مسیح این هرم بزرگ را برای محل دفن یاهمان آرامگاه فرعون ساخته اند.
خفو همان فرمانروایی است که یونانی ها اوراخئوپس می نامیدند.
وپس از مدتی پسر ونوه ی خفو نیز برای خود هرم هایی را ساختند البته در اطراف ودر مجاورت این سه هرم چند هرم کوچک نیز بنا شده اند که این هرم ها مطعلق به درباریان وملکه ها بوده است.
مصریان باستان اعتقاد داشته اند که انسان پس از مرگ دوباره زنده می شود وبه همین خاطر در اطراف جسد مومیایی شده ی مردگان خود موادغذایی ووسایل دفایی و... رابه همراه آن ها دفن می کردن واهرام مصر نیز برای حفاظت ازجسد خفو و فراعنه ی دیگر ساخته شده است.
اهرام مصر از سه هرم بزرگ تشکیل شده است که درکنار آنها هرم های کوچکی نیز وجود دارند.وقتی ما اهرام مصر را از نزدیک می بینیم هرم وسطی از همه بزرگتر به نظر می رسد ولی این اشتباه است زیرا که هرم وسط چون روی زمین مرتفع تری بنا شده است بزرگ تر به نظر می رسد.ولی در اصل هرم خفو که سمت چپ هرم وسط قراردارد از همه بزرگتر است .
هرم ها درگورستانی قدیمی در جیزه واقع شده اند. گروهی از باستان شناسان عقیده دارند که ٠٠٠/١٠٠ کارگر به مدت بیست وسه سال کارکردند ودر این هرم بیش از دوملیون نیم سنگ به کار رفته که وزن آن ها از۵/ ٢تن تا چهل تن وزن دارد را بنا کرده اند. یکی از طریقه هایی که احتمال دارد مصریان باستان سنگ های غول پیکر را حمل می کردند شیوه ی غلطاندن و بلند کردن است
یکی از دانشمندان اتریشی به نام آقای پروفسر دکتر اسکارریدل برای این معما راه حلی پیشنهاد کرده است او می گوید که مصریان برای حمل این سنگ ها دور هم جمع می شدند و با نیروی خود و به وسی له ی اهرم هایی این سنگ ها را می غلتاندندودر این باره نظر های بسیاری وجود دارد بعضی از باستان شناسان عقیده دارند که این سنگ ها را با استفاده از سطوح شیبدار ماسه ای به بالای هرم ها می بردند.
وعده ای از باستان شناسان عقیده دارند که مصریان از داروهای نیروزای قوی استفاده می کردند وبه وسیله ی آنها این سنگ ها را به بالا می بردند .

اهرام مصر از هر نظر چه از نظر معماری وموقعیت جغرافیایی در محل مناسبی قرار دارد.
- هرم به گونه ای ساخته شده است که به چهار جهت اصلی مشرف است  

- خط مداری که از روی جیزه می گذرد دقیقا خشکی ها وآب های روی کره ی زمین را دقیقا نصف می کندوهرم در چنین نقطه ای از نصف النهار ساخته شده است .       

- فاصله ی میان مرکز زمین تا هرم کاملا برابر است.
- اندازه ی سطحی چهارجانبی حرم دقیقا برابراست با ارتفاع هرم         .

- نوک هرم بزرگ دقیقا شمال واطرافش نیز طول استوا را تمثیل می نمایند.

تمامی این محاسبات بیان گر آن است که اهرام مصر با اندازگیری های دقیق ریاضی ونجومی همراه است که نشان می دهد درآن زمان مصریان از نظر معماری بسیار پیشرفته بوده اند .

 

یخچالها

یخچال ها توده های یخی هستند که در اثر تبلور مجدد برف تشکیل می شوند. یخچال ها می توانند تحت تأثیر نیروی جاذبه از حرکت و جریان روبه جلو برخوردارشوند.

بطور دائم 7% سطح کل خشکی های زمین از برف پوشیده شده است . دریاها و رودخانه های یخ متحرک به یخچال های طبیعی شهرت دارند. در قلب قطب شمال، قطب جنوب و مناطق کوهستانی و مرتفع زمین یخچال های طبیعی فراوانی وجود دارند. یخچال ها در گذشته از گستردگی بیشتری برخوردار بوده اند، به طوریکه نواحی که امروزه نواحی معتدل زمین را شامل می شوند در دوره های یخچالی گذشته پوشیده از یخچال های طبیعی بوده اند. یخچال ها عامل مهم در فرسایش، حمل و نقل و رسوب گذاری در دوران های مختلف زمین شناسی و همچنین در حال حاضر می باشند.

 چگونگی تشکیل  یخچال

حد ارتفاع برف های دائم خط تعادل نام دارد که با عرض جغرافیایی ،جهت قرارگیری دامنه، فراوانی بارندگی ودیگر شرایط محلی نظیر بادهای گرم و زمان نزولات تغییر می کند. بطور مثال متوسط این حد در نواحی قطبی و نزدیک قطب تا ارتفاع 600 متر از سطح دریا، در منطقه آلپ 2800 تا 3100 متر و در مناطق استوایی به 5400 تا 5800 متر می رسد. این حد تعادل در دماوند در ارتفاع 3500 متری واقع است.

در شرایط اقلیمی مناسب بخشی از برف ممکن است تابستان را بدون ذوب شدن پشت سر گذاشته و به تدریج با گذشت سالها این انباشتگی رشد عمیق تری یافته و درنهایت می تواند منجر به تشکیل یخچال طبیعی شود.

بلورهای یخ سازنده یخچال های طبیعی نوعی کانی به شمار آمده و توده های یخ یخچال های طبیعی که از تعداد زیادی بلورهای بهم قفل شده بوجود می آید نوعی سنگ دگرگونی محسوب می گردد ،که همچون دیگر سنگهای دگرگونی با افزایش دما ذوب میشوند.

 

طبقه بندی یخچال های طبیعی

یخچال های طبیعی جهان به چهار دسته اصلی طبقه بندی می شوند:

1- یخچال های دره ای (Valley glaciers)2- یخچال های کوهپایه ای (pediment glaciers)3- یخچال های پهنه ای (Ice sheets)4- یخچال های قاره ای (Continental glaciers).

یخچالهای دره ای در واقع رودهایی از یخ هستند که در دره های مناطق کوهستانی جریان دارند و همانند رودها از پهنا و عمق و طولهای متفاوتی برخورداند. یخچال های کوهپایه ای یا کوهستانی، را که گاه یخچال های آلپی نیز می نامند، یخچال هایی هستند که در دامنه کوههای مرتفع تغذیه شده و از پهلوی کوهها به طرف پایین جریان می یابند. یخچال های کوهستانی بسیار کوچک را یخچال های دیواره ای (Cliff glaciers) و یخچال های آویزان یا معلق (Hanging glaciers) و یخچالک (glacieret) می نامند.

از آنجا که سرعت حرکت پهلوها و کف هر یخچال بر اثر اصطکاک ناشی از تماس با دیواره و بستر دره کاهش می یابد، بیشترین سرعت یخچال معمولاً در محلی بالاتر از کف دره و در میانه یخچال می باشد حرکت یخچال های طبیعی از چند سانتیمترتا چند متر در روز متفاوت است. اگرچه حرکت  اکثر یخچال ها کند است اما گاهی برخی از آنها حرکتی بسیار سریع از خود نشان می دهند که موج (surge) نامیده می شود. سریعترین پیشروی که بوسیله مشاهدات واقعی مورد تأیید و تصدیق قرار گرفته برابر با 110 متر در روز و متعلق به یخچال کویت] واقع در کوههای شمال هندوستان بوده است علت حرکت سریع یخچال ها را نبود ثبات یخچال می دانند، که به نیروی جاذبه اجازه می دهد یخچال ها را از روی سطحی که بر آن قرار گرفته اند حرکت دهد. انباشت مقادیر ی آب اضافی در کف یخچال یکی از راههایی است که احتمالا موجب افزایش فشار در داخل یخچال شده و در نتیجه ذوب شدن یخ در کف یخچال، موجب حرکت آن شود.

یخچال های سرد و گرم

تمام یخچال ها سرد هستند اما برخی از آنها سردتر از حد معمول می باشند. یخچال سرد، یخچالی است که در طول ماههای تابستان نیز هیچگونه ذوبی در آن صورت نمی گیرد و دمای آن همیشه زیر نقطه انجماد است ولی یخچال گرم یخچالی است که در فصل تابستان به نقطه ذوب می رسد.

کوه یخی یا (iceberg)

کوه یخی  (Iceberg)، قطعات درشت یخ است که از انتهای رو به دریای یخچال شکسته و جدا شده است.بخش زیادی از حجم کوههای یخی درداخل آب قراردارد.حرکت این قطعات یخی  در سطح دریا وذوب شدن آنها باعث میگرددکه رسوبات حمل شده توسط آنها در دریا رسوب کند وقطعات درشت را درون رسوبات دانه ریز دریایی آزاد نماید .

 سیرک یخچالی Cirques))

هر سیرک یخچالی حوضچه ای است که یخچال کوهستانی از آن جریان می یابد به عبارت دیگر، نقطه کانونی تغذیه یخچال، سیرک نامیده می شود. پس از ناپدید شدن یخچال و ذوب تمام آن سیرک یخچالی به صورت آمفی تئاتری بزرگ و یا کاسه ای عظیم ظاهر می شود که بخشی از یک سوی آن بریده شده است دریاچه ای را که در سنگ بستر حوضچه کف سیرک تشکیل می شود دریاچه سیرکی (Tarn) می نامند.

 دره یخچالی (Glacier valley)

یخچال طبیعی معمولاً به جای ساختن دره ، مسیر دره های ساخته شده را دنبال می کند. دره های یخچالی معمولاً دارای نیمرخ عرضی پهن U شکل هستند در صورتیکه دره های کوهستانی معمولاً V شکل می باشند.

 یخرفت (Drift)

واژه کلی یخرفت به تمام رسوباتی به اطلاق می شود که یابطور مستقیم بوسیله یخچال ویا اینکه بوسیله فعالیت های یخچالی در درون دریاچه ها ، اقیانوس ها و یا رودها رسوب کرده اند. یخرفت ها به دو دسته لایه دار و فاقد لایه بندی تقسیم می شود. به یخرفت های بی لایه ای که بطور مستقیم بوسیله یخ یخچال به جا گذاشته می شوند ،تیل (Till) می گویند. تیل ها از مخلوط اتفاقی قطعه های سنگ در اندازه های مختلف تشکیل شده و می تواند قطعات بزرگ چند تنی تا دانه های کوچک رس را دربر گیرد قطعات بزرگ معمولاً مخطط و صیقلی هستند (به علت ساییدگی ناشی از حمل به وسیله یخچال).

 مورنMoraine) )

مورن واژه کلی برای توضیح بسیاری از اشکال حاصل از رسوبات یخچالی( تیل) می باشد مورنهایی انتهایی آخرین حد پیشروی یک یخچال را نشان می دهند. مورن های انتهایی هر یخچال کوهستانی به هلالی شباهت دارد که قسمت مقعر آن در جهت پایین دره گسترش یافته است.

 دوره های یخچالی

دوره های یخچالی شاخص  دوران چهارم بخصوص دور پلیستوسن هستند. هرچند دوره های یخچالی پیش از پلیستوسن در دوران پالنوزوئیک و پرکامبرین نیز شناخته شده است.

    دو دوره اصلی یخچالی در طول دوران چهارم شناخته شده که بوسیله یک دوره اصلی بین یخچالی میندل- ریس (Mindel- Riss) از یکدیگر جدا می گردند. هر یک از این دو دوره یخچالی نیز به تعدادی دوره هایکوچک تقسیم می شوند و دارای مراحل پیشرونده یا به تاخیر افتاده ای هستند که وجود آنها مشکل تعیین سن مطلق یخچالها را زیادتر می کند.
   یخچالها در اروپای شمالی، آلپ و آمریکای شمالی شناخته شده اند. تعداد هر یک آنها در این مناطق نیز متفاوت است و هم ارزی لازم تنها بین یخچالهایی که به دوره های جدیدتری تعلق دارند، دیده می شود:
1- در اروپای شمالی سه دوره یخچالی تشخیص داده شده است:
   - الستر: (Elster) یخچالها از مناطق بسیار دور تا منطقه لایپزیک پیشروی کرده بودند.
   - ساآل :(Saal) یخچالها از منطقه قبلی نیز بیشتر تجاوز کرده و تا حاشیه منطقه رن (Rhin) پیشروی کرده اند.
   - ویستول :(Vistule) یخچالها به هامبورگ رسیده و مورنهای آن از دانمارک تا ورشو و از آنجا تا روسیه بجای مانده است.
   بعد از این سه دوره یک دوره یخچالی تاخیری فرا می رسد که پهنه آن تا کشورهای اسکاندیناوی محدود بوده و به وسیله دریای بالتیک احاطه می شوند.
  
  2- در آلپ پنج دوره یخچالی شناخته شده است:
   - دوره یخچالی دونائو (Donau)، گونز (Gunz) و میندل (Mindel) که نام آنها از دانوب و شعبات آن گرفته شده و همزمان با دوره الستر است.
   - ریس: (Riss) این دوره یخبندان در داخل کوه های آلپ پیشروی کرده و تمام جلگه سوئیس را می پوشاند.
   - وورم (Vurm): وسعت این یخبندان کمتر از ریس است و یخچال رن به لیون نمی رسد.
   دوره تاخیری در منطقه آلپ با رشته ای از مورنها که اغلب دریاچه های بزرگ جبهه شمالی (دریاچه های فرانسه، سوئیس و اطریش) و جنوبی (دریاچه های ایتالیا) آلپ را احاطه کرده اند، مشخص می شود.
  
  3-درآمریکای شمالی چهاردوره یخچالی دیده می شود که بترتیب عبارتند از: نبراسکا، کانزاس، ایلینویز و ویسکانسین.
   دوره ویسکانسین با دوره های ویستول و وورم و دوره ایلینویز با دوره های ریس و ساآل از نظر زمانی مطابقت دارند.

 آب و هوای دوران چهارم بطور متناوب تغییر کرده و وجود دوره های یخچالی و بین یخچالی که اولی از روی پایین بودن درجه حرارت و فراوانی ابرها و دومی از روی بالاتر بودن درجه حرارت و کمتر شدن میزان ابرها تشخیص داده می شوند،نشانه های این تغییرات هستند. هر یک از این نوسانات با جابجا شدن مناطق آب و هوایی قطبی به طرف استوا در دوره یخچالی و به طرف قطب در دوره بین یخچالی همراه بوده است.

علت اصلی هنوز شناخته نشده ولی به نظر می رسد علت ایجاد این دوره های یخچالی در پلیستوسن ایجاد یک دوره سرد شدن کند و بلند مدت شرایط آب و هوایی بوده که از اوایل ترشیری شروع شده و در پی آن یکسری نوسانهای کوتاه مدت آب و هوایی ایجاد شده که دوره های یخچالی و میان یخچالی را تشکیل داده است.

بسیاری از دانشمندان معتقدند که اگر تغییرات مداری زمین در آینده نیز مانند گذشته کنترل کننده ی شرایط آب و هوایی زمین باشد. کره زمین در حدود 23 هزار سال دیگر نیز وارد یک دوره جدید یخچالی خواهد شد.

 تهیه کننده:ریحانه احمدی روحانی

 

 

آبشارهای نیاگارا

آبشار های نیاگارا ، در مسیر رودخانه نیاگارا در آمریکای شمالی واقع شده اند. آب بیشتر دریاچه های پنجگانه ، به این رود می ریزد. از این آبشار عظیم، در هر دقیقه تقریباً 450000 تن آب از بالای صخره به درون دره ای عظیم ، می ریزد . این آبشارها ، در مرز دو کشور آمریکا وکانادا قرار گرفته اند. آب به دو سوی یک جزیره می ریزد و قسمت بیشتر آن به سمت آبشار نعل اسبی کانادا جریان دارد ، بقیه آب به سوی آبشارهای آمریکا روان می شود. آب آبشار نیاگارا ، هنگام ریزش ،صخره زیر آن را فرسایش می کند .بدین ترتیب محل این ابشار بتدریج تغییر می کند.این آبشار، در مقایسه با هزاران سال قبل ، 11کیلومتر ، به سمت شمال تغییر مکان داده است . با توجه به این فرسایش تدریجی ، هزاران سال بعد ، این آبشار به کلی از بین خواهد رفت . مردم می توانند با استفاده از برجکهای دوربین دار، این آبشارها را تماشا کنند ویا در آبهای خروشان آن ، به قایقرانی مشغول شوند. عبور از عرض پر خطر آبشار نیاگارا،نیازمند مهارت وشجاعت فراوان است .در روز سی ام ماه ژوئن سال 1859، چارز بلوندین ، این مسیر دلهره آور را با استفاده از یک طناب محکم ،طی کرد.


یکای طول(واحد بین المللی اندازه گیری مسافت)

از چهار قرن پیش ،پیشرفت علم وصنعت وارد مرحله جدیدی شد .داد وستد در مناطق دور ونزدیک جهان رونقی تازه یافت این کار باعث شد که وسایل اندازه گیری دقیق تر شوند و توجه به یکاهای مناسب و همگانی افزایش یابد.نخستین کسی که اقدام به انتخاب یکاد های مشخص وساده کرد کشیشی فرانسوی به نام موتون از شهر لیون بود که در سال 1670 روش ساده مقیاس های دستگاه متریک را پیشنهاد کرد . بیش از یک قرن از پیشنهاد موتون گذشت با وقوع انقلاب کبیر فرانسه جامعه آمادگی لازم را یافت تا روش های تازه را بپذیرد . در سال 1790فرهنگستان علوم فرانسه به بوردا ، لاگرانژ ، لاپلاس و کوندورسه که از دانشمندان مشهور آن زمان بودند ماموریت داد تا در باره یکای طولی که پذیرش بین المللی داشته باشد ، بررسی کنند . این هیات مرکب از 4 دانشمند فرانسوی پیشنهاد دادند که محیط زمین مبنای سنجش طول  قرار گیرد .این گروه پس از یک سال مطالعه در سال 1791دو نفر از منجمان معروف فرانسه به نام دولامبر و میشن را مامور کردند تا طول قوس نصف النهار دونکرک و بارسلون را که در فرانسه و اسپانیا قراردارند اندازه بگیرند . آنها نه سال با تلاش پیگیر به این کار علمی ادامه دادند .تا اینکه در سال 1799 نتیجه کار خود را به فرهنگستان علوم فرانسه تسلیم کردند و پایه ای برای یکای بین المللی به وجود آوردند . بر این اساس یک متر ، فاصله دو علامت روی میله ای از جنس پلاتین و ایردیم  تعریف شد که این فاصله برابر یک ده میلیونیم فاصله استوا از قطب زمین  روی نصف النهاری است که از شهر پاریس می گذرد .

تقسیمات جزیی تر و کلی تر سیستم متریک (صدقسمتی)

تقسیمات جزیی تر

تقسیمات کلی تر

واحد

متر

نماد

واحد

متر

نماد

دسیمتر

 

(1/10)=10-1

d

دکامتر

10

da

سانتیمتر

 

(1/100)=10-2

c

هکتومتر

100

h

میلیمتر

 

(1/1000)=10-3

m

کیلومتر

1000

K

میکرومتر

 

(1/106)=10-6

µ

مگامتر

106

M

نانومتر

 

(1/109)=10-9

n

گیگامتر

109

G

پیکومتر

 

(1/1012)=10-12

p

ترامتر

1012

T

فِمتومتر

 

(1/1015)=10-15

f

پتامتر

1015

P

آتومتر

 

(1/1018)=10-18

a

اگزامتر

1018

E


یکا های (معیار های بین المللی) اندازه گیری دمای هوا

1-     سلسیوس(درجه سانتیگراد صد قسمتی)

آندرس سلسیوس  (  Anders، Celsius)1701- 1744پدر وپدر بزرگ این دانشمند سوئدی ریاضی دان بودند و عمویش گیاه شناس او در هیات اعزامی برای بررسی پدیده نوری شفق شمالی قطبی شرکت جست و در سال 1730استاد نجوم دانشگاه اوپسالا شد . شهرت سلسیوس چندان ارتباطی با مسائل نجومی ندارد بلکه به دلیل اختراع دما سنج صد قسمتی شهرت یافت . او لوله نازکی را که یک انتهایش بسته و انتهای دیگرش به مخزنی منتهی می شد ، اختیار و مخزن و قسمتی از لوله را با جیوه پر کرد. سپس مخزن و لوله را یکبار در یخ مذاب  و بار دیگر در بخار آب جوشان در فشار جوّ قرار داد و نقطه های تعادل را علامت گذاشت و این فاصله را به صد قسمت تقسیم کرد . سلسیوس ابتدا نقطه جوش آب را صفر درجه و نقطه انجماد آب را صد در نظر گرفته بود  ولی بعدا ً این ترتیب را معکوس کرد .این درجه بندی به سانتی گراد یا صد قسمتی معروف است.

2-     فارنهایت

دانیل گابریل فارنهایت در سال 1714این معیار اندازه گیری دما را طراحی کرد معاصران وی از این که دما سنج فارنهایت از هر لحاظ با دما سنج های آن زمان ها سازگاری داشت ، دچار شگفتی شدند. راز دما سنج فارنهایت در این بود که وی با به کار گرفتن چند نقطه مرجع ،درجه های روی مقیاس را خیلی دقیق تقسیم بندی کرده بود . فانهایت با مخلوط کردن یخ - نمک خوراکی به آمونیاک پائین ترین دمای ممکن را در آن زمان به دست آورد وآن را نقطه ثابت پائینی خود قرار داد. نقطه ثابت دوم را با فرو بردن دما سنج در آمیزه ای از آب ویخ به دست آورد . اوفاصله بین این دونقطه را به 32 قسمت تقسیم کرد . فارنهایت مقیاس خود را با دمای بدن انسان سالم امتحان کرد و این نقطه جدید  98 درجه فارنهایت بود و بعد ها او نقطه مرجع چهارمی را معرفی کرد که نقطه جوش  آب بود و برابر  212درجه فارنهایت است چون در مقیاس فارنهایت ،نقطه ذوب یخ32  درجه فارنهایت است وآب در212 درجه فارنهایت  می جوشد ،   180 درجه فارنهایت متناظر با 100 درجه سلسیوس است و در نتیجه رابطه تبدیل این دو مقیاس دما  بدین ترتیب است:

T= دما

θ = سلسیوس

°F = درجه فارنهایت

°C = درجه سانتی گراد

(180/100) = 180 تقسیم بر 100

(9/5) =  9تقسیم بر5

T(°f) = 32+(180/100) θ(°C)  =  32+(9/5) θ(°C)

 

θ(°C) = (9/5)[ T(°f)-32]

 

3-     کلوین(Kelvin)

لرد ویلیام تامسون کلوین(1907-1824) در بلفاست ایرلند متولد شد و در اسکاتلند چشم از جهان فرو بست . پدرش در دانشگاه بلفاست استاد ریاضیات بود و او از 8 سالگی با علاقه بسیار در جلسه های سخنرانی پدرش حاضر می شد . کلوین در 11 سالگی وارد دانشگاه گلاسکو شد وبه عنوان شاگرد دوم در ریاضیات فارغ التحصیل شد . سپس به دانشگاه کمبریج رفت وفلسفه طبیعی را خواند . او در 20 سالگی نخستین مقاله علمی خود را نوشت و به انجمن سلطنتی ادینبورو  داد . او قریب نیم قرن به تدریس فیزیک در دانشگاه گلاسکو اشتغال داشت . همچنین با ژول   اثر ژول- تامسون را کشف کرد که بنابر آن  وقتی گازها منبسط می شوند ،دمای آنها کاهش می یابد . کلوین پائین ترین دمای ممکن را 273- درجه سلسیوس تعیین کرد  وآن را صفر مطلق نامید . این درجه بندی به افتخار او به درجه بندی کلوین معروف است . او در کشیدن سیم تلگراف در کف اقیانوس اطلس همکاری داشت و اختراع نوعی گالوانومتر و بعضی ابزار های حساس اندازه گیری از کارهای اوست.

توضیح : برای دما ،حدّ بالایی وجود ندارد . مثلا ًدمای درون خورشید بیش از 150 میلیون درجه سلسیوس است . ستاره های دیگری وجود دارند که دمای آنها بیش تراز این است . اما برای دما یک حد ّپائین وجود دارد که  این دما تقریبا ًبرابر با 273-  درجه سانتیگراد است .که آن را صفر مطلق یا صفر کلوین می نامند.


یکای زمان(واحد بین المللی اندازه گیری زمان)

جهت تعیین یکای زمان از پدیده های  تکرار شونده مثل حرکت وضعی کره زمین به دور خودش استفاده می گردد.  هر یک با چرخش کره زمین برابر با تقریبا ً 24 ساعت است وهر ساعت 60 دقیقه   و هر دقیقه 60 ثانیه می باشد . یعنی هر ثانیه یک هشتا د و شش هزاروچهار صد م(86400/1)یک شبانه روز است . امروزه ثانیه را با استفاده از دوره تناوب تابش گسیل شده از اتم سزیم ، که همواره ثابت است تعریف می کنند .بر این اساس ساعت های اتمی ساخته شده است . ساعت اتمی دستگاهی است که حدود 6 متر طول دارد و دقتی معادل یک در1013 دارد  ودقت آن برابر با 3 میلیونیم ثانیه در سال است که در یک میلیون سال 3 ثانیه خطا دارد.

برخی زمان های اندازه گیری شده بر حسب ثانیه

زمان

ثانیه

عمر زمین

1/4 ضربدر 10به توان 17

عمر متوسط انسان

2 ضربدر 10به توان 9

یک سال

3/1 ضربدر 10 به توان 7

یک شبانه روز

8/6ضربدر 10به توان4

نیم عمر نوترون آزاد

7 ضربدر 10 به توان2

زمان بین دو ضربان عادی قلب انسان

8 ضربدر 10 به توان 1-

دوره پرتو گامابا انرژی یک میلیون الکترون ولت

4ضربدر 10 به توان21-

زمان لازم برای عبور یک نوترون سریع از هسته ای با اندازه متوسط

2ضربدر10به توان23-

طول عمر کم ترین ذره ناپایدار

10به توان24-


مخترعین دستگاه اندازه گیری فشار هوا(فشارسنج)

پاسکال (1662-  1623)  فیزیکدان فرانسوی بود که در سن 16 سالگی کتابی در هندسه نوشت و در نوزده سالگی نوعی ماشین حساب را که به کمک چرخ دنده جمع وتفریق می کرد اختراع کرد و او حساب احتمالات را پایه گذاری کردو در موضوع فشار هوا به آزمایش پرداخت و به این نتیجه رسید که اگر فشار هوا مربوط به وزن جوَ باشد باید هر اندازه از زمین بالاتر رویم فشار هوا کاسته شود. پاسکال 39 سال زندگی کرد . مدتی در بستر بیماری گذراند. وی برای تحقق هدف هایش از دیگران کمک گرفت و آنها را به تحقیق واندازه گیری مشغول کرد . مثلا ً از یکی از دوستانش خواست که به بالای کوه برود  وبا خود هواسنج را بالا برد و ارتفاع ستون جیوه هواسنج را در بالای کوه اندازه بگیرد. با این اندازه گیری مشخص شد که فشار هوادر بالای کوه6/7سانتی متر جیوه کمتر از فشار هوادر پائین کوه است وبه این طریق درستی نظریه پاسکال تائید شد .

توریچلی (1626 - 1561) ریاضی دان و فیزیکدان ایتالیایی در شهر فانیزابه دنیا آمد . اودر آغاز منشی گالیله بود پس از او در فلورانس جایش را گرفت وبه استادی فلسفه و ریاضیات منصوب شد .گالیله توجه توریچلی رابه سوی مسائل فیزیک تجربی معطوف کرد .در آن زمان موضوع تلمبه های آبکش بسیار مورد توجه بود و مشخص شد که تلمبه ، آب رابیش از ده متر وسی سانتی متر بالا نمی برد. توریچلی با انجام آزمایش جالبی نشان داد که علت آین موضوع وزن و فشارهوا است . توریچلی با آزمایش های متعدد به این نتیجه رسید که هوا ، بر خلاف نظر ارسطو وزن دارد و همین وزن هوا است که آب را داخل تلمبه بالا می برد . توریچلی دستگاهی ساخت که می توانست وزن هوا را اندازه بگیرد. توریچلی با آزمایش مخصوص خود نشان داد که هوا فشار دارد و با اندازه گیری ارتفاع ستون جیوه فشار هوا را اندازه گرفت و دستگاه خود را هوا سنج نامید.

دستگاه اندازه گیری فشار خون

 این دستگاه نوعی دستگاه فشار سنج جیوه ای است .که تشکیل شده است از یک کیسه هوا ،یک پمپ هوا، ویک فشار سنج ویک گوشی معاینه طبی .

نحوه استفاده از این دستگاه بد ین شرح است : کیسه هوا را دور بازوی بیمار می بندند و توسط یک پمپ دستی آن را پر از هوا می کنند تا جایی که فشار کیسه هوا روی بازو، شریان بازویی را ببندد و جریان خون در آن قطع شود . سپس هوای درون کیسه را به تدریج خارج می کنند . وقتی فشار کیسه تا حد فشار بیشینه (سیستولی) قلب پائین آمد خون با هر تپش قلب به طور متناوب از شریان عبور می کند . این آغاز جریان متناوب خون را می توان به وسیله گوشی معاینه که روی بازو ودر زیر بازوبند قرار داده می شود به وضوح تشخیص داد با ادامه کاهش فشار درون کیسه ، بازه زمانی جریان متناوب خون طولانی تر می شود . وقتی که فشار به یک حد کمینه (دیاستول)فشار قلبی رسید جریان خون پیوسته می شود وصدای حرکت آن قطع نمی شود . مقادیر نوع فشار بیشینه و فشار کمینه قلبی در افراد سالم به ترتیب mm-Hg (میلیمتر جیوه) 120و mm-Hg(میلیمتر جیوه) 80است که معمولا ًبه اختصار 12روی 8اعلام می شود.


معنی واژه های جغرافیایی زیر از لغت نامه دهخدا

به سبب وجود بعضی لغات واصطلاحات جغرافیایی مترادف  که در محاوره  عامیانه مردم نیز استفاده می گردد بر آن شدیم که معنای دقیق وعلمی این لغات را ذکر نموده تا از به کار بردن آنها به جای هم  به ویژه توسط همکاران عزیز جغرافیا در کلاس های درس پرهیز گردد.

 

تالاب . (اِ) ۞ تال . (برهان ). آبگیر و استخر را در هند تالاب گویند. (فرهنگ نظام) ). آبگیر و استخر وبرکه) . (ناظم الاطباء). استخر. (برهان ). غدیر. کول .

 

باتلاق . (ترکی ، اِ) کلمه ٔ ترکیست ، بمعنی زمینی که آب بسیار همیشه آنرا گلناک دارد بدان حد که پای یا تن آدمی و ستور در آن فروشود. لجن زار. مرداب . زمین پر گل و لای که عبور کاروان از آن مشکل بود. (ناظم الاطباء). رجوع به باطلاق شود.


مرداب . [ م ُ ] ۞ (اِ مرکب ) برکه و آبگیر عمیق و پر عرض و طول . (جهانگیری ). تالاب و استخر و آبگیر عمیق و پر عرض و طول .(برهان قاطع). غالباً در آب غیر روان استعمال می شودکه ایستاده است و حرکت نمیکند بخلاف آب رود که جنبش و رفتار دارد. (انجمن آرا). آب ایستاده ٔ غیر جاری و ناروان خلیج . (ناظم الاطباء). آب راکد و ساکنی که نه چون رودخانه جریان داشته باشد و نه چون دریا موج ؛ و اغلب بر خلیج های بسیار کوچکی اطلاق می شود که از پیش رفتگی آب دریا در خشکی حاصل شده باشد و پناهگاه بی تموج و آرامی است برای قایق ها و کشتی های کوچک ، مثل مرداب غازیان و مرداب انزلی ؛ یا به آبگیر وسیعی اطلاق شود که از تجمع آب رودخانه حاصل شده است چون مرداب گاوخونی . پیش رفتگی کوچک دریا در خشکی . (لغات فرهنگستان(

 

مانداب . (اِ مرکب ) جایی که در آن آب مانده و بدبو می شود. (فرهنگستان ). مانده آب . مرداب . آب راکد که مانده و بدبو شده باشد.

 

خلاش . [ خ ِ ] (اِ) زمین پر گل و لای . || زمین که در آن آب و لای بهم آمیخته است . (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). لجن . (یادداشت بخط مؤلف ). خلیش که آنرا چیچله و خلاب و غریقج نیز گویند. (شرفنامه ٔمنیری).

 

معنی واژه های جغرافیایی زیر از فرهنگ اصطلاحات جغرافیایی

تالاب(ETANG)

دریاچه کم عمقی که به ویژه در یک شنزار یا درمیان شن های ساحلی به وجود آمده باشد.

 

باطلاق (SWAMP)پهنه زمینی پست که از رطوبت اشباع شده و معمولا رستنیهایی بر آن روئیده است و برخلاف خلاش ،نباتات آن در حال پوسیدن نیستند،گرچه عرفا واژه های باتلاق ومانداب و خلاش به طور مترادف استعمال می شوند.

رطوبت باتلاق ناشی از مانعی بر سر راه زهکشی آنست ،که ممکن است به سبب همواری سطح زمین یا وجود سنگهای نفوذ ناپذیر و یا روئیدن گیاهان پیش آید.

 

مرداب(LAGOON) آب شور و کم عمقی که به وسیله زمین باریکی از دریا به طور کامل و یا ناقص جدا شده باشد.

 

مانداب(MARSH) قطعه زمینی پست که از رطوبت اشباع شده ومعمولا رستنی هایی در آن روئیده است. ویا زمین پست و مرطوبی که گاهگاه به زیر اب رفته و به دلیل نفوذ ناپذیری خاک و کمبود زهاب از گل و لای فراوانی تشکیل یافته باشد.

 

خلاش (BOG) گل نرم واسفنجی ، که از مواد پوسیده و خاکهای گیاهی ترکیب یافته باشد ، این عارضه که به آن خلاب نیز گویند  معمولا به صورت آبهای راکد و کم عمق مانند دریاچه و امثال آن دیده می شود .منشا خلاش بیشتر توده  خزه هایی هستند که از خشکی به روی آب شناور شده و به مرور زمان به صورت مواد گیاهی در کف دریاچه ته نشین می گردند .بطوریکه کف تمام دریاچه ها و مانداب ها و خلاش ها به وسیله لایه ای از خزه های ته نشین شده پوشیده گردیده است . افزایش این رسوبات بر سرعت تبدیل یک دریاچه یا مرداب به خلاش می افزاید.

 

آلودگی هوا در بسیاری از نقاط ایران بیش از حد هشدار است

توصیه های پزشکی در برخورد با هوای غبارآلود تهران

یک متخصص آسم و آلرژی در پی بروز گرد و غبار تهران به مردم بویژه بیماران مبتلا به آسم و آلرژی هشدار داد که از منازل خود طی دو روز آینده خارج نشوند و در و پنجره های خود را کاملا بسته نگه دارند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز  ،  گردو غبار ، امروز تهران را در برگرفت و پیش بینی می شود تا عصر روز سه شنبه این هفته ادامه داشته و احتمالا از میزان فعلی گردو غبار کاسته شود .
توده هوای غبار آلود از شنبه هفته جاری ازسمت عراق وارد نوارد غرب و جنوب کشور شده و با درگیر کردن استانهای این منطقه امروز وارد تهران شد.
دکتر “ناصر جواهر تراش “‌  افزود: بیماران، کودکان و افراد مسن در صورتیکه که مجبور شوند به خارج از منزل بروند باید حتما از ماسکی از نوع “SAS” استفاده کنند.
وی با بیان اینکه “به دلیل وجود ذرات ذرات ریز در گرد و غبارموجود هوای تهران برای خنک کردن دمای منازل نباید از کولرهای آبی استفاده شود” گفت :کولر های گازی مناسب چنین هوایی است .
این عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران اظهار داشت :‌کولر های آبی باعث ورود گرد و غبار و آلودگی بیشتر از بیرون به منازل می شود.
دکتر جواهر تراش گفت : چنانچه بیماران مبتلا به آسم ،‌ آلرژی و کسانی که مبتلا به سرماخوردگی و سرفه های شدید هستند، دچار حملات تنگی نفس شوند باید از افشانه ( اسپری) های تنفسی استفاده کنند.
این متخصص آسم و آلرژی به سالخوردگان ، کودکان و همچنین بیماران قلبی نیز توصیه کرد که از خارج شدن از منازل طی روز های آتی تهران خودداری کنند.
معاون اداره کل پیش بینی سازمان هواشناسی کشور به سازمان های ذی ربط امروز در گفت و گو با خبرنگار ایرنا هشدار داد: با درگیر شدن تهران با توده های گرد و غبار،تمهیدات لازم بهداشتی و زیست محیطی اتخاذ شود.
دکتر “عباس رنجبر” گفت: با توجه به اینکه اندازه این ذرات، ریز است اثرات مخربی در برداشته و به بیماران تنفسی، کودکان و نیز افراد مسن توصیه می شود از تردد غیر ضروری در سطح شهر بپرهیزند.
به گفته وی اکنون توده هایی از این گرد و غبارها علاوه بر شمال غرب بخش های نیمه غربی کشور را از قبیل استان های کرمانشاه ایلام، لرستان، خوزستان، فارس، چهارمحال بختیاری ،‌کهکیلویه و بویراحمد، اصفهان، همدان، استان مرکزی و باشدت کمتری استان های قزوین و قم، زنجان، تهران و سواحل خلیج فارس را درگیر کرده است.
این کارشناس پیش بینی همچنین اعلام کرد: با توجه به اینکه وزش بادی طی روزهای آینده برای تهران پیش بینی نمی شود، شرایط ثابتی درپیش خواهد بود.

* آلودگی هوا در قم دو برابر استاندارد

رئیس سازمان محیط زیست استان قم میزان آلودگی هوا در قم را حداقل ۲ برابر استانداردهای معمول دانست.

علیرضا نجیمی در گفتگو با مهر در قم با اشاره به آلودگی هوای استان قم اظهار داشت: منشاء این گرد و غبار که بخش قابل توجهی از استان‌های کشور را فرا گرفته است، گرد و غباری است که از کشورهای عربستان و عراق برخاسته، وارد کشور شده است.

وی با اشاره به هوای آلوده شهر قم، میزان آلودگی را فراتر از استانداردهای معمول دانست و گفت: به دلیل وقوع این گرد و خاک، غبار بسیاری شهر قم را فرا گرفته است که شهروندان در این شرایط باید بسیار مراقب باشند.

نجیمی با بیان اینکه کارشناسان محیط زیست در حال بررسی دقیق موضوع هستند میزان آلایندگی هوا را حداقل دو برابر استانداردهای معمول دانست و تاکید کرد به شهروندان، بویژه کودکان، کهنسالان و افرادی که دچار مشکلات تنفسی هستند توصیه می‌کنم حتی‌الامکان از ترددهای غیر ضروری در سطح شهر خودداری نمایند.

وی اظهار داشت: گردوغبار امروز و فردا قطعا در قم وجود خواهد داشت اما روز سه‌شنبه از شدت آن کاسته خواهد شد.

رئیس سازمان حفاظت محیط زیست استان قم تصریح کرد: استان قم در موقعیت کویری و خشک قرار گرفته است به همین دلیل میزان گردوغبار در آن افزایش پیدا می‌کند.

وی در ادامه با اشاره به سفر سرکار خانم جوادی، رئیس سازمان محیط زیست کشور به عراق جهت بررسی موضوع خاطر نشان کرد: رئیس سازمان در این سفر علاوه بر مذاکره با مسئولان زیربط عراقی راهکارهای رفع این مشکل را مورد بحث بررسی قرار خواهد داد.

نجیمی در پایان تاکید کرد: برای حل مشکلات زیست محیطی دنیا باید جهانی فکر کرد و منطقه‌ای عمل کرد.
* افزایش آلودگی هوای شیراز به ۱۰برابر حد مجاز

آلودگی هوای شیراز ناشی از افزایش ذرات گرد و غبار امروز به ۱۰برابر میزان مجاز خود رسید.

این آلودگیها از عصر روز گذشته شدت گرفته و امروز بر میزان آن افزوده شده به طوریکه در برخی از نقاط وسعت دید به حدی چمشگیر کاهش یافته و شهروندان شیرازی در قمستی از نقاط شیراز به جای استنشاق هوا گرد و خاک در ریه خود فرو می کنند.

سازمان محیط زیست استان فارس در اطلاعیه ای به شهروندان هشدار داد که با وجود احتمال ادامه این وضعیت، شهروندان به ویژه افراد مسن و خردسال به غیر از موارد ضروری از خانه خارج نشوند و در محیطهای باز نیز حتی الامکان از ماسک استفاده کنند.

در ادامه این اطلاعیه آمده است: “چنانچه شرایط جوی در روزهای آینده به همین وضعیت ادامه یابد با هماهنگی اداره کل هواشناسی استان فارس و کمیته کاش آلودگی هوا تصمیمات خاصی اتخاذ می شود”.

* آلودگیهای فارس امشب اوج می گیرد/وسعت دید ۱۰۰متر

مدیر کل هوا شناسی استان فارس نیز در این خصوص گفت: این موج گرد و غبار از کشورهای عربستان، عراق و کویت وارد ایران شده و از سمت بوشهر و خوزستان به استان فارس رسیده است.

عبدالکریم جامعی با اشاره به اینکه این موج آلودگی کل استان فارس را فراگرفته است، افزود: پیش بینی می شود که این وضعیت تا  امروز دوشنبه نیز ادامه داشته باشد اما بر اساس پیش بینیهای به عمل آمده موج آلودگهای هوایی دیگری نیز برای این ماه در روزهای آینده پیش بینی می شود.

وی با اشاره به کاهش دید به ویژه در مناطق غربی، مرکزی و جنوبی استان فارس نیز بیان کرد: این آلودگی هوا در برخی از نقاط به حدی شدت یافته که وسعت دید را به ۱۰۰متر تقلیل داده است از این رو از افراد مسن، کودکان و اشخاص حساص به گرد و خاک تقاضا می شود که جز در موارد ضروری در فضای آزاد حاضر نشوند.

* وضعیت بحرانی هوا در کرمانشاه/ آلودگی هوای کرمانشاه ۲۱ برابر حد مجاز
رئیس سازمان محیط زیست استان کرمانشاه گفت: هم اکنون میزان آلودگی هوا ناشی از گرد و غبار در استان کرمانشاه ۲۱ برابر حد استاندارد است.

حمیدرضا صمد زاده میزان غلظت گرد و غبار در هوای کنونی استان را سه هزار و ۱۹۲ میکروگرم بر متر مکعب اعلام کرد و گفت: این میزان بیش از ۲۱ برابر حد مجاز است.
هم اکنون گرد و غبار شدیدی هوای استان کرمانشاه را فرا گرفته و زندگی عادی مردم را به شدت مختل کرده در عین حال پرواز صبح امروز فرودگاه کرمانشاه نیزبه دلیل کاهش شدید دید لغو شده است.
 بر اساس آخرین گزارشات دریافتی تاکنون دهها بیمار به دلیل مشکلات تنفسی و قلبی ناشی از این گرد و غبار در بیمارستانهای کرمانشاه بستری شده اند.
 علی محمد زورآوند کارشناس هواشناسی کرمانشاه نیز در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: هم اکنون میزان دید در شهر کرمانشاه حداکثر ۱۰۰متر است که این شرایط در شهرستانهای سرپل ذهاب و قصر شیرین به کمتر از ۵۰ متر رسیده است.
به دلیل شدت آلودگی هوا در شهرستان مرزی قصر شیرین فرماندار این شهرستان طی اطلاعیه ای تمامی ادارات این شهرستان را تعطیل اعلام و از مردم خواست که از منازل خود خارج نشوند.
به دلیل شرایط بحرانی به وجود آمده هم اکنون جلسه ای ویژه ای با حضور مدیران استان تشکیل شده تا آخرین وضعیت را بررسی نمایند.
 استان کرمانشاه به دلیل همجواری با کشورعراق در اغلب ماه های سال به ویژه فصل تابستان شاهد گرد غبار شدیدی که از بیابانهای این کشور و عربستان ناشی می شود، است

انرژی های پاک

 انرژی برق آبی :در سال 2001، مصرف جهانی انرژی برق آبی به رقم 2627 تراوات ساعت رسید. در این سال، آمریکای شمالی 8/21 درصد، اروپا 9/23 درصد، کشورهای آسیا و اقیانوسیه 7/21 درصد، آمریکای جنوبی و مرکزی 20 درصد، کشورهای شوروی سابق 7/5 درصد، آفریقا 1/3 درصد و خاورمیانه 3/0 درصد، مصرف انرژی برق آبی جهان را به خود اختصاص داده اند. در میان کشورهای جهان، بیشترین سهم مصرف، به کانادا، برزیل، چین و آمریکا، به ترتیب با 6/12، 3/10، 8/9 و 1/8 درصد ازمصرف جهانی تعلق داشت.
انرژی خورشیدی :حدود دو دهه پس از ورود سلول های فتوولتائیک به عرصه عمومی تولید انرژی، ارتباط تنگاتنگ سیاست و منابع انرژی موجب شد تا دیگرجایی برای بحث توجیه اقتصادی یافتن برای روی آوردن به سمت بهره گیری از انرژی خورشید و تولیدی الکتریسته نماند. در ایران، چون ایران روی کمربند خورشیدی جهان قرار گرفته است و یکی از کشورهایی است که از تابش نور خورشید با قدرت و توان مطلوب برخوردار بوده و از مناطق بسیار مستعد برای بهره گیری از این انرژی است، به طوری که میزان تابش متوسط روزانه آفتاب به 4 کیلووات ساعت بر متر مربع می رسد و متوسط تعداد ساعات آفتابی، از 2800 ساعت درسال بیشتر است. البته، مقادیر ذکر شده به طور متوسط بیان شده اند و در شهرهای کویری کشور همچون یزد، ساعات آفتابی به 3200 ساعت نیز می رسد. با توجه به این که، ایران کشور کوهستانی است که اکثر نقاط آن در ارتفاعی بالاتراز 1000 متر از سطح دریا واقع شده اند توان دریافتی از تابش نور خورشید آن بیشتر خواهد بود.
گفتنی است که مصرف انرژی های تجدید پذیر ایران پایین بوده و از این رو، هنوزانرژی خورشیدی رسماً تجاری نشده است. مناطقی که پتانسیل بالایی برای انرژی خورشیدی دارند؛ عبارتند از: شیراز، تهران، خراسان، یزد و سمنان. طرح های خورشیدی شامل نیروگاه دریافت کننده مرکزی، سهموی خطی، سیستم فتوولتائیک و آبگرمکن های خورشیدی می باشند.
بررسی امکان استفاده از انرژی خورشیدی از دیدگاه اقتصادی :هر چند هزینه استفاده از انرژی خورشیدی بسیار بالاست، ولی امروزه در سیاست گذاری ها فقط هزینه سیستم های خورشیدی در نظر گرفته نمی شود، بلکه فواید حاصل از بکارگیری آنها، مانند کاهش آلودگی محیط زیست نیز مدنظر قرار می گیرد، با وجود تمام مسائلی که مطرح می شود، می توان مناطقی از کشور را یافت که استفاده از انرژی خورشیدی در آنها توجیه اقتصادی دارد. به عنوان نمونه، استفاده ازسلول های خورشیدی در مناطق دور دست رامی توان در عرض چند سال به قیمت روز رساند. با توجه به فناوری های موجود و وسعت استفاده از انرژی خورشیدی در دنیا، به نظر می آید در بخش هایی مانند گرمایش ساختمان ها، تولید آب گرم، طبخ غذا، خشک کن ها وآب شیرین کن ها، این انرژی می تواند با انرژی های رایج رقابت کند. تحقیقات انجام شده نشان می دهد که درحال حاضر، ساخت نیروگاه های مستقل خورشیدی به صرفه نیست بلکه نیروگاه های چرخه ترکیبی، همچون خورشیدی- گازی یا خورشیدی- بخاری بسیار اقتصادی خواهند بود.
یکی از موانع مهم در استفاده از انرژی های خورشیدی، سرمایه بر بردن صنایع خورشیدی است که باید راهکارهای اساسی آن اندیشیده شوند. انواع مختلف انرژی های تجدیدپذیر بر اثر وجود آفتاب تولید شده اند. سلول های فتوولتائیکی که تولید برق می کنند، سیستم های سهموی و برج های متمرکز کننده خورشیدی، انرژی باد وانرژی زمین گرمایی همگی انرژی خود را از خورشید می گیرند، هم اکنون در کشورهای اروپایی به شدت روی انرژی خورشیدی کار می شود و استفاده از این انرژی، حرف اول زندگی بشر را در آینده خواهد زد.
انرژی باد :در چند سال گذشته، میانگین رشد سالانه انرژی باد در دنیا حدود 30 درصد گزارش شده است که بیشترین نرخ رشد را درمیان سایر منابع انرژی در دنیا برخوردار است. کل ظرفیت برق بادی در جهان در سال 2001 به 24000 مگا وات رسید. اروپا در حال حاضر؛ بیش از 70 درصد از برق بادی جهان را تولید می کند و حدود دو سوم از ظرفیت های اضافه شده تولید در سال 2001، به کشورهای اروپایی اختصاص دارد. در حال حاضر، مزرعه های بادی در آمریکا حدود 10 میلیارد کیلو وات ساعت در سال برق تولید می کنند که از نظر ملاحظات زیست محیطی و مبارزه با تولید گازهای گلخانه ای، این میزان انرژی باد می تواند سالانه از انتشار 5/7 میلیون تن دی اکسید کربن جلوگیری کند.
استفاده از انرژی برق در ایران در پروژه «تعیین پتانسیل باد درایران»، 26 منطقه کشور شامل 45 سایت مورد مطالعه قرار گرفت که براساس نتایج این پروژه، ایران کشوری با باد متوسط است، ولی برخی از مناطق آن، دارای باد مناسب و مداومی برای تولید برق می باشند. توان بالقوه انرژی باد در سایت های مطالعه شده حدود 6500 مگا وات بوده و اکثر نقاط دارای پتانسیل، در مناطق شرقی کشور واقع شده اند.
در میان انواع انرژی های تجدید پذیر، انرژی باد هزینه سرمایه گذاری اولیه کمتری دارد. با بهبود فناوری، افزایش توربین ها و رفع محدودیت ها، کاهش چشمگیری در این هزینه متصور است. در حال حاضر، برق تولیدی از سوخت های فسیلی، ارزان تر از برق تولیدی از توربین های بادی است. که هزینه بهره برداری از انرژی باد حدود 85 درصد در طول 20 سال گذشته کاهش نشان می دهد.
انرژی زمین گرمایی (ژئوترمال) :انرژی زمین گرمایی، از حرارت حاصل از تجزیه مواد رادیواکتیو، هسته مذاب کره زمین، کوه زایی و واکنش های درون زمین سرچشمه می گیرد. تقریباً در همه جا، در قسمت های کم عمق زمین و یا در 10 فوت بالاتر از سطح زمین درجه حرارت تقریباً یکنواخت باقی می ماند و بین 50 تا 60 درجه فارنهایت (10 تا 16 درجه سانتیگراد) می باشد. چشمه های آب گرم، نمونه هایی از انرژی زمین گرمایی هستند، آب توسط سنگ های زیرزمین گرم می شوند و سپس در سطح زمین جریان می یابند. حدود بیست کشور از این انرژی برای گرم کردن خانه ها، آب و یا برای تولید الکتریسیته استفاده می کنند در حال حاضر بازده کلی این سیستم کمتراز یک درصد از انرژی مورد نیاز جهان است. درسال 2000 حجم تولید برق و حرارت از انرژی زمین گرمایی در جهان 65/49261 گیگاوات ساعت برق بوده است

انرژی زیست توده :گونه های مختلفی از انرژی، سوخت های منابع جامد وگازی، حرارت، موادشیمیایی و دیگر مواد را می توان به وسیله فناوری های بیو انرژی، از منابع گیاهی- جانوری تجدیدپذیر به دست آورد. تحقیقات وگسترش فناوری های این نوع سوخت در سه حوزه اصلی صورت می پذیرد: تولید سوخت، پیدا کردن کاربردهای آن، ایجاد کردن زیرساخت های مناسب توزیع زیست توده، چهارمین منبع بزرگ انرژی در جهان بوده و حدود 14 درصد انرژی جهان را فراهم می کند و زیست توده یا بیوماس، اصطلاحی است که برای توصیف یک رشته از محصولاتی که از فرآیند نورساخت(فتوسنتز) به دست می آید، به کار می رود. کاربرد اقتصادی بسیار رایج انرژی زیست توده، استفاده از مواردی است که برای منظورهای دیگر جمع آوری شده اند، نظیر پس مانده های حاصل از کشاورزی، غذا و ضایعات شهری.
انرژی های دریایی :دریاها با فرآیندهای مختلف فیزیکی، انرژی را دریافت و ذخیره نموده وسپس آن را از دست می دهند. این انرژی به صورت موج، جزر ومد، اختلاف درجه حرارت و اختلاف غلظت نمک دراعماق مختلف آب دریا وجود دارد که می توان از هر یک از آنها بهره برداری کرد. انرژی امواج دریا عبارت است از: انرژی مکانیکی منتقل شده از باد که امواجی با پریود کوتاه، آن را به صورت انرژی پتانسیل و جنبشی در خود ذخیره می کنند. انرژی موج حاصله در مناطق ساحلی در حدود 2 تا 3 میلیون مگاوات برآورد می شود.
نوع دیگر انرژی جزر و مد که در اثر حرکت دورانی زمین و جاذبه ماه و خورشید به صورت امواج با پریود بلند ذخیره می شوند که با ساخت یک سد در دهانه منطقه جزر ومد می توان از آن استفاده کرد. که بزرگ ترین سایت جزر ومد کنونی در جهان یک ایستگاه تولید نیروی برق در فرانسه است که 240 مگا وات انرژی الکتریسته تولید می کند. دیگر انرژی ذخیره شده در آب های گرم سطحی که به خاطر وجود آب های عمیق وسرد اقیانوس ها قابل استفاده است و تحت عنوان انرژی حرارتی دریاها مورد بحث قرار می گیرند سیستم هایOTEC1 این انرژی گرمایی را به انرژی الکتریسیته تبدیل می کنند که گاهی دراین فرآیند آب شیرین نیز تولید می شود. این نیروگاه ها برای تولید بار پایه بسیار مناسب هستند. درنهایت، انرژی موجود در اختلاف شوری بین آب های شیرین رود ها وآب شور دریاها، انرژی گرادیان نمک می باشد.

 


هیدروژن و پیل سوختی :هیدروژن عمده ترین گزینه مطرح به عنوان حامل جدید انرژی است. فراوانی، سهولت تولید از آب، مصرف تقریباً منحصربه فرد و سودمندی زیست محیطی ذاتی هیدروژن، از جمله ویژگی هایی است که آن را از دیگر گزینه های مطرح، متمایز می کند.
استفاده از پیل های سوختی (Fuel Cell)، جهت تأمین هم زمان الکتریسیته و حرارت به روش الکتروشیمیایی است. در این روش، که به عبارتی می توان آن را عمل الکترولیز معکوس قلمداد کرد، انرژی شیمیایی ذخیره شده در سوخت های فسیلی، بدون احتراق استخراج می شوند. این سیستم ها در مقایسه با سایر روش ها، از کارآیی زیادی برخوردار هستند و آلودگی کمی تولید می کنند. پیل های سوختی، راه حل مناسبی برای مشکلات مختلف مربوط به انرژی هستند. هیدروژن را می توان با استفاده از انواع منابع انرژی اولیه تولید کرد و درتمام موارد و کاربردهای سوخت های فسیلی مورد استفاده قرار داد. هیدروژن، به ویژه، منابع تجدیدپذیر انرژی را تکمیل می کند و آنها را در هرمحل و هر زمان به صورتی مناسب در دسترس قرار داده و در اختیار مصرف کننده می گذارد. هیدروژن در مقایسه با سوخت های دیگر می تواند با راندمان بالاتر و احتراق بسیار نیز، به سایر اشکال انرژی تبدیل شود.
سیستم انرژی هیدروژنی به دلیل استقلال از منابع اولیه انرژی، سیستمی دایمی و پایدار، فنا ناپذیر، فراگیر و تجدیدپذیر است. ازاین رو، پیش بینی می شود که در آینده ای نه چندان دور، تولید و مصرف هیدروژن به عنوان حامل انرژی، برسراسر اقتصاد جهان سرایت کرده و «اقتصاد هیدروژن‌‌» تثبیت شود.
نتیجه گیری
آمارها، گویای آن است که بزرگ ترین عامل انهدام و آلودگی محیط زیست درمیان عوامل انسان ساخت، عبارت است از تولید، تبدیل ومصرف انواع انرژی، این درحالی است که نه تنها مصرف انرژی درجهان در سطح ثابتی باقی نخواهد ماند، بلکه پیش بینی ها، حاکی ازافزایش مصرف آن در سال های آتی ناشی از افزایش جمعیت، میل به رفاه و افزایش تولید ناخالص سرانه در جهان که پیش بینی می شود تا سال 2020 به حدود متوسط 7000 دلار یعنی، تقریباً 75 درصد بیش از سال 1890 باشد. پیامد مصرف این میزان انرژی، افزایش میزان انتشار دی اکسید کربن از 9/5 گیگا تن کربن در سال 1990 به 4/8 در 2020 خواهد بود. انتشار گازهای آلایندهSOX وNOX را باید به این میزان اضافه کرد. مطالعات وتجربیات نشان می دهد که دو راه حل اصلی برای تعدیل این مشکل وجود دارد:
- افزایش بازده مصرف انرژی
- افزایش سهم انرژی های تجدید پذیر در ترکیب انرژی جهان.
یادآوری این نکته بسیار مهم است که استفاده از انرژی های تجدید پذیر در مقایسه با سوخت های فسیلی، هر چند از هزینه بهره برداری بسیار اندک برخوردار است، لکن هزینه های سرمایه گذاری بسیار بالاتر و حتی چندین برابر خواهد داشت. به عنوان نمونه، هزینه های سرمایه گذاری توربین های بادی حداقل سه برابر، نیروگاه های حرارتی خورشیدی بیش از 8 برابر وسیستم های فتوولتائیک حدود 10 برابر هزینه سرمایه گذاری توربین های گاز است. در حقیقت، همین موانع سبب شده که سهم انرژی های نو در حال حاضر کمتر از 2 درصد و در2020 حدود 4 درصد از کل انرژی مصرفی جهان پیش بینی شود. استفاده از منابع انرژی جدید، بجای منابع فسیلی الزامی است. سیستم جدید انرژی آینده، باید متکی به تغییرات ساختاری وبنیادی باشد که در آن، منابع انرژی بدون کربن، نظیر انرژی خورشیدی و هسته ای وکربن خنثی مانند بیوماس مورد استفاده قرار می گیرند. که در حال حاضر به دلایل متعدد، نفوذ و توسعه انرژی های نو را بسیار کند ومحدود ساخته است.

 

امروزه حفظ و صیانت از منابع آبی و بهره برداری بهینه و اقتصادی و عادلانه آب یک مسئله مهم جهانی است .
به همین جهت است که در قرن 21 آب به عنوان یک چالش فراگیر بشری مورد توجه قرارگرفته و تأکید جهانی این است که کلیه دولتها و ملت ها به مقوله آب توجه بیشتری کنند . کشور ما نیز از گذشته دور با کمبود آب و عدم توازن توزیع مکانی و زمانی آب روبرو بوده و دامنه بارندگی در ایران از حداکثر 2000 میلی متر در سواحل شمالی تا 50 میلی متر در کویر مرکزی متغیر است و استان اصفهان هم در همسایگی کویر مرکزی ایران است . هرچند که در سال آبی گذشته در کشور میزان بارش حدود 27 درصد افزایش داشته است .

نگاهی کوتاه به وضعیت آب و جمعیت در گذشته و حال ایران :
       جمعیت و شهرها
                           سال                                 جمعیت                              تعداد شهرها
                          1355                                34 میلیون نفر                                 373
                          1375                                60 میلیون نفر                                 616
                          1385                                75 میلیون نفر                                980

       سرانه آب
                          سال                                 جمعیت                                سرانه آب
                         1335                               19 میلیون نفر                           7000 متر مکعب
                        1380                               65 میلیون نفر                            2100 مترمکعب
                        1385                              70 میلیون نفر                             کمتر از 2000 مترمکعب

کارشناسان پیش بینی می کنند با ادامه روند رشد جمعیت ، سرانه منابع آبی در ایران در سال 1400 به 1300 مترمکعب کاهش یابد که نشانگر ورود کشور به شرایط تنش آبی است .
بر اساس آخرین گزارش سازمان ملل ( آبان 1385 ) ایران به لحاظ دسترسی به آب آشامیدنی سالم در رتبه 24 جهان است و 95 درصد مردم ایران به آب سالم دسترسی دارند .
خوشبختانه در دو دهه گذشته با ایجاد ظرفیت های متعدد و پیچیده ترین تأسیسات تأمین ، توزیع و انتقال آب به دست متخصصان ایران ، مطالعه ، طراحی ، اجرا و مدیریت می شود و گامهای بسیار مهمی در صنعت برداشته شده است .
اما در کنار دستاوردهای بزرگ صنعت آب ، متأسفانه برای مدیریت مصرف آب شرب کارهای چندان مهمی انجام نگرفته و فقط معمولاً با بروز بحران ها بحث مدیریت مصرف بر زبان ها جاری و با فروکش کردن بحران که اغلب در اثر خشکسالی پدیدار می شود کم کم به فراموشی سپرده می شود . وضعیت مصرف آب مثل دیگر منابع انرژی در کشور ما از چالش های بزرگ بشمار می آید . روشهای غلط مصرف ، شبکه های فرسوده آبرسانی ، و بی توجهی مردم به این ماده حیاتی و مصارف فعلی آب هیچگونه سازگاری با مقدار منابع آبی کشور را ندارد . بطوریکه تحقیقات نشان می دهد در ایران و کشورهای آسیایی میزان آب مصرفی خانگی مثل حمام گرفتن و شستن ظروف حداقل 7 تا 10 برابر مقدار آبی است که توسط شهروندان اروپا استفاده می شود در حالیکه میزان منابع آبی و باران در کشورهای اروپایی چند برابر کشورهای آسیایی است .
برای شناخت درست این مشکل باید ابتدا به این پرسش پاسخ داد .
در سرزمینی که پیشینیان ما در رفتار با آب و مهندسی آب آنچنان شهره جهانی داشتند که هرودوت مورخ بزرگ یونانی که به پدر تاریخ معروف است در سفرنامه خود می نویسد : « ایرانیان در آب جاری دست نمی شویند و آب دهان در آن نمی اندازند و برای آب احترامات زیادی قائل هستند . » و بعد از ظهور اسلام نیز در این مکتب حیات بخش بطور جامع در آیات الهی و احادیث ائمه علیهم السلام اهمیت و جایگاه آب را بیشتر از گذشته مورد تأکید و توجه قرار داده است ، به راستی در دهه های گذشته چه اتفاقاتی رخ داده که میزان سرانه آب از 7000 مترمکعب به 2000 مترمکعب کاهش یافته و میزان مصرف هم در بخش خانگی از چند برابر تجاوز کرده است ؟
بدون شک ، رشد جمعیت ، مهاجرت ، تغییرات جوی ، دگرگونی مهندسی شهری و ساختمانی ، وضعیت بهداشتی ، گرایش به مصرف را چندین برابر ساخته تا آنجا که ضرورت کنترل و رفع این مشکل بیشتر از گذشته احساس می شود .

بنظر می رسد به موازات توسعه و نوسازی کشور بحث فرهنگسازی و مدیریت مصرف که آبه کریمه ( وجعلنا من الماء کل شی ء حی ) را باید بهترین و اصلی ترین منشور این مدیریت دانست از آن غفلت شده است . چرا که این پیام الهی برای همه دوران ها و نسل ها ست و متولیان امور آب باید نه تنها در بهره برداری و توزیع با فناوری های روز از این سرمایه ملی بدرستی حفاظت نمایند بلکه با راهکارهای مناسب آحاد مردم را در استفاده صحیح از این مایه هستی هدایت کنند و شیوه ها و رفتارهای غلط مصرف را اصلاح نمایند .
در همین راستا شرکت آبفای اصفهان نزدیک به یک دهه است که برای اعمال مدیریت مصرف با بهره گیری از ظرفیت های موجود در استان ( شبکه استانی بعنوان رسانه ای فراگیر و تهیه برنامه های رادیویی ، تلویزیونی ، مطبوعات محلی ، انتشار کتاب و فصل نامه ، برگزاری نمایشگاه ، جشنواره ، پایگاه اینترنتی ، تراک های تبلیغاتی ، پوستر و ... ) با محوریت مشارکت پذیری ، مسئولیت پذیری ، اعتماد سازی ، بهینه سازی و رضایتمندی و ارائه راهکارهای کارشناسی فرهنگ مصرف را در بین مشترکین خود ترویج نموده و خوشبختانه توانسته میزان پیروی از الگوی مصرف را به 74 درصد برساند ، در حالیکه این میزان در سال 77 حدود 35 درصد بوده است .
اما باید یادآور شد برای محقق ساختن این مهم ( پیروی همه مردم از الگوی مصرف ) راه طولانی در پیش است و در برنامه چهارم توسعه کشور بر آن تأکید شده که می طلبد همه دست اندرکاران باید برای دستیابی به آن تلاش کنند

 

این یه تست روانشناسی فوق العاده ست، لطفا صادقانه جواب بدین و جواب ها رو دقیق تو ذهنتون نگه دارین و در آخر با بررسی ها مقایسه کنید، لطفا قبل از جوابگویی خودتون به سوال ها، هیچ کدوم از پاسخ ها رو نخونین، چون نتیجه ی نهایی نادرست در میاد!!!

 

 1-   در جنگل در حال قدم زدن با شخصی هستید، شخص همراه شما کیست؟

 

2-    باز هم در جنگل، قدم می زنید. حیوانی را می بینید. می توانید بگویید چیست؟

 

3-   چه تعامل یا ارتباطی بین شما و آن حیوان ایجاد می شود؟

 

4-   به اعماق جنگل می روید. وارد محوطه ای بدون درخت می شوید و در مقابل خود، خانه ی رویایی و ایده آلی را که در ذهن داشتید می بینید، آن را توصیف کنید؟

 

5-   آیا دور خانه ی شما نرده یا توری وجود دارد؟

 

6-   وارد خانه می شوید. به اتاق ناهار خوری می روید و میز ناهار خوری را می بینید. توضیح دهید روی میز و دور و بر آن چه می بینید؟

 

7-   از در پشت خانه خارج می شوید. بر روی چمن ها یک فنجان قرار گرفته است. جنس فنجان از چیست ( سرامیک، شیشه، کاغذ، چینی، پلاستیک و...) ؟

 

8-   با فنجان چه می کنید؟

 

9-   در حاشیه و اطراف خانه قدم می زنید و خود را کنار آب می بینید، آبی که می بینید چه نوع است (اقیانوس، دریاچه، دریا، رودخانه، نهر و ...) ؟

 

10- چگونه از روی آب می گذرید؟

 

 

پاسخ های خود را با بررسی های زیر مقایسه کنید و نتیجه بگیرید:

 

 1-   همراهی که از او نام بردید و با شما قدم می زند، مهم ترین فرد زندگی شماست.

 

2-   اندازه حیوانی که در جنگل می بینید، بیانگر حجم مشکلات شخصی شماست.

 

3-   ارتباطی که با حیوان برقرار می کنید و اعمالی که انجام می دهید نشان می دهد که به شیوه با مشکلات خود(مثبت یا منفی) برخورد خواهید کرد.

 

4-   اندازه ی خانه ی رویایی شما، تعیین کننده ی مقدار انگیزه و هدف شما در حل مشکلات و مسائل است.

 

5-   اگر هیچ نرده یا حصاری دور خانه ی رویایی خود در نظر نگرفته اید، نشان می دهد که شخصیت آزادی دارید و همیشه از مردم استقبال می کنید و به آن ها خوشامد می گویید. بر عکس، حضور نرده، نمایشگر شخصیت بسته و محدود شماست، شما ترجیح می دهید که افراد، سرزده به دیدن شما نیایند.

 

6-   اگر پاسخ شما شامل خوراک، افراد و یا گل ها نیست، از زندگی کاملا ناراحت هستید.

 

7-   دوام وپایداری جنسیت فنجان انتخاب شده توسط شما، پایداری رابطه شما و شخص نامبرده در سوال اول را نشان می دهد.

 

8-   نحوه کار شما با فنجان، نشانگر طرز تفکر شما نسبت به شخص سوال اول است.

 

9-   اندازه ی حجم آبی که می بینید، بیانگر عاطفه و احساسات شماست.

 

10- میزان خیس شدن شما، هنگاهی که از آب عبور می کنید، اهمیت ارتباطات و روابط عاطفی شما را نشان می دهد.

 

 

 

اگر مایلید اطلاعات بیشتری در مورد شخصیت خودتان و خصوصیاتی که باعث می‌شوند دیگران، شما را بیشتر دوست داشته باشند، پیدا کنید، به تست زیر با کمال صداقت پاسخ دهید.

۱- فرض کنید شما مشخصه‌ی صورت کسی می‌باشید، کدام قسمت از صورت او هستید؟

الف - چین وچروک  ب - لکه  ج - خال زیبایی  د - کک‌ومک  ت - لبخند

۲- دوست دارید چه نوع پرنده‌ای باشید؟

الف - شباهنگ  ب - جغد  ج - عقاب  د - فلامینگو   ت - پنگوئن

۳- کدام‌یک از آلات موسیقی را دوست دارید؟

الف - پیانو ب - ویلون   ج - سازدهنی  د - گیتار  ت - دف

۴- کدام‌یک از برنامه‌های تلویزیونی برای شما جالب‌تراست؟

الف – اخبار و برنامه‌های مستند  ب - فیلم‌های درام و زندگی‌نامه  ج - هیجانی و پلیسی  د – عشقی و ماجرایی  ت – کمدی و کارتون

۵- کدام‌یک از بازی‌های شهربازی را بیشتر دوست دارید؟

الف - هیچ‌کدام ب - قطار یا قایق  ج - نمایش و اجرای کمدی  د – چرخ‌وفلک و وسایلی که سریع می‌چرخند  ت - ترن‌های هوایی سریع‌السیر

۶- آیا شما به اشتباهات خوتان می‌خندید؟

الف - هرگز  ب - به‌ندرت  ج - برخی مواقع  د - به‌طور معمول  ت – همیشه

۷- اگر دوست شما سربه‌سرتان گذاشت، چه عکس‌العملی نشان می‌دهید؟

الف - عصبانی می‌شوید   ب - ناراحت می‌شوید  ج – برای‌تان جالب است   د – تلافی می‌کنید  ت - چندین برابر تلافی می‌کنید

۸- اولین چیزی که صبح موقع بیدارشدن به فکرتان خطور می‌کند، چیست؟

الف – کار و یا تحصیل ب – مشکلات زندگی  ج - صبحانه  د - روزی که در پیش دارید  ت – کاری که تا شب انجام خواهید داد

۹- در زندگی‌تان چه شعاری دارید؟

 

الف - وقت طلاست ب - سحرخیز باش تا کامروا باشی ج – آن‌چه برای خود می‌پسندی، برای دیگران هم بپسند د – زندگی‌کن و به دیگران هم اجازه‌ی زندگی‌کردن بده ت - بی‌خیال باش ” هرچه بادا باد “

۱۰- آیا به همه‌ی حیوانات علاقه‌مندید؟

الف - هرگز ب – تعداد کمی از حیوانات   ج - برخی از حیوانات  د - بیشتر حیوانات  ت - تمام حیوانات

۱۱- شما لبخند می‌زنید؟

الف - هرگز   ب - به‌ندرت   ج - گاهی‌وقت‌ها   د - اغلب  ت – آن‌قدر زیاد که برخی فکر می‌کنند دیوانه هستم

۱۲- نظر دیگران راجع‌به شما اغلب کدام مورد است؟

الف - بی‌رحم  ب - سرد و بی‌احساس ج – زیبا  د - دوست‌داشتنی   ت -  خوش‌گذران

۱۳- شما احساس عشق و قدردانی خود را نشان می‌دهید؟

الف - هرگز ب - به‌ندرت ج - گاهی د - اغلب  ت - حداکثر تا جایی که امکان دارد

۱۴- شما اعتقاد دارید که برای شاداب‌بودن، باید ساعت‌هایی از روز را فقط صرف خودتان کنید؟

الف - هرگز  ب - به احتمال زیاد نه  ج - گاهی  د - بله  ت - البته، تا جایی که امکان دارد

۱۵- آیا زندگی شما با برنامه‌ریزی پیش می‌رود؟

الف - حتی در تعطیلات هم برنامه‌ریزی می‌کنم  ب - همیشه برنامه‌ریزی می‌کنم  ج - بستگی به روز هفته دارد  د - در‌صورت امکان اجازه می‌دهم که خودش پیش‌آید  ت – همیشه بدون برنامه‌ریزی روزها را طی‌می‌کنم

نتیجه‌گیری آزمون:

 

 

حال امتیازات خود را جمع کنید.
گزینه‌ی «الف»۱ امتیار
گزینه‌ی «ب» ۲ امتیاز
گزینه‌ی «ج» ۳ امتیاز
گزینه‌ی «د» ۴ امتیاز
گزینه‌ی «ت» ۵ امتیاز

اگر امتیاز شما بین ۱ تا ۲۰ باشد:

بدین‌معنی است که شما «سوسن سفید» هستید. مردم شما را به‌خاطر پشت‌کارتان، از جان‌ودل مایه گذاشتن‌تان و موفقیت‌های‌تان، تقدیرمی‌کنند. اهداف مشخصی دارید و فکرتان بر کارتان متمرکز است. احساس‌تان را به‌سختی ابراز می‌کنید. یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های شما این است که چگونه در برابر افراد مختلف ظاهرشوید. اندیشه‌های‌تان کمی متمایل به بدبینی است. اعتماد‌به‌نفس دارید ولی در باطن، گاهی به خود اعتماد ندارید. قادرهستید که هدفی تعیین کنید و به آن برسید. گاهی‌وقت‌ها دنیا را با دیدی باریک‌بین می‌نگرید. احساس می‌کنید که وقت کمی برای رسیدن به آرزوهای‌تان دارید.

مواظب باشید جدی بودن‌تان، شما را از دنیای اطراف دورنکند. خونسرد باشید و از زندگی‌تان لذت ببرید. کارهایی انجام دهید که از آن‌ها لذت می‌برید. با انجام این دستورات، قوه‌ی خلاقیت‌تان شکوفا می‌شود. سعی‌کنید بیشتر بخندید و با دیگران در تماس باشید.

اگر امتیاز شما بین ۲۱ تا ۵۴ باشد:

بدین‌معنی است که شما یک گل «رز» هستید. کمی تیغ دارید اما زیبایی‌های بسیاری دارید. حس شوخ‌طبعی دارید ‌از شنیدن لطیفه لذت‌می‌برید. مردم دوست دارند دوروبر شما باشند. خونگرم هستید. دوستان صمیمی بسیاری دارید. زندگی را با دید واقع‌بینانه می‌نگرید. آگاه هستید که زندگی از خوبی‌ها و بدی‌ها تشکیل شده است. قادرید شانس خودتان را با توجه به سرمایه‌هایی که دارید، امتحان کنید. سخت‌کوش هستید و به اهداف‌تان پای‌بندید. دوست دارید خودتان باشید و این مسأله به شما اعتمادبه‌نفس می‌دهد. مشکل‌ترین مسأله در زندگی‌تان یکنواخت بودن مسائل است. یکنواختی در هر مسأله‌ای شما را آزار می‌دهد و باعث کسل شدن روحیه‌‌تان می‌شود.

به شما پیشنهاد می‌گردد که افق دیدتان را وسیع‌تر کنید. مسائل جدیدی را تجربه و کشف کنید. آن‌گاه متعجب خواهید شد که چه نتایج زیبایی به‌دست آورده‌اید و مهم‌تر از همه این‌که فراموش نکنید که در همه‌چیز دنبال زیبایی بگردید به‌خصوص در خودتان.

اگر امتیاز شما بین ۵۵ تا ۷۵ باشد:

بدین‌معنی است که شما یک گل «آفتابگردان» هستید در بستری از گل‌های رز. یک ویژگی بارز در شما وجود دارد که باعث گرمادهی به دیگران و جلوه‌گری شما می‌شود. در وقت لازم، جدی هستید اما دوستان‌تان شما را به‌عنوان یک شخص شوخ‌طبع می‌شناسند. از گفتن لطیفه لذت می‌برید. مایل‌اید که با افراد جدید و جالبی در زندگی‌تان آشنا شوید. با افرادی که هیچ‌وقت نمی‌خندند، راحت نیستید. دید مثبتی به زندگی دارید. در همه‌چیز به‌دنبال خوبی‌ها هستید. بیدی نیستید که با هر بادی بلرزید. گرم، دوست‌داشتنی و اجتماعی هستید و هرکدام از این صفات، می‌تواند دلیلی برای خوب‌بودن شما باشد. انرژی نامحدودی دارید ولی انگیزه‌تان کم است. برای شما مشکل است که فقط بر روی یک کار متمرکز شوید.
به شما پیشنهاد می‌گردد که اجازه دهید مردم روی جدی شما را هم ببینند همان‌طور که چهره‌ی شاد شما را می‌بینند. در این‌صورت می‌خواهند که همیشه با شما باشند. به احساسات دیگران احترام بگذارید. از این‌شاخه به آن‌شاخه نپرید و کاری را که دوست دارید، انتخاب کنید و تا پایان، آن را انجام ده

 

 

- پایان دنیا نزدیک است. اگر فقط بتوانید یک نوع از حیوانات را نجات دهید، کدام را انتخاب می‌کنید؟

الف : خرگوش
ب : گوسفند
پ : گوزن
ت : اسب

2- به آفریقا رفته‌اید. به هنگام بازدید از یکی از قبیله‌ها، آنها اصرار می‌کنند که یکی از حیوانات زیر را به عنوان یادگاری با خود ببرید. کدام را انتخاب می‌کنید؟
الف : میمون
ب : شیر
پ : مار
ت : زرافه

3- فرض کنید خطای بزرگی انجام داده‌اید و خداوند برای مجازات شما تصمیم گرفته است که به جای انسان، شما را به صورت یکی از حیوانات زیر در آورد. کدام را انتخاب می‌کنید؟
الف : سگ
ب : گربه
پ : اسب
ت : مار

4- اگر قدرت داشتید که یک نوع از حیوانات را برای همیشه از روی کره زمین نابود کنید، کدام را انتخاب می‌کردید؟
الف : شیر
ب : مار
پ : تمساح
ت : کوسه


5- یک روز، با حیوانی برخورد می‌کنید که می‌تواند با شما به زبان خودتان صحبت کند. دلتان می‌خواهد که کدامیک از حیوانات زیر باشد؟
الف : گوسفند
ب : اسب
پ : خرگوش
ت : پرنده

6- در یک جزیره دور افتاده، تنها یک موجود زنده به عنوان همدم و همراه شما وجود دارد. کدامیک را انتخاب می‌کنید؟
الف : انسان
ب : خوک
پ : گاو
ت : پرنده

7- اگر قدرت داشتید که هر نوع حیوانی را اهلی و دست‌آموز کنید. کدامیک از حیوانات زیر را به عنوان حیوان خانگی خودتان انتخاب می‌کردید؟
الف : دایناسور
ب : ببر
پ : خرس قطبی
ت : پلنگ

8- اگر قرار بود برای 5 دقیقه به صورت یکی از حیوانات زیر در می‌آمدید، کدامیک را انتخاب می‌کردید؟
الف : شیر
ب : گربه
پ : اسب
ت : کبوتر


تحلیل:
1- در زندگی واقعی، برای چه نوع آدمهایی جذابیت و کشش دارید.
الف: خرگوش– کسانی که دارای شخصیت دوگانه هستند، به سردی یخ در ظاهر اما به گرمی آتش در باطن
ب: گوسفند– مطیع و گرم
پ: گوزن– زیبا و آداب دان
ت: اسب- کسانی که غیرقابل جلوگیری، بی‌بند و بار و آزاد هستند.
2- در فرایند ابراز عشق و درخواست ازدواج، کدام رویکرد برای شما خوشایندتر و موثرتر است.
الف: میمون – مبتکر و باذوق که هیچگاه احساس خستگی نکنید.
ب: شیر- سرراست، صاف و پوست کنده به شما بگوید که دوستتان دارد.
پ: مار- دمدمی مزاج، پر نوسان، نفس گرم و عشق سرد
ت: زرّافه- صبور، هرگز شما را رها نکند.
3- دلتان می‌خواهد معشوقتان چه عقیده‌ای در باره شما داشته باشد.
الف: سگ- باوفا، صادق، ثابت قدم
ب: گربه- شیک و زیبا
پ: اسب- خوش بین
ت: مار- انعطاف‌پذیر
4- چه اتفاقی باعث می‌شود که شما رابطه‌تان را قطع کنید/ از چه خصوصیتی بیش از همه نفرت دارید.
الف: شیر- متکبر و خودخواه، امر و نهی کن
ب: مار- هیجانی و دمدمی مزاج، نمی‌دانید چگونه او را خوشحال کنید.
پ: تمساح- خونسرد، بیرحم، سنگدل
ت: کوسه- ناامن
5- دوست دارید چه نوع رابطه‌ای با او برقرار سازید.
الف: گوسفند- سنتی، بدون آن که چیزی بگوئید او بفهمد چه می‌خواهید، ارتباط برقرار کردن از طریق قلب‌ها.
ب: اسب- هر دو بتوانید درباره همه چیز با هم صحبت کنید، هیچ چیز مخفی در میان نباشد.
پ: خرگوش- رابطه‌ای که همیشه خود را گرم و عاشق او حس کنید.
ت: پرنده- رابطه‌ای پایدار و طولانی و بالنده
6- آیا به او خیانت می کنید.
الف: انسان- شما به جامعه و اخلاقیات احترام می‌گذارید، پس از ازدواج هیچ کار خلافی نمی‌کنید.
ب: خوک- نمی‌توانید در مقابل تمایلاتتان مقاومت کنید، به احتمال زیاد خیانت می‌کنید.
پ: گاو- خیلی سعی می‌کنید که چنین کاری نکنید.
ت: پرنده- شما هرگز نمی‌توانید استوار و ثابت قدم باشید، شما واقعاً برای ازدواج مناسب نیستید و نمی‌خواهید تعهدی بپذیرید.
7- درباره ازدواج چه فکر می‌کنید.
الف: دایناسور- شما خیلی بدبین هستید و فکر می‌کنید این روزها دیگر ازدواج سعادتمندانه وجود ندارد.
ب: ببر- شما به ازدواج به صورت یک چیز گرانبها فکر می‌کنید. پس از آن که ازدواج کردید، پیوند زناشویی و همسرتان را بسیار باارزش و گرامی می‌دارید.
پ: خرس قطبی- شما از ازدواج می‌ترسید، فکر می‌کنید آزادیتان را از شما خواهد گرفت.
ت: پلنگ- شما همیشه طالب ازدواج بوده‌اید ولی در واقع، شناخت دقیقی از آن ندارید
8- در این لحظه، به عشق چگونه فکر می‌کنید.
الف: شیر- شما همیشه تشنه عشقید و می‌توانید هر کاری برای آن بکنید اما به راحتی در دام عشق نمی‌افتید.
ب: گربه- شما خیلی خودمحور و خودخواهید. شما فکر می‌کنید عشق چیزی است که می‌توانید به دست آورید و هرگاه که خواستید آن را دور بیاندازید.
پ: اسب- شما نمی‌خواهید در قید و بند یک رابطه پایدار قرار بگیرید. به هر چمن که رسیدی گلی بچین و برو
ت: کبوتر- شما به عشق به صورت یک تعهد دو طرفه فکر می‌کنید

 

 

در تست زیر تعیین کنید در همین لحظه چه احساسی دارید؟!

الف)1 امتیاز       ب) 2 امتیاز        ج) 3 امتیاز       د) 4 امتیاز     ه) 5 امتیاز

 

سوال:

1) به خود مطمئن هستم؟

الف) بسیار زیاد

ب) زیاد

ج) تا حد متوسط

د) کمی

ه) هرگز

 

2) می توانم بر افکار خود تمرکز کنم؟

الف) بسیار زیاد

ب) زیاد

ج) تا حد متوسط

د) کمی

ه) هرگز

 

3) آرام هستم؟

الف) بسیار آرام

ب)  تا حدود زیادی آرام

ج) تا حد متوسط

د) کمی آرام

ه) هرگز

 

4) عصبی هستم

الف) هرگز

ب) بسیار کم

ج) تا حد متوسط

د) خیلی

ه) همیشه

 

5) ناراحت هستم

الف) هرگز

ب) بسیار کم

ج) تا حد متوسط

د) خیلی

ه) همیشه

 

6) بدنم همواره مرطوب است

الف) هرگز

ب) بسیار کم

ج) تا حد متوسط

د) خیلی

ه) همیشه

 

7) نفسم منظم است

الف) هرگز

ب) بسیار کم

ج) تا حد متوسط

د) خیلی

ه) همیشه

 

8) احساس تنش در معده دارم

الف) هرگز

ب) بسیار کم

ج) تا حد متوسط

د) خیلی

ه) همیشه

 

حالا امتیاز ها را با هم جمع کرده وببینید:

کمتر از ٢۴

افراد طبیعی را می رساند که اختلال اضطرابی و مشکل عمده ای ندارند

 

٢۴ تا ٣٢

اضطراب شما کمی بیش از حد طبیعی است که با توجه به شدت کم اختلال, می توانید با

 استفاده از کتابهای اضطراب آن را هم برطرف کنید.

٣٢ تا ۵٠

شما به اضطراب شدید مبتلا هستید, به طور حتم باید به روان شناس مراجعه کنید

 

برای انجام این آزمون باید تصویر موقعیتهای گفته شده را به ذهن بیاورید و خود را در آن موقعیت قرار دهید. ابتدا با جنگل شروع می ‌کنیم.

 

.جنگل

خود را دریک جنگل مجسّم کنید و به سوالات زیر پاسخ دهید:

 

آیا جنگلی که در آن هستید تاریک است یا روشن؟

   الف) من خود را در جنگلی در روشنایی روز می ‌بینم.
   ب) من خود را در جنگلی در شب می ‌بینم.
   پ) من خود را در جنگلی در هنگام غروب،یا طلوع خورشید می ‌بینم. نه کاملاً تاریک و نه کاملاً روشن.

 

آیا راهی در میان جنگل وجود دارد؟

   الف) بله
   ب) نه

 

.فنجان

حال از شما می ‌خواهیم که به میان جنگل بروید.

 

فنجانی را می ‌بینید. چه شکلی است؟

   الف) فنجان به نظر من با ارزش می ‌آید.
   ب) فنجان به نظر من ارزش چندانی ندارد.

با آن چکار می ‌کنید؟

   الف) رهایش می ‌کنم و از کنارش می ‌گذرم.
    ب) ار زمین برمی ‌دارمش و سپس دوباره به زمین می ‌اندازمش.
    پ)  از آن استفاده می ‌کنم و سپس آن را همانجا رها می ‌کنم.
    ت) بر می ‌دارمش و با خودم می ‌برم.

 

.آب

به راهپیمایی در جنگل ادامه می ‌دهید تا به آبی می ‌رسید.

 

آبی که می ‌بینید چه شکلی است؟

   الف) گودالی است که آب باران در آن جمع شده است.
    ب) برکه
    پ) رود کوچک
    ت) رودخانه
    ث) دریاچه
    ج) اقیانوس

آیا آبی که می ‌بینید جریان دارد؟

    الف) بله (تند)
    ب) بله (کند)
    پ) نه (آرام و بی‌جنب‌وجوش)
    ت) نه (کاملاً راکد)

آب چه عمقی دارد؟

    الف) خیلی کم
    ب) می ‌توانم در آن بایستم
    پ) از قد من بیشتر است.
    ت) خیلی عمیق است.

باید از آب عبور کنید. چگونه این کار را می ‌کنید؟

   الف) پیاده به آب می ‌زنم یا شنا می ‌کنم.
    ب) آن را دور می ‌زنم.
    پ) از روی پل رد می ‌شوم.
    ت) از قایق یا کشتی استفاده می ‌کنم.

 

.خرس

به راهتان در جنگل ادامه می ‌دهید که ناگهان با خرسی مواجه می ‌شوید.

 

چه نوع خرسی است؟

   الف) یک خرس کوچولوی خوشگل
    پ) یک خرس بزرگ و واقعی

آن خرس چکار می ‌کند؟ (نزدیکترین گزینه را انتخاب کنید.)

    الف) خرس متوجه من نشده است.
    ب) خرس متوجه من شده و دارد با خودش بازیهای قشنگی می ‌کند.
    پ) خرس متوجه من شده ولی با من کاری ندارد و سرگرم کار خودش است.
    ت) خرس متوجه من شده و به نحو تهدیدآمیز و ترسناکی به من نگاه می ‌کند.
    ث) هیچکدام ... صاف دارد به طرف من می ‌آید.

شما باید به راهتان ادامه دهید. با آن خرس چکار می ‌کنید؟

    الف) کار خاصی نمی ‌کنم. خیلی کوچولو وخوشگل است و به فکر این هستم که آن را بغل کنم و همراه خود ببرم.
    ب) به آن توجهی نمی ‌کنم و راهم را ادامه می ‌دهم.
    پ) قبل از آن که مرا ببیند از آنجا دور می ‌شوم.
    ت) بالای درخت می ‌روم یا پنهان می ‌شوم.
    ث) می ‌ایستم و با آن مقابله می ‌کنم. من پیروز خواهم شد.
    ج) می ‌ایستم و مقابله می ‌کنم. کمی زخمی می ‌شوم.
    چ) هیچکدام از این گزینه‌ها به انتخاب من نزدیک نیست.

 

.ساحل

به راهتان ادامه می ‌دهید تا به ساحلی می ‌رسید.

 

چند نفر آدم در آنجا می ‌بینید؟

    الف) صدها و شاید هزاران نفر.
    ب) 20 تا 100 نفر
    پ) یکیا دو نفر
    ت) هیچکس

فاصله  شما از آنها چقدر است؟

    الف) آنقدر نزدیکند که می ‌توان با آنها صحبت کرد.
    ب) آنقدر نزدیک نیستند که بتوان با آنها صحبت کرد.
    پ) یا خیلی دورند ویا هیچکس در ساحل نیست.

 

جنگل و مسیر

 

جنگل نماد «زندگی» شماست و این که شما چگونه به آن نگاه می ‌کنید. اگر شما گزینه «جنگل در روشنایی روز» را انتخاب کرده‌اید، این قویاً نشانگر این است که به طور کلی آدم شادی هستید. هر چه نور بیشتری در جنگل ببینید به معنی این است که زندگی شما از محتوای بیشتری برخوردار است. چنانچه شما گزینه «جنگل در شب» را انتخاب کرده‌اید، بدین معنی است که چیز عمده‌ای در زندگی شما وجود دارد که می ‌خواهید آن را تغییر دهید یا از آن ناراضی هستید. این انتخاب همچنین بیانگر این است که شما به دلایلی تحت فشار استرس قرار دارید. اگر گزینه «جنگل نه کاملاً تاریک و نه کاملاً روشن» را انتخاب کرده‌اید، نشانگر چیزی بین دو حالت فوق است. یعنی این که یکی دو چیز در زندگی شما وجود دارد که مایلید آن را تغییر دهید.

 

اگر راهی در جنگل دیده‌اید بدین معنی است که هنوز در زندگی خود به طور کامل جا نیافتاده‌اید. جوانترها معمولاً چنین راهی را می ‌بینند. چرا چنین است؟ راه، نماد جایی است که به سوی آن در حرکتید. کسانی که هنوز راه مشخصی را در زندگی خود پیدا نکرده‌اند به احتمال زیاد راهی را در جنگل می ‌بینند. و از طرف دیگر، کسانی که راه زندگی خود را یافته‌اند(معمولاً افراد مسن‌تر) احتمال کمتری دارد که راهی در بین جنگل ببینند.

 

 فنجان = ثروت

 

فنجان نماد «ثروت» و رهیافت شما به آن است. این سوال به شما این شانس را می ‌دهد که هر نوع فنجانی را ببینید. در واقع، این سوال به شما فرصت می ‌دهد تا به خودتان پاداش بدهید. اگر فنجان باارزشی را دیده‌اید در این صورت چیزی که برایتان باارزش است را به خودتان پاداش داده‌اید. و اگر فنجانی که دیده‌اید ارزش چندانی نداشته، یعنی هنگامی که فرصتی پیش آمده به خودتان پاداش نداده‌اید.

 

اگر فنجان را رها کرده‌اید، یعنی به شما شانس داده شده که پاداشی بگیرید ولی شما آن را پشت سر گذاشته‌اید. این بدان معنی است که یا ثروت برای شما ارزش محسوب نمی ‌شود و یا اینکه فکر می ‌کنید «ثروت»، چیزی است که باید برای به دست آوردنش کار و تلاش کنید.

 

اگر فنجان را از زمین برداشته ودوباره به زمین انداخته‌اید، بدان معنی است که شانس پاداش گرفتن به شما داده شده است، شما هم به قدر کافی کنجکاو بوده‌اید که فنجان را از زمین برداشته‌اید، ولی آن را پشتeسرگذاشته‌اید. یا ثروت برای شما ارزش eواقعی محسوب نمی ‌شود و یا فکر می ‌کنید «ثروت» چیزی است که باید برای بهe دست آوردنش کار و تلاش کرد.

 

اگر از فنجان استفاده کرده و سپس آن را همانجا رها کرده‌اید، بدین معنی است که شانس پاداش گرفتن به شما داده شده و شما یک استفاده فوری برای آن پیدا کرده‌اید و فوراً آن را به کار بسته‌اید. بسیاری از مردم یک فنجان چای یا قهوه می ‌بینند و آن را می ‌نوشند. شما هم چنین بوده‌اید؟ شما شانس پاداش گرفتن را پشت سر گذاشت‌اید و یک استفاده عملی برای فنجان یافته‌اید. رهیافت شما به سوی پاداش، «اینجا و اکنون» بوده است.

 

اگر فنجان را برداشته و با خود برده‌اید، احتمالاً فنجانی را دیده‌اید که به نوعی برایتان باارزش بوده است. یعنی شما شانس پاداش دادن سریع به خودتان را پیدا کرده‌اید و از آن استفاده نموده‌اید.

 

 آب = رابطه جنسی

 

آب، برای همه و به ویژه برای خانمها، نماد رابطه جنسی است. عمق و سرعت جریان آبی که دیده‌اید نشانگر طرز فکر و تمایل شما در این زمینه است.

 

سرعت جریان آبی که دیده‌اید بیانگر میزان میل جنسی در شماست. هر چند که این میزان لزوماً آنچه مورد نیاز شماست نیست. هر چه سرعت جریان آب کمتر باشد نشانگر میل جنسی کمتر و هر چه بیشتر باشد نشانگر میل جنسی بیشتر است. عمق آب نیز بیانگر نحوه نگرش شما به رابطه جنسی و آنچه از آن می ‌خواهید است.

 

سهولت رد شدن از آب، نشانگر طرز تفکر و رهیافت شما به مسائل جنسی است. هر چه راحتتر از آب رد شوید، یعنی رهیافت و رویکرد شما به روابط جنسی، راحتتر و آزادانه‌تر است.

 

 خرس= استرس

 

خرس، نماد مشکلات و چگونگی برخورد شما با آنهاست. اگر خرس کوچولوی خوشگلی را دیده‌ باشید نشانگر این است که زندگی شما خالی از استرس است و شما به راحتی از کنار مشکلات می ‌گذرید. همچنین نشانگر این است که شما از زندگی‌تان لذت می ‌برد.

 

امّا چنانچه خرس واقعی و بزرگی را دیده باشید، حال امکان مواجه شدن با یک مشکل واقعی برایتان فراهم شده است. کسانی که به طور دائم تحت فشارهای استرس قرار دارند، خرسهای بزرگتر و خطرناکتری را می ‌بینند.

 

چه شما خرس را نادیده بگیرید و چه خرس شما را، هر دو نشانگر این است که چگونه به استرس و مشکلات هنگامی که برایتان پیش می ‌آید، می ‌نگرید.

 

اگر خرس شما را ندیده است و یا آن که دیده ولی سرگرم بازیهای قشنگ با خودش است، بدین معنی است که شما مشکلات واقعی چندانی در زندگی ندارید. شما تحت استرس و نگرانیهای روزمره نیستید. به شما فرصت داده شد تا مشکلی را ببینید ولی این فرصت را از دست دادید! اصلاً چیز بدی نیست.

 

اگر خرس شما را دیده ولی با شما کاری نداشته و سرگرم کار خودش بوده است، این بدان معنی است که با وجودی که مشکلات متداول در زندگی شما وجود دارد، ولی شما از نظر سطح استرس یا نگرانی، در شرایط ناسالمی قرار ندارید.

 

و بالاخره اگر خرس متوجه شما شده و به نحو تهدیدآمیز و ترسناکی به شما نگاه می ‌کرده است، یعنی شما نیاز به مرخصی دارید! شما تحت eفشارهای شدید استرس و نگرانی هستید و این می ‌تواند شرایط ناسالمی را برای شماe به وجود آورد.

 

نحوه عبور از خرس و ادامه دادن راه، نشانگر این است که شما با مشکلات چگونه برخورد می ‌کنید و چگونه به حل آنها می ‌پردازید. اگر پاسخ شما این بوده که به فکر بغل کردن خرس و همراه بردن آن بوده‌اید، در این صورت رویکرد شما با سایر مردم بسیار متفاوت است. اغلب مردم تحت استرس بسیار بیشتری از شما قرار دارند.

 

 ساحل = ارتباط با مردم

 

ساحل، نماد چگونگی ارتباط شما با افرادی که پیرامونتان قرار دارند است. تعداد افرادی که در ساحل دیده‌اید، مستقیماً به تعداد افرادی که مایلند دوروبرتان باشند ارتباط دارد. افراد اجتماعی و معاشرتی در کنار عدّه زیادی از مردم احساس راحتی می ‌کنند. این گونه افراد، ساحل را مملو از جمعیت می ‌بینند. در طرف مقابل، کسانی که هیچکس را در ساحل ندیده‌اند آنهایی هستند که از تنها بودن با خودشان احساس آرامش و راحتی می ‌کنند. احساس تنهایی برای آنها مفهومی ندارد و می ‌توانند مدّت زمانی طولانی با خودشان به سر برند.

 

اگر شما صدها نفر را در ساحل دیده باشید یعنی از بودن در مکانهای شلوغ و پرجمعیت احساس ناراحتی نمی ‌کنید. در حالی که اگر یک یا دو نفر را در ساحل دیده باشید، بدان معنی است که شما فردی هستید که نمی ‌خواهد زمان زیادی را در مکانهای شلوغ بگذراند و ترجیح می ‌دهد با یک نفر یا دونفر صحبت کند.

 

البته این به معنی آن نیست که شما آدمی اجتماعی نیستید. بلکه نشانگر این است که بیشتر تمایل به محیطهای آرام و کم جمعیت دارید. اغلب مردم، ساحل را با یک یا دو نفر می ‌بینند.

 

فاصله مردمی که در ساحل هستند با شما، نماد چگونگی ارتباط شما با افرادی است که پیرامونتان قرار دارند. اگر مردم آنقدر نزدیک بوده‌اند که امکان صحبت کردن با آنها فراهم بود، یعنی شما در بیشتر مواقع مایل به ارتباط برقرار کردن با دیگران هستید.

 

اگر مردم آنقدر دور بوده‌اند که امکان صحبت با آنها نبوده، بدان معنی است که شما در اکثر اوقات نیازی به برقراری ارتباط با دیگران ندارید، اما دلتان می ‌خواهد کسانی را پیرامون خود داشته باشید.

 

و بالاخره اگر مردم خیلی دور بوده‌اند یعنی شما در اکثر مواقع نیازی به برقراری ارتباط با دیگران ندارید و از تنها بودن با خودتان راضی هستید.

 

تصور کنید در بیابان خشک و بی پایانی در حال راه رفتن هستید خسته،گرسنه،تشنه،پس از 5 ساعت پیاده روی......ناگهان ساختمان مجلل و با شکوهی در جلوی شما ظاهر می‌شود.

1.ساختمانی که جلوی شما ظاهر شده است چیست؟

الف-یک قصر    ب- یک موزه    ج-یک هتل    د-یک بنای مذهبی (مسجد-کلیسا-......)

2.شما از چه طریقی وارد ساختمان می‌شوید؟

الف-پنجره    ب- در        ج- بالکن         د- تونل زیر زمینی

 وقتی وارد ساختمان شدید آن را بسیار مجلل و باشکوه می یابید......ناگهان صدای در زدن می‌شنوید...در را باز می‌کنید و کسی را می‌بینید که واقعاً می‌خواستید با او باشید.

 

3. آن شخص کیست؟

به گشتن ادامه می‌دهید...پلکانی را می‌بینید که به طبقه بالا می‌رود.


 4.مارپیچی است یا مستقیم؟

از پلکان بالا می‌رویم تعداد پله ها را می‌شمارید.

 

5.چند پله بود؟(هر عددی از یک تا بی نهایت)

بعد وارد اتاقی می‌شوید..........

 

6.دلتان می‌خواهد این اتاق چقدر بزرگ باشد؟

الف-به اندازه یک آکواریوم 

ب-به اندازه یک اتاق معمولی  

ج-به اندازه یک جنگل 

 د-به اندازه  اقیانوس آرام

 

7.دلتان می‌خواهد رنگ دیوار اتاق چه باشد؟

الف-قرمز    ب-سیاه و سفید      ج- ارغوانی      د-زرد یا پرتقالی      و-رنگ های رنگین کمان

 

یک میز جلوی شما ظاهر می‌شود...

8.آیا گرد- مربع- مثلث یا بدون شکل خاصی است؟

و ظرفی با 5 میوه روی آن قرار دارد: گیلاس- سیب- کیوی- طالبی-هندوانه

 

9.یک میوه را انتخاب کنید.......

میوه ای که انتخاب کرده اید شما را به یاد این شخص می‌اندازد...

10.نام او را بنویسید.

 

11.شما میوه را برمی‌دارید و.........

الف-بلافاصله آن را می‌خورید.

ب- قسمت کرم خورده را می‌ برید و قسمت سالمش را می‌خورید.

ج-آن را می‌برید و داخلش را می‌بینید که کرم خورده است و....بعد به خوردنش ادامه می‌دهید

د-اگر کرم خورده باشد تمامش را دور می‌اندازید

 

از آن ساختمان خارج می‌شوید و 5 حیوان را می‌بینید.موش- آهو- اسب- دلفین- فیل

12.این حیوانت را به ترتیب اولویت که برایتان دارند رده بندی کنید..

 

 جواب:

1.نشان دهنده چیزی است که شما بیشتر از بقیه چیزها دنبال آن هستید.

قصر:ثروت           موزه:حرفه و شغل                    هتل:خانه و عشق   

مکان مذهبی:اعتقادات یا زمینه رشد روحی و روانی شماست

 

2.نشان دهنده نوع زندگی  است که به دنبال آن هستید.

پنجره:زندگی سرشار از رویدادهای پیش بینی نشده و شگفت انگیز

در:زندگی آرام و امن

بالکن:زندگی مسالمت جویانه و عاشقانه

تونل زیر زمینی:زندگی خطرناک ولی معنی دار پر از تجربه های متفاوت

 

3.فردی که پشت در می‌بینید همان کسی است که شما در رویارویی با مشکلات زندگی می‌توانید کاملاً به او اعتماد کنید.

 

4.پلکان نشانه زندگی عشقی شماست پیچ در پیچ ولی زیبا - مستقیم معمولی ولی خسته کننده

 

5.تعدا پله ها:تعداد تلاشهایی که شما امیدوارید برای برقراری رابطه تان به عمل آورید.

 

6.اندازه اتاق:میزان ماجراجویی هر چه کوچک باشد یعنی شما آدم محافظه کاری هستید

 

7.رنگ اتاق شخصیت شماست:

قرمز:احساساتی و پر شور      سیاه و سفید:منطقی       ارغوانی:ماجراجو

 زرد و پرتقالی:شادمان و سرحال     رنگین کمان:شما در مورد این که واقعاً چه هستید شک دارید

 

8.شکل میز:زاویه دید شما را نسبت به چیزها یا موقعیت ها نشان می دهد.

مربع:ثابت و منصفانه

گرد:شما می‌خواهید چیزها را از دیدگاه و نقطه نظر بسیاری افراد دیگر ببینید

مثلث:شما می‌خواهید مبتکر و اصلی باشید

بی شکل:شما آدم بی اراده ای هستید و همیشه طفره می‌روید

 

9.میوه ها نشانگر این هستند که شما به دنبال چه نوع دوستانی می گردید میوه های بزرگتر نشانگر این هستند که نمود فیزیکی و ظاهری برای شما بیشتر اهمیت دارد و میوه های کوچکتر به معنی این هستند که شخصیت افراد برای شما مهم است.

 

10.این شخص نشانگر نوع دوستانی است که شما به دنبال او هستید.

 

11.چگونگی خوردن میوه نشانگر این است که شما چگونه با دیگران رفتار می‌کنید.

الف:یعنی شما کینه ای از دیگران به دل نمی‌گیرید

ب:یعنی شما فقط نکات مثبت دوستانتان را می‌پذیرید و از پذیرفتن نکات منفی آنها سرباز می زنید

ج:خوردن آن علیرغم کرم خوردگی یعنی نقاط قوت و ضعف دیگران را می پذیرید

د:دور انداختن یعنی شما آدم بی رحمی هستید.

 

12. 5 حیوان:

دلفین:شغل و حرفه               فیل:خانواده

اسب:عشق                       موش:انتظار و احترام

آهو: دوستان شما و چیزهایی که به آن توجه دارید است.

 

 

با خواندن اولین تست و انتخاب گزینه مناسب به سوالی که هر گزینه مشخص کرده بروید و به آن سوال جواب دهید. مثلاً اگر گزینه پ سوال ۱ را انتخاب کردید دیگر لزومی ندارد سوال ۲ و ۳ را پاسخ دهید فقط کافی است به سوال ۴ مراجعه کنید.


۱) بیش از همه دوست دارید به کجا سفر کنید:
الف) پکن: رجوع شود به سوال ۲ ب) توکیو: رجوع به سوال ۳ پ) پاریس: رجوع به سوال ۴
۲) آیا تا به حال با دیدن فیلم ترحم‌انگیزی به گریه افتاده‌اید؟!
الف) بله: رجوع به سوال ۴ ب) خیر: رجوع به سوال ۳
۳) اگر با نامزدتان قرار داشته باشید و او یک ساعت بعد هم سر قرار نیاید چه کار می‌کنید؟!
الف) نیم ساعت دیگر صبر می‌کنید: رجوع به سوال ۴ ب) فوری از محل قرار می‌روید: رجوع به سوال ۵ پ) آنقدر صبر می‌کنید تا بیاید: رجوع به سوال ۶
۴) آیا دوست دارید به تنهایی به سینما بروید؟
الف) بله: رجوع به سوال ۵ ب) خیر: رجوع به سوال ۶
۵) اگر در ابتدای آشنایی با نامزدتان او بخواهد دست شما را بگیرد چه واکنشی نشان می‌دهید؟
الف) از این کار امتناع می‌کنم : رجوع به سوال ۶ ب) برای مدت کوتاهی دستش را می‌گیرم: رجوع به سوال ۷ پ) پیشنهادش را قبول می‌کنم و دستش را می‌گیرم: رجوع به سوال ۸
۶) آیا شما فرد شوخ طبعی هستید؟
الف) بله: رجوع به سوال ۷ ب) خیر: رجوع به سوال ۸
۷) به نظرتان مدیر توانایی هستید؟
الف) بله: رجوع به سوال ۹ ب) خیر: رجوع به سوال ۱۰
۸) اگر امکان داشت دوباره به دنیا بیایید دوست داشتید چه جنسیتی داشته باشید؟
الف) مرد: رجوع به سوال ۹ ب) زن: رجوع به سوال ۱۰ پ) اهمیتی ندارد: شخصیت نوع ۴
۹) آیا در آن واحد بیش از یک دوست صمیمی دارید؟
الف) بله: شخصیت نوع ۲ ب) خیر: شخصیت نوع ۱
۱۰) آیا به نظرخودتان فرد باهوشی هستید؟
الف) بله: شخصیت نوع ۲ ب) خیر: شخصیت نوع ۳


پاسخ تست:

شخصیت نوع یک؛ به شما تبریک می‌گوییم: شما برای همسرتان فرد بسیار جذابی هستید. حتی از منظر او شما زیبایی چشم‌گیری دارید. نه تنها ترکیب ظاهری زیبایی دارید. بلکه شخصیت شوخ‌طبع و لطیفی دارید. شما فرد فرهیخته‌ای هستید و می‌دانید که با همسرتان چگونه کنار بیایید و وقت‌تان را در اختیارش بگذارید.به این ترتیب است که شما فرد دلخواه او به شمار می‌روید.


شخصیت نوع دو؛ کاملا" خوب: شما به راحتی همسرتان را جذب می‌کنید اما خودتان را به این راحتی در دام عشق گرفتار نمی‌کنید. شوخ طبعی تان او را وادار میکند تا با شما کنار بیاید. او از بودن در کنار شما احساس شادمانی بسیاری دارد.


شخصیت نوع سه؛ بد نیست: شما نمی‌توانید به خوبی نامزدتان را به خود جذب کنید. اما خصوصیات جالب توجهی دارید که او بتواند با تکیه بر آنها با شما کنار بیاید. سعی می‌کنید برای مشاهده امور مختلف دیدگاه یگانه‌ای داشته باشید. شما در چشم دوستانتان فردی کاملاً صمیمی هستید.


شخصیت نوع چهار؛ مواظب باشید:شما نمی‌توانید نامزدتان را به خود جذب کنید چرا که دانش و ارزشهای غریزی انسانی والایی برخوردار نیستید. گاهی مواقع از خودتان بی‌تفاوتی‌هایی نشان می‌دهید به همین دلیل است که مورد پسند همسرتان نیستید .

 

 

در بین ما افرادی وجود دارند که مجردند و ترجیح می دهند هر چه زودتر تشکیل خانواده بدهند، اما در این بین هستند اشخاصی که ترجیح می دهند همچنان مجرد بمانند و یا دیر تر ازدواج کنند. باید اشاره داشت در بیشتر افرادی که تشکیل خانواده می دهند میل به ازدواج احساس می شود، یعنی زمانی که این احساس در آنها به وجود آمد تشکیل خانواده می دهند… حال شاید شما بپرسید، این نیاز را چگونه باید در وجود خودمان بشناسیم تا ازدواج کنیم… آیا اصلاً چنین احساسی در ما به وجود می آید یا نه؟ تست های زیر را پاسخ دهید تا متوجه شوید که در وجودتان چنین میلی دارید یا خیر؟

۱- آیا زمانی که مادر و پدری را به همراه فرزند کوچکشان می بینید، غبطه می خورید؟

الف) بله

ب) خیر

ج)گاهی اوقات

۲- آیا زمانی که یک زوج جوان را در حال خنده می بینید، افسوس می خورید؟

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

۳-آیا همچون گذشته از اوقات تنهایی تان لذت می برید؟

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

۴- زمانی که در جمع دوستان متاهل هستید،به خود می گویید که ای کاش من هم متاهل بودم؟

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

۵-آیا شده که تا به حال حضور شخصی از جنس مخالف، شما را دگرگون کند؟

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

۶- آیا تا کنون به این موضوع فکر کرده اید که تنهایی دیگر بس است؟

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

۷-آیا تا کنون برایتان پیش آمده که شادی تان را بخواهید به کسی از جنس مخالف، انتقال دهید؟

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

۸- آیا شما موسقی های آرام گوش می دهید؟

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

۹- آیا شده زمانی که پشت ویترین یک فروشگاه هستید، احساستان به شما بگوید برای کسی هدیه ای بخرید؟

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

۱۰- آیا رنگ زندگی برای شما تغییر کرده است؟ امیدواریم که حضور شخصی زندگی تان را دگرگون کند.

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

۱۱- آیا شده در چند ماه اخیر، لبخند فردی، امید را در دلتان زنده کند و نگاه شما به زندگی تغییر کند؟

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

۱۲- زمانی که پدر مادرتان می گویند، دیگر زمان ازدواج فرا رسیده است، اخم نمی کنید؟

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

۱۳- آیا به تازگی در خیالتان مراسم خواستگاری را مرور می کنید؟

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

۱۴- آیا اخیرا برایتان پیش آمده عاشق کسی شده باشید، اما حجب و حیا اجازه ندهد، آن را با او در میان بگذارید؟

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

نتیجه:

اگر از ۱۴ پرسش بالا به ده گزینه پاسخ بلی داده اید، به این معنی است که نیاز به ازدواج در وجودتان احساس شده است و اگر به ده گزینه پاسخ خیر داده اید، به این معنی است که نیاز به ازدواج هنوز در وجودتان احساس نشده است و اگر به هفت گزینه پاسخ گاهی اوقات داده اید به این معنی است که هنوز سر در گم هستید و نمی دانید که باید ازدواج کنید یا نه، همچنان مجرد بمانید.

 

 

تست خودشناسی فروید

این یک تست روانشناسی است که توسط زیگموند فروید طراحی شده.

فرض کنید که در خانه هستید و پنج اتفاق زیر همزمان پیش میاد.

 

۱- تلفن زنگ میزنه

۲- بچه تان گریه میکنه

۳-یکی داره در خونه رو می زنه و صداتون میکنه

۴- لباس ها را بیرون روی طناب پین کرده اید و بارون میگیره

۵- شیر آب رو در آشپز خانه باز گذاشتید و آب داره سر ریز میشه


خب حالا با این وضعیت شما به ترتیب کدوم کارها رو انجام میدید؟ یعنی از شماره ی ۱ تا ۵ رو با چه اولویتی انجام میدید؟


اولویت های خودتونو تعیین کنید و برای تحلیلش پایین صفحه رو ببینید.



او در ۶ ماه مه ۱۸۵۶ به دنیا آمد و در در ۲۳ سپتامبر ۱۹۳۹ از دنیا رفت.


او اطریشی بود و از بنیانگذاران دانشکده روانپزشکی.


بیشترین شهرت فروید مربوط به کارهای او در زمینه روان شناسی تمایلات جنسی، رویاها و ضمیر ناخودآگاه است.


او به عنوان پدر علم روان تحلیل گری شناخته می شود.


هر یک از ۵ مورد بالا نشون دهنده یکی از جنبه های زندگی شماست.

 

۱- زنگ تلفن، نشونه شغل و کار شماست.

 

۲- گریه بچه، نشون دهنده خانواده است.

 

۳- زنگ در خونه، نشون دهنده دوستان شماست.

 

۴- لباس ها، نشون دهنده پول هستن.

 

۵- سر رفتن آب، نشون دهنده میل جنسی (Sex) هستش.


ترتیب انتخاب های شما نشون دهنده اولویت های ذهن شما در زندگیه

 

 

فکر می کنید همه ی جوجه اردک های زشت می توانند به یک قوی زیبا تبدیل بشوند؟؟

یکی از سه گزینه زیر را انتخاب کنید

الف:شاید

ب:نه

د :بله

 

شاید:

دید شما به زندگی منفی است ،باید سعی کنید غلبه کنید بر این تمایل منفی تا هیچ چیز را در نور منفی نبینید.

رویاها،آرزوها،اتفاق خارق العاده هم ممکن  است  اتفاق بیافتد و همه ی این چیزای خوب می تواند برای شما رخ بدهد !

روی مسائل مثبت تمرکز کنید و روی هم رفته نباید به افکار منفی مغزتان گوش دهید،در این صورت شادتر خواهید بود.

نه:

شمایک آدم واقع بین هستید!حواستان را جمع کنید خوب و بد در هم آمیخته اند،شما می دانید که چیزای خوب تو زندگی هست ولی اتفاقات بد هم اجتناب ناپذیر هستند.

مواظب باشید این بار که امواج منفی ذهنتان را شنیدید به خودتان یاد آوری کنید که رویاها هم می توانند  به حقیقت بپیوندند و هرچیزی به یک دلیلی رخ می دهد

و اما انهایی که گفتند بله:

شما دنیا را از دریچه ی خوش بینی نگاه می کنید.دنبال چیزهای مثبت هستد و قلبتان پر از امیدواریست

،معتقدید که همه چیز امکان پذیر است و هرگز متوجه خطرات اطرافتان نیستید ،بنابر این حواستان به رویاهاو اعتقاداتتان باشدو همیشه در نظر  داشته باشید(گاهی گرگها در درلباس میش پنهان میشوند

موفق باشید!!!!

جسارت به معنای پر رویی و گستاخی نیست وحتی به معنی اعتماد به نفس بالا هم نیست! بلکه جسارت به معنی بهترین عملکرد در وضعیت بحرانی است واین رفتار باید به نحوی باشد که انسان متضرر نشود

در اینجا پنج سوال وجود دارد که هر کدام دارای پنج گزینه است وشما دوستان خوبم باید هر یک از سوالات رابر حسب عملکرد خودتان پاسخ دهید وبرای هر سوال یک گزینه را انتخاب نمایید:

۱- تصور کنید که در صف ایستگاه اتوبوس هستید ،زمانی که اتوبوس می رسد شخصی بدون نوبت ،خودش را جلوی شما جا می دهد ومی خواهد وارد اتوبوس شود در این جور مواقع شما معمولاً کدام یک از این اقدامات را انجام می دهید(فقط یک مورد)

A- با او برخورد جدی می کنم ومعمولا بسیار عصبانی وناراحت می شوم.

B- به اونگاه تذکر دهنده ای می کنم وحداکثر سری به حالت تاسف برای کار زشت او تکان می دهم ولی در هر صورت اجازه می دهم سوار شود.

C- از پشت سر به شانه او می زم وبا ارامش به او میگویم : ببخشید آخر صف این جا نیست!

C- از پشت سر به شانه او می زم وبا ارامش به او میگویم : ببخشید آخر صف این جا نیست!

D- در این جور مواقع احتمال دارد با عصبانیت وتندی با او درگیر شوم در هر صورت به هیچ وجه نمی گذرم که جلوتر از من سوار شود.

E- معمولا در این جور موارد به این افراد بی فرهنگ جیزی نمی گویم چون مطمئنم این افراد درست بشو نیستند.

۲- در مواقعی که نمی خواهید با کسی درگیری ومشاجره داشته باشید وبه اصطلاح کوتاه می آیید چه احساسی دارید؟

A- نمی خواهم به خاطر مساله کوچکی درگیر شوم ووقت خود را تلف کنم.

B- می ترسم به خاطر یک مساله کوچک مورد ضرب وشتم قرار گرفته وآسیب جدی ببینم .

C- درگیری را کار درستی نمی دانم ولی اگر مجبور شوم این کار را می کنم .

D- هرگز کوتاه نمی آیم ، به هر قیمتی که برایم تمام شود.

E- در مواقع درگیری احساس خوبی ندارم برای همین درگیر نمی شوم .

۳- تصور کنید که برای دیدن فیلم مورد علاقه تان به سینما رفته اید ودر حین دیدن فیلم متوجه عده ای می شود که در پشت سر شما شروع به صحبت کرده اند به طوری که شما متوجه بعضی از قسمت های فیلم نشده اید در این جور مواقع چه می کنید؟

A- ترجیح می دهم سکوت کنم وچیزی به آنها نگویم در حالی که از درون عصبانی وناراحت می شوم .

B- حتماً به مسئول سالن اطلاع می دهم تا به آنها تذکر دهد.

C- برمیگردم وبا لحنی آرام ومودبانه به آنها می گویم :ببخشید سر وصدای شما نمی گذارد که من متوجه فیلم بشوم .

D- معمولا در این جور موارد نمی توانم جلوی خودم را بگیرم بنابراین به احتمال زیاد با آن ها به شدت برخورد کرده ودرگیر می شوم .

E- در حالی که چند بار برمیگردم فقط به آن ها نگاه اعتراضی آمیزی می کنم ودر نهایت احتمال دارد با عصبانیت سالن سینما را ترک کنم .

۴- شاید برای شما پیش آمده که از فروشگاهی در محله تان کنسروی را خریده باشید ووقتی که به منزل رفتید متوجه شده اید که از تاریخ مصرف آن مدتی گذشته است در این طور مواقع چه اقدامی انجام می دهید ؟

A- قوطی کنسرو را دور انداخته واز فروشگاه دیگری خرید می کنم وشاید چندان عصبانی نشوم.

B- قوطی را بر میدارم وبه نزد فروشنده می روم وبا عصبانیت با او برخورد می کنم وبدون اینکه پول آن را پس بگیرم با ناراحتی برمیگردم وشاید دیگر هرگز از آن فروشگاه خرید نکنم .

c- آن را نزد فروشنده برده وبه آرامی به او میگویم نباید این جور مواد غذایی را بفروشید پس لطفا این را پس بگیرید وپولم را میگیرم وشاید باز هم از آن فروشگاه خرید کنم .

D- شکایتی تنظیم کرده وهمراه با کنسرو به مراجع ذیصلاح رجوع می کنم تا با آن فروشنده برخورد جدی صورت گیرد.

E- در این جور مواقع بسیار ناراحت وعصبانی می شوم وشاید حتی پیش فروشنده نروم ولی در هر صورت هرگز از او خرید نخواهم کرد.

۵- اگر روزی سوار اتوبوس شوید وشخصی از شما بلیت بگیرد وآن را به راننده بدهد بدون اینکه پول آن را بپردازد معمولا در این جور مواقع چه برخوردی می کنید؟

A- من فکر می کنم که یک بلیت ارزش چندانی ندارد.

B- به او می گویم :عذر می خوام پول بلیت مرا بدهید واگر نپرداخت اهمیت نمی دهم .

C- نگاه آرامی به او می اندازم تا خجالت بکشد چون آنقدر پر رونیستم تا پول یک بلیت را بخواهم .

D- با جرات به او می گویم پول بلیت را بدهید واگر نداد او را مجبور می کنم که بلیت مرا پس بدهد .

E- معمولا موارد بزرگ تر وباارزش تری را به دلیل خجالت کشیدن از دست داده ام چه برسد به یک بلیط کم ارزش!

بعد از این که گزینه های خود را انتخاب کردید برای هر یک از گزینه های مشخص شده مانند این الگو یک امتیاز درنظر بگیرید :

A=1,B=2,C=3,D=4,E=5

الف: اگر امتیاز به دست آمده شما بین ۵ تا ۱۳ باشد باید بدانید که دارای جسارت اجتماعی ضعیف تا متوسط هستید قطعا هر قدر که به عدد ۱۳ نزدیک تر باشید وضعیت بهتری خواهید داشت واین در حالی است که احتمالا در اکثر مواقع از حقوق خود می گذرید ویا این که نمی توانید حرف دلتان را بزنید وبر خلاف انتظار خود عمل می کنید.

ب: اگر امتیاز به دست آمده شما یکی از اعداد ۱۴ تا۱۵ باشد باید بدانید که شما دارای بهترین حد مطلوب از یک جسارت اجتماعی هستید در صورتی که کسی نمی تواند حق شما را بخودر واگر هم چیزی را ببخشید این کار را آگاهانه وبرحسب شناخت انجام داده اید.

ج: اگر امتیاز به دست آمده بیشتر از عدد ۱۵ باشد باید بدانید که شما دارای جسارت اجتماعی لازم ومفیدی هستید ولی احتمالاً تا حدی آن را با عصبانیت وپرخاشگری مخلوط می کنید وگاهی متوجه می شوید که به خاطر مسایل جزیی در گیر وعصبانی شده اید.

امیدوارم همه شما دوستان خوبم از یک جسارت اجتماعی مطلوبی برخوردارباشید تا هیچگاه حقتان پایمال نشود.

 

 

اگر تا کنون قوه تخیل خود را آزما یش نکرده اید ویا اگر کرده اید وباز هم می خواهید این کار را انجام دهید پرسشنامه زیر را تکمیل کنید .این پرسشنامه براساس چندین آزمون درباره تصور تهیه شده است ؛که یکی از آنها آزمون دانشگاه یل است.
۱-بدون اینکه سرخ شوم می توانم دروغی مصلحت آمیز بگویم.

الف:به ندرت
ب :گاهی اوقات
پ :اغلب
۲-گاهی در سینما گریه میکنم
الف:به ندرت
ب :گاهی اوقات
پ :اغلب
۳-میتوانم در ابرها؛کوه ها وکاغذهای دیواری طرح ها و نگاره هایی پیدا کنم.


الف:به ندرت
ب :گاهی اوقات
پ :اغلب
۴-طرح های خوبی دارم که فکر میکنم بتوان از آنها فیلم تهیه کرد.
الف:به ندرت
ب :گاهی اوقات
پ :اغلب
۵-وقتی داستانی را بازگو میکنم ؛ در آن تغییراتی میدهم که جالب تر به نظر برسد.
الف:به ندرت
ب :گاهی اوقات
پ :اغلب
۶-میتوانم موقعیت های زندگی را به طور زنده در ذهنم تصور کنم.مثلآ خودم را در جزیره ای متروک ببینم یا ببینم در قرعه کشی بلیت های بخت آزمایی برنده شده ام.
الف:به ندرت
ب :گاهی اوقات
ج :اغلب
۷-وقتی کسی که معمولآ سر وقت میاید دیر میکند ؛ من نگران احتمال تصادف کردنش می شوم.
الف:به ندرت
ب :گاهی اوقات
پ :اغلب
۸-از هنرهای انتزاعی لذت می برم.
الف:به ندرت
ب :گاهی اوقات
پ :اغلب
۹-دوست دارم درباره ماوراء الطبیعه کتاب بخوانم یا فیلم ببینم.
الف:به ندرت
ب :گاهی اوقات
پ :اغلب
۱۰-وقتی از خوابی که میبینم بیدار می شوم چند ثانیه ای طول میکشد تا خودم را در دنیای واقعی احساس کنم.
الف:به ندرت
ب :گاهی اوقات
پ :اغلب

محاسبه امتیازات:

جواب های الف:۱امتیاز

جواب های ب :۲امتیاز

جواب های پ :۳امتیاز

امتیاز ۱۰-۱۵:
شما با توجه به واقعیت ها فکر میکنید.درحالی که غیر ممکن نیست که به موقعیت های تخیلی توجه داشته باشید؛بیشتر برخورد عملی و منطقی با زندگی را می پسندید.اگر بتوانید قوه تصور و تخیل خود را تقویت کنید؛به نفع خود کار کرده اید.
امتیاز۱۶-۲۳:
در زمینه تصور و تخیل در سطح متوسط هستید.تعادل میان عملی بودن و خلاقیت داشتن؛به شما امکان می دهد کهنقطه نظرهایتان را عینیت ببخشیدو به خیالات و تصورات خود هم اعتبار بدهید.
امتیاز۲۴-۳۰:
شما از قوه تخیل و تصور فراوان بهره دارید . این نیرویی قدرتمند در درون شماست؛اما مراقب باشید تبدیل به موجودی با باورهای غیر عملی نشوید.سعی کنید اگر لازم میدانید ذهن خلاق خود را تا حدودی مهار کنیدتا در کار تصمیم گیری به ملاحظه کاری بیشتر برسید

 

 

انفجار جمعیت

در سال 2000 جمعیت دنیا به شش و یک دهم میلیارد نفر رسید که این رقم سالانه یک ممیز دو دهم درصد یعنی 77 میلیون نفر در سال رشد نشان می‌دهد. قابل توجه است که در سال 1950، 68 درصد جمعیت دنیا در کشورهای در حال توسعه و 8 درصد در کشورهایی که در پایین‌ترین میزان توسعه قرار داشتند، مستقر بودند.

این آمارها در حالی ارایه می شود که پیش‌بینی شده تا سال 2030، 85 درصد جمعیت دنیا به کشورهای در حال توسعه و 15 درصد به کشورهایی که در پایین‌ترین میزان توسعه هستند، تعلق می گیرد.

در واقع این آمار بیانگر این مطلب است که تا سال 1950 ، 32 درصد از جمعیت افرادی که در کشورهای توسعه‌یافته زندگی می‌کنندکاهش یافته و تا سال 2030 حدود 15 درصد از جمعیت این کشورها کاسته خواهد شد.

بر اساس این گزارش ،تا سال 2050 تعداد افراد بالای 60 سال 3 برابر خواهد شد. یعنی این رقم از 606 میلیون نفر به حدود 2 میلیارد نفر خواهد رسید. تعداد افراد بالای 80 سال نیز از بیش از این افزایش می یابد و از 69 میلیون نفر در سال 2000 به 379 میلیون نفر در سال 2050 خواهد رسید. یعنی حدود پنج برابر تعداد کنونی! این آمار در ارتباط با گسترش شهرسازی هم جالب توجه است.

در سال 1800 تنها 2 درصد از جمعیت دنیا در شهرها زندگی می‌کردند. در سال 1950 این رقم به 30 درصد رسید. در سال 2000، 47 درصد جمعیت دنیا در شهرها مستقر بودند و پیش‌بینی می‌شود که بیش از نیمی از جمعیت دنیا تا سال 2008 در مناطق شهری زندگی کنند و انتظار می‌رود تا سال 2030، 60 درصد از جمعیت دنیا در مناطق شهری زندگی کنند. حدود 180 هزار نفر روزانه به جمعیت شهری اضافه می‌شود. طبق آمار حدود 1 میلیارد نیازمند در دنیا زندگی می‌کنند که از این تعداد بیش از 750 میلیون نفر بدون بهره‌مندی از سرپناه و خدمات اولیه در مناطق شهری زندگی می‌کنند.

مقایسه رشد شهرنشینی در مناطق مختلف جهان

جمعیت شهری در کشورهای کمتر توسعه‌یافته ازیک ونه دهم میلیارد نفر در سال 2000 به سه ونه دهم میلیارد نفر در سال 2030 افزایش خواهد یافت. اما در کشورهای توسعه‌یافته جمعیت شهری رشد آرامی دارد، در واقع جمعیت این کشورها از نه دهم میلیارد نفر در سال 2000 به 1 میلیارد نفر در سال 2030 خواهد رسید. رشد کلی جمعیت دنیا در آن دوره 1 درصد است. در حالی که میزان رشد در مناطق شهری یک و هشت دهم درصد است. با توجه به این ارقام جمعیت شهری در 38 سال آینده دو برابر خواهد شد.

رشد جمعیت شهری در مناطق کمتر توسعه‌یافته به طور متوسط 3/2 درصد در سال است.

روند شهرسازی در کشورهای توسعه‌یافته با 75 درصد جمعیت شهرنشین رشد ثابتی داشته است. تا سال 2030، 84 درصد از جمعیت کشورهای توسعه‌یافته در مناطق شهری سکونت خواهند کرد.

آمریکای لاتین و منطقه کارائیب در سال 1960، از 50 درصد شهرنشینی برخوردار بودند، اما این رقم در حال حاضر به 75 درصد رسیده است.

در آفریقا مردم عمدتا روستانشین هستند به طوری که در سال 1999 تنها 3/37 درصد از جمعیت این قاره در شهرها زندگی می‌کردند که البته با 87/4 درصد رشد قاره آفریقا سریع‌ترین رشد شهرنشینی را خواهد داشت.

در سال 1999، 2/36 درصد از جمعیت آسیا در شهرها زندگی می‌کردند رشد شهرنشینی در این منطقه 77/3 درصد است. انتظار می‌رود که جمعیت شهری کشورهای در حال توسعه به 50 درصد در سال 2020 برسد. تا سال 2030، آسیا و آفریقا بیشترین تعداد ساکنان شهری را نسبت به سایر مناطق دنیا خواهند داشت.

تراکم شهرنشینی یا افزایش تعداد کلان‌شهرها

در سال 1950 نیویورک با جمعیتی بالای 10 میلیون نفر پرجمعیت‌ترین شهر دنیا بود.

انتظار می‌رود تا سال 2015، 23 شهر با جمعیتی بالای 10 میلیون نفر در دنیا وجود داشته باشند.

از 23 شهری که انتظار می‌رود جمعیتشان تا سال 2015 به 10 میلیون نفر برسد، 19 کشور در زمره کشورهای در حال توسعه هستند.

در سال 2000، 22 شهر با جمعیتی بین 5 تا 10 میلیون نفر 402 شهر با جمعیتی بین 1 تا 5 میلیون نفر و 433 شهر با جمعیتی معادل 5 تا 1 میلیون نفر وجود داشتند.

 

تهران در آستانه انفجار جمعیت

سیل مهاجرت ها به سوی تهران تاکنون منجر به افزایش بیش از حد جمعیت آن شده بطوریکه بر اساس پیش بینی کارشناسان شهری تا هفت سال آینده، جمعیت تهران با دو برابر رشد، به ۱۴ میلیون نفر خواهد رسید.

از سال ۱۲۸۶ خورشیدی که قانون بلدیه در پی استقرار مشروطیت در مجلس شورای ملی به تصویب رسید، نزدیک به یک قرن می گذرد. به دنبال تصویب این قانون، تجدید سازمان بلدیه های شهرهای ایران در سال ۱۳۰۰ خورشیدی و با ترجمه و بررسی سازمان شهرداری های چند شهر بزرگ اروپایی از جمله؛ لندن، پاریس و برلین انجام گرفت و بر این اساس اداره شهر تهران و چند شهر بزرگ کشور بر عهده شهرداری نهاده شد.

بر اساس این قانون، شهرداری وظیفه رفع حوائج شهر را بر عهده داشت و بعدها با اصلاحات و الحاقاتی، مبنای اصلی اداره شهر تهران تا زمان حاضر قرار گرفت. قانون کنونی شهرداری در حقیقت قانون سال ۱۳۳۱ است که با تغییرات بسیار، از سال ۱۳۳۴ تاکنون، اساس کار بیش از ۶۰۰ شهرداری کشور است. از آن زمان تا به حال و در طول این نیم قرن اخیر، تهران دچار تغییرات و دگرگونی های اجتماعی زیادی شده است.

مهمترین و تأثیرگذارترین این تغییرات هجوم مهاجرین از دیگر شهرهای ایران به سوی تهران بود. تجمع مراکز صنعتی و دانشگاهی و رفاهی، سرنگونی رژیم شاهنشاهی و به دنبال آن وقوع جنگ تحمیلی، همگی از جمله عواملی بودند که سیل مهاجرت ها را به سوی پایتخت شدت بخشیدند و تمامی معادلات و برنامه های از پیش تعیین شده مدیریت شهری را دچار سردرگمی کردند.

● تهران یکباره تبدیل به کلان شهر شد

براساس تعریف سازمان ملل، کلان شهر به منطقه ای اطلاق می شود که جمعیت آن از هشت میلیون نفر فراتر رود و بر اساس این تعریف، تهران نیز از نظر تعداد جمعیت خود را در ردیف کلان شهرهای بزرگ دنیا دید. تهران که باید بر اساس پیش بینی مسئولان، جمعیتش تا ۱۷ سال آینده به هفت میلیون و ۶۰۰ هزار نفر برسد، در حال حاضر بالغ بر ۷ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر را در خود جای داده است.

یک چنین رشد غیرمنطقی باید برای مدیران شهری قابل تأمل باشد گرچه مدیریت شهری در رشد سرطانی جمعیت تهران نقشی نداشت و تهران قربانی سوءمدیریت کلان کشور در پیش از انقلاب و عدم محرومیت زدایی از دیگر شهرها و روستاها بود، اما به هر حال بعد از جنگ تحمیلی وارث شهری آشفته با فقر قوانین مربوط به آن شد.

در طول هشت سال جنگ تحمیلی، فضای جنگ زده شهر، سطح انتظارات و توقعات مردم را از شهرداری متناسب با اوضاع بحرانی آن ایام، پایین آورده بود. فضای سبز بوستان ها و روشنایی و زیبایی شهر از یادها رفته بود و این شد که تهران، با سر و روی چرک آلود و درختان و گل های تشنه و خشکیده پارک های متروکه، خاموش و خسته، آغوشش را بزرگوارانه بر روی مهاجرین دیگر شهرها باز نگه داشت، و خود تنها به ماندن فکر کرد.

تهران ماند، اما دودزده، و بی هیچ بالیدنی به هویت خویش. بررسی آمار جمعیت در شهر تهران حاکی است نرخ رشد جمعیت پرجمعیت ترین شهر ایران با کاهش جمعیت طی سال های ۱۳۳۵ تا ۱۳۷۵ همراه است اما این نرخ جمعیت در شهرهای پیرامون تهران و نیز حاشیه های آن افزایش قابل توجهی نشان می دهد. شهر تهران در دهه۳۵ تا ۴۵ دارای ۷/۵ درصد نرخ رشد جمعیت بوده که این رقم در دهه ۶۵ تا ۷۵ به ۲/۱ درصد کاهش یافته است. در حالی که از نرخ رشد جمعیت در دهه مذکور نخست ، برای شهرهای پیرامون شهر تهران رقم ۹/۶ درصد و در حریم شهر تهران ۷/۳ درصد ثبت شده است . اما میانگین این ارقام تنها تا سال ۱۳۷۵ به ترتیب با افزایش ۶/۹ و ۸/۶ درصدی همراه است.

۲۰درصد جمعیت پایتخت مستعد پرت شدن به سمت حاشیه شهر است . موسی پورموسوی، مشاور شهردار تهران در این باره می گوید؛« رشد جمعیت در شهر تهران ۱.۱درصد است، در حالی که در چند سال اخیر جمعیت حریم تهران تا ۸۰برابر افزایش یافته است. وی ریشه این مشکلات را در تبدیل شدن زمین در تهران به بورس خرید و فروش دانست و تصریح کرد؛«در هیچ کلان شهری در جهان نمی توان شاهد وقوع چنین اتفاقاتی بود.»

پورموسوی با اشاره به تعریف کلاسیک حریم شهری افزود؛« براساس این تعریف سه کاربرد ویژه برای حریم شهر وجود دارد که شامل تنفس گاه شهر، کاربردهای زیست محیطی و فضایی برای توسعه شهر در آینده است،در حالی که حریم شهر تهران هیچ یک از این سه کاربرد را ندارد و تنها تبدیل به جایگاه دفن زباله و تمرکز انبوه جمعیت کم درآمد شده است.

مشاور شهردار تهران ، بالا بودن هزینه های امکانات رفاهی را یکی از معضلات اساسی در سطح شهر تهران دانست و گفت؛« این معضل موجب شده تا بالغ بر یک میلیون واحد مسکونی خالی بماند؛ در حالی که حاشیه های شهر مملو از جمعیت شده است.»

و ی معتقد است؛« وجود چنین انباشت جمعیتی موجب انفجار مشکلات در شهر تهران خواهد شد و ح تی معضلات امنیتی بسیاری را برای کشور ایجاد خواهد کرد.»

● ۴.۵میلیون جمعیت نفر خارج ازحریم پایتخت

احمد سعیدنیا رئیس جامعه مهندسان شهرساز نیز با بیان اینکه ۴.۵ میلیون نفر از جمعیت استان تهران خارج از حریم پایتخت زندگی می کنند، بر این باور است که باید به جای واژه حاشیه نشین از اسکان غیرقانونی در مورد این افراد استفاده کرد.» وی افزود؛«نبود تعریف درستی از این مفاهیم در کشور سبب شده تا شاهد بروز مشکلات متعددی باشیم.» با این حال کیومرث ایراندوست مشاور وزارت مسکن و شهرسازی وجود رانت اقتصادی و ایجاد تفاوت قیمت زمین را از مهمترین عوامل شکل گیری اسکان غیر رسمی در اطراف شهرها می داند.

وی با تاکید بر لزوم بازنگری در قوانین اسکان شهری افزود؛«پایین بودن قیمت تمام شده مسکن خارج از محدوده شهری، دوری ازروند بوروکراتیک ساخت تدریجی مسکن با توان فقرا واز همه مهمتر امید پیوستن به دایره رسمی شهر از جمله مسائل مهم در افزایش اسکان غیر رسمی است.» وی تنها راه جلوگیری از اسکان غیررسمی را کاهش فاصله قیمت زمین در داخل و خارج از محدوده شهر عنوان کرد.

● تهران بیست و نهمین شهر پرجمعیت جهان

براساس اعلام مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد، در سال ۲۰۰۳ میلادی، جمعیت تهران به رقمی معادل هفت میلیون و ۲۰۰ هزار نفر رسیده است که براین اساس، بیست و نهمین شهر پرجمعیت جهان به شمار می رود.

براساس نمودار تراکم جمعیت شهری بخش جمعیت اداره امور اقتصادی و اجتماعی ملل متحد - که به تازگی در سراسر جهان انتشار یافته است _ در سال ۲۰۰۳، توکیو با ۳۴ میلیون و ۹۷۷ هزار نفر، مکزیکوسیتی با ۱۸ میلیون و ۶۶۰ هزار نفر و نیویورک با ۱۸ میلیون و ۲۵۲ هزار نفر، به ترتیب پرجمعیت ترین شهرهای جهان اعلام شده اند. بنابراین گزارش، در اینجا پیش بینی شده است، جمعیت تهران در سال ۲۰۱۵، به رقم ۸ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر برسد. همچنین در سال ۲۰۰۳، مشهد با دو میلیون و ۱۰۰ هزار نفر، اصفهان با ۱ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر، تبریز با ۱ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر و شیراز با یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر، از پرجمعیت ترین شهرهای ایران بوده اند.

ظرفیت انسانی مجموعه شهری تهران بزودی به آستانه اشباع می رسد.

برراساس آخرین گزارشهای مراکز رسمی کشور، روند کاهش سهم و نقش جمعیت تهران در محدوده مجموعه شهری که در سال ۱۳۴۵ معادل ۷/۹۵ درصد بوده، درسال ۸۴ به ۴/۷۱ درصد رسیده است. درعین حال نقاط دیگر شهری که طی ۴۰ سال گذشته نقش اندکی در اسکان جمعیت داشته اند، از نظر رشد جمعیتی افزایش قابل توجهی را نشان می دهند؛ به عنوان مثال شهرستان کرج که در سال ۱۳۴۵ نزدیک به دو درصد از جمعیت مجموعه شهری تهران را در بر می گرفت و دومین شهرستان این محدوده به لحاظ کثرت جمعیت بود، در انتهای سال ۸۴ بالغ بر ۶/۱۲ درصد از جمعیت محدوده شهری تهران را در خود جای داده است.

همچنین دو شهرستان ورامین و شهریار که در سالهای ۱۳۴۵ و ۱۳۶۵ بین ۳۸/۱ تا ۷۶/۴ درصد از جمعیت محدوده شهری را در خود جای می دادند، طبق برآوردهای رسمی در سال ۱۳۸۴ ، ۵/۱۰ درصد جمعیت این محدوده را در بر گرفته است.

اگر چه رشد سالانه جمعیت شهر تهران در سالهای ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۵، طبق برآوردهای رسمی، ۱/۴ درصد بوده، اما این رشد شتابان در سالهای منتهی به دهه ۷۰ به ۸۹/۲ درصد و در دهه ۷۰ و ۸۰ به ۱۱/۱ درصد رسیده است. بر اساس آخرین آمار مرکز آمار ایران، این میزان در مدت سال ۸۴ تا ۶ ماهه اول سال ۸۵ به حدود ۵۹ صدم درصد رسیده است.

اسلامشهر با ۴۸/۱۲ درصد، شهرستان قدس از توابع شهریار با ۲۴/۱۲ درصد، قرچک با ۱۴/۱۱ درصد ، پاکدشت با ۲۲/۱۰ درصد و ملارد با ۸۵/۹ درصد رشد، بیشترین جمعیت را در ۴۰ سال گذشته در خود جای داده اند و از سهم شهر تهران حداقل در طول شب کاسته اند. بررسی این آمار نشان می دهد در سال های ۸۴ تا ۶ ماهه اول سال جاری به دلیل کاهش توان محیطی و انجام اقدامات ساماندهی شهری و تهیه و اجرای طرح جامع رشد جمعیت در شهرستان اسلام شهر بتدریج کاهش یافته و به حدود ۳۳ صدم درصد در سال رسیده است.

همچنین در دوره سالهای ۱۳۴۵ تا ۱۳۸۴ بیشترین نرخ رشد نقاط شهری مربوط به اسلامشهر و کمترین îآن مربوط به شهر تهران بوده است بطوریکه در این دوره بجز شهر تهران، سایر شهرستانهای این استان از رشد بالای ۱۱ درصد برخوردار بوده اند.

● ۲۱ درصد از جمعیت کشور در تهران

اما در آخرین سرشماری که در سال جاری در کشور انجام شد مشخص شد که بیش از ۲۱ درصد از جمعیت کشور در استان تهران زندگی می کنند. مسعود افشین رئیس آمارهای عمومی و ثبتی سازمان مدیریت و برنامه ریزی با استناد به نتایج ششمین سرشم اری نفوس و مسکن در این باره می گوید؛«استان تهران با داشتن سه میلیون و ۷۰۰ هزار خانوار ، ۴/۲۱ درصد از جمعیت کل کشور را در خود جای داده است.»

به گفته وی ، در کل کشور ۱۷ میلیون و ۵۹۷ هزار و ۸۰۰ خانوار سرشماری شدند که ۳ میلیون و ۷۰۰ هزارخانوار آن در استان تهران ساکن هستند. مسعود افشین افزود؛«از ۷۰ میلیون نفر جمعیت شناسایی شده در کل کشور، ۱۳ میلیون نفر در تهران شناسایی شده اند.» همچنین در کل کشور در مقابل هر ۱۰۶ نفر مرد ۱۰۰ نفر زن و در استان تهران نیز در مقابل هر ۱۰۴ نفر مرد ۱۰۰ زن وجود دارد .

افشین درباره مناطق ۲۲ گانه استان تهران گفت؛«دو ۲میلیون و ۳۰۰هزارخانوار که شامل ۷ میلیون و ۷۳۸ هزارنفر است، در مناطق ۲۲ گانه شهرداری تهران ساکن هستند که بدین ترتیب سهم این مناطق در پذیرش خانوار ۶۱ درصد و جمعیت نیز ۵۸ درصد است.» به گفته وی ، کرج با داشتن ۴۷۸ هزار خانوار بیشترین تعداد خانوار را نسبت به شهرهای تابعه تهران دارد . وی افزود؛«جمعیت استان تهران از ۱۰ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر در سال ۷۵ به ۱۳ میلیون نفر افزایش یافته است که بدین ترتیب نرخ رشد متوسط سالانه جمعیت ۵۷/۲ درصد است.»

در حالی که در کشورهای توسعه یافته حدود شش درصد از جمعیت کل کشور، و در کشورهای در حال توسعه حدود چهار درصد از جمعیت کشور در کلان شهرها زندگی می کنند، این رقم در تهران به ۱۶درصد می رسد. حال این سئوال پیش می آید که قوانین موجود که مسائل تمامی شهرهای ایران را در زمان خود یکسان نگریسته است، چه موارد خاصی را برای چنین شهری در نظر گرفته است؟ شهری که ۷۰درصد جمعیت آن را جوانان تشکیل می دهند، شهری که ۲۰۰ روز از سال را در آلودگی هوای غیرمجاز به سر می برد، و شهری که شایعه زلزله، زندگی در آن را مختل می کند، دارای چه قوانین و مقررات شهری ویژه خود است؟

اعظم خاتم ، مدیر گروه شهر انجمن جامعه شناسی ایران ، با اشاره به تحقیقات انجام شده در استان های تهران ، خوزستان ، خراسان و کرمانشاه ، سیاست های پیشگیری از توسعه سکونت گاههای غیر رسمی و سیاست های ساماندهی و ارتقای شهرک های غیر رسمی موجود را به عنوان دو راهکار اولویت دار برای قرار گرفتن در مسیر حل معضل اسکان های غیر رسمی بر می شمارد.

او معتقد است عامل اصلی گسترش اسکان های غیر رسمی در حاشیه شهرها گروههای فقیر شهری هستند، خانواده هایی که شاید بیش از ۳۰ سال است شهرنشین هستند اما توانایی خرید مسکن نداشته و یا اجاره نشینانی که با نیت صاحب مسکن شدن به اسکان غیر رسمی در حاشیه و پیرامون شهرها روی می آورند. این در حالی است که برخی دیگر از کارشناسان شهری نبود یک استراتژی هماهنگ بین دولت و مدیریت شهری، را موجب رشد تصاعدی جمعیت پیرامون شهرها و توسعه اسکان های غیررسمی آن می دانند.

پیروز حناچی دبیر سابق شورایعالی شهرسازی و معماری کشور در این باره می گوید؛«اگر می خواهیم برای کنترل بحران حاشیه نشینی به داد تهران و دیگر شهرها برسیم ، به زبانی مشترک بین دولت، شورای شهر و شهرداری نیاز داریم . باید این زبان مشترک را کارشناسان و متخصصان تعریف و تبیین کنند اما مورد وفاق دولت و شورای شهر در برنامه های کلان باشد.» با این حال تهران، ۲۰ سال را بدون طرح و برنامه مشخص شهری پشت سر گذاشته و متأسفانه طی این مدت، ساخت و ساز و توسعه پایتخت به عنوان یکی از مهمترین نمودهای حیات شهری، به امری سلیقه ای تبدیل و در دوره ای از مدیریت شهری، تراکم آزاد و دوره ای دیگر متوقف و موجب بروز نابسامانی هایی در این راستا شد.»

خوب که فکر کنید متوجه می شوید ساخت و ساز بی رویه در پایتخت به خاطر همان واژه جمعیت است نه چیز دیگر. در واقع تهران برای تأمین خواسته های ساکنانش و برای رهایی از انفجاری که انتظار او را می کشد نیازمند این حرکت بوده کما اینکه در این مدت هرچه جلوتر آمده روند رو به رشد آن سریع تر شده است.

 

برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد ، خواستار تنظیم قوانین جدیدی جهت بازیافت صحیح و بی خطر زباله های الکترونیکی شد

سازمان ملل متحد در تازه ترین گزارش خود اعلام کرده است که دور انداختن کالاهای الکترونیکی مانند کامپیوترها و گوشی های تلفن همراه، تهدید بزرگی برای محیط زیست و سلامت عمومی است.

 

برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد تهیه شده، خواستار تنظیم قوانین جدیدی شده تا به این طریق از بازیافت صحیح و بی خطر زباله های الکترونیکی اطمینان حاصل شوداین گزارش پیش از نشست شورای حاکم برنامه محیط زیست سازمان ملل، منتشر شده است که قرار است امروز (بیست و دو فوریه) در اندونزی انجام شودتوسعه و فراگیرشدن کالاهای الکترونیکی مشکلاتی هم به دنبال دارد. به ویژه در کشورهای در حال توسعه، تلاش ها برای بازیافت گوشی های تلفن همراه، کامپیوترها و دستگاه های تلویزیونی که دور انداخته می شوند، با میزان فروش رو به افزایش آنهاتطابق ندارد 

گزارش برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد تخمین زده است که تولید زباله های الکترونیکی در دنیا سالانه نزدیک به ۴۰ میلیون تن افزایش می یابد 

در کشورهایی مانند هند و چین در ده سال آینده، تنها تولید زباله های کامپیوتری تا ۵۰۰ درصد افزایش خواهد یافت 

کالاهای الکترونیکی شامل فلزات و قطعات بالقوه سمی هستند و بنابراین بازیافت آنها کار پیچیده ای است 

اما در بسیاری از کشورها، از جمله در چین، این قطعات در حیاط های پشت خانه سوزانده می شوند که این کار باعث انتشار گازهای سمی در هوا می شود.

 

سازمان ملل می گوید چنانچه بلافاصله اقدامی برای جمع آوری درست زباله های الکترونیکی و دورانداختن اینگونه مواد صورت نگیرد، بسیاری از کشورها با خطر ایجاد کوههایی از زباله های الکترونیکی مواجه می شوند که پیامدهای جدی برای محیط زیست وسلامت عمومی به دنبال خواهد داشت 

این گزارش خواستار فرایندهایی قانونی برای مدیریت و بازیافت زباله های الکترونیکی شده استسازمان ملل پذیرفته است که معرفی این فرایندها هزینه بر می باشد اما می گوید که در عین حال این کار باعث ایجاد شغل، بازیافت فلزهای گرانبها مانند طلا و نقره ای که در ساخت کالاهای الکترونیکی به کار رفته و همچنین ایجاد محیط زیستی سالم و پاکیزه می شود.

 

 

بررسی روش های اقتصادی کاهش ضایعات محصولات کشاورزی

 

عبدالرحمن شادان نیره میهن خواه

    مؤسسه پژوهش های برنامه ریزی و اقتصاد کشاورزی، گروه پژوهشی اقتصاد تولید و بهره وری

 

 

چکیده

موضوع بحث انگیز روند افزایشی ضایعات مواد غذایی، یکی از چالشهای جدی اکثر کشورها به ویژه، کشورهای در حال توسعه است، سیاستمداران و اندیشمندان مجامع علمی در جهان سوم درصدد برآمده اند برای کاهش ضایعات محصولات کشاورزی در مراحل کاشت، داشت و برداشت و مراحل توزیع و مصرف چاره اندیشی کنند. بر همین اساس ضرورت دارد به خط مشی سیاست کلان، راهکارهای عملی و اجرایی جهت جلوگیری از ضایعات از جانب دولت و نیز بالا بردن سطح آگاهی عمومی در کاهش ضایعات اهمیت داده شود. در این مقاله همچنین مسایل مبتلا به مراحل کاشت، داشت و برداشت و نیز مرحله مصرف، تاثیر ضایعات در قیمت غذایی کشور، اثر فرسودگی ماشینهای کشاورزی در افزایش ضایعات، حمایت از کشاورزان در جهت افزایش بهره وری، اصلاح نظام خرید تضمینی، بسته بندی، خود کفایی در غلات در افق ده ساله، سهم کشاورزی در عوامل تولید ملی و ارزش تولید در اقتصاد ملی تجزیه و تحلیل شده است. در بخش دیگری از مقاله برنامه کنار گذاری کشت محصول (Set aside)، سیاستهای کاهش هزینه مبادله (Transaction cost)، کاهش یارانه بعضی از محصولات غذایی، بکارگیری مناسب خرید تضمینی، افزایش کیفیت بسته بندی، کاهش ضایعات از طریق بازاریابی مناسب (کارایی سیستم بازاریابی و ضایعات در سیستم بازاریابی) و نقش مجموعه فعالیت های بازاریابی، وظیفه متخصصین بازاریابی و پرهیز از دور باطل تولیدات نامناسب، نقش بازاریابی نامناسب و در افزایش ضایعات مورد بحث قرار گرفته است. با توجه به اهمیت استراتژیک بخش کشاورزی در ارزش تولید ناخالص کشور و ارزش صادرات غیر نفتی و اشتغال کشور کاهش ضایعات می تواند علاوه بر افزایش عملکرد محصولات زراعی و باغی، در ایجاد اشتغال، توسعه صادرات غیر نفتی و ایجاد امنیت غذایی از اهمیت بالایی برخوردار است.

لغات کلیدی: کاهش ضایعات، امنیت غذایی، اصلاح نظام خرید تضمینی، برنامه کنار گذاری کاهش هزینه مبادله، کیفیت بسته بندی، بازاریابی مناسب

 

 

مقدمه

یکی از سیاستهای جدی دولتها در امر امنیت غذایی، کاهش ضایعات غذایی است و از طرف دیگر سازمان FAO راههایی را برای جلوگیری از ضایعات مواد غذایی به مسئولان کشاورزی و تأمین کنندگان موادغذایی دولتهای عضو، ارائه داده است.

موضوع با اهمیتی که دولتمردان هر کشوری باید درنظر بگیرند تعیین خط مشی کلان در رابطه با کاهش ضایعات می باشد و بعد از تعیین خط مشی و سیاست کلان بایستی مسئولیتها و وظایف، سازمانهای خصوصی و دولتی مشخص و تعیین شود. در این راستا باید دو راه حل در نظر گرفته شود. راه حل اول مربوط به بالا بردن سطح آگاهی عمومی در کاهش ضایعات از طریق روشهای جلوگیری از ضایعات می باشد. البته این راه حل در روند درازمدت ثمردهی خواهد داشت. راه حل دوم مربوط به تدوین سیاستها از طرف دولتها می باشد. اجرای این سیاستهای بعد از تدوین اثرگذاری سریعتری در کاهش ضایعات خواهد داشت. بطور مثال کاهش سوبسید نان از طرف دولت می تواند سریعاً بر مصرف نان تأثیر گذارد.

تأکید بر دو راه حل فوق به علت افزایش جمعیت و کاهش منابع طبیعی، امکانات و منابع محدود می باشد و پاسخگویی به نیاز غذایی افراد بتدریج از جانب مسئولان دولتی مشکل می شود، غذا و امنیت غذایی نه تنها وجه اقتصادی – اجتماعی دارد، بلکه به تازگی چهره سیاسی گرفته و به عنوان ابزار سیاسی مورد استفاده کشورهای صنعتی قرار می گیرد.

با توجه به شرایط فعلی اقتصاد و کاهش درآمد ارزی در کشور باید، از امکانات استفاده بیشتری کرد، تا تولیدات را افزایش داد و از بند واردات رها شد و نهایتاً از هدر رفتن ارز جلوگیری کرد.

در این مقاله هدف بر این است، اهمیت جلوگیری از ضایعات بیشتر شکافته شود و نیز روشهای اقتصادی جلوگیری از ضایعات مورد تجزیه و تحلیل و بررسی قرارگیرد و در پایان  پیشنهادات و نتایج ارائه خواهد گشت.

 

مروری بر مطالعات انجام یافته درخصوص ضایعات محصولات کشاورزی

مهمترین مطالعات انجام شده در مورد ضایعات نان را می توان به صورت ذیل بیان نمود:

1- «قیمت تعادلی نان»، محسن محسنین، (1373). سازمان تحقیقات،‌آموزش و ترویج کشاورزی.

در این تحقیق که هدف از آن تعیین قیمت تعادلی نان بود، 55 نانوایی (تافتونی، بربری، لواشی، سنگکی و نواری) و 528 خانوار معمولی ساکن در تهران از لحاظ مصرف و ضایعات نان مورد بررسی قرارگرفته اند. بررسی های انجام شده نشان می دهد که ارتباط ضعیفی بین مجموع مخارج و مقدار مصرف سرانه نان وجود دارد و میزان ضایعات برابر 5/12 درصد مقدار خرید نان است. بیشترین ضایعات، در خانوارهای کم درآمد دیده شده و با افزایش تعداد افراد خانوار درصد ضایعات نیز افزایش می یابد. همبستگی ضایعات سرانه با تحصیلات و سن همسر منفی است.

2- «گزارش نتایج کیفی و ارزش نانوایی ارقام گندم کلیه نقاط ایران» (1367) پرویز ایرانی، موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر، واحد تکنولوژی شیمی و غلات، کرج.

در این تحقیق 5231 نمونه از بذور کلیه نقاط ایران مورد آزمایش قرار گرفتند و از نتایج آن      می توان گفت که در انتخاب ارقام گندم باید از ارقامی که دارای مقطع آردی هستند خودداری نمود و بیشتر گندم با دانه های شیشه ای را برگزید. چون دانه های آردی اکثراً از کیفیت ضعیف تری برخوردارند و به دلیل ایجاد حالت چسبندگی، مشکلات زیادی را در امر آسیاب کردن به وجود       می آورند، خسارت آفت سن و مرض فوزاریوم، روی گندم های دانه نرم، بیشتر بوده و کیفیت نانوایی آنها را کاهش می دهد. در ضمن سایر نتایج تحقیقات نشان داد که برای تهیه نان مرغوب، آرد باید حداقل یک تا دو ماه برای ادامه فعل و انفعالات و استراحت در سیلو باقی بماند و درضمن باید سه مرحله اصلی (بهم زدن خمیر، زمان تخمیر و مرحله پخت) کاملاً رعایت شود.

3- موضوعی تحت عنوان جلوگیری از ایجاد ضایعات در محصولات فاسد شدنی که ناشر آن سازمان FAO است توسط علیرضا قدیمی با همکاری منصور عباس آبادی در سال 1379 در گروه پژوهشی استراتژیهای ملی و کشاورزی پایدار موسسه پژوهشهای برنامه ریزی و اقتصاد کشاورزی ترجمه شده است. در این مقاله به موضوعاتی همچون اهمیت محصولات فاسد شدنی، عوامل مرتبط با سیستمهای پس از برداشت و محصولات ریشه ای و غده ای اشاره شده است. در این گزارش بیشتر بر روی روشهای فنی جلوگیری از ضایعات، روشهای انبارداری و سردخانه ای، جلوگیری از ضایعات و روشها و طریقه حمل و نقل تأکید گردیده است.

4- در زمینه ضایعات مقاله دیگری تحت عنوان «تعیین و ارزیابی اقتصادی گندم در زمان برداشت و خرمنکوبی در مناطق هرات، مروست و ابرکوه استان یزد» در سال 1376 توسط محمود حمیدنژاد و بقیه بررسی شده که در فصلنامه شماره 34 موسسه پژوهش های برنامه ریزی و اقتصاد کشاورزی در تابستان 1380 انتشار یافته است این مقاله به نحوه سیاستگذاری و برنامه ریزی مناسب در زمینه کاهش ضایعات محصول گندم منوط به فراهم بودن آمار و اطلاعات مربوط بر میزان و ارزش ضایعات این محصول در مراحل مختلف تولید تا مصرف می باشد، پرداخته است و همچنین عوامل موثر بر آن را در هر یک از مراحل بررسی نموده است بخش اول این تحقیق به تعیین میزان ضایعات گندم در زمان برداشت و خرمنکوبی در استان یزد پرداخته و بخش دوم به ارزیابی اقتصادی این ضایعات اختصاص یافته است.

 

آثار ضایعات محصولات کشاورزی بر جنبه های مختلف اقتصادی

با توجه به اینکه نیمی از برخی محصولات کشاورزی کشورمان، در فاصله بین مراحل کاشت تا برداشت، از چرخه مصرف خارج می شود و این در حالیست که نیم باقی مانده نیز که در سفره خانوار مصرف می شوند، غالباً بدلیل اختلاط با محصولات نامرغوب، اطمینان خاطر برای مصرف کنندگان فراهم نمی سازد.

امنیت غذایی که سنگ بنای جامعه ای توسعه یافته و عنصر اصلی سلامت روانی و جسمانی است، هر روزه در کشورهای در حال توسعه مورد تهدید قرار می گیرد.

این تهدید، هنگامی عمیقتر می شود که بدانیم اکثریت جمعیت این جوامع را کودکان و جوانان تشکیل می دهند و با این ترتیب با تهدید سلامت آنان، بخش عمده ای از تولید ناخالص داخلی در معرض خطر خواهد بود.

در عین حال کمبود تجهیزات و فرسودگی ماشین آلات کشاورزی نیز در برداشت و فرآوری محصولات که نتیجه آن ضایعات بالای محصولات کشاورزی می باشد، خلل وارد ساخته و به بخش دیگر تولید ناخالص داخلی ضربه وارد می سازد.

تحقیقات نشان می دهد از مجموع 165 میلیون هکتار اراضی کشور حدود 37 میلیون هکتار (4/22 درصد) مستعد هستند که تنها از 6/18 میلیون هکتار، آنهم از 50 تا 60 درصد ظرفیت برداشتشان استفاده می شود.

حمایت از کشاورزان در جهت افزایش بهره وری محصول و نیز اصلاح نظام خرید تضمینی محصولات اساسی کشاورزی و بهبود بسته بندی محصولات کشاورزی از جمله راههای کاهش ضایعات مواد غذایی و محصولات کشاورزی به شمار می رود.

در زیربخش زراعت، آنچه که بیش از هر چیز مورد توجه بوده وابستگی کشور در محصولات استراتژیک مانند گندم، برنج، ذرت و دانه های روغنی می باشد. براین اساس و با توجه به اینکه طرحهای متعددی در راستای قطع وابستگی به محصولات یاد شده تهیه گردیده است. بر مبنای این طرح ها پیش بینی شده است که در طرح خودکفایی گندم یک افق زمانی ده ساله (پایان سال 1390) میزان تولید گندم به 5/16 میلیون تن افزایش یابد و نیز طرح خودکفایی برنج در افق ده ساله، میزان تولید این محصول را از 6/1 میلیون تن فعلی به 4/2 میلیون تن در افق طرح خواهد رساند و طرح افزایش تولید ذرت نیز در همان افق زمانی درصدد افزایش تولید ذرت مورد نیاز کشور از 2/1 میلیون تن به 8/2 میلیون تن درسال انتهایی طرح است. لزوم خودکفایی در تولید محصولات استراتژیک در عرصه جهان کنونی که غذا بعنوان یک اسلحه و اهرم در دست برخی از قدرتها بشمار می رود و تأمین امنیت غذایی در کشور از اهم ضروریات محسوب می شود که در این راستا، کاهش ضایعات، یکی از عوامل مهم در افزایش تولید و کاهش واردات محسوب می گردد. از سوی دیگر با توجه به اینکه سهم سرمایه گذاری انجام شده در بخش کشاورزی، پنج درصد از سرمایه گذاریهای موجود در کشور می باشد و این رقم برای بخش کشاورزی نسبت به سایر کشورهای جهان بسیار پایین می باشد و با توجه به کمبود سرمایه گذاری در این بخش، میزان ضایعات محصولات کشاورزی معادل 25 درصد درآمد نفتی کشور تخمین زده می شود که این میزان بیانگر میزان بالای ضایعات و نیز ارزش آن در تولید ناخالص داخلی می باشد.

درحال حاضر بیش از 26 درصد ارزش تولید ناخالص کشور، ارز آوری چشمگیری معادل 25 تا 30 درصد ارزش صادرات غیرنفتی سالانه و 24 درصد اشتغال کشور مربوط به بخش کشاورزی است که کاهش ضایعات محصولات کشاورزی علاوه بر قابلیت افزایش عملکرد محصولات زراعی وباغی، در ایجاد اشتغال، توسعه صادرات غیرنفتی و نیز ایجاد امنیت غذایی، از اهمین بالایی برخوردار است.

به طور خلاصه می توان گفت برای رسیدن به خودکفایی نسبی، جدای از افزایش تولید، در برخورد با مسئله ضایعات و چگونگی کاهش آن مورد تأکید است. کاهش ضایعات، طبیعت افزایش عرضه را دارد و دستیابی به آن، ما را از عوامل تولید اضافی، بی نیاز کرده یعنی بدون داده اضافی، ستانده حاصل می گردد، با اعمال این سیاست، در بهره برداری از منابع طبیعی نیز صرفه جویی شده و منابع غیرقابل تجدید که در معرض تخریب قرار می گیرد، طی نظمی به سود پاسخ گویی به نیازهای آیندگان استمرار می یابد و متضمن توسعه پایدار در کشور خواهد بود.

کشور ما طی سالهای گذشته در زمینه بسیاری از مواد و محصولات به مرز خودکفایی رسیده است، ولی عواملی چون افزایش جمعیت در کنار عدم کاهش ضایعات راه را برای رسیدن به نقطه استقلال، طولانی تر می کند.

ضایعات از چند جنبه بر اقتصاد ضربه وارد می کند:

1-      میزان تولید را کاهش می دهد.

2-      نیاز به واردات را افزایش می دهد.

3-    نهاده های لازم برای تولید (که به سختی تهیه می شوند) را هدر می دهد.

 

روشهای اقتصادی جلوگیری از ضایعات

1- برنامه کنارگذاری کشت محصول (set aside)

بعضی از کشورهای پیشرفته از جمله اتحادیه اروپا با پی گیری سیاست خودکفایی محصولات استراتژیک و صدور آن در سایه حمایتهای بی حد و حصر از کشاورزان، با وضعی مواجه گشتند که قیمت پرداختی به کشاورزان نه تنها بالاتر از قیمت جهانی بود بلکه با مازاد محصول نیز مواجه شد حتی با دادن سوبسید صادرات این مازاد را نتوانستند از بین ببرند و از طرف دیگر نیز با اعتراض گسترده کشورهای دیگر مانند امریکا، استرالیا و کشورهای در حال توسعه عضو سازمان تجارت جهانی (WTO) روبرو شدند با وضع بوجود آمده و ایجاد مازاد محصول، مقداری از آن، از بین
می رفت و این مسئله باعث می شد از یک طرف هزینه حمایت بسیار بالا برود و وزن بیشتری بر بودجه تحمیل شود و از طرف دیگر با مخالفت سازمانهای حمایت از مصرف کننده و حفاظت از
محیط زیست مواجه شدند.

با وضع پیش آمده اتحادیه اروپا تصمیم گرفت برای جلوگیری از ایجاد مازاد محصول و جلوگیری از کاهش ضایعات با کشاورزان وارد گفتگو شد و به آنها پیشنهاد نمود که مقداری از سطح زیرکشت محصول یا کل آنرا در قبال پرداخت جبرانی کنار بگذارند با اجرای این سیاست و مقدار زیادی  از مازاد محصول کاهش یافت و لذا باعث گشت که متعاقب آن ضایعات محصول نیز کاهش یابد.

با استفاده از این تجربه باید سیاستگذاران کشاورزی برای جلوگیری ضایعات به کشاورزان برنامه کنارگذاری را پیشنهاد نمایند در حال حاضر در بعضی از محصولات مانند پیاز و سیب زمینی و گوجه فرنگی مازاد وجود دارد که این امر موجب می گردد که مقداری از این مازاد در انبار و یا در زمین از بین برود.

2- سیاستهای کاهش هزینه مبادله (Transaction cost)

یکی از مسایل مبتلا به کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته که باعث افزایش ضایعات می شود وجود هزینه مبادله بسیار بالا در بخش کشاورزی آنهاست یعنی امر مبادله در زمانی که محصول برداشت می شود تا زمانی که به دست مصرف کننده نهایی می رسد بایستی پروسه طولانی را طی نماید. این مسئله باعث ایجاد دو مشکل می شود: اولاً وجود واسطه های گوناگون، حمل و نقل جاده ای، انبارداری نامناسب، فقدان سردخانه و غیره موجب می شود که مقداری از محصول از بین برود. ثانیاً مراحل گوناگون ارسال محصول از مرحله برداشت تا مصرف موجب می شود هزینه مبادله بسیار بالا برود و هزینه مبادله بالا برای کشاورز یک معضل اساسی است و کشاورز برای رهایی از این هزینه مدتی محصول خود را در انبار نگه می دارد. بدلیل شیوه نگهداری نامناسب و وجود آفات مختلف، محصول بتدریج فاسد می گردد. کشاورز برای جلوگیری از فساد بیشتر محصول، محصول خود را روانه بازار می کند که متأسفانه با عدم رغبت واسطه گران مواجه می گردد. کشاورز دو انتخاب دارد یا بایستی محصول را با قیمت بسیار پایین عرضه کند یا اینکه شاهد فساد محصول خود باشد. در بعضی از مناطق کشور برای جلوگیری از ورود محصول به پروسه طولانی برداشت تا مصرف کننده و نیز کاهش هزینه مبادله، اتحادیه های تعاونی کشاورزان نسبت به ارائه محصول در میادین میوه و تره بار اقدام می کنند. متأسفانه بنظر می رسد همه کشاورزان بدلیل عدم وجود تشکل فراگیر قادر به ارائه محصول از این روش نمی باشند.

3- کاهش سوبسید بعضی از محصولات غذایی

یکی از راههایی که می تواند مقداری از ضایعات مواد غذایی بکاهد، کاهش یارانه پرداختی به برخی از اقلام غذایی است. بطور مثال نان از جمله کالاهایی که بدلیل ارزان بودن، مقدار اسراف آن خیلی زیاد است. البته باید توجه داشت که پخت نامناسب نان توسط بعضی نانوایان علت اصلی دیگر افزایش ضایعات است. حال اگر دولت تصمیم بگیرد که بطورکلی یارانه نان را حذف نماید، نانوایان مجبورند آرد را با قیمت بازار تهیه نمایند و چون مجبورند به دلیل قیمت بالای آرد بایستی نان را با کیفیت بالا تحویل مشتری بدهند این امر سبب می شود بین نانوایان برای فروش نان رقابت ایجاد شود و مصرف کننده بصورت عقلایی کیفی ترین نان را برای مصرف انتخاب می کنیم . این شیوه عمل باعث می شود که ضایعات نان به شدت کاهش یابد. البته عده ای از کارشناسان با حذف یارانه نان بدلیل فشار بر قدرت خرید اقشار کم درآمد مخالفند ولی کارشناسان موافق حذف سوبسید، معتقدند با پرداختهای جبرانی به مصرف کنندگان با درآمد پایین می توان از کاهش قدرت خرید جلوگیری نمود یعنی با تعیین دهکهای درآمدی و شرایط پرداخت انتقالی می توان رضایت شهروندان را بدست آورد.

4- بکارگیری قیمت تضمینی

در بعضی از کشورها، دولتها برای اینکه قیمت محصول کشاورزی در بازار از قیمت تمام شده پایین تر نیاید نسبت به تعیین قیمت تضمینی اقدام می کنند. یعنی تا زمانی که محصولات کشاورزی براحتی از طریق بازار به فروش می رسد کشاورزان راغب به فروش محصول در بازار هستند ولی زمانی که قیمت بازار از قیمت تضمینی محصول آنها پایین تر بیاید کشاورزان محصول خود را به قیمت تضمینی بفروش می رسانند. با این کار دو هدف دنبال می شود اولاً با این عمل از رفاه و قدرت خرید کشاورزان حمایت می شود ثانیاً از فاسد شدن محصول جلوگیری بعمل می آید چون زمانی که کشاورزان قادر به فروش محصول خود به قیمت تضمینی نشوند از فروش محصول خود در بازار، بدلیل اینکه قیمت بازار هزینه برداشت و دیگر هزینه های آنها را پوشش نمی دهد صرفنظر می کنند لذا یا محصول در زمین کشاورزی بدون اینکه برداشت می شود ضایع می شود.

یا اینکه در صورت فروش (زیر قیمت تمام شده ) قبل از اینکه به دست مصرف کننده برسد کاملاً‌ یا قسمتی از آن فاسد می شود.

5- افزایش کیفیت بسته بندی

یکی از روشهایی که همیشه در سطح جهان برای جلوگیری ضایعات و جلب رضایت مشتری در حال تحول بوده است بسته بندی محصولات غذایی است. در حقیقت بسته بندی نقش اصلی را در ایجاد ارزش افزوده ایفا می کند. بطور مثال چند محصول غذایی کشورمان بدلیل ضعف بسته بندی بعد از صدور از کشور بوسیله کشورهای واسط مجدداُ صادر می شود از این محصولات بطور نمونه
می توان از خرما، زعفران، خشکبار، خاویار و غیره نام برد.

در بسته بندی محصولات غذایی اگر به مسایلی از قبیل نور، حرارت، مواد افزودنی ضد فسادپذیری و آفات و باکتریها و کیفیت بسته به اندازه کافی توجه شود بازاریاب می تواند محصول را با قیمت مناسب به فروش برساند. افزایش قیمت محصول به دلیل کیفیت بالا چه در سطح داخلی و خارجی موجب کاهش موجودی محصول در انبار، سردخانه و مزرعه شده و در نهایت کاهش ضایعات          می گردد.

6- کاهش ضایعات از طریق بازاریابی مناسب

برای افزایش سهم محصولات غذایی در ترکیب صادرات غیرنفتی لازم است اقداماتی در جهت بهبود کیفیت محصولات غذایی صورت گیرد و همزمان با آن، اعمال روشهای پیشرفته بازاریابی باید  مدنظر باشد. در این رابطه لازم است به بازاریابی اهمیت کافی داده شود. در این مورد ضرورت دارد به مفهوم بازاریابی توجه کنیم. مفهوم بازاریابی که عبارت از مجموعه ای از فعالیتهای بازرگانی که جریان کالا یا خدمات را از تولید کننده تا مصرف کننده نهایی هدایت می کند. این فعالیت شامل طیف وسیعی از اقدامات نظیر خرید مواد اولیه، تولید، کنترل کیفیت، حمل و نقل و انبارداری، آماده سازی برای مصرف، انجماد، بسته بندی، تعیین قیمت، شناسایی مشتری، تبلیغات، فروش و خدمات بعد از فروش می شود.

اگر مقداری در مفهوم بازاریابی تأمل کنیم به این نکته پی می بریم. اگر به فرآیند بازاریابی که در بالا ذکر شد توجه کافی داشته باشیم ضایعات به اندازه خیلی زیادی کاهش خواهد یافت. با توجه به اینکه مصرف خام برای کلیه محصولات اندک است و باید سیکل طرحهای صنایع تبدیلی را طی کنند، همواره اینگونه محصولات از ناحیه تولیدات نامناسب و بازاریابی غیر اصولی آسیب پذیر است. بسیاری از این طرحها بدلیل نبودن بازارهای مناسب با شکست روبرو می شوند زیرا اگر این صنایع فروش خوبی نداشته باشد نمی تواند رشد مناسب داشته باشد و درنهایت به رکود می رسد. بنا به خصوصیات منحصر به فرد مواد خام این صنایع، فسادپذیری، فصلی بودن، تنوع کمی و کیفی، مسئله بازاریابی برای محصولات آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است و توجه به آن قطعاً می تواند ضایعات محصولات غذایی را کاهش دهد.

با توجه به نکات فوق الذکر، وظیفه متخصصین بازاریابی در مورد مسئله ضایعات محصولات کشاورزی، تعیین و تشخیص مکانهایی در زنجیر بازاریابی است که ضایعات به میزان زیادی رخ می دهد و ارتباط موقعیت و وضعیت ضایع شدن محصول با کل زنجیره بازاریابی نیز بااهمیت است.

ضایعات در محصولات فاسدشدنی در هر جایی از مزرعه تا مصرف کننده نهایی رخ داده و بستگی به درجه فاسد شوندگی محصول دارد. چون زنجیر یا سیستم بازاریابی به عملیات ویژه حمل و نقل، ترابری و فعالیتهای تجاری اطلاق می شود و همبستگی نزدیکی بین نوع و حجم ضایعات ایجاد شده برای یک محصول خاص و سیستمی که این محصول در آن به پیش می رود وجود دارد.

لازم است در بحث بازاریابی به دو موضوع دیگر بدلیل اهمیت آنها بطور مجزا اشاره شود.

الف- کارآیی سیستم بازاریابی

استقرار یک سیستم یا زیرسیستم بازاریابی برای معرفی و کاربرد معیارهایی که کاهش دهنده ضایعات تا یک حد مطلوب هستند بسیار مفید است. وقتی یک زیرسیستم بازاریابی نوظهور که در آن یک اقتصاد پیشرفته که دارای اضافه تولید است جایگزین اقتصاد معیشتی یا نیمه معیشتی
می شود و سیستم بازاریابی برای جمع آوری، انتقال و توزیع حجم محصول اضافه، سازگار نشده است. این سیستم بازاریابی، از کارآیی لازم برخوردار نخواهد بود. اما هنگامی که شاخص خوبی برای معرفی و کاربرد یک معیار ویژه برای کاهش ضایعات وجود دارد، کاهش اندازه و میزان ضایعات در یک سیستم رخ می دهد که البته به آمادگی و توانایی سیستم در انتقال این پیشرفت و بهبود به قسمتهای مختلف زنجیره بازاریابی بستگی دارد.

به نظر می رسد اکثر معیارهایی که روی حمل و نقل مطمئن، شرایط بهتر وانتقال سریعتر و انبارداری مناسب، متمرکز شده اند، تنها هنگامی کاربرد مؤثر دارند که ساختار سیستم بازاریابی بهبود یافته باشد.

ب- رابطه میزان ضایعات و نقص در سیستم بازاریابی

میزان بالای ضایعات به دلیل تجارب ناقص مدیریتی در تصدی و سیاست انبارهای
سردخانه دار، نداشتن اطلاعات تکنیکی در توزیع امکانات و تکنیکهای حمل و نقل، فقدان یک برنامه فروش برای مجموعه برنامه های خرید و عموماً سیاستهای غیرواقعی قیمت گذاری، رخ
می دهد. فعالیتهای چاره ساز زیادی برای رفع این مشکل وجود دارد و ممکن است نیاز به توجه و اولویت بندی بهتر در هر برنامه ریزی عملی برای کاهش ضایعات داشته باشد.

 

پیشنهادات

1-   از آنجا که ضایعات درصد بالایی از تولید (حدود 30%) را شامل می گردد و نیز تأثیری که
 بر روی تولید ناخالص داخلی و میزان خودکفایی محصولات کشاورزی به ویژه محصولات اساسی دارا می باشد، علیرغم فقدان اطلاعات دقیق در مورد میزان ضایعات محصولات کشاورزی لازم است به دنبال راهکارهای مؤثر و اساسی در جهت کاهش آن باشیم که در این مورد توجه به تکنولوژی و بکارگیری الگوی مصرف صحیح، ضروری است.

2-   ضرورت دارد راهکاری در نظر گرفته شود از مرحله تولید نیز با تبدیل مواد غذایی به موادی با قابلیت نگهداری و عمر مفید بیشتر، ضایعات محصولات را کاهش داد مضافاً‌ اینکه بخشی از ضایعات محصولات کشاورزی به ویژه محصولات اساسی مربوط به نحوه مصرف بوده که با اصلاح در شیوه مصرف این محصولات اساسی، گامی مؤثر در زمینه کاهش ضایعات برداشته شود. که تحقق آن نیازمند عزم ملی و راهنمایی کارشناسان متخصص در این بخش می باشد.

3-  همانطور که در متن مقاله اشاره گردید یکی از روشهایی که دولت عملاً می تواند بنحوی از ضایعات جلوگیری نماید برنامه کنارگذاری کشت محصولاتی است علاوه بر نیاز تقاضای داخلی  و صادرات می باشد در این گام دولت ضمن حمایت از کشاورز هزینه اتلاف منابع را کاهش        می دهد. ضرورت دارد دولت عملاً راهکار اجرایی بطور کامل تسهیل نماید.

 

نتیجه گیری

سیاست دولت باید در راستایی قرار بگیرد که هزینه مبادله به نحو چشمگیری کاهش یابد. لذا باید تسهیلات لازم را از جمله اطلاعات شفاف قیمت محصولات کشاورزی، حمل و نقل
جاده ای ریلی و هوایی، اعتبارات بانکی، میادین میوه و تره بار و غیره را در اختیار بازاریابان قرار دهد از طرف دیگر ضرورت دارد دولت از طریق ابزارهایی مانند کاهش سوبسید بعضی محصولات غذایی و تعیین قیمت تضمینی، از ضایعات جلوگیری نماید. آنچه در این مقوله مهم است راهکارهای عملی است: یعنی ضمن اینکه به تولیدکننده و مصرف کننده کمترین صدمه برسد از ضایعات نیز جلوگیری شود. مسئله کیفیت بسته بندی و برقراری بازاریابی مناسب از جمله موارد مهم در کاهش ضایعات هست. در این مورد لازم است دولت سازمانهایی را که وظیفه آنها کنترل کیفی محصولات و نظارت بر استاندارد بودن محصول، نظارت بر انبارها و سردخانه ها، تعمیر و نگهداری جاده نظارت بر تولید ماشین آلات است و سازمان های تولیدی و بازاریابی، استانداردهای در نظر گرفته شده را جهت کاهش ضایعات رعایت نمایند در غیر اینصورت از فعالیتهای آنها جلوگیری نماید. 

 

منابع و مراجع

1-   ایرانی، پ (1367). گزارش نتایج کیفی و ارزش نانوایی ارقام گندم کلیه نقاط ایران، موسسه تحقیقات اصلاح تهیه و نهال و بذر، واحد تکنولوژی شیمی و غلات، کرج.

2-     بی نام، ترجمه قدیمی، ع. ر (1379). جلوگیری از ایجاد ضایعات در محصولات فاسدشدنی، موسسه پژوهش های برنامه ریزی و اقتصاد کشاورزی.

3-  حمیدنژاد، م و همکاران (1380). تعیین و ارزیابی اقتصادی گندم در زمان برداشت و خرمن کوبی در مناطق هرات، مروست و ابرکوه. فصلنامه پژوهشی شماره 34 موسسه پژوهش های برنامه ریزی و اقتصاد کشاورزی.

          برخی آداب و رسوم سنتی (قدیمی) نیشابور؛

 سیزده بدردر این روز هر کس به اتفاق خانواده ی خود با فامیل به دامنه ی کوه ها و دشتهای سرسبز و نقاط زیبا و ییلاقی میرود. جوانان در این روز با هم کشتی می گیرند و زنان دور هم جمع می شوند و شادی می کنند.

 

مراسم ازداواجبین مراسم شهر و روستا تفاوت بسیار است که در این مجال به اختصار به آداب و رسوم نقاط روستایی اشاره می گردد

 

  • همسر گزینی؛ پدر و مادر برای پسر خود دختری را انتخاب می کنند و به پسر خود معرفی می نمایند که اغلب بدون مخالفت پسر وارد مرحله ی خواستگاری می شوند. امروزه انتخاب پسر و دختر نیز از ارکان همسر گزینی است.
  • خواستگاری؛ مادر با مشورت پدر به خواستگاری دختر می رود و چنانچه رضایت خانواده ی دختر را جلب کنند، پدر و مادر پسر با نزدیکان و اقوام به خواستگاری می روند و به همراه خویش روسری، مقداری قند و انگشتر می برند.
  • نامزدی؛ در مدت نامزدی، خانواده ی پسر در روزهای عید مقداری گوشت، برنج و پارچه برای خانواده دختر می فرستند و خانواده ی دختر آنها را دعوت می کنند در این مدت دختر و پسر همدیگر را ملاقات می کنند.
  • عقد کنان؛ روز عقد کنان، خانواده ی پسر، وسایل خوراکی و مقداری لباس برای خانواده ی عروس می فرستند و پدر پسر، حمامی و زن حمامی را برای دعوت مردان و زنان نزد خانواده عروس برای دعوت به صرف شام یا ناهار می فرستند و دعوت شدگان مقداری قند یا شیرینی به حمامی و زن او می دهند و بعد از صرف غذا، ملا یا آخوند دختر را عقد می نماید. مهریه ی دختر، آب، زمین و گوسفند است.
  • عروسی؛ عروسی معمولا دو شبانه روز به طول می انجامد. روز اول پدر داماد و اقوام و فامیل را به خانه ی خویش دعوت می نماید و داماد نیز بر تختی کنار مجلس می نشیند و هر یک از مدعوین پول یا گوسفند به داماد هدیه می کند. روز بعد زن سلمانی سر و صورت عروس را آرایش می نماید. لباس های داماد رااز خانه ی عروس و لباسهای عروس را از خانه ی داماد با ساز و دهل به حمام می برند و آنها را با لباس های نو به خانه بر می گردانند.
  • عروس بردن؛ هنگام عروس کشانی، یکی از زنان فامیل داماد وسیله ای را از خانواده ی عروس که به آن «عقل عروس» می گویند برمی دارد و در خانه ی داماد آنرا به عروس می دهد. عروس را بر اسبی سوار می کنند و افسار اسب را دایی یا پسر عمو یا برادر عروس می کشد و تا خانه ی داماد او را همراهی می کند. چند زن نیز با عروس به خانه ی داماد میروند و یک الی دو شب آنجا می مانند. عروس را با ساز و دهل به خانه ی داماد می برند. جلو خانه ی داماد عروس پاانداز طلب می کند و تا پاانداز به او ندهند وارد خانه نمی شود. مادر یا پدر یا برادر داماد، گوسفند یا هدیه ای دیگر به عروس می دهد تا وارد شود. رنگ لباس عروس سفید و محل حجله گاه، خانه ی داماد است. مادر عروس یک روز بعد از عروسی به افرادی که به داماد هدایایی دادند یک دستمال و مقداری شیرینی می دهد. پدر عروس بعد از سه روز از عروسی یکی از فامیل یا برادر عروس را به خانه داماد می فرستد و عروس و داماد را به خانه ی خود دعوت می کند و گوسفند یا قطعه زمینی را به آنها هدیه می دهد.

 

شب یلدادر این شب مردم معمولا به خانه ی بزرگترها می روند و تا نیمه ی شب می نشینند. میزبان گوسفندی را ذبح نموده و از میهمانان پذیرایی می نماید. مردم در حد امکان در شب یلدا هندوانه می خورند و معتقدند که هر کس در این شب هندوانه بخورد تابستان، زیاد تشنه نمی شود.

 

مراسم ماه محرم و صفردر روز عاشورا مردم در قالب هئیت های عزاداری ضمن انجام مراسم ویژه به تهیه و پخت غذا که اغلب حلیم است مبادرت می ورزند. در این روز علم ها را از مساجد بیرون می آورند. در روستاهای اسحاق آباد و کلیدر، بار و بسیاری از نقاط دیگر نیشابور، نمایش شبیه خوانی برگزار می شود. در این نمایش مذهبی گروههای شبیه خوان با حرکات و خواندن ابیات مناسب، نوحه خوانی می کنند و ماجرای ظهر عاشورا را عینا بازسازی می کنند. در روستاها، در بدو ورود هیئت های عزاداری به مدخل روستا، عده ای از عزاداران علم به دست در حالی که علم ویژه ی عزاداری، پیشاپیش آنها برده می شود به پیشواز آنان می آیند و به اصطلاح به هم سلام می گویند و آنها را به میدان اصلی ده راهنمایی می کنند. پس از گرد آمدن همه ی گروهها در میدان اصلی نخل را بر می دارند و دسته جمعی به سوی امامزاده ی روستا روانه می شوند. پس از مراجعت از مزار، گروهها بر حسب روستا، دسته دسته به صرف ناهار فراخوانده می شوند. مخارج تهیه ی حلیم نیز توسط افراد خیّر تامین می شود. در شهر نیشابور دسته های گوناگون عزادار در قالب هیئت های مختلف و گاهی با حرکت دادن علمات از گوشه و کنار شهر به خیابان اصلی آمده و در طول آن به حرکت و عزاداری می پردازند. در این مراسم که معمولا در مسجد جامع به پایان می یابد اشعاری درباره ی مظلومیت امام حسین(ع) و یارانش خوانده می شود. در روز اربعین حسینی نیز مراسم عزاداری و روضه خوانی در داخل مساجد و منازل برپا می شود. عده ای از زنان صبح اربعین شله زرد را که از شب قبل آماده کرده اند بین همسایه ها و آشنایان تقسیم می کنند. مراسم عزاداری در مساجد، حسینیه ها ومنازل در روزهای وفات حضرت پیامبر(ص) وفات حضرت فاطمه(س)، شهادت حضرت علی ضمن اجرای مراسم احیای نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم ماه مبارک رمضان و سایر روزهای وفات یا شهادت سایر امامان معصوم(ع) و بزرگان دین با احترام خاصی برگزار می گردد.

 

تمنای باران و مراسم چوله قزکبا توجه به این که کشاورزی و دامداری در اغلب نقاط نیشابور اساس زندگی معیشتی مردم را تشکیل می دهد و آب، به عنوان محور تولید در این مناطق نقش حیاتی دارد، در موارد کمبود آب و نزولات جوی جهت نزول باران در برخی نقاط شهرستان مردم دعا نوشته و به شاخه های درختان می بندند و یا زنان آش بی بی فاطمه می پزند و بین همسایه ها پخش می کنند و در برخی مناطق نیز مردم سه روز متوالی روزه می گیرند و در آخرین روز به صحرایی می روند و از خدا دسته جمعی طلب باران می کنند. در مراسم چوله قزک نیز گروهی از کودکان در روستا، مترسکی می سازند و به آن پارچه هایی الوان و لباسهایی بلند می پوشانند و در کوچه های ده راه می افتند و می خوانند؛ 

چوله قزک باران کن  بارون بی پایـان کن

گندم به زیر خـــاکه   از تشنگی هــلاکه

بزغاله شیر میــــه   چپو پنیر میـــــــــه

 

سپس به درب منازل می روند و اهل خانه مقداری شیرینی و یا پول به آنها می دهند و گاهی مقداری آب هم روی بچه ها می پاشند.

 

مراسم فوت نزدیکان متوفی اغلب به وسیله ی گفتن اذان و لا اله الا الله، همسایگان را جهت تشییع جنازه دعوت می نمایند. قبل از دفن میت، او را رو به قبله می خوابانند و به آرامی چشم های وی را می بندند، دست ها را به پهلو می خوابانند و دو شصت انگشت پا را به وسیله ی تکه ای پارچه به هم می بندند. بهتر این است هر چه سریع تر قرآن خوان شروع به تلاوت قرآن کند و در میان آن از بقیه بخواهد صلوات بفرستنند و برای میت فاتحه بخوانند. در اغلب نقاط شهری و روستایی، مرده ها را در غســـال خانه می شویند چوب زیر بغل نیز دعانویسی شده و آماده است تا پس از شست وشوی میت آن را زیر بغل وی قرار دهند، نیز بر هفت محل سجده گاه وی بر مبنای سنت دینی کافور می مالند و با احترام وی را کفن می پوشانند جنازه برروی یک نردبان یا تابوت روباز تشییع می شود و حاضرین لا اله الا الله گویان وی را به سوی قبرستان می برند. در جلو گروه تشییع کننده یک نفر ظرفی پر از خرما یا حلوا حمل می کند و در قبرستان بر روی قبر می گذارند. هر یک از حاضرین با بیل مقداری خاک در قبر می ریزند و بیل را وارونه به زمین می اندازند تا نفر بعدی الی آخر. همچنین میت را تا حد امکان شب دفن نمی کنند و می گویند: نور ستاره نباید داخل قبر بتابد، باران نباید داخل قبر بریزد. مراسم ختم و یادبود در روزهای سوم و هفتم ، چهلم و سال برگزار می شود. در روزهای یادشده قرآن خوانی صرف غذا و رفتن به سر مزار برنامه ی کلی است. در شهر نیشابور در روزهای ختم، حلیم می پزند و از شرکت کنندگان در مراسم پذیرایی می شود. پس از مراسم چهلم عده ای از نزدیکان با به همراه آوردن پیراهنی برای مرد منزل و یک روسری و یا حتی یک پیراهن ]لزوما لباسهای اهدایی باید رنگی روشن داشته باشند[ برای زن منزل به نزد ایشان رفته و با دلداری دادن آنها، لباس های مشکی را از تن شان در می آورند تا از عزا در آیند.

 

روز عرفهبه روز عرفه، «روز علفه» نیز می گویند. علفه دو روز می باشد؛

1-      علفه ی کهن، آخرین روز سال می باشد که مردم به قبرستان می روند و برای آمرزش اموات خود فاتحه می خوانند.

2-      علفه ی نو، روز اول سال نو می باشد که مردم به مساجد می روند قرآن می خوانند بعد هم به خانه ی خود برگشته و به دیدن بزرگترها می روند.

 

چهارشنیه سوریجشن ویژه ی آخرین چهارشنیه سال می باشد که در این روز دخترها و پسرها، کوزه ی آبی را از پشت بام خانه ی خود به داخل کوچه پرتاب می کنند و معتقدند که هر کس در این روز کوزه آبی بشکند روز قیامت یک کوزه ی آب به او خواهند داد و بدین صورت بلاها نیز از خانه دور می شوند. مردان روستا در این روز به تیر اندازی می پرداختند و اهالی روستا بیرون از ده آتشی روشن می کردند و از روی آن می پریدند، هنگام پریدن از آتش خطاب به آتش می گفتند: «زردی من از تو، سرخی تو از من»

 

مراسم تولدماما یا دایه، وظیفه ی مراقبت از زائو و نوزاد، از بدو تولد تا چهل روز بعد را بر عهده دارد. به عنوان اولین اقدامات برای سلامتی زائو و نوزاد، زیر سر زائو، خنجر، قرآن و سوزن و ... قرار می دهند و حتی به گوشه یقه ی پیراهنش یک سنجاق آویزان می کنند. این اشیا از جهت دفع آل گذاشته می شوند چرا که معتقدند اگر آل بیایید جگر زائو را با خود می برد و در خاکستر قرار می دهد و یا جگر زائو را به آب می زند. دایه پس از قطع ناف اضافی نوزاد، آن را زیر خاک دفن می کند و بر محل زخم، روغن گوسفند می مالد. در نیشابور اعتقاد بر این است که اگر ناف اضافی را زیر درخت سیب قرار دهند فرزند زیبا می شود. مراسم نام گذاری معمولا در روز دهم انجام می شود، نام نوزاد را معمولا به چند روش انتخاب می کنند: یا انتخاب اسم از روی قرآن کریم یا انتخاب قبلی یا نام آبا و اجداد وی و یا اگر روزهای تولد مصادف با مراسم یا دهه ی عاشورا، عیدقربان و سایر روزهای خاص مذهبی و ... باشد نام نوزاد را به احترام بزرگان دین و نیز همراهی با مراسم مذهبی: حسین، زینب، قربان، حاجی و... می گذارند. در روز دهم اذان و اقامه در گوش نوزاد می گویند و هر کدام از بستگان هدیه و پول بر بالین نوزاد قرار می دهند.

 

جشن سدهاین جشن دل انگیز و کهن در شبهای یازدهم و دوازدهم و سیزدهم بهمن ماه برگزار می گردد. در غروب روز دهم بهمن ساکنان ده بر بلندترین بام خانه خود می روند و بوته های صحرائی را به طرز خاصی برروی هم می چینند. به محض اینکه آفتاب در پس افق پنهان شد و تاریکی همه جا را فرا گرفت بزرگ خانواده، آتش به بوته ها می زند.  همین که شعله آتش به هوا برخاست، فریاد شادی از حلقوم اهل خانه به هوا بر می خیزد، شعله آتش تا ارتفاع زیادی به هوا صعود می کند، باد شعله ها را در هم می پیچد و بوته ها با صدای مخصوص می سوزند و صدای جرقه آنها، زن و مرد و کودک را که به دور آتش حلقه زده اند به وجد و سرور می آورد، ولوله و هیاهو در ده می پیچد، جوانان نیز از بیابان توده های هیزم فراهم آورده آتش می زنند با اوج گرفتن شعله های آتش به دور آن می چرخند و می رقصند و همه با هم پیرامون آتش پای کوبی و جست و خیز می کنند و این شعر را که در حقیقت سرود سده است با آهنگ مخصوص می خوانند:

آی سده، سده، سده

صد به غله، پنجه به نوروز

آی سده، سده، سده

صد به غله، پنجه به نوروز

زنون بی شو ، چله بدرشو

زنون شو دار، به غم گرفتار

صد به غله، پنجه به نوروز

دخترن دخنه، د فکر جمه، نوروز بی یمه

صد به غله، پنجه به نوروز

دخترن دخنه، برشو منله

آی صد به غله، پنجه به نوروز

سده در پشت دار، بمیرن غله دار

صد به غله، پنجه به نوروز

ده سده ما، میشود د گله ما

بیابان زایی و بیابان زدایی

تهیه وتنظیم توسط حجّة الاسلام حاج سیدمحمدباقری پور

درمؤسسه فرهنگی هدی رایانه

http://hodarayaneh.org

سایت هدی بلاگ

http://

 

 

بیست وهفت خرداد (17 ژوئن) رو ز جهانی مقابله با بیابان زایی

در آستانه فرا رسیدن ۲۷ خرداد (۱۷ ژوئن) روز جهانی مقابله با بیابان زایی گردهمایی تخصصی با حضور جمعی از دانشگاهیان و محققین و متخصصین در امور منابع طبیعی آب و بیابان در قالب چهار کارگروه  ذیل به همت اداره کل منابع طبیعی استان و مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی خراسان رضوی در محل ساختمان شماره ۲ مرکز تحقیقات بخش تحقیقات منابع طبیعی در ساعت ۸ بامداد یکشنبه ۳۰ خرداد ۸۹ برگزار می گردد.

عناوین کارگروههای تخصصی:

۱- راهکارهای مدیریت علمی و جامع منابع آب در عرصه های بیابانی.

۲- تنوع زیستی در عرصه های بیابانی و رویکرد احیای چند منظوره به جای سیستم تک کشتی.

۳- مشکلات اقتصادی - اجتماعی حاشیه نشینان بیابان و نحوه مشارکت آنها در احیای بیابان.

4- نقش طرحهای توسعه ای در بیابان و بیابان زایی.

http://hosseinibamrood.blogfa.com/

@@@@@@@@@@@@@@@@@@

بیابان‌زدایی

کارها و روش‌هایی است که برای سبزکاری در بیابان و جلوگیری از روند شتابناک تخریب سرزمین در مناطق خشک، نیمه خشک و نیمه مرطوب انجام می شود.

کوشش‌ها

کوشش‌هایی که برای مهار بیابان‌زایی در ایران آغاز شده است، پیشینه ای بیش از ۵ دهه داشته و به دهه‌ی ۳۲۰ خورشیدی در سبزوار و خوزستان باز می گردد. تا سال ۱۳۸۸ خورشیدی ۲۶ میلیون و یک‌صد هزار هکتار از جنگل‌های دست‌کاشت از گونه‌های مقاوم و متناسب با مناطق خشک در ایران ایجاد شده است. ۲۷ خرداد روز جهانی مقابله با بیابان زایی نامگذاری شده است.

راهکارها

* کاشت درختان و گیاهان مقاوم و متناسب با مناطق خشک همچون گیاهان شوره‌زی

* بارش باران مصنوعی

* پخش سیلاب و پخش آب

* تعادل دام و مراتع برای حفاظت از پوشش گیاهی موجود

* بهره گیری از روش های کارآ در انباشتن آب باران

* احیاء شوره زارها

* سوختهای جایگزین

در بسیاری از کشورها از جمله روستاهای چین (و در ایستگاه کنترل بیابان Jingtai) وسیله ای شبیه آنتن ماهواره وجود دارد که برای جوش آوردن آب برای کاربردهای گوناگون از آن استفاده می شد. این بشقاب بزرگ که سطح داخلی آن آینه کاری شده به گونه ای درست شده است که نور خورشید را پس از انعکاس در یک نقطه که محل قرار گرفتن ظرف آب است متمرکز میکند (شبیه کاری که ذره بین انجام می دهد)و بدینوسیله پس از مدتی کوتاه آب به جوش می اید و بدینگونه از قطع درختان بوسیله ساکنان جلوگیری می شود.

بیابان‌های ایران

فلات مرکزی ایران یکی از معروفترین مناطق خشک جهان محسوب می شود. این کشور با مساحت ۱/۶۵ میلیون کیلومتر مربع در جنوب غربی آسیا و در نوار خشک جهان قرار گرفته است. ۸۰٪ از کل سرزمین ایران از آب و هوای خشک و نیمه خشک برخوردار است و به این ترتیب در معرض خطر فرآیند پیشروی بیابانها قرار دارد. کویر لوت و دشت کویر از بیابان‌های اصلی و بزرگ ایران‌اند.

ریزش باران

میانگین سالانه ریزش باران در بیابانهای ایران کمتر از ۵۰ میلیمتر می باشد و میانگین سالانه ریزش باران در کل کشور به ۳۲۰ میلیمتر در سال می رسد. بیابانها و مناطق بیابانی بر روی هم ۳۴ میلیون هکتار از اراضی ایران را دربر می گیرند و ۱۲ میلیون هکتار نیز ماسه ای بوده و یا از شن و ریگ روان پوشیده شده است. بارندگی در ایران یک سوم میانگین بارندگی است درحالیکه به دلیل قرارگرفتن بر روی کمربند خشکی جهان تبخیر آب ۳ برابر میانگین جهانی است.

درختان و گیاهان ویژه مقابله با بیابان‌زایی

بنه، کنار، کهور، سمر، کرت، کوهنگ (درخت)، سلم، اکالیپتوس، اقاقیا، کاسیا، کرتکی، رمیلک.

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%B2%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

بیابان

گرد آورنده : ابوالفضل مددی

چکیده :

بیابانها عمدتا ً در قلمرو بین المدارین و یا برخی از مناطق بری ، آنجا که زمستانهای سرد و تابستانهای گرم دارد گسترش یافته است و حدود یک سوم از خشکیها را اشتغال کرده است و یونسکو وسعت آن را 50 میلیون کیلومتر برآورده کرده است . بیابانهای داخلی در ایران ، در منطقه فلات مرکزی ایران قرار گرفته اند که این منطقه نیمی از مساحت ایران را شامل می شود . این منطققه که در میان رشته کوههای البرز و خراسان و زاگرس واقع گریده است کبیه مناطق کویری و بیابانی ایران را در بر گرفته است .

یکی از دغدغه های امروز کشورهای جهان موضوع بیابان زدایی است . توجه به مقوله بیابان زدایی برای کشوری همچون ایران که 43 میلیون هکتار معادل یک چهارم وسعت آن را بیابان فرا گرفته ضرورتی انکار ناپذیر است.حال آنکه 6 میلیون هکتار از این سطح وضعیتی بحرانی دارند و تنها 2 میلیون هکتار آن مهار شده است.

تعاریف بیابان :

1- بیابان یکی از اکوسیستم‌های اصلی خشکی است که از زمینهای بوته‌زاری تشکیل شده است که در آنها گیاهان بسیار پراکنده‌اند و به‌وسیله خاک لخت و شنی از هم جدا مانده‌اند. بسیاری از بیابانها در مجاورت رشته کوهها واقع هستند.

2- بیابان عبارت از فضاهای که انسان در پهنۀ آن حضور ندارد : مناطق قطبی ، کوهستانها ی مرتفع و برخی از جنگل های منطق استوایی را می توان بیابان نامید . با وجود این ، به سبب تغییری که در کاربرد این اصطلاح انجام گرفته است و جانشین ومعادل صحرا گردیده است که معرف فضاهای است که خشکی هوا را لمس کرده و بدون رویش گیاهی و اشتغال انسانی است ( فرید ، بیابان ص 86 – فضای جغرافیایی ، سال دوم شماره 6 ، تابستان 1381).

3- بیابان سرزمین وسیعی است که به خاطر بارندگی سالیانه کم دارای پوشش گیاهی کمی است.

4- در ایران قسمت‌های نسبتاً وسیع بیابان که به خاطر کمبود باران و نمکی بودن خاک به کلی بدون پوشش گیاهی است کویر نامیده می‌شود.

5- کویر : زمین های گلی و شور و نمک زار را کویر گویند یا کویر زمین گلی که در آن ترکیبات نمکی به مقدار زیاد یا کم وجود دارد گفته می شود . این زمین ها برای زراعت مساعد نیست .(خیام جزوۀ درسی مناطق خشک ایران ، ص 8)

6- در تعیین ویژگی بیابانها دو عنصر بارش ودما نقش اساسی دارد وبیابان با توجه به شرایط پیکر اقلیمی و زیستی به حالت کم آبی و خشکی که علت کاهش پوشش گیاهی ودر نتیجه حیات حیوانی است گویند .( دکتر فرج ا... محمودی مجله رشد جغرافیا شماره۱۶)

7- مناطقی که به سبب کمبود آب وخاک وپوشش گیاهی ناچیز توانایی حفاظت موثر از زمین را در برابر تخریب عوامل اتمسفری را ندارند مناطق خشک (بیابانی) گویند(دکتر محمود لاجوردی مجله رشد جغرافیا شماره ۳۶)

8- دکتر پرویز کردوانی : بعضی سعی کرده اند با توام نمودن چند ویژگی مناطق خشک را تعریف کنند و بر این اساس مناطقی را خشک و بویژه دارای بیابانی و کویری گویند که بارندگی در آنجا کم صورت می گیرد میزان ریزشهای آبی جوی از تبخیر سالانه کمتر ، آب قابل استفاده محدود و منطقه از لحاظ پوشش گیاهی فقیر و یا فاقد آن است و غیره... اما هیچک از آنها  نمی تواند یک تعریف جامع ودقیق وقانع کننده ای برای مناطق خشک و کویری و بیابانی باشد که بر اساس آن بتوان حد ومرز مناطق خشک را به طور دقیق تعیین کرد،زیرا :

اولاً - ویژگی های مناطق خشک متنوع ومتعدد است.

ثانیاٌ - مسائلی در راه شناخت ویژگی های اقلیمی و نیز تعیین حد ومرز مشخص مناطق خشک وجود دارد از آن جمله موارد ذیل را می توان نام برد :

الف - ناچیز یا ناکافی بودن ایستگاه های هو اشناسی در مناطق خشک و در نتیجه عدم اطلاعات کافی

ب- تغییرات بسیار زیاد بارندگی در سالهای مختلف

موقعیت بیابان ها :

بیابانها عمدتا ً در قلمرو بین المدارین و یا برخی از مناطق بری ، آنجا که زمستانهای سرد و تابستانهای گرم دارد گسترش یافته است و حدود یک سوم از خشکیها را اشتغال کرده است و یونسکو وسعت آن را 50 میلیون کیلومتر برآورده کرده است . با توجه ساده به نقشه پرا کندگی بیابانها می توان دریافت که تقریباً بین مدارات ۲۰ تا ۴۰ درجه در نیمکره شمالی بیابانهای : صحرای آفریقا – عربستان – ایران – آسیای مرکزی – و آمریکای شمالی و در نیمکره جنوبی بیابانهای : شیلی – پرو – آرژانتین – آفریقای جنوب غربی و استرالیا گسترده شده اند . این نوارها مجاور حاره ای شمالی و جنوبی همه بیابانهای کره زمین را در بر نمی گیرد . به عبارت دیگر بیابانها به سواحل اقیانوسها ختم نمی شود بلکه دنباله آنها از نظر ویژگی های اقلیمی به داخل دریا ها و اقیانوس ها نیز کشیده می شوند.در واقع شرایط ییابانی در صحرای غربی موریتانی – نامیبیا – آتا کاما – استرالیای غربی – کالیفرنیا و ... تا فواصل زیادی بر روی اقیانوس ها ادامه دارد. امتداد ونظم این کمربند نسبی است و شرایط هماهنگی ندارد مثلاً عین الصلاح در مرکز الجزایر با بارندگی صفر تا ۱۴میلیمتر در سال دقیقاً در همان عرضی قرار دارد که چراپونچی با ۱۲ متر بارندگی سالانه قرار دارد . این دو کمربند کم آب وخشک زمین نه با استوا و نه با یکدیگر موازی نیستند .بلکه به صورت نوار موربی از جنوب غربی به شمال شرقی در نیمکره شمالی واز شمال غربی به جنوب شرقی در نیمکره جنوبی کشیده شده اند و خصوصیات این دو کمربند نیز یکسان نیست . مثلاً در کمربند شمالی در یک انتها بیابان گرم صحرا ودر انتهای دیگر بیابان سرد گبی قرار دارد . ودر واقع محل بیابانهای مهم دنیا بر یک نوار یا بهتر بر ردیف هایی از توده های پر فشار جنب حاره ای منطبق است که دور تا دور کره زمین را در بر گرفته و از طرفین به وسیله دو مرکز کم فشار حلقوی محدود شده اند . بنابراین بر فراز بیابانها زنجیره ای از سلو لهای متوالی پر فشار گسترش یافته که در جهت حرکت عقربه های ساعت می چرخند و محور میانی آنها تقریباًدر حدود ۳۰ درجه است . 

مشخصات بیابان از نظر آب و هوا

بیابانها ، فضاهای  خشکی هستند که بارندگی سالانه آنها از 250 میلیمتر کمتر است. بسیاری از بیابانها در مجاورت رشته کوههایی بلند قرار دارند که هوا را روبه بالا می‌راند و در آنجا ، هوای سردتر ، بخار آب را سرد کرده و باران ایجاد می‌شود. سپس هوا رطوبت از دست داده به سوی منطقه مجاور حرکت کند و اقلیم بیابانها را بوجود می‌آْورد. مثلا توده‌های هوا که از اقیانوس اطلس به سواحل غربی ایالات متحده می‌رسد، غالبا مقدار زیادی بخار آب در خود دارد. همچنان که این توده هوا از رشته کوه "سیراکازاکاد" بالا می‌رود. بیشتر رطوبت آن به صورت باران فرو می‌ریزد.

بسیاری از مناطق غربی این رشته کوهها سالانه 200-150 میلی‌متر ، باران دریافت می‌کنند، اما مناطق بیابانی از شرق این دو رشته کوه گسترش می‌یابد و بیشتر ایالات ایداهو ویتا را در برمی‌گیرد. گاهی هوای مرطوب بطور غیر معمول به این مناطق خشک می‌رسد، اما معمولا این هوا فقط می‌تواند رگباری ایجاد کند. نظیر همین وضعیت را رشته کوههای البرز در قسمت شمال ایران بوجود آورده‌اند، که در نتیجه گیلان و مازندران مرطوب و بخش جنوبی البرز خشک مانده است (بیابان پناهگاهی ). در کنار این بیابانها ، بیابانهای ساحلی ( جریانات سرد سبب بوجود آمدن آن می شود) ، بری (بعلت دوری از توده هوایی اقیانوسی) ، بیابانهای منطقه ای ( که بعلت فشارزیاد منطقه حاره مربوط است این بیابانها بین مدار 15 و 35 عرض جغرافیایی قرار دارد و از سواحل موریتانی تا عربستان و شمال مکزیک تا استرالیا امتداد می یابد . این بیابانها در نواحی بسیار وسیع بری و بخشی از آنها به دور از توده هوای دریایی قرار گرفته است . باران در بیابان سالانه کمتر از 25 سانتیمتر و نامرتب است. رطوبت هوا کم و نور خورشید در روزها شدید است و شبها سرد و تبخیر زیاد است. دراثر باران کم مرتع ممکن است به بیابان تبدیل شود، و در اغلب نقاط دنیا وجود دارد مانند کویرمرکزی ایران ، گیاهان این منطقه اغلب یک ساله و یا پایدار و دارای برگها و ساقه ضخیم و گوشتی هستند.

ویژگی های آب وهوایی مناطق بیابانی

1- بارندگی : ویژگی چشمگیر مناطق بیابانی کمبود فوق العاده بارندگی است و سالیانه کمتر از ۲۵۰ میلیمتر بارندگی دریافت می کنند و بارندگی ها اغلب پراکنده و نامنظم ورگباری وشدید است.که گاه در بعضی مناطق مثل صحرای آفریقا چند سال را بدون قطره ای باران سپری می نمایند که این موجب نابودی رستنی ها و بطور کل خاک می شود .

2- دما : بیابانهای گرم با نوسان شدید دمای روزانه که در روز حداکثر از ۶۰ درجه سانتیگراد فراتر می رود و حداقل آن در شب به زیر صفر می رسد. ودر بیابانهای سرد با نوسانات قابل توجه دمای سالانه که برودت هوا گاه از ۳۰- درجه سانتیگراد نیز پائین تر می رود .

3- رطوبت وتبخیر : در مناطق خشک رطوبت نسبی بسیار پائین (20 تا 30 درصد ) است وپایین تر از ۶۰ درصد است.

4- باد : محسوس بودن جابجایی و حرکات آشفته توده هواها بر روی زمین به سبب اختلاف شدید دمای زمین و هوای روی آن است . نبود یا کمبود پوشش گیاهی سبب پیوستگی باد وشدت وتاثیر آن می گردد.

5- پوشش گیاهی : گیاهان نواحی خشکی قبل از هرچیز با عوامل محدود کننده اصلی محیط یعنی عدم کفایت آب خود را منطبق می کنند . در درجه دوم گیاهان با درجات حرارت خیلی زیاد که در محیط بیابانی و نیمه بیابانی فراوان است انطباق حاصل می کنند . در این مناطق رستنی ها دربرگیرنده گونه هایی است که توانایی پذیرش شرایط اقلیمی بیابانی (کمیابی آب ، نمک زیاد ) را داشته باشند ( اشکال ناهمواری در نواحی خشک ، مهدی صدیق ، و دیگران ، 1369 ، ص 52) . آنجا که شرایط اقلیمی اجازه دهد گونه هایی به صورت علف و بوته رشد کرده و بنابراین از فرسایش و تخریب سنگها جلوگیری می نمایند. جایی که خشکی هوا زیاد باشد از رستنی ها نیز اثری به جا نخواهد ماند و سنگها بدون پوشش موثر محافظ در برابر فرسایش و تخریب قرار می گیرند .

اقلیمهای بیابانی :

اقلیمهای بیابانی که دارای بارندگی نامنظم و احتمالا گاهی بدون باران سالیانه هستند، شامل تقسیمات زیر است:

· اقلیم بیابانی استوایی: بطور کلی گرم و فاقد فصول حرارتی متمایز که در آن روزها و شبها در تمام ایام منظم و به توالی یکدیگر هستند.

· اقلیم بیابانی حاره: عموما گرم و دارای فصول حرارتی مشخص ، دارای فتوپریودیسم نامنظم تر از اقلیم بیابانی استوایی می‌باشد.

· اقلیم بیابانی معتدل: دارای فصول حرارتی متمایز و فتوپریودیسم روزانه نامساوی و کاملا متمایز است.

علل ایجاد بیابانها :بطور کلی عوامل مختلفی موجب پیدایش مناطق خشک و بیابانی می‌شود. سه عامل مهم در ایجاد بیابانها عبارتند از:

- گرم شدن زیاد منطقه بر اثر تابش خورشید

در منطقه بین المدارین (مدار راس السرطان و راس الجدی) به علت تابش عمود آفتاب بیشترین گرما دریافت می‌شود و بیشتر بیابانها نیز در این عرضهای جغرافیایی قرار دارند. نقاط مختلف کره زمین یکسان از نور خورشید گرم نمی شوند زیرا اولاً جنس زمین و جهت ناهمواری ها در مقدار انعکاس انرژی گرمایی خورشید موثر است .ثانیاً علت اصلی نامساوی گرم شدن زمین اختلاف در زاویه تابش خورشید در نقاط مختلف به دلیل کروی بودن زمین و میل محور چرخش آن است . در نوسانات دمای فصلی آنچه که مهم و تعیین کننده است زاویه تابش خورسید است ، زاویه اشعه های خورشید در مناطق استوایی عمودی وبه عبارت دیگر۹۰ درجه است . در منطقه بین المدارین یعنی بین مدار راس السرطان و راس الجدی به علت اینکه سالی دو بار خورشید عمود می تابد بیشترین گرما را دریافت می کنند واین از مهمترین دلایل واقع شدن بیابانهای بزرگ کره زمین در منطقه بین المدارین است.مانند صحرای آفریقا ، بیابان عربستان،دشت لوت ، بیبان کالاهاری (کردوانی ، پرویز ، مناطق خشک جلد اول ، ویژگیهای اقلیمی ، علل خشکی و مسائل آب ، 1367 صص 30 ، 32).

- فشار زیاد جنب حاره‌ای

علت اصلی پیدایش بیابان ها استقرار سلول های فشار زیاد حاره ای بین عرض های ۴۰-۲۰درجه شمالی و جنوبی ، سلولهای مزبور بخصوص در قسمت باختری اقیانوسها در ارتفاعات پایین و بر فراز قاره ها که در سطح خاک بر اثر کسب حرارت از زمین جریانی صعودی یافته اند بطور دایمی وجود دارند. اما حرکت تودۀ هوای مزبور در ارتفاع بالاتر متوقف می شود . نشست هوا ، خشکی بیابانهای بزرگ حاره ای را توجیه می کند . وسیع ترین ای بیابانها در نیمکره شمالی شامل صحرا ، عربستان ] ایران تهار و استرالیا و کالاهاری ، .. هستند  (جفرافیای نواحی خشکی ، ژان ، درس ، مترجم شهریار خالدی 1373 ، ص 43 ).

- جریانهای آب سرد ساحلی اقیانوسها

چنانچه جریانهای سرد اقیانوسی به موازات ساحل در حرکت باشد امکان داردکه سواحل نیز در نتیجه تاثیر آن ،دارای شرایط آب و هوایی خشک باشد . این وضعیت ، از ویژگیهای سواحل حاره ای ومجاور حاره ای غربی است . در این مناطق ، حرکت جریانهای بزرگ اقیانوسها به سمت خشکیها است . هوای گرمی که از وسط اقیانوس به سمت ساحل جریان دارد مجبور است از روی این آب های سرد عبور کند ، ضمن عبور سرد شده و مه غلیظی را به وجود می آورد . این هوا ،که رطوبت خود را از دست داده در حین عبور از روی خشکی ها گرمای سطح زمین را می گیرد وگرم می شود و رطوبت نسبی آن هم کاهش یافته ودیگر نمی تواند مقدار زیادی رطوبت جذب کند از این رو این مناطق که جریانهای سرد مذکور از کنار آنها می گذرد  یا به عبارت دیگر تحت تاثیر این جریانها قرار دارد (حتی آنها که در منطقه حاره قرار گرفته ) خشک وبیابان هستند و اغلب به هنگام صبح ، مه های ناپایداری در سواحل آنها دیده می شود . مثل بیابانهای آتاکاما و اریکا در سواحل غربی آمریکای جنوبی و صحرای نامیب در سواحل غربی افریقای جنوبی، بعلت جریانهای سرد اقیانوسی که از قطب جنوب به سمت استوا حرکت می‌کنند. در برخی نقاط ساحلی به علت ایجاد هوای سرد و نشست هوا ، مانع ایجاد بارش در این نواحی می‌شوند، می توان نام برد (کردوانی ، پرویز ، مناطق خشک جلد اول ، ویژگیهای اقلیمی ، علل خشکی و مسائل آب ، 1367 صص 50 ، 51).

- اثر کوههای مرتفع در ایجاد بارندگی در یک جبهه وخشکی (بیابان ) در جبهه دیگر

بعضی بیابانها در پشت سلسله کوههای ویا روی فلات های مرتفعی که ابرهای بارانی نمی تواند به آنجا برسد به وجود می آیند زیرا ابرهای بارانی ضمن بالا رفتن از ارتفاعات سرد می شوند و رطوبت خود را به صورت بارش در سمت خارجی کوهستان یا فلات مرتفع از دست می دهند و هوای مرطوب بر اثر جریان باد ، از ارتفاعات بالا رفته و به دلیل ارتفاع زیاد و سرما ، رطوبت خود را به شکل بارندگی از دست داده و هوا در همین جبهه کوهستان خشک می شود و صعود می کند و از آن سوی (جبهه) کوهستان که باران پناه گفته می شود پائین می آید ، پایین آمدن هوا در آن سمت که خشک است ، درجه حرارت آن بالا می رود بنابراین رطوبت نسبی آن کاهش می یابد و امکان بارندگی در پشت کوهستان خیلی کم می شود. وزش باد گرم وخشک دراین جبهه کو هستان سبب پیدایش بیابان می شود که از وسیع ترین این گونه بیابانها به عامل ارتفاعات مرکزی آسیا می توان به بیابانهای تکله مکان در چین غربی و گبی در مغولستان و ... نام برد (کردوانی ، پرویز ، مناطق خشک جلد اول ، ویژگیهای اقلیمی ، علل خشکی و مسائل آب ، 1367 صص 54 ، 55).

- دور بودن از تاثیر دریاها واقیانوسها

فاصله زیاد برخی مناطق از منابع رطوبتی دریا ها و اقیانوسها ، هوای مملو از آشوب و تلاطم باعث می شود که رطوبت با همان سرعتی که با برجستگیهای عرضی بر خورد کند ، از دست برود . به عبارت دیگر هوای مرطوب هر قدر مسافت بیشتری را در روی خشکی ها ی زمین طی کند و یا ارتفاعات بیشتری بر سر راه آن قرار داشته باشد به همان اندازه رطوبت خود را از دست می دهد ، به این ترتیب ، مناطقی که خیلی دور از اقیانوسها و دریاها قرار دارد ، به عبارت دیگر در قلب خشکیهای وسیع کره زمین واقع شده ، مثل بیابانهای آسیا ی مرکزی(بیابان گبی مغولستان) فاصله آنها تا اقیانوس به ۳۰۰۰ کیلومتر می رسد ، مناطق خشک قاره ای یا بری گویند ، سب ایجاد بیابان می گردد(کردوانی ، پرویز ، مناطق خشک جلد اول ، ویژگیهای اقلیمی ، علل خشکی و مسائل آب ، 1367 ص 60).

- عدم صعود هوای وآشوب های هوایی

عدم صعود هوا حتی در هوای مرطوب ، یا آشوب های هوایی نیز می تواند از علل خشکی هوا باشد این موضوع در مورد دشتهای وسیع ایالات متحده آمریکا ویا در تابستان در نواحی دریای محیط که دور از جبهه قطبی واقع شده صدق می کند (جفرافیای نواحی خشک ، ژان ، درس ، مترجم شهریار خالدی 1373 ، ص 46 ).

نوسانات آب و هوایی و بیابان زایی

نوسانهای آب و هوایی که باعث بیابان زایی می شود، بیشتر به کاهش میزان بارندگی ،رطوبت، افزایش دما به ویژه در تابستان، افزایش میزان خشکی، تبخیر و تعرق، وزش بادهای گرم و سوزان و کاهش پوشش گیاهی ( بر اثر وزش باد ) ارتباط می یابند. حتی بر اثر نوسانات آب و هوایی، طغیان جانوران و حشرات و آفات به برخی سرزمین ها از جمله ملخ ها به شمال شرقی قاره آفریقا نیر اعمال شده است که سیر قهقرایی محیط زیست را به همراه داشته است.

بطور کلی می توان به علل عمده زیر برای وقوع خشکسالی و بیابان زایی اشاره کرد:

- استقرار سلولهای پرفشار جنب گرمسیری با دامنه نوسان بین عرض های 20 و 40

- عامل بری بودن

- عدم صعود و جابجایی شدید هوا

- جریانات دریایی سرد و بالاراندگی آبها

- وزش بادهای گرم سوزان

- موانع کوهستانی

- استقرار کم فشار حرارتی

باد و آب به عنوان دو عامل اقلیمی که دارای تغییرات و نوسانات نسبتاً زیادی هستند در شکل گیری مناطق خشک و بیابانی و ژئومورفولوژی آنها نقش بسزائی را ایفاد می کند. وقوع پدیده فرسایش آبی و بادی درگسترش بیابانها و از دست رفتن خاکهای سطح الارضی حاصلخیز نقش عمده ای داشته و تبعات منفی خشکسالی را تشدید می نماید.

خاک بیابان

در نواحی بیابانی به علت کمبود بارندگی و پوشش گیاهی و دیگر نارسائیهای ظبیعت ، تشکیل و تکامل خاک به کندی صورت می گیرد و حتی در موارد اصلا صورت نمی گیرد که فقط توده های شبه خاک وجود دارد . در مواردی که تاثیر نامساعد عوامل طبیعی در تشکیل و تکامل خاک (مانند خشکسالس های مکرر) و دخالت های نابجای انسان (چرای بیش از حد) توام گردد ، حتی خاک تشکیل شده در معرض فرسایش شدید قرار می گیرد و تکامل به تعویق می اقتد ، در این خاکها اغلب افق های شخص و متمایز دیده نمی شود و اغلب غیر حاصلخیز و بعلت کندی تکامل ارزش خاک در این مناطق خیلی زیاد است .(جالد دوم مناطق خشک ، خاکها ، کردوانی ، صص 36و35) . خاکهای بیابان غالبا دارای مقدار زیادی مواد معدنی و نمک است، اما مواد آلی آن ناچیز است. بنابراین اگر برای تبدیل بیابان به زمینهای کشاورزی فقط آب به خاک اضافه شود، تلاشها با شکست روبرو می‌شود. مثلا در دهه 1950 میلیونها دلار برای افزایش محصولات غذایی، در آبیاری بیابانهای افغانستان ، خرج شد. بیابان برای یک دوره 2 ساله شکوفا شد. اما مواد غذایی اندک خاک را گیاهان رو به پایان رساندند و به سبب شوره گرفتن سطح خاک گیاهان از بین رفتند و دگر هم گیاهی سبز نشد .همچنان که در غرب ایالات متحده به اثبات رسیده می‌توان در آنجا که اتکا یکسره بر روشهای تخصصی نگهداری خاک و انتقال آب با لوله از چاهها و رودهای دور دست است، بیابانها را بارور ساخت. با این همه ، هزینه تغییر اکوسیستمها زیاد است، این کار خطرهای بالقوه‌ای دارد و نیازمند بررسی دقیق علمی است. بطور خلاصه باید گفت که رشد بیولوژیکی خاک بیاباننها فقیر و کمتر تکامل یافته است و ضخامت چندانی ندارد و ناپیوسته است . اینها یا خاکهای لیتوسل روی مادر سنگ سختی و یا خاک رگوزل روی سنگ ماد نرمی هستند . در بیابانها گودالهای نمکی انباشته از خاک های شور وجود دارد که به آنها سولنجاک یا سولونتز گویند ( فرید ، ص90 ،فضای جغرافیایی، شماره 6 ، 1381 ).

جانوران و سازگاری آنها به خشکی

فقر جهان جانوری در نواحی بیابانی بیشتر به دلیل فقر و پر اکندگی رستنیها است . به همین دلیل دلیل جانوران متحرک و مهاجر به ندرت قابل دید هستند ، این جانوان از خطرهای خشکی فرار می کنند و در این مناطق زندگی برای جانوان خشکی بسیار سخت است . با وجود این ، موجودات زنده بیابانی سازگاری زیادی نسبت به کمبود آب ،  گرمای بیش از حد از خود نشان می‌دهند. مثلا بسیاری از جانوران تنها در شبها به جستجوی غذا می‌روند و روزها را در سوراخهای زیرزمینی دور از نور مستقیم خورشید به استراحت می‌پردازند. روده و کلیه بسیاری حیوانات بیابانی مقدار زیادی آب را دوباره جذب می‌کند و در نتیجه مدفوع آنها کاملا بدون آب دفع می‌شود. جانوری مانند موش ، کانگورو که جونده‌ای در بیابانهای غربی ایالات متحده است. می‌تواند بطور نامعین بدون عرضه آشکار آب ، زندگی کند. توان جذب و نگهداری آب این جانور به حدی بالاست که می‌توانند آب مورد نیاز خود را از دانه‌هایی که غذای اصلیش را تشکیل می‌دهند، دریافت کند. گربه وحشی ، جانداری است که ویژه بسیاری از بیابانهاست. پرندگان نیز که تعدادشان نادر است ، اغلب با سازشهای فیزیولوژیکی ظاهر می گردند ، اکثر آنها احتیاج به نوشیدن (آب) ندارند و قادر به دریافت آب مورد احتیاج خود از بدن شکار خود یا از مواد مغذی مصرفی هستند . با وجود این تضادهای آب وهوایی و انفضال منابع آبی و غذایی ، باعث می شوند که اکثر جانوران نواحی خشکی با توجه به قابلیت تحرک و جبندگی در مسافات وسیع و توام با ریتمهای متغییر ، با مشکل فنا مواجه شوند . بطوریکه اکثر این جانواران در میانه روز توانایی تحمل دمای بین 42 تا 48 درجه را ندارند (جفرافیای نواحی خشک ، ژان ، درس ، مترجم شهریار خالدی 1373 ، صص 204 ، 211 ).

گیاهان و سازگاری آنها به خشکی

سازگاری به خشکی در بین گیاهان بیابانی هم دیده می‌شود به گیاهان خشکی دوست معروف هستند و میزان احتیاج آنها به آب کم است و دارای اپیتیم پایین هستند و ساختمان آنها قسمی است که می توانند با خشکی هوا سازش یابند و نسبت به آن بردباری نشان دهند و پلاسیده نشوند و در برابر کم آبی مدتی طولانی دوام یابند و در اثر تعریق ، آب کمتری از دست می دهند . بسیاری از گیاهان مانند کاکتوس ، قورباغه ای ، بیدار و شپشو دارای ساقه گوشتی هستند و مقدار زیادی آب را در هنگام بارندگی پراکنده می‌گیرند و در خود ذخیره می‌کنند. بعضی دیگر مانند اشنان ، سایر نباتات تیره چغندر قند ، ناز حاشیه ای دارای برگ گوشتی می باشند که آب را در آن ذخیره می کنند . بعضی دیگر خاردار هستند مثل انواع کنگر دارای ساقه گوشتی هستند . بعضی مثل درخت تاغ نباتات گرامینه ، ریشه‌هایی دارند که آب را از اعماق زیرزمین می‌گیرند. بعضی از آنها برگهای کوچک دارند، یا بوسیله (ساختمان پوستک) کوتیکول مومی از هدر رفتن آب جلوگیری می‌کنند مثل دیوخار ، درخت بید ، این نوع گیاهان در گروه گزروفیل قرار دارد .  برخی دیگر از گیاهان نیز بعد از بارندگی رشد و نمو سریع حاصل می‌کنند و دوره زندگیشان در چند روز کامل می‌شود. اگر چه چنین گیاهانی پس از پایان دوره باران به سرعت می‌میرند، اما دانه‌هایشان در حالت زندگی نهفته می‌مانند و همین که شرایط دوباره برای رشد سریع مناسب شد، جوانه می‌زنند. این نوع گیاهان در گروه کزروفیت قرار دارد در طرف مدت کوتاهی نهال بزرگ می شود و بارور می گردد و بذر افشانی می کند و سپس ازبین می رود بقای نسل بصورت بذر تجلی می کند و تا رسیدن فصل مناسب و انقضای دوران خشکی به حال رکود می ماند .

بیابانهای ایران :

کلیه بیابانهای داخلی در منطقه فلات مرکزی ایران قرار گرفته اند که این منطقه نیمی از مساحت ایران را شامل می شود . این منطققه که در میان رشته کوههای البرز و خراسان و زاگرس واقع گریده است کبیه مناطق کویری و بیابانی ایران را در بر گرفته است . 

مجموعه بیابانهای داخلی مذکور توسط یک رشته ارتفاعات که از شمال طبس شروع شده و تا یزد ادامه پیدا می کند به دو حوضه بزرگ جداگانه تقسیم می شوند و حوضه شمال دشت کویر و حوضه جنوبی دشت لوت نام دارد . بیابانها در مرکز و مشرق ایران به صورت حوضه های بسته مستقل و یا نیمه مستقل پراکنده شده اند . چون تعدادی از این چا له ها حد اقل از اواسط دوران سوم به صورت حوضه هایی مستقل شکل گرفته اند لذا تمام بیابانها سرنوشت زمین شناسی مشابهی نداشته اند . بلکه هر حوضه بر اساس شرایط حاکم به نحوی در حال تحول بوده است . آنچه مسلم است تمام این چاله ها در اواخر دوران سوم به صورت حوضه های رسوب گذاری محلی یا منطقه ای محل تمرکز رسوبات تخریبی و اغلب تبخیری بوده اند.بلوک نیمه سخت لوت که زیر بنای بیابانهای طبس ، لوت و جازموریان را تشکیل می دهد مانع انعکاس این حرکات در رسوبات سطحی خود شده است و دشت های هموار وساختمانی را بوجود آورده است.توپوگرافی هموار و وسعت قابل توجه و بالاخره ارتفاع کم بعضی از این حوضه ها (دشت کویر– دشت لوت-جازموریان و... ) در تشکیل وتقویت سلول های پرفشار مجاور حاره ای بسیار موثر بوده است. از آنجا که منشا ء جریانهای مرطوب از شمال غربی و غرب فلات ایران ناچار در حرکت به سمت مشرق وجنوب شرقی توده های مرطوب قسمت اعظم رطوبت خود را از دست می دهند . به عبارت دیگر هر اندازه که به مشرق ایران نزدیک شویم درجه بری بودن هوا افزایش یافته ونقش آن در بیابان زایی حوضه ها ظاهر می شود . ارتفاعات شمالی - جنوبی کرمان در مغرب حوضه لوت و امتداد شرقی - غربی البرز در جنوب دریای خزر به صورت دیواره ها ی عظیمی مانع ورود جریان های مرطوب به حوضه های مجاور خود می شوند . در نتیجه این کوهستانها در برابر جریانهای مرطوب به شکل عامل تشدید کننده دیگری نقش خود را به حوضه های مجاور ش تحمیل می نماید .

علل پیدایش بیابانهای ایران :

سرزمین ایران که تقریباً بین عرض های جغرافیایی 25 درجه و5 دقیقه و39درجه و44 دقیقه شمالی در جنوب غربی آسیا واقع شده است ومجموعه بیابانهای ایران ، جزء بیابانهای گرم مجاور حاره ای است و قسمت اعظم آن تحت تسلط سلول های پر فشار مجاور حاره ای قرار دارد . استقرار این سلول ها حاکمیت کم آبی این سرزمین را توجیه می کند .

حجم وارتفاع کوهستانها از جمله عواملی هستند که یکپارچگی کمربند پرفشار را از هم گسیخته واغلب نفوذ توده های هوای مر طوب غربی وبسته به فصول مختلف سال نفوذ توده های سرد شمالی و یا گرم جنوبی را به داخل ایران میسر می سازد. در یک نگاه به نقشه پراکندگی نواحی کم آب دنیا و یکپارچگی سرزمین های خشک در آسیا ی مرکزی و عربستان و شمال آفریقا ، نقش مثبت ناهمواری ها در تعدیل نسبی دما وگسیختگی اثر پر فشار جنب حاره ای در ایران  را درک خواهیم کرد . از طرف دیگر عامل بری بودن و یا در پناه سدهای کوهستانی قرار گرفتن تعدادی از چاله های داخلی ایران نقش پرفشار جنب حاره ای را تشدید و تقویت نموده است . به طوری که در نامساعد ترین شرایط در مشرق ایران ، بیابان لوت را به عنوان یکی از خشن ترین چهره های بیابانی دنیا ظاهر ساخته است. بنابراین ناهمواری ها به دو صورت متضاد در تعدیل ویا تشدید کم آبی در ایران نقش دارد .

مشخصات اقلیم بیابانهای ایران : 

1- باران : متوسط بارندگی در نواحی مرکزی کمتر از 100 میلی متر و در حواش و پیرامون 100 تا 200 میلیمتر که بیشتر به سه ماهه زمستان واوایل بهار مربوط است .

2- درجه حرارت : متوسط درجه حرارت در طول سال 25-20

3- تبخیر ورطوبت : با 250 روز صد در صد آفتابی ، درجه خشکی به حدی است که رقم معدل رطوبت نسبی در تابستان صفر و درزمستان در ساعات صبح 50 درصد است .

4- اختلاف درجه حرارت شب وروز شدید است تا 15 درجه گزارش شده است .

5- بادها و طوفانهای غبارآلود 

رویشهای های کویری :

رویشهای کویری ایران ، قسمتی از رویشهای منطقه وسیع ایران و توران را تشکیل می دهد و این منطقه مهمترین نواحی رویشی ایران را شامل می شود و عناصر گیاهی که بنحوه چشمگیر در این منطقه انتشار داشته سیمای خاص به آن می بخشند عبارتند از :

1- جامعه گز با 36 گونه : بصورت علفی و بوته های چوبی و یا درختچه و درختی بلند اهمیت اقتصادی دارند در خاک نسبتاً سبک وکمی شور رشد می کننند .

2- جامعه تاغ :بصورت درختچه و گاهی درختان کوچک رشد کرده و مخصوص تپه های شنی است و برای تثبیت شنهای روان و کاهش شدت فرسایش استفاده می شود

3- جامعه آنابازیس

4- جامعه شور پسند: در خاک های شور (سولونچاک) رشد می کند و با عمق رگه آب زیرزمینی ارتباط دارند

5- جامع شن دوست : در زمین شنزار رشد می کننند

بوته ها و علف های شن زارها و مناطق کویری :

1- اسکنبیل : بصورت درخچه مخصوص بیابان معرف زمین های ماسه ای ، بسیار با ارزش و سودمند جهت تثبیت شن های روان و شاخ و برگ آن علوفه بسیار خوبی برای شتر می باشد .

2- گز و انواع آن : بصورت دخت کم نیاز و مقاوم به خشکی و شوری دارای برگ های ریز وفلسی شکل هستند جهت تثبیت شن های روان بصورت جنگل کاری مورد آزمایش قرار گرفته جواب آن مثبت بوده است .

3- کزیفون : بصورت درخچه با ارتفاع 1.5 متر

4- اشنان : بصورت درخچه مخصوص کویرهای نمک و شورازها ی ایران می باشد .

5- شپشو : درخچه صاف با ساقه های راست بند وبی برگ و رنگ ان سبز متمایل به کبودی و بسیار سمی است .

6- رمس درخچه ای صاف و منشعب وکبود مایل به سفیدی

7- کیش

8- کهتور

9- ریش بز یا ارمک یا علد

10-کهور : این درخت برای چرای شتر استفاده می شود .

11-انواع تاغ : معرف زمین های ماسه ای شور عمیق است جهت تثبیت شن های روان مفید وبصورت درخچه

است .

12-گون : بصورت درختچه ونباتات علفی اهمیت اقتصادی دارد و از آن کتیرا استخراج می شود از نظر مرتعی نیز خوزشخوراک است .

13-قیچ یا خولکیش

14-Fagonia Braguieri  

15-هندوانه ابوجهل یا حنضل : در خاکهای ناپایدار می روید و مانع فرسایش خاک می شود

16-اسفند : در خاکهای ناپایدار می روید و مانع فرسایش خاک می شود

17-پلاس مورچه یا خارخسک : در خاکهای ناپایدار می روید.

18-سنجد : این درخت بعلت بردباری به خشکی مورد توجه باغداران قرار گرفته و برای پرچین باغها و برای چلوگیری از پیش روی شنهای روان و بععنوان باد شکن استفاده می شود و گونه مناسب برای مناطق خشک و شوره بوده برای حفاظت از آبخیزها می توان از ان استفاده بود و در خاکهای ماسه ای و رسی و شنهای روان مقاوم است . علاوه بر تولید میوه ساقه های نرم و برگ آن علوفه نسبتاً مناسبی برای چهارپایان به شمار می  رود .

19-خارشتر

20-لباشیر جزو گیاهان کائوچو ی کشور و نام محلی شتر است .

21-آویشن شیرازی :بصورت درخچه

22-کنار : یکی از درختان گرمسیری نسبتاً خشک است برگ کنار را سائیده ونرم کرده و بنام سدر به بازار عرضه می کنند .

23-کهرک یا چالتاق

24-سگ جاز

25-درمنه

26-جگن

27-آریستیدا : از گیاهان علفی ( گرامینه ) در نقاط خشک و شنزار

28-سبد باسیف : گرامینه جهت تثبیت شن های روان و مشخص کننده خاکهای بیابانی یا سیروزم است

29-درمان عقرب : بومی امریکای حاره ای

30-سمر بومی ایران نیست برای تثبیت شن های روان و حفاظت خاک و ایجاد فضای سبز استفاده می شود و برگ و میوه آن به مصرف تغذیه دام می رسد .

31-پده : در شن روان می روید جهت تثبیت شن های روان مناسب است . از آن برای تهیه تخته استفاده می شود .

32-پانیکوم : از این گونه برای تثبیت شن و تولید علوفه بخوبی می توان استفاده نمود ، بعنوان بادشکن می توان از آن استفاده کرد .

33-آتر پیلکس : از این گونه برای تقویت و احیاءمراتع مورد استفاده قرار می گیرد در مناطقی که باران سالیانه حدود 150 تا 200 میلیمتر بوده و دارای خاک عمیق هستند می تواند به خوبی رشد کند و این  گون ها در خاک های سنگین و خیلی شور هم رشد می کند . ودر هر هکتار معادل 1000 تا 1500 واحد علوفه ای تولید کنند .     

خاکهای مناطق خشک و کویری ایران :

1- تپه های شنی :

این تپه ها در اغلب نواحی خشک ایران وجود دارد . این تپه ها از شنهایی از جنس کوارتز ، یا مواد معدنی تشکل یافته اند ودر داخل یا حاشیه بیابانها یافت می شوند که احتیاج به تثبیت دارد و فاقد هر نوع گیاه است و بوته های پراکنده ای در آن دیده می شود استفاده کشاورزی از آن نمی شود .

2- خاکهای رسوبی :

 این خاک ها از رسوبهای بادبزنی که کنار یکدیگر قرار گرفته تشکیل شده اند که بوسیله سیلاب ها از کوها به دره منتقل می شود و تکامل پروفیلی اندکی در آن دیده می شود و رسنتی آن بسیار کم و پراکنده است . استفاده کشاورزی از آن نمی شود .

3- خاکهای شور :

زهکشی در این خاکها نامناسب و دارای مقدار زیادی نمک های محلول و رنگ آنها روشن است . مواد آلی آن بسیار کم و ساختمان فیزیکی آن دانۀ خرد شونده و پوست دار است . گیاهانئ نمک دوست در آن می روید و شوری زیاد مانع رشد هر گونه گیاه در آنها است . برای کشاورزی نامناسب و با اینحال قسمتی از آنها قابل اصلاح است و در بعضی نقاط بعنوان چراگاه دامها بطور ناقص استفاده می شود .

4- خاکهای باتلاقی شور : این خاکها اراضی پست و کف دره ها را می پوشاند .

5- خاکهای بیابانی :

 این خاک ها در آب وهوای بسیار خشک تشکیل می شود و قشرنازکی از مواد سفت بر روی خاک  ایجاد می گردد آن را زره یا قشربیابانی می نامند و مقدار مواد آلی آن بسیار کم و ناچیز است . واکنش خاک قلیایی و نمک های محلول در خاک وجود دارد که نتیجه حرکت رطوبت از پایین به بالا تحت تاثیر کاپیلازیته می باشد . این خاکها در قسمت سطحی دارای سنگریزه و فاقد هوموس است تعداد کمی گونه های گیاهی در آن رشد می کند از بین این گونه ها تنها خارشتر در در آن دیده می شود . در حالت طبیعی استعداد کمی برای تولید علوفه دارند ولی با آبیاری می توان از این خاکها استفاده شایانی نمود . در صورت وجود آب کافی و با کیفیت مناسب محصول زیادی می تواند تولید کند .

6- خاکهای بیابانی توام با خاکهای ریگوسل :

عمق این خاک ها کم دارای بافت سبک و منطقه تراکم آهک نزدیک به سطح خاک است ، در اراضی مسطح شیب دار یا بسیار پست وبلند وجودارد و ماده اولیه تشکیل دهنده خاک شامل مواد رسوبی ، خروجی ، دگرگونی رسوبهای قدیمی رودخانه ای وشن است و درصورت وجود آب برای درختکاری مناسب است و زراعت در آن به آب وهوا و حداکثر و حداقل درجه حرارت بستگی دارد .

7- خاکهای بیابانی توام با تپه های شنی  : عاری از گیاه و زهکشی متوسط تا زیاد و مناسب است و فقط بوته ها و علف های کوتاه در آن رشد می کند .

8- خاک های سیروزم :

این خاکها دارای رنگ خاکستر روشن و مقدار هوموس آنها بسیار کم و پروفیل آن فوق العاده آهکی است . در این نوع خاک علبه با خار شتر است . در صورت تامین آب ارزش کشاورزی دارد محصول خوبی می توان از آن برداشت . استعداد نسبتاً کمی برای ایجاد مراتع دارند . تعداد کمی از گونه های گیاهی می توانند به زندگی خود ادامه دهند (گیاهان یک یا چندساله ).

9-  خاکهای بیابانی و سیروزم توام با خاکهای شور :

 این خاک علاوه داشت خصوصیات خاک های بیابانی و سیروزم دارای خصوصیات دیگری ماند شوری زیاد بعلت عبور ابهای شور است . فاقد گیاه بوده یا دارای گیاهان نمک دوست است و دارای مراتع بسیار ضعیف است .

10- خاک های سیروزم توام با  خاکهای ریگوسل : این خاک دارای زهکشی طبیعی مناسب و بوته های کمی از گیاهان خشکی دوست مانند خار شتر است . و دارای مراتع بسیار ضعیف است . در صورت تامین برای احداث باغ میوه مناسب است .

11- لیتوسل آهکی متشکل از مارنهای نمکی و گچی در ناحیه خاکهای بیابانی و سیروزم :

فاقد گیاه و سطح تپه ها عریان و برخی گیاهان نمک دوست در آن دیده می شود .

12- لیتوسل آهکی در منطقه خاکهای بیابانی و سیروزم :

این خاک ها در اراضی ناهموار و درمنطقه خاکهای بیابانی و سیروزم واقعند تکامل در آن وجود ندارد یا بسیار کم است زیرا به مجرد تشکیل در اثر فرسایش طبیعی خاک جابجا شده و از بین می رود . در این منطقه دره ها به شکل v و دیواره دره فاقد پوشش خاکی است وتعداد نباتات در آن بسیار کم است دارای مراتع ضعیف و جز در قطعات بسیار کوچک قابل استفاده برای زراعت می باشد .

اشتغال انسانی بیابانها :

شدت اشنغال بیابانها از سوی انسانها ، بطور مستقیم ، با توانمندی و ظرفیت جوامع انسانی در کاربرد تکنیک هایی ، که در جهت تعدیل تنگناهای محیط فراهم آمده در رابطه است و بهمین دلیل اشتغال بیابانها بوسیله کشورهای توسعه یافته از کشورهای درحال رشد بسیار متفاوت است . در صحاری کشورهای جهان سوم این بیابانها بوسیله دامپروان و چادر نشینانی که به شیوه کوچ نشینی امرار معاش می کنند اشغال شده است . در این نواحی واحه های که آب کافی دارد سکونتگاه های دائمی ایجاد شده و نخلستانهای ایجاد گردیده است . در کشورهای توسعه یافته با استفاده از آمایش پرهزینه ، بیابانها تبدیل به نواحی حاصلخیز شده است . باوجود این تغییر کاربری بیابان در بعضی ازنواحی نتایج سنگینی  در پی داشته نتیجه آن استخراج بی رویه منابع زیر زمینی آب و پایین آمدن سطح سفره آبهای زیر زمینی گسترش نهشته های نمکی است که در این مناطق ، بیابانی زایی و توسعه صحاری را تسهیل می کند که احتیاج به مراقبت شدید دارد( فرید ، ص 94 ، فضای جغرافیایی ، شماره 6 ، 1381 ) .

انسان چگونه موجب گسترش بیابانها می‌شود؟

هر سرزمین توازن و ظرفیت معینی دارد. حال اگر میزان بهره وری بیشتر از توازن آن سرزمین باشد تعادل طبیعی به هم می‌خورد و زندگی گیاهی ، جانوری و انسانی در معرض خطر قرار می‌گیرد. نواحی خشک و نیمه خشک از نظر توان طبیعی بسیار ضعیف و حساس هستند. فعالیتهای انسانی نابخردانه توان این نواحی را به سرعت کاهش می‌دهد و موجب گسترش بیابانها می‌شود. بنابراین بیابان زایی فرایند تخریب زمین با تغییر منابع گیاهی ، خاک و ... است که فعالیت‌های انسان عامل مهم این تخریب محسوب می‌شود. یکی از دغدغه های امروز کشورهای جهان موضوع بیابان زدایی است . توجه به مقوله بیابان زدایی برای کشوری همچون ایران که 43 میلیون هکتار معادل یک چهارم وسعت آن را بیابان فرا گرفته ضرورتی انکار ناپذیر است.حال آنکه 6 میلیون هکتار از این سطح وضعیتی بحرانی دارند و تنها 2 میلیون هکتار آن مهار شده است. بیابانها به سرعت در حال گسترش هستند، بنابراین قبل از اینکه جامعه انسانی مورد هجوم آنها قرار گیرد با تدبیری آگاهانه و اقدامی علمی باید به سمت بیابانها یورش برد. بی تردید در این نبرد پیروزی با جامعه انسانی خواهد بود .کویرزایی از جمله بلای انسانی , طبیعی , اقلیمی است که می تواند آثار مخرب و زیانبار گسترده اقتصادی , اجتماعی وزیست محیطی ایجاد می نماید . آثار کوبر زایی در صورت عدم اجرایی راه کارهای مناسب تخریب اراضی ,گسترش کویر وسایر موارد می باشد . استان تهران در مجاورت دشت های خشک سوزان ودشت کویر قرار گرفته است و با داشتن شرایط اقلیمی متفاوت و قرارگرفتن در حوزه آبریز جنوبی سلسله جبال البرز میانی و دشتهای حاصلخیز پهناوری مانند دشت ورامین , ری , کرج , شهریار , هشتگرد , دامنه های دماوند , یکی از مناطق حاصلخیز به شمار می رود . که با توجه به شرایط جغرافیایی یعنی مجاورت با مناطق بیانانی و کویری شکننده وآسیب پذیر شده است . بطوری که از مساحت 1.9 میلیون هکتار 85 درصد آن را مراتع یا اراضی کویری و ارتفاعات و اراضی با شیب تند تشکیل داده است که این عوامل منطقه را در معرض بایر شدن وکویرزایی قرار می دهد. علاوه بر این عوامل فرایندهای دیگری در بروز این پدیده هستند . شامل عدم مدیریت صحیح در استفاده از منابع آب , چرای بیش از حد , کشت بیش از حد , تخریب پوشش گیاهی است که در کنار کاهش بارندگی اثرات اقتصادی و اجتماعی مخربی روی سطح منطقه گذاشته و روند کویر زایی رو به توسعه خواهد بود .

قابل ذکر است که کویر زایی نتیجه عمل انسان است و تغیرات جوی نیست که باعث می شود تا سطوح گسترده ای از زمین های مولد استان از گردونه تولید خارج شود بلکه کم شدن توان زیست شناختی محیط ناشی سومدیریت محیط است منجر به تخریب وتهد ید مراکز روستایی و اراضی کشاورزی می شود که با جرای طرحهای کویر زدایی در سطح استان می توان سطح تهدید منطقه را کاهش داد وحتی دست به احیا و توسعه این مناطق نمود . بیابان زائی پدیده پیچیده ای است که برای درک آن نیاز به شاخه های مختلف دانش همچون هوا و اقلیم شناسی ، خاک شناسی ، پوشش گیاهی ،ژئومورفولوژی،کشاورزی وغیره می باشد.به لحاظ ارتباط نزدیکی که بین گسترش بیابانها ، خشکسالی و تغییرات آب و هوائی وجودداردتوجه دست اندرکاران علم هواشناسی نیز به این پدیده جلب شده است .

بطور کلی عامل آب و هوا و انسان در پیدایش و تسهیل شرایط بیابانی شدن مؤثر هستند به گونه ای که حتی نوسانات آب و هوا عموماً اکوسیستم را نیز تغییر می دهد . باید در نظر داشت که در طول فصول خشک خصوصیات آب و هوائی مناطق خشک و نیمه خشک حالت بیابانی به خود می گیرد و چنانچه در این فصول از زمین بهره برداری ناصحیحی بعمل آید نتیجه آن تخریب و فرسایش بوده و توأم شدن این دو پدیده سبب بیابانی شدن منطقه می گردد .

لذا با توجه به اهمیت اقلیم و نقش کنترل کننده آن بر روی کلیه شرایط محیط طبیعی و اثرات زیادی که در شرایط بیابانی دارد و با توجه به نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل عناصر اقلیمی (تغییرپذیری بارندگی ماهیانه ، فراوانی بارشهای روزانه بر حسب مقدار و مدت) در این مطالعه اثرات عوامل اقلیمی بر روی محیط طبیعی یزد بررسی گردیده است . تا سر انجام اثرات نامطلوبی که در بعضی از قسمتهای منطقه موجب تشدید شرایط بیابانی می شود شناسایی و با پیدا کردن علت اصلی بیابان زائی ، راه حل های مؤثر و عملی در جهت بیابان زدائی ارائه نمائیم .

یکی از خصوصیات بارز مناطق خشک و نیمه خشک نوسان شدید مقدار بارندگی این نواحی در سالهای مختلف می باشد . بررسی های انجام شده بیانگر این واقعیت است که شدت بارش بسیار متغیر بوده و گاهاً بارندگی نازل شده در عرض یک ماه معادل باران یک سال می باشد. تناوب فعالیت و اثر سریع آبهای جاری ، مظهر دیگری از نقش مستقیم اقلیم است، میزان بارندگی سالیانه منطقه از 9/12 میلیمتر تا 2/120 میلیمتر تغییر می کند . اغلب بارندگی ها در فصل زمستان و اوایل بهار اتفاق می افتد که همراه با جاری شدن آبها و سیلاب است بطوریکه نسبت متوسط حداکثر بارندگی 24 ساعته یزد 69 درصد بارندگی سالانه می باشد که موجب جاری شدن سیلاب از ارتفاعات می شود .

دلایل کویر زایی :

1- کشت بیش ازحد

2- چرای بیش از حد

3- جنگل تراشی

4- عملیات نامناسب آبیاری ( ص 9 ، کویر زایی ، آلن گرنجر، مترجم دکتر عبدالحمید ثامنی ، سال 1374)

این دلایل ، متاثر : تغییرات جمعیت ، تغییرات آب وهوایی و شرایط متغییر اجتماعی و اقتصادی است .

نتایج بیابان زایی :

- کاهش تولیدات گیاهی

- پایین آمدن بازده کشاورزی

- فقدان غذای برای حیوانات پرواری

- فروسایی شرایط زندگی انسانها (( فرید ، ص 95 ، فضای جغرافیایی ، شماره 6 ، 1381 ) .

پیشنهادات :

از آنچه بدست می آید آنکه قسمت عمده اراضی ایران را کویر و شوره زار و بیابان تشکیل می دهد ، متاسفانه این بیابانها هر سال توسعه می یابد و یکی از علل ان قطع بدون مطالعه اشجا ر و تخریب مراتع می باشد ، بعلاوه بادهای شن در برخی مناطق مجاور کویری به اندازه ای شدید است که گاهی آسمان را تیره تار می سازد و موجب از بین رفتن مزارع دهات اطراف می شود و گاهی اتفاق می افتد که ریگ های روان قنواتی را که به هزار زحمت حفر شده ، خراب و یران می سازد ، این پدیده که به آن بیابانی شدن اطلاق می شود این مناطق در برگرفته است .

با وجود این انسانها در راستای حفظ خاکها با ید فعالیتهای زیر را انجام دهند

- جلوگیری از تخریب اراضی کشاورزی در حواشی کویر ومناطق بیابانی از طریق توسعه فرهنگ و حفظ پوشش گیاهی  حفاظت از خاک

- تعادل سازی در محیط طبیعی

- توسعه آبیاری مصنوعی

- افزایش تولید کشاورزی وافزایش سطح زندگی روستاییان

- ایجاد اشتغال در زیر بخش های کشاورزی

- حصار کشی سنگی (فرید، ص 95 )

- کشت درختچه ها (فرید، ص 95 )

- توسعه کشت دیمی (فرید، ص 95 )

دست به احیا ء مناطق بیابانی و کویری ایران با استفاده از روشهای زیر به نمایند :

1- طرحهای تثبیت شن های روان : شامل قرق کردن اراضی ، بذر پاشی ، نهالکاری ، ایجاد یادشکن

- استفاده از گونه های مقاوم به خشکی

- کوره گز

- شاه گز

- تاغ

- سیاه تاغ

- اسکنبیل

- کنار

- آترپیلکس

- سوئد اروزمارنیا

2- استفاده از فرآورده های نفتی (مالچ) در تثبیت شن های روان

منابع :

1- گرنجر ، آلن ،(1374 ) ، »کویر زایی» ترجمه عبدالمجید ، ثامنی ، مرکز نشر دانشگاه شیراز ،

2- فرید ، ی . (1381) ، »بیابان » ، فضای جغرافیایی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهر، شماره 6.

3- درش . ژان ، (1373 ) ،» جغرافیای نواحی خشک ، مترجم شهریار خالدی ، نشر قومس .

4- خیام ، م . (1379 ) ، »جزوه درسی مناطق خشک ایران»

5- کردوانی ، پ . (1367) ، « مناطق خشک جلد اول : ویژگیهای اقلیمی ، علل خشکی و مسائل آب« انتشارات دانشگاه تهران .

6- کردوانی ، پ . (1368) ، « مناطق خشک جلد دوم : خاکها » انتشارات دانشگاه تهران .

گرد آورنده : ابوالفضل مددی

کارشناس ارشد جغرافیا

http://www.irandeserts.com/398.htm

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

سیمای بیابانی

سیمای بیابانی با عنایت به فاکتور های زیر قابل تحقیق است :

الف) پوشش گیاهی

بیابان به لحاظ رویش، تثبیت و بارآوری پوشش گیاهی ظرفیت محدودی دارد. از شاخص های فنی پوشش گیاهی در بیابان وجود گیاهان کم زی که دارای طول زندگی بسیار کوتاه بوده و با شرایط کم بارندگی بیابان سازگار شده اند،می باشد. این گونه گیاهان برای سازگاری با طبیعت به تجهیزات فوق العاده تکامل یافته ای مجهز شده اند که شامل هفت بذر انبار شده در هفت پیچش غلافی شکل با بافت بسیار محکم از سلولز به منزله بذرهای آماده برای هفت سال زراعی است که چنانچه خشکسالی باعث عدم تکامل گیاه گردد، در سال دوم مجدداً غلاف دوم پوسیده شده و آماده ی سبز شدن می شود. دیگر حالتی که در طبیعت گیاهان وجود دارد، خار دار شدن ساقه ها و کرک دار شدن برگ ها است  که با این حالت روزنه های درشت، به سوراخ های بسیار ریز میکروسکپی انتهای خار تغییر شکل یافته و نقش ارزنده ای در حفاظت از رطوبت گیاه بر عهده دارد.

ب ) شاخص انرژی خورشیدی دریافت شده

عدم ابرناکی در طول سال، عدم رطوبت کافی ،  و طول وعرض خاص جغرافیایی، از جمله عوامل اصلی در دریافت بالای میزان انرژی خورشیدی در منطقه ی بیابانی است . بحث تهیه انرژی مورد نیاز جوامع شهری و خانگی از انرژی خورشیدی در حوزه های کویری، می تواند یکی ا زراه حل های تأمین آسان و مقرون به صرفه این انرژی خدادادی محسوب گردد، که در ایران نیز در مناطق کویری مثل یزد توسط دانشگاه ها این مورد به تحقیق گذاشته شده است.

ج ) شاخص رطوبت خاک

بازدهی خاک های مناطق خشک، به دلیل کمبود رطوبت، عدم تکامل ژنتیکی خاک ها و بحث محدودیت های زراعی در خاک بسیار اندک است. در شرایطی که آب زراعی مصنوعی ( چاه ها و قنات ها ) در دسترس نباشد، عدم نزول باران کافی و کمبود رطوبت در خاک نمی تواند بیوماس(ساقه، برگ و ریشه ) مناسبی را که قرین به تولید اقتصادی و حتی زیست محیطی باشد، تامین کند.

راهکارهای بیابان زدائی

مناسب ترین راه حل های بیابان زدایی، شامل حفاظت از پوشش گیاهی موجود و افزایش فضای سبز و پوشش گیاهی در منطقه ی بیابانی است  که اهم آن شامل:

1- پخش سیلاب و پخش آب

پخش سیلاب و پخش آب ، راه حلی ممکن ، مقرون به صرفه و در دسترس ، در حوزه کوهستانی است. این عملیات شامل کنترل سیلاب حاصل از بارندگی در سال های پر باران، و پخش و بهره گیری از این نعمت خدادادی  است . چنانچه دایره ای از ارگان ها و تشکیلات سازمان اداری کشور متولی ارزیابی تکنولوژی بومی در خصوص آب، آن هم در مناطق خشک ایران می بود، دستاوردهای قابل تعمق و ارزنده ای را به دست می آوردیم.

2- تعادل دام و مراتع برای حفاظت از پوشش گیاهی موجود

حفظ گیاهان موجود، به منظور حفاظت از آب و خاک در منطقه بیابانی ، ازاولویت های اساسی خواهد بود. کاهش فشار دام و برنامه ریزی تجمیع عرصه ها، خروج دام  داران مازاد و دام مازاد و از طرفی احیاء و اصلاح مراتع و نیز توسعه ی منابع آب مراتع، امری ضروری است .

3- بهره گیری از متدهای ذخیره نزولات

این اقدام شامل مجموعه متدهایی است که موجب کنترل هرز آب ،  ثبت آب و نهایتاً نفوذ در محل نزول باران می گردد.  روش تعبیه ی آبخیزهای کوچک برای کاشت و پرورش نهال های جوان از شیوه هایی است که در سراسر جهان اعمال می گردد.

4- احیاء شوره زارها

مسلماً در مناطق خشک دوره های ترسالی، همواره سیلا ب را که دارای مقادیر فراوانی املاح می باشد ، به دشت ها سرازیر می کند و تبخیر و تعرق سال های بعد، از جمله سال های خشک، صدها تن املاح را به سطح کشیده و دشت ها در معرض شوری قرار می گیرند. شوری از فاکتورهای محدود کننده توسعه گیاهی و افزایش پوشش سطح سبز می باشد که در رابطه با مسائل زیست محیطی بسیار حائز اهمیت است . احیاء شوره زارها می تواند شامل موارد زیر باشد :

حذف آب در سر شاخه ها و نفوذ آب توسط پروژه های آبخیزداری ازجمله سدهای کوچک، گور آب و پخش آب.

 

http://www.irandeserts.com/390.htm

...........

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=2491

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

طبقه بندی بیابان‌ها       

از آنجا که پیدایش بیابانهای طبیعی ایران ناشی از اثر مشترک و متقابل عوامل محیط طبیعی از جمله زمین شناسی- هیدرولوژی، ژئومرفولوژی، اقلیم، پوشش گیاهی و خاک می باشد لذا در تعریف بیابان هم باید ویژگیهایی از این پارامترهای محیط طبیعی مد نظر باشد.            

از آنجا که پیدایش بیابانهای طبیعی ایران ناشی از اثر مشترک و متقابل عوامل محیط طبیعی از جمله زمین شناسی- هیدرولوژی، ژئومرفولوژی، اقلیم، پوشش گیاهی و خاک می باشد لذا در تعریف بیابان هم باید ویژگیهایی از این پارامترهای محیط طبیعی مد نظر باشد. با توجه به این موضوع و بطور عام می توان گفت:

بیابان به مناطقی اطلاق می شود که دارای انواع سازندهای شور و گچی بوده و تنوع گونه های گیاهی که معمولا شامل گیاهان شور روی، ماسه روی و خشکزی می باشد در آن کم است. در اینگونه مناطق خاکهای گچی، قلیا، شور و یا شور و قلیا به فراوانی یافت می شود و خاک معمولا فاقد ساختمان بوده و عمق و میزان ماده آلی آن نیز کم می باشد. در این مناطق رخساره های متنوع ژئومرفولوژی از قبیل؛ بدلند، کویر، گنبدهای نمکی، دشت های ریگی و تپه های ماسه بادی، نبکا، دغ و رمین های بدون پوشش گیاهی بوضوح دیده می شوند. حد نهایی میانگین بارندگی سالانه این مناطق به۲۰۰ میلیمتر نمی رسد این مقدار در برخی از مناطق مرکزی ایران حتی کمتر از ۹۰ میلیمتر است. در این مناطق‌ضریب تغییرات بارندگی بیش از ۴۰ میلیمتر ، صریب بی نظمی بارش بیشتر از ۱۳ میلیمتر و میزان تبخیر عموما بیش از ۲۰۰۰ میلیمتر و در مناطقی مانند یزد و سیستان و بلوچستان به بیش از ۳۰۰۰ میلیمتر در سال نیز می رسد.

*ضرورت طبقه بندی بیابانها

گستردگی مناطق بیابانی ایران و مشکلات مالی، خدماتی و نیروی انسانی مورد نیاز سازمانهای اجرایی، محدودیت هایی را برای عملیات احیا، اصلاح و یا بهره برداری صحیح در سطح وسیع ایجاد می کند. هنر مدیریت بیابان باید بگونه ای باشد که با کمترین هزینه بهترین نتیجه را عاید سازمان خود نماید. مسلما آگاهی از ویژگیها، محدودیتها و همچنین قابلیتهای این محدوده های بیابانی یکی از ضروریات کار است. از آنجا که در پیدایش مناطق بیابانی ایران عوامل مختلفی دخالت داشته اند بنا براین نمی توان آنها را در یک طبقه عام تحت عنوان بیابان قرار داد چرا که در تعیین هر محدوده برخی از عوامل اثر بیشتری داشته اند و بعبارتی نقش این عوامل در شناسایی مناطق بیابانی در برخی از محدوده ها پر زنگ و در برخی مناطق کم رنگتر است و یا برخی مناطق توسط چند عامل و برخی توسط یک عامل بیابان شناخته شده اند. از این رو ضرورت انجام طرحی تکمیلی در راستای پروژه ملی تعیین قلمرو جغرافیایی محدوده های بیابانی ایران پایه ریزی شده است که پس از بررسیهای لازم و در صورت تصویب اجرای آن آغاز خواهد شد . در طرح موصوف برای تعیین قلمرو بیابانها از ۶ عامل محیط طبیعی (شامل: زمین شناسی، اقلیم شناسی، هیدرولوژی، ژئومرفولوژی، خاک شناسی و پوشش گیاهی )که اثر متقابل آنها به صورت مشترک در پیدایش ویژگی بیابانها دخالت دارند استفاده شد و برآن اساس محدوده قلمرو بیابانهای طبیعی ایران بصورت انفرادی و سپس میزان اشتراک و انفکاک آنها نیز با ارایه نقشه های رقومی و مساحی شده تعیین شد. اگر چه در نقشه نهایی حاصل از تلفیق عوامل مورد مطالعه، مجموع سطوح بیابانی تحت پوشش عوامل فوق اعم از سطوح مشترک و غیر مشترک در گستره ایران معادل ۹۸۵۷۹۸کیلومتر مربع محاسبه شد، اما از آنجا که میزان اشتراک عوامل تعیین کننده بیابان درنقاط مختلف عرصه یاد شده متفاوت است و بعبارتی برخی از مناطق توسط یک عامل و برخی مناطق توسط چند عامل بیابان شناخته شده است لذا تفکیک مکانی و طبقه بندی مناطق فوق از نظر سختی شرایط محیطی بصورت یک کار تکمیلی ضرورت دارد.

*سابقه تحقیق

بیابانها از نظر مشخصه های اقلیمی، فیزیکی و بیولوژیکی با یکدیگر تفاوت دارند. هر چند در جهت تبیین این تفاوتها برای طبقه بندی بیابانها بویژه از جنبه عوامل محیط طبیعی تحقیقات مستند و مدونی به چشم نمی خورد، اما برخی افراد و کشورها به فراخور نیازهای کاری خویش مطالعاتی کلی در این زمینه داشته اند. می توان گفت میگز(Meigs ) جزو اولین کسانی است که نسبت به اینکار مبادرت ورزیده است نامبرده در سال ۱۹۵۳ مناطق خشک دنیا را برحسب بارش دریافتی به ۳ طبقه مناطق بینهایت خشک، خشک و نیمه خشک تقسیم کرد. مناطق بینهایت خشک سرزمین هایی را در بر می گیرد که ۱۲ ماه متوالی بدون بارندگی هستند، مناطق خشک کمتر از ۲۵۰ میلیمتر بارندگی سالانه دارند و مناطق نیمه خشک دارای بارندگی سالانه بین ۲۵۰ و ۵۰۰ میلیمتر است. به عقیده نامبرده مناطق خشک و بینهایت خشک بیابان هستند و مناطق نیمه خشک بعنوان نوار انتقالی (از بیابان) بسمت اقلیم های مرطوبتر (غیر بیابانی) محسوب می شود. در برخی منابع این منطقه بعنوان استپ یا نیمه بیابان شناخته شده است.

روش دیگری که برای طبقه بندی بیابانهای دنیا بکار گرفته شده، تقسیم آنها به چهار نوع مجزا و براساس علت خشکی و موقعیت آنها در ارتباط با کنترل های اقلیمی است از این نظر مناطق بیابانی دنیا به چهار طبقه؛ بیابانهای ساپتروپکال(جنب حاره یا زیر استوایی)، بیابانهای ساحلی، بیابانهای با زمستانهای سرد و بیابانهای قطبی تقسیم شده اند

سازمان زمین شناسی آمریکا نیز بیابانها را بوسیله موقعیت جغرافیایی و الگوی هوای غالب، به انواع بیابانهای باران پناهی، ساحلی، مونسونی، قطبی، بادهای تجارتی و بیابانهای عرض میانه تقسیم کرده است. این در حالی است که در اکثر طبقه بندیهای مدرن، بیابانهای ایالات متحده آمریکا و شمال مکزیک به چهار طبقه مجزا گروه بندی شده اند. این گروه بندی براساس ترکیب و توزیع (پوشش) گیاهی و رویش گونه های گیاهی در یک منطقه خاص بیابان صورت گرفته است. بطور معمول جوامع گیاهی بوسیله تاریخ زمین شناسی ، خاک و شرایط کانیهای معدنی، ارتفاع و الگوی بارش یک ناحیه شناسایی می شوند. سه نوع از این بیابانها - چی هوآ هوآن ، سونوران ، و موجاوه - به دلیل دمای بالایشان در طول تابستان تحت عنوان"بیابان گرم" نامیده می شوند، چرا که تحول(فرگشت) وابستگی زندگی این گیاهان بطور نسبتا زیادی با جوامع گیاهی جنب حاره شباهت دارد. بیابان حوضه بزرگ آمریکا یعنی شمالی ترین قسمتهای نوادا، قسمتهای غربی و جنوبی یوتا، تا ثلث جنوبی آیداهو و گوشه جنوب شرق اورگان و حتی بخشهایی از کلرادوی غربی و جنوب غرب ویومینگ، تحت عنوان "بیابان سرد" نامیده می شوند زیرا این مناطق سردترهستند و خاستگاه زندگی گیاهان غالب مانند مناطق حنب حاره نیست.

این نوع طبقه بندی بیابانهای آمریکای شمالی مورد توافق سایر دانشمندان از جمله بیولوژیستها و زمین شناسان نمی باشد. بطور مثال از نظر این گروه، موجاوه را نمی توان بعنوان یک بیابان مجزا در نظر گرفت، بلکه آن یک زون(ناحیه) انتقالی بین دو بیابان حوضه بزرگ و سونوران است. حتی در بین کسانی که با این طبقه بندی هم موافقند، روی نواحی دقیق جغرافیایی که برای هر چهار گروه بیابان تشریح شده است، اختلاف نظرهایی وجود دارد. برخی از دانشمندان برای تعیین تفاوت محدوده های بیابان برای چهار نوع بیابان نامبرده علاوه بر توزیع گونه های گیاهی از معیارهای دیگری از جمله حیوانات نیز استفاده می کنند.فلات کلرادو نیز نمونه دیگری از اختلاف نظر دانشمندان برای این نوع طبقه بندی بیابان است. این منطقه نیمه خشک یوتای جنوبی و آریزونای شمالی که گراند کانیونهای عظیم پارک ملی را در بر می گیرد هنوز نمی تواند نظر موافق کارشناسان را برای این نوع طبقه بندی بعنوان یک بیابان مجزای زمین شناسی داشته باشد چرا که برخی از آنها فلات کلرادو را ابدا در داخل بیابان جای نمی دهند در حالیکه برخی دیگر این منطقه بیایان می دانند.

متغیرکلیدی دیگری که برای توصیف توزیع مکانی بیابانها بکار می رود، پوشش گیاهی طبیعی و بعبارت بهتر غیبت انواع گونه های گیاهی قابل توجه در این مناطق است. پوشش گیاهی مناطق بیابانی دنیا ارتباط مستقیمی با عرضهای جغرافیایی کره زمین دارد. از آنجا که تراکم کم پوشش گیاهی یک خاصیت ذاتی بیابان است از این رو طبقه بندی بیابان بر اساس تراکم گیاهی مشکل است. بهتر است توصیف نوع پوشش گیاهی به مولفه پایا بودن گیاهی محدود شود زیرا حضور گیاهان یکساله محدود به دوره های کمیاب رطوبت کافی زمین وابسته است.

محمد خسروشاهی

http://www.aftab.ir/articles/science_education/ecology/c3c1267265725_forums_p1.php

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

بیابان چیست؟

مقدمه

بسیاری ازبیابان های کشورما روزی جنگل ومرتع بوده اند که براثرعواملی که دراین تحقیق به آنها اشاره می شود به صورت بیابان درآمده اند. یک سوم از خاک  کشورما را بیابان وشن زار تشکیل می دهد. ازآنجایی که جمعیت کشورما رو به افزایش است متناسب با این افزایش جمعیت نیاز به محصولات  کشاورزی و دامی نیز افزایش پیدا میکند وبرای دست یابی به این هدف باید به احیای بیابانها پرداخت بنابراین همکاری وکمک همه ی مردم در حفاظت و احیا و بهره برداری از این مناطق امری ضروری و انکارناپذیر است.

بعلاوه بیابان زایی یکی از مشکلات  بزرگ  جهان امروزاست برای کنترل و جلوگیری ازآن باید به  یک سری اقدامات برنامه ریزی شده دست زد در این تحقیق سعی  شده تعریف  مشخصی از بیابان و بیابان زایی و بیابان زدایی داده شود.

خشک ترین و کم باران ترین بخش ناحیه ی خشک را بیابان می نامند. دراین ناحیه تبخیر وتعرق سالیانه بسیار زیاد وزمان بارش نامنظم است، بطوری که ممکن است همه ی بارش سالیانه طی چندساعت یاچند روزببارد. اغلب بارشها بصورت رگبار است واحتمال دارد مدتهای طولانی هیچ بارشی در نواحی یادشده روی ندهد. بیابان به سرزمین لم یزرع و بدون پوشش گیاهی با خشکی شدید هوا وچشم انداز ویژه ی آن اطلاق می شود، در حالی که کویر پدیده ای است که در بیابان می توان آن رامشاهده کرد.

به نظر برخی از دانشمندان،بیابان لوت یکی ازکم باران ترین وخشک ترین نواحی جهان است این بیابان وسیع  فاقد پوشش گیاهی است و عواملی چون فرسایش بادی شدید و حرکت ماسه های روان شرایط حادی را در آن بوجودآورده اند.

بیابان کجاست ؟

بیابان مکانی است که به علت کمبود باران{البته کمبود باران به تنهای عامل وجود بیابان نیست

وبیابانها درنقاط  مختلف جهان تحت تاثیرعوامل متفاوتی هستند } و میزان رطوبت آن بسیار کم است وعلت این امردمای بالای بیابان است که تبخیر آب را بسیاربالا می برد. کمبود رطوبت نیز سبب ویژگی های دیگری شده است. به عبارت دیگرخاک،پوشش گیاهی،ناهمواری،حیات وحش، زندگی وفعالت انسان دراین مناطق دارای ویژگیهای خاصی است. بیابانها دچار کمبود آب، خاکی با حاصلخیزی کم وپوشش گیاهی فقیروکمبود جمعیت،فرسایش شدید و فاقد جریانهای آب دایمی است دربرخی بیابانها خاک آنها بصورت بالقوه حاصلخیزاست امابه علت کمبود آب وکمبود مواد آلی رشدی در آن صورت نمی گیرد. دربرخی از بیابانها نیز در فصول مساعد اندکی بارندگی رخ میدهدکه به رشدسریع گیاهان می انجامد وهمین طوربه راه افتادن جریان های آب سطحی اما در مدت خیلی کوتاهی پس از کم شدن رطوبت هوا،گیاهان ازبین می روند و آب ها نیز پس از مدتی به کلی از بین می روند. البته جریان های دایمی در مناطق خشک جهان از جارج حوضه ی این مناطق وارد می شود مانند رودهای نیل،کلرادو وسند. تفاوتهای ناشی از میزان بارندگی و تبخیر وتعرق بارندگی وتبخیرو تعرق درعرض های پایین جغرافیایی بیشتر ازعرضهای میانه وبالاست و میزان معینی از بارندگی  که برای تعادل محیط  لازم است در این مناطق وجود ندارد و در این مناطق به علت فقرپوشش گیاهی جریانهای آزادی مانند سطح اقیانوس دارد.دراین مناطق انرژی خورشیدی زیادی درطی روز جذب زمین می شود وبه علت فقرنم نسبی آسمان صاف درشبها به سرعت این انرژی از دست می رود ودارای شبهای سرد است و همچنین فرسایش بادی شدیدی را داراست وبا غبارهمیشگی همراه است قابل توجه است به علت فقر نم کافی تابش خورشید در زمینهای برهنه ی این مناطق انعکاس کور کننده دارد.

کویر

کویر منطقه ای است که خاک آن در اثر عوامل مختلف طبیعی و شرایط خاص جغرافیایی قدرت لازم رابرای رویش گیاه ندارد. به عبارتی خاک این مناطق قدرت تولیدخود راازدست داده است.

بطورمعمول یکی ازمهمترین عوامل خرابی زمینهای مناطق کویری،شورشدن آنهاست. در کویر براثربخارشدن آب ازسطح خاک،نمک از لایه های زیرین به سطح خاک منتقل می شود.

کویرپوشش گیاهی ندارد و درآنجازندگی برای موجودات زنده بسیار دشوار است. کویر به زمین مرده معروف است بنابراین احیا و زنده کردن آن دشوار است. سه منطقه کویری ایران عبارتند از دشت کویر،دشت لوت،دشت نمک.

صحرا فضایی است زنده برای زندگی اماصحرا زمانی به مشکل بدل می شودکه مناطق حاصلخیز بدلایل گوناگون،از جمله کمبود آب به کویربدل شوند. بسیاری ازانسانها براثر پیدایش صحراهای جدید،پایه های زندگی خود را از دست می دهند. اگر چه معمولاً خود انسانها باعث و بانی روند پیدایش صحراهای موجود هستند،برای نمونه از طریق از بین بردن جنگلها،استفاده بیش از حد از زمین های زراعتی و یا به کار بردن شیوه های غلط در آبیاری.

اقالیم خشک طبق تقسیم بندی کوپن

اقالیم بیابانی حاره و جنب حاره  BWh)

اقالیم بیابانی حاره وجنب حاره تحت نفوذهوای پرفشارجنب حاره می باشند ودرتشکیل آنها نقش اساسی را فرونشینی توده های هوای خشک این عرضها به عهده دارد.علاوه  بر این جریانهای سردساحلی درپاره ای از نواحی این مناطق خشکی  راتشدید می کنند. به همین لحاظ این مناطق کمترین باران را در روی کره زمین دارند.نواحی بیابانی همانند نواحی سردقطبی شرایط زیستی بسیارنامساعدی دارند. مهمترین این نواحی را درمناطق حاره و جنب حاره ی (صحرا) در شمال آفریقا،(کالاهاری)درآفریقای جنوبی،(آتاکاما) درغرب آمریکای جنوبی،(بیابانهای استرالیا) بیابان تار در شمال غرب هندوستان،(سونورا) در شمال غربی مکزیک و بیابانهای جنوب غربی ایالات متحده تشکیل می دهند.

دراین نواحی واگرایی افقی حاصل ازهوای پرفشار مانع تشکیل جبهه های باران زا می گردد.

درجه حرارت:

ازویژگیهای اقالیم بیابانی حاره وجنب حاره در مقایسه با اقالیم گرم و مرطوب اختلاف زیاد در دامنه تغییرات سالانه دماست.این میزان آگاهی به 10تا20درجه سانتیگراد می رسد.

آسمانهای صاف،زمین لخت وعور،فقرشدیدنم نسبی عواملی هستند که دریافت و بازتاب انرژی

حاصل ازتابش های خورشیدی را دردوره های گرم وسردتسهیل می کنند.اختلاف درجه حرارت بین شب و روز دردوره های مختلف سال به حدود15 تا 20 درجه و در مواردی به 35 درجه سانتیگراد می رسد.

اقلیم بیابانی در سواحل خنک غربی منطقه حاره(Bwk)

اقالیم نیمه خشک حاره (Bsh) (استپ های گرم )

نواحی تحت نفوذاقالیم نیمه خشک حاره وجنب حاره به حالت کمربندی ازشمال ومشرق و جنوب بیابانهای حاره را که درهسته های پرفشارقراردارنداحاطه کرده اند وبه واسطه ی همین موقعیت خودتاحدودی درمعرض تهاجم ونفوذتوده های باران زا وطوفانهای وابسته به آنهاقرارمی گیرند.

شرایط اقلیمی نیمه خشک منطقه ی وسیعی را درشمال آفریقابین شرایط اقلیمی صحرادرجنوب و اقلیم مدیترانه ای در شمال اشغال کرده است. این منطقه در زمستان تحت  تاثیر جریان هوای کم فشارمدیترانه ای وحتی نفوذ جبهه ی قطبی تا لبه ی شمالی خود قرار می گیرد. نظیر این شرایط استپی رامیتوان درجنوب استرالیا،بین النهرین،عربستان وبخشهایی ازجنوب ایران،آسیای جنوب غربی،شمال غربی مکزیک ونواحی مجاور به بیابانهای ایالات متحده مشاهده کرد.اصولاً طبیعت باران در نواحی خشک ونیمه خشک متغیر است. وگاهی ازسالی به سالی و از دوره ای به دوره دیگرتغییرات قابل ملاحظه ای درمیزان آن رخ می دهد.این امردرگذشته های دوربزگترین مشکل برنامه ریزی برای عمران کشاورزی و زندگی دراین مناطق بوده است.به طورکلی مناطق استپی حاره و جنب حاره جهان دارای دو رژیم متفاوت بارندگی سالانه بر اساس موقعیتهای جغرافیایی خود می باشند.

1-استپهایی با بارندگی زمستانی (Bshs)

2-استپهایی دارای بارندگی تابستانی (Bshw)

اقالیم خشک و نیمه خشک عرضهای میانه ( Bwk ،Bsk )

بیابانها و استپهای سرد:

ویژگیها:

1-درجه حرارت:این اقالیم دارای تابستانهای گرم تابسیارگرم وزمستانهای سردتابسیارسرد می باشد. فرارسیدن بهارناگهانی است وسرعت افت وخیز دمابه مراتب ازاقالیم مرطوب بیشتر است. ازاین روتغییرات دمابه صورت سالانه وفصلی وهم بطورروزانه درآنهازیادوقابل ملاحظه است.به ویژه دامنه تغییرات نهایی دما اختلاف حداکثرمطلق و حداقل مطلق بسیارزیاداست.به طوری که حداقل مطلق دما دراین مناطق تامنفی45وحداکثرتامثبت 38 درجه سانتیگراد مشاهده شده است. درتابستانها به علت بلندی روزها وزمان طولانی تابش آفتاب نفوذتوده های هوای حاره ی بری، شفافیت هواوفقرنم درجه حرارت بالامیرودولی درزمستان به علت حاکمیت توده های هوای سرد بری و هجوم توده های قطبی درجه حرارت افت می کند.

2-بارندگی : اقالیم خشک و نیمه خشک سرد بعلت موقعیت جغرافیایی و دوری از اقیانوسها و موانع     کوهستانی واحاطه ی بعضی ازحوزه های آن بانواحی فوق العاده مرتفع و ازطرف دیگرگسترش و نفوذ جریان هوای پرفشارفصلی در همه حواشی این اقالیم به جز طرف استوایی دردوره سرد سال هماننداقالیم خشک ونیمه خشک حاره از ریزشهای جوی زیاد محروم می باشند.             بااینکه میزان بارندگی دراین اقالیم درمقایسه با اقالیم دیگرکمتر است ولی به علت پایین بودن دما وتبخیر وتعرق نسبتاً کمتربرای رشدگیاهان مساعد تراست زیرا درنواحی تحت نفوذ دما و تبخیر و تعرق کمتر درحدود 150تا200میلیمترنیازآبی محیط را برای رشد پاره ای از گیاهان در ارتفاعات ودامنه های خنک تأمین می کند.

اقالیم بیابانی عرضهای میانه(Bwk)

اقالیم بیابانی عرضهای میانه نواحی پست باحوضه های بسته ای را در درون قاره ها تحت تأثیر نفوذخود دارندوشامل قسمتهایی از حوضه تارودشت گپی،بیابان کالاهاری و بیابانهای قزل قوم و قره قوم،بخشهایی ازایران درقاره آسیاوبخشی ازحوضه بزرگ درغرب آمریکاوپاره ای ازنواحی کوچک دیگروسایرقاره هاست.این نواحی اغلب مناطق سایه بارانی دوراز اثر دریاها می باشد و تحت تأثیر توده های هوای فرونشینی هستند.

اقالیم نیمه خشک عرضهای میانه(Bsk)

این اقالیم در اغلب نواحی همانند کمربندی بیابانهای عرضهای میانه را در بر گرفته اند.و منطقه انتقالی بین بیابان ومناطق نیمه مرطوب به شمارمی روند. یکی از وجوه تمایز مناطق تحت نفوذ این اقالیم،سکونت واسکانوفعالیتهای گوناگون انسان درآنهاست.تغییرات شرایط اقلیمی که عمدتاً نتیجه انحراف وتغییرپذیری بارندگی بویژه درجهت منفی دراین اقالیم میباشد،استقرارو فعالیتهای انسان را توأم باپذیرش بلایای عظیم اقتصادی می کند.زیراتوالی سالهای مرطوب،باعث سرمایه گذاریها وگسترش مرزهای کشاورزی و فعالیتهای گوناگون و توسعه دامداری دراین نواحی می گردد ولی سالهای خشک متعاقب این شرایط که به کرات مشاهده شده است، مصیبتهای ناگواری راسبب می شود.

نواحی خشک و نیمه خشک و بیابانی در ایران

نواحی خشک :  ناحیه ی خشک چاله های مرکزی ایران راالبرز، شرق زاگرس و دامنه های جنوبی زاگرس تا خلیج فارس دربرمی گیرد.میانگین بارش سالانه این ناحیه154میلیمتر است که حدود 56درصدآن درفصل زمستان می بارد.این ناحیه گسترده ترین ناحیه بارشی کشوراست. به همین جهت میانگین سالیانه بارش ازتنوع مکانی بالایی برخوردار است.

قسمتهای مرکزی این ناحیه دردشت کویر،دشت لوت و چاله جازموریان بسیارخشک هستند و به طرف قسمتهای حاشیه مقدار بارش افزایش می یابد.

بارندگی تابستان در همه جای ناحیه به  استثنای قسمت جنوب شرقی صفر است. فقط  در جنوب شرقی ناحیه درفصل تابستان به هنگام ورودتوده هوای موسمی و بالاتر رفتن پرفشارجنب حاره ای آن براثرصعود همرفتی بارش صورت می گیرد.عمده ترین ویژگی این ناحیه بی نظمی بارش است.

آب و هوای بیابانی داخلی: درمرکزوشرق ایران حکم فرماست که دمابسیاربالا،تبخیرزیاد،اختلاف دما در شب وروزوتابستان وزمستان و بارندگی کم است.

آب وهوای بیابانی کناره ایی : کناره های خلیج فارس ودریای عمان را دربرمیگیرددراین نواحی دمای هوا با لا وبارندگی کم است امابه دلیل وجودرطوبت ناشی ازدریااختلاف درجه حرارت دما درشب و روزو بین فصول زیاد است ودرفصل تابستان به دلیل گرمی زیاد هوا وتبخیر آب دریا هوا گرم و مرطوب می شود وبه صورت شرجی درمی آید که بسیار آزاردهنده است.

آب و هوای نیمه بیابانی : درکوهپایه های البرزوزاگرس وجودداردبه طوری که هرچه ازنواحی داخلی  وکناره ایی به سمت کوهپایه های البرز وزاگرس پیش میرویم مقداربارش بیشتر و دوره ی گرما کوتاه ترمی شود که به آن آب وهوای نیمه بیابانی کوهپایه ای نیز گفته ناهمواری های ناحیه ی بیابانی و نیمه بیابانی :سرزمینهای پست ناحیه ی بیابانی ونیمه بیابانی عبارت است ازدشتهایی مانند دشت کویر و دشت لوت و جلگه های مانند خوزستان در فاصله ی کوه های پراکنده ی ناحیه ی بیابانی ونیمه بیابانی شن زارها،نمک زار هایی دیده می شودکه دریاچه ها وتالاب ها ی آن غالبا شور است و وسعت آنها در طول سال تغییر میکند زیرا در فصل سرد سال با افزایش بارندگی پر آب می شود و درفصل گرما آب آنها کم وخشک می گردد وگاهی جای آب را نمک زار می گیرد .

تالاب ها: برکه های مصنوعی یا طبیعی هستند دایم یا موقت،آب ساکن یاجاری،شیرین یا شوردارند تالاب ها دارای تنوع زندگی جانوری هستند و محل زندگی آبزیان،دوزیستان،خزندگان،صدف ها، پرندگان آبزی و گیاهان آبی می باشد.

پوشش گیاهی: درنواحی بیابانی ونیمه بیابانی دوره گرماطولانی است.میزان بارش باران و برف کم است ورشد گیاه بادشواری هایی روبه رواست. با وجود شرایط طبیعی دشواری که برای رویش گیاه در این ناحیه وجود دارد بعضی از گیاهان مقاوم می توانند درناحیه بیابانی رشد کنند .

در بیشتراین نواحی پوشش گیاهی استپ وجود دارد. در استپ گیاهان کوتاه قد و درختچه های خارداربافاصله ازهم روییده اند. درمناطق بیابانی درختانی با ریشه های بلند و قوی مانند نخل، گز،پسته وحشی می روید.

حفظ درختان و پوشش گیاهی در این ناحیه اهمیت زیادی دارد زیرا به علت قطع درختان و کندن بوته ها و چرای بیش از حد دامها بخش های بزرگی از این ناحیه به بیابان تبدیل شده است. با کشت گیاهان و نهال هایی که با شرایط طبیعی این ناحیه سازگاری داشته باشند می توان از رخ دادن مواردی چون ازبین رفتن پوشش گیاهی،گسترش بیابانها وفرسایش خاک جلو گیری کرد.

زندگی جانوری: دراین ناحیه به دلیل سختی شرایط زندگی تعداد وگونه های جانوری کمتر است. در ناحیه بیابانی بعضی ازحیوانات پر طاقت بهتر می توانند شرایط نامساعد را تحمل کنند.

جمعیت: بیشترقسمتهای این نواحی کم جمعیت است تراکم جمعیت درناحیه ی بیابانی ونیمه بیابانی یکسان نیست. جمعیت این ناحیه درکوهپایه ها به ویژه دامنه های البرز وزاگرس متمرکز است. مهاجرت دراین نواحی بسیارزیاد است.

زندگی روستایی:زندگی روستایی برپایه عواملی چون آب کافی آب وهوای مساعد وخاک قابل کشت استواراست. در این ناحیه عوامل ذکر شده به اندازه کافی و مورد نیازوجود ندارند.

یکی از مهمترین مشکلات کشاورزی در این ناحیه کمبود آب است. درگذشته کاریز یا قنات نقش مهمی درتامین آب این نواحی داشته است امروزه بستن سد بر روی رودها در نواحی کوهستانی مجاوریا کندن چاه های عمیق و نیمه عمیق آب این ناحیه را تامین می کند.

زندگی شهری :  در ناحیه بیابانی و نیمه  بیابانی به سبب کمبود آب و خاک زندگی شهری نسبت به زندگی روستایی ازرونق بیشتری برخورداراست.نواحی شهری پرجمعیت بیشتردر کوهپایه ها به وجود آمده اند. سه شهرتهران،مشهد واصفهان که درناحیه کوهپایه ای قرار گرفته اند به ترتیب پرجمعیت ترین شهرهای کشورهستند.درنواحی پست این ناحیه نظیر جلگه ی خوزستان نیزشهر ها به دلیل وجد معادن توسعه یافته اند.

کشاورزی و دامپروری: مهمترین محصول کشاورزی ناحیه بیابانی و نیمه بیابانی گندم و جواست. که بیشتردرکوهپایه هاکشت می شوند.زیرانوع خاک کوهپایه هاحاصلخیز وآبرفتی است. واین ناحیه برف و باران بیشتری دارد. پنبه ، چغندر و نیشکر از محصولات صنعتی این منطقه هستند. میوه های ناحیه بیابانی ونیمه بیابانی بیشترآنهایی هستندکه که با گرما وخشکی سازگاری داشته باشندمثل خرما، پسته مهمترین محصول صادراتی کشاورزی ایران است که مقدارزیادی ازآن در استان کرمان تولیدمیشودو ازمحصولات این ناحیه است.دراین ناحیه دامپروری به علت نامساعد بودن آب وهوا،کمبود چراگاه با مشکلاتی روبه روست. بیشتردر بخشهای بیابانی گوسفند وبزدر کوهپایه های مناطق معتدل تر نگهداری می شود.

معادن : درنواحی بیابانی و نیمه بیابانی معادن زیادی وجود دارند. نفت وگازچاه های خوزستان و کناره های خلیج فارس به وسیله لوله به پالایشگاه وکارخانه های پتروشیمی کشور فرستاده می شود. و بخشی ازآن نیز به کشورهای خارجی صادرمی گردد. دراین ناحیه زغال سنگ و فلزاتی مانند آهن مس استخراج می شود.

صنایع : دراین نواحی صنایع بزرگی چون کارخانه ذوب آهن ومجتمع فولاد مبارکه درنزدیکی شهر اصفهان وکارخانه های ماشین سازی درشهرهای اراک و تبریز قرار دارند. از صنایع این ناحیه می توان به صنایع ریسندگی بافندگی وپتروشیمی اشاره کردوهمچنین به سبب رواج دامپروی در نواحی نیمه بیابانی و تولید پشم کافی صنعت قالی بافی دربسیاری ازمناطق این ناحیه رونق دارد ویکی از راه های درآمد مردم است.

حفظ  آب و خاک :  خاک خوب ومقدار آن  کافی دو عامل اساسی  اولیه در هر کوشش برای افزایش محصو لات  کشاورزی است. حاصلخیزی زمین ومراقبت دایم از خاک تماماً بستگی به آبی دارد که سراسر یک مزرعه را تحت پوشش قرار می دهد.

راه کارها : 1- کنترل آب 2- حفظ آب 3- کود دهی زمین.

انواع فرسایش در مناطق بیابانی

فرسایش خاک:قسمت قابل ملاحظه ای از زمینها پیوسته بخاطرعدم استفاده ی درست آنها از بین می روند. نقایص کلی کار شامل جابجایی کاشت، چرای بیش از حد دام، تخریب هه جانبه جنگل، کاشت یک گونه بذردرسالهای متوالی وعدم استعمال کودهای حیوانی وشیمیایی است.فاسدشدگی خاک که نتیجه ی این قبیل بهره برداری های غیراصولی است که می توانند منجر به تخریب آن توسط باد ومتفرق شدن آن شوند.

فرسایش  بادی :  فرسایش بادی درغالب اراضی مسطح ویا دارای ناهمواری که دارای خاک سبک هستندو در طول دوره های اقلیمی خشک ذرات آن از هم جدا می شوند روی می دهد. این خاکها و خاکهای ماسه ای دارای ترکیبات گیاهی پوسیده هستند و ذرات آنها حالت چسبندگی ندارد این خاکهای سطحی شکسته وبه صورت نرم درمیایند دراین مناطق در جایی که مانعی برای شکستن نیروی بادوجود ندارد خاکهای سطحی به عمق 7تا10سانتی متر از جا کنده و برده می شود.

راه کار:درجاهایی دیگرانواعی ازتکنیکهای موجود این امکان را به وجود می آورد سبزه زارهای نیمه خشک بدون بیم از فرسایش باد به زیر کشت روند آب مورد نیاز را بر روی زمین اسپری (spray) یاافشان کرده، خاک سطحی را خیس و از تبدیل شدن آن به گرد و خاک جلوگیری می کنند.استفاده ازحصارها وکمربندهای پناهگاهی درختی که نقش باد شکن رادارند فشارواردباد را کاهش میدهد وازهمه مهمتر زمینها را به صورت نواریا قطعات باریک و با حالت دورانی کاشت نشده باقی می گذارند چنین روشهایی اطمینان خاطر را به وجودمی آورد که محدوده های بزرگ خاکی از زمینها از تاثیر طولانی مدت وزش باد در امان می مانند.

فرسایش وروقی:این فرسایش حاصل رطوبت گرفتگی زیاد ذرات خاک است ودربرگیرنده جابجایی کم وبیش یکنواخت خاک دریک مزرعه شیب دارمی شودبعدازبارشهای طولانی هرذره زیر خاک دارای یک پوسته مرطوب می شود که نقش یک قطعه روغن کاری شده را بازی می کند به این طریق دانه زیرخاک تدریجا به تحت تاثیرنیروی جاذبه شناور واز شیب ها سر خورده وپایین می آید.

راه کار: درزمان حال می توان جهت جلوگیری از فرسایش ورقی به انجام اقداماتی مبادرت ورزید از جمله این اقدامات شخم های افقی یا عمودبرشیب است که به صورت یک الگوی افقی شیاری درمی آید این روش رطوبت گرفتگی فوقانی خاک را می کاهد .

فرسایش مجرایی :  این فرسایش درنتیجه حرکت آب باران روی زمینهای بایردرمسیر یک مجرای مشخص روی میدهد این حالت ممکن است درارتباط با توپوگرافی مساعد زمینهای قابل کشت بر اثر کاشت زمین با شیوه ای خاص اتفاق افتد برای مثال شیارهای ایجاد شده بر اثر شخم که هم جهت با شیب زمین می باشندبعد از بارانهای شدید شکافهایی ایجاد می کنند که به مجراهای آبی خطرناک تبدیل می شوند مجراهای مشابهی ممکن است که حرکات رشته ای گله ای بطور مداوم از روی یک قطعه زمین می گذرند ایجاد شود .

راه کار: هنگامی که فرسایش مجرایی شکاف ایجاد کند اصلاح مجدد آن مشکل می شود با اینحال مجراها را می توان با سدهای خاکی یا سنگی یا سیمانی مهار کرد این وضعیت سبب می شود تا گل ولای برروی هم جمع شده ومجراها را تدریجا پرکند در همین حال بوته ها وعلف های کاشته شده در شیب مجرا ها خاک را ثابت نگاه می دارد .

عدم حفاظت جنگل ها ومراتع :وقوع آتش سوزی مداوم زیرا آتش سوزی درنتیجه خشکی و وزش بادها ی گرم ویا ممکن است توسط افرادی که وارد جنگل می شود ویا آتشفشانها، قطع درختان. قطع شاخه اتفاق افتد

راه کار:یکی ازراههای حفظ این جنگلهاوضع قوانین بازدارنده ورعایــت آن توسط مسِؤلین محلی  وافرادی است که درانواع مختلف ازآنهااستفاده می کنندوضع قوانین وجلوگیری از تخریب جنگل ها که دراصطلاح محلی قرق نامیده می شود ودرصورت پیگیری سبب احیاءاین اماکن می گردد.

 

عامل بیابان زایی

تأثیر

اثر محیط

دیگر تأثیرات

اثر نهایی

 

 

 

1- تأثیرات اقلیمی

بارندگی کمتر

افزایش دوره و طول خشکسالیها

 

افزایش گرمای جهانی، دمای زیادتر،تبخیر بیشتر،کاهش تراکم و بارندگی

 

خشک شدن منابع آب

 

 

بارندگی کمتر

 

 

 

از بین رفتن گیاهان

 

 

کاهش گیاهان محافظ خاک

بیابان زایی

 

 

2- افزایش دامها

در برخی نواحی تعداد دامها نسبت به 35 سال گذشته 40% افزایش داشته است

چرای بیش از حد و نابودی گیاهان محافظ خاک

 

توانایی رشد دوباره گیاهان کاهش می یابد.

 

خاک در معرض فرسایش قرار می گیرد=»بیابان زایی

3- رشد جمعیت:

- رشد تعداد جمعیت

 

 

- افزایش جمعیت از طریق ورود مهاجراناز مناطق جنگزده یا قحطی زده

کشاورزان مجبور میشوند برای تأمین غذای عده ی بیشتر بر زمین های زراعی فشار بیاورند و سیستم کشت را تغییر دهند.

نیاز فزاینده به چوب برای سوخت و ساختمان سازی

کشت و زرع بیش از حد و کاهش حاصلخیزی خاک

 

 

 

 

از بین رفتن جنگل

از بین رفتن پوشش گیاهی و خاک های زراعی

 

 

 

از بین رفتن جنگل و پوشش های محافظ خاک

 

افزایش تبخیر از خاک

 

 

 

بیابان زایی

افزایش خطر فرسایش خاک

 

پیشروی بیابانها، فروسائی زمین در نواحی خشک، نیمه خشک و مناطق نیمه مرطوب را در برمی گیرد وعوامل دخیل در پیدایش آن در وهله اول فعالیتهای انسانی و تغییرات آب و هوا می باشد. شایان ذکراست که پیشروی بیابانها به مفهوم توسعه بیابانهای از پیش موجود نیست. این فرآیند در حقیقت به این دلیل رخ می دهدکه اکوسیستمهای نواحی خشک که بیش ازیک سوم کره زمین را در برمیگیرند شدیداً درمعرض استفاده بیش ازحدوعدم بهره برداری صحیح اززمین قراردارند. فق، عدم ثبات سیاسی، جنگل زدایی و تخریب جنگلها، چرای بیش از حد دامها و روشهای نامناسب و نادرست آبیاری همگی میتواندبه کاهش میزان حاصلخیزی زمین بیانجامد.پیشروی وتوسعه بیابانها زندگی بیش از 250میلیون نفررا درسراسرجهان مستقیماً تحت تاثیرقرارداده ودرعین حال زندگی قریب یک میلیون نفررا دربیش ازصد کشور به مخاطره می اندازد، مردمی که اکثراً درفقیرترین، محرومترین وضعیفترین کشورها به لحاظ مسائل سیاسی به سرمی برند.

بیابان زدایی

سطح جهانی

بیابانزدایی به منظور تضمین حاصلخیزی درازمدت درمناطق مسکونی نواحی مربوطه، ضروری است. متاسفانه تلاشهایی که در همین  راستا در گذشته صورت پذیرفته همگی به شکست انجامیده و معضل فروسائی زمین در سراسر نقاط  دنیا رو به وخامت گذارده است. به دنبال نیاز به یافتن راهکاری تازه دولتهای170کشورجهان، در ماه مارس سال2002میلادی به کنوانسیون بیابانزدایی سازمان ملل و متحد پیوسته اند.

هدف ازانعقاد این کنوانسیون ارتقاء اقدامات موثرازطریق برنامه های محلی مبتکرانه و نیزهمکار یهای حمایتی بین المللی است.به موجب این کنوانسیون هرگونه تلاش درجهت محافظت از زمینها ی مناطق خشک دردرازمدت انجام خواهدگرفت چرا که عوامل دخیل درپیدایش این فرآیند،متعدد و درعین حال بسیارپیچیده می باشد و پهنه گسترده ای را در بر می گیرد که مسائلی نظیر الگوهای تجارت جهانی وروشهای ناپایدارمدیریت اراضی را درخود جای داده است.

سطح ملی

برخی ازتغییرات نظیرسیستمهای اجاره زمین،تقویت زنان،کشاورزان، چوپانهاتنها ازعهده  دولتها ساخته است.درضمن دولتهامیبایست به موسسات غیرانتفاعی اجازه دهنددرزمینه تدارک و آمادگی  برنامه های اجرایی  نقشی مهم را ایفا نمایند بر خلاف تمامی تلاشهای گذشته، برنامه های اجرایی می بایست با سایر خط مشی های  ملی در راستای توسعه پایدار هماهنگ و یکپارچه و با هرگونه تغییرات وشرایط محیطی سازگار باشد. مضاف بر آن توجه دولتها به مسائلی نظیر رشد وافزایش آگاهی،افزایش میزان تحصیلات وبرنامه های آموزشی درکشورهای در حال توسعه و توسعه یافته معطوف است.

راههای مبارزه با بیابان زایی

1- تثبیت ماسه های روان ازطریق کاشتن گیاهان وایجادبادشکن بادیواره های ازبوته ها و گیاهان خشک و سرشاخه ها به صورت نوارییا شطرنجی روی تپه ها ی ماسه ای.

2- پاشیدن مالچ نفتی روی ماسه های روان برای جلوگیری از حرکت آنها

توانهای محیطی نواحی گرم و خشک

1- ساعات آفتابی زیاد

2-   آسمان صاف و درخشان

3-   وسعت زیاد و کمی جمعیت

4-   انرژی آفتاب

5-   معادن

6-   محیط دست نخورده

نتیجه گیری

کویر،بیابان ومناطق خشک ونیمه خشک درسراسردنیاپراکنده شده اند.وهر کدام دارای خاص خود می باشند اما درهمه آنها امرکمبود آب نم نسبی وخاک غنی امری واحداست  که به ترتیب ازکویر تا مناطق خشک و نیمه خشک از شدت آن کاسته میشود.

با این که این مناطق دچارمشکلات برآمده از متوازن نبودن محیط طبیعی هستنداما تأثیرانسان نیز در این مناطق قابل  توجه است. اقدامات اشتباه ساکنین حاشیه بیابان و مناطق  نیمه خشک باعث پیشروی بیابانها(بیابان زایی)می شود. این اقدامات که باعث افزایش فرسایش می شودعبارتند از: چرای بیش از حد دامها ، کندن بوته ها و شخم نامناسب و غیره .

البته فرسایش دراین مناطق انواع مختلفی داردماند فرسایش بادی،ورقی،مجرایی و غیره که انسان  باعث تسهیل آن می شود. روشهای نیز برای مقابله با آن وجود دارد.مانند پاشیدن مالچ نفتی.

بیابانها دارای استعدادهای بالقوه ای هستندکه بااستفاده ازتکنولوژی روزمیتوان ازآن استفاده کرد.

امروزه شهرهای بزرگی در این مناطق ساخته می شوند.

بیابان ها برای زندگی بشر مشکلات زیادی را در پی دارند و محیط آنها بسیار شکنده است اما در عین حال دارای مزایا و ویژگیهای مفید زیادی هستند خصوصاً امروزه که جهان با مشکل کمبود زمین وذخایر انرژی رو به رو است.

منابع

1- دکتر علیجانی،بهلول،آب و هوای ایران،انتشارت پیام نور چاپ هفتم 1385

2- دکتر نظری،علی اصغر،مبانی علم جغرافیا،انتشارات پیام نور

3- دکتر جعفرپور،ابراهیم،آب و هوای کره زمین،انتشارات پیام نور چاپ سوم 1381

4- دکتر شایان،سیاوش،جغرافیای سال اول راهنمایی

5- ادنیگتون،جان .م.کاربرد علم اکولوژی در کاهش اثرات سوء توسعه، انتشارات سازمان حفاظت محیط زیست تهران 1376

6- مهندس بیات،داریوش،مهندس علی پور؛غلام رضا،ابادی بیابان ابادی ایران،انتشارات دفتر ترویج و مشارکت مردمی ، تهران 1379

7- داسمن،ر.ف،زمین درخطراست،ترجمه ی دکتر محمود بهزاد،کتابهای جیبی،تهران 1355

8- شایان،سیاوش،مسایل جهان امروز،مجموعه مقالات در مجله رشد جوان،9-1378-

9- کریستوفر،جی. بارو،اصول وروشهای مدیریت محیط زیست،ترجمه مهرداد رودی،نشر کنگره،تهران،

http://geographym.blogfa.com/post-16.aspx

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

بیابان زایی چیست و چگونه اتفاق می افتد؟      

تخریب سرزمین در مناطق خشک و نیمه خشک و خشک نیمه مرطوب در اثر عواملی مانند عوامل انسانی و عوامل طبیعی.   

اجازه می خواهم از تشریح عوامل بیابان زایی نظیر بوته کنی، چرای مفرط و خارج از فصل دام در مراتع ، تبدیل مراتع به دیمزار، برداشت بی رویه آب از سفره های آب زیرزمینی، معدن کاوی و بهره برداری از معادن، جاده سازی و توسعة شهرها و روستاها و امثال آن که سالیان سال گفتیم و نوشتیم خودداری کنم و به یکی دو مورد از موارد حاد آن بپردازم و سپس راههای مهار و کنترل آن را از نگاهی دیگر (اگر نگویم جدیدتر) بیان کنم.

اگر بیابان زایی را بر اساس تعریف کنوانسیون بیابان زایی تعریف کنیم؛ می گوید تخریب سرزمین در مناطق خشک و نیمه خشک و خشک نیمه مرطوب در اثر عواملی مانند عوامل انسانی و عوامل طبیعی. در زمان حاضر عوامل طبیعی، آنچنان نقشی در بیابان زایی ندارند البته خشک سالی‌هایی که به وقوع می‌پیوندد بیابان زایی را تشدید می‌کند ولی در ایران ما این عوامل انسانی هست که بیشتر باعث بیابان زایی میشود و شاید مهمترینش افزایش جمعیت باشد. ما در سی چهل سال پیش این جمعیت را نداشتیم. ببینید جمعیت ما در چهل سال پیش چقدر بوده و الان چقدر است؟ فشار این جمعیت هم مخصوصا جمعیت روستایی روی زمین هست . اجازه بدهید مثال ملموس تری در ارتباط با این موضوع و ارتباطش با بیابان زایی ارایه کنم. هرچند امکانات روستا ها در حال حاضر نسبت به چند دهه پیش تغییرات قابل توجهی داشته است و حقیقتا از لحاظ تامین آب و برق و امکانات مشابه با قبل قابل مقایسه نیست ولی آیا در همین مناطق، بیابان زایی نسبت به قبل کمتر شده است ؟ ۲۰-۳۰ سال قبل روستایی که ۲۰ یا ۳۰ خانوار جمعیت داشت اکنون دو برابر شده است مسلما این تعداد افراد در روستا به کار کشاورزی یا دامداری مشغولند. از طرفی برای کشاورزی در مناطق بیابانی زمین و آب محدود است پس با این وجود روستایی یا باید به شهر بیاید و جذب کارهای کاذب شود و یا در روستا زمین بیشتری اضافه کند و کار کشاورزی کند. زمین بیشتر هم آب بیشتر می خواهد در بیابان که نمی شود دیم کاری کرد! آنگاه بدون توجه به امکانات سفره آب زیرزمینی و آبخوان ها اقدام به حفر چاه عمیق می کنیم! آب پمپاژ می شود ، با پمپاژ بی رویه آب، علاوه بر آنکه سطح آب زیرزمینی پائین میرود ، تعادل هیدرو استاتیک بین آب شور و آب شیرین بهم می‌خورد. آب شیرین که پمپاژ شد آب شور زیر زمین به طرف سفره‌ی آب شیرین هجوم می آورد و در پمپاژ‌های بعدی یواش یواش آب شور میشود، آب شور که بالا آمد در سطح زمین خاک را شور می‌کند خاک که شور شد محصول کم میشود کیفیت محصول که پایین آمد زمین همجوار و جدید بزیر کشت می رود و این روند ادامه می یابد تا وقتی که به خود می آییم و می بینیم که در روی زمین شوره زار و کویر درست کرده ایم و در زیر زمین سطح سفره آب آنچنان افت کرده که باید چاه را کف شکنی کنیم. ایکاش که کار به همین جا ختم می شد. (همه حرف من این است که دولتی که می گوید مردم در روستا بمانید و به شهر نیایید و روستا را آباد کنید اگر برنامه ریزی درستی برای روستایی نداشته باشد عاقبتش این است. پس باید اشتغال دیگری برای روستائیان ایجاد کند تا فشار آنها از مرتع و منابع طبیعی برداشته شود). در حال حاضر این پدیده بیابانزایی و کویر زایی در بسیاری از مناطق ایران بصورت یک چالش‌اساسی و جدی بروز کرده است که نمونه بارز آن را می توان در استان کرمان سراغ گرفت. بطور مثال در دشت رفسنجان که در اوایل انقلاب پمپاژ چاه‌ها در عمق ۵۰ تا ۸۰ متری از سطح زمین قرار داشت اکنون به ۳۰۰ متر و بیشتر افزایش یافته و کیفیت آن نیز در بسیاری از مناطق در نتیجه نفوذ آب‌های شور مورد تهدید جدی قرار گرفته و از بد به بدتر تبدیل شده است. کارشناسان پیش بینی می کنند در صورتی که چاره‌ای برای انتقال آب به این دشت صورت نگیرد (انتقال بین حوضه‌ای آب) تخریب باغات و سفره‌های آب زیر زمینی ادامه می یابد و سالانه حدود پنج هزار هکتار از باغهای پسته با شیرابه کویر که از اعماق بیش از ۳۰۰ متر پمپاژ می شود, شور و قلیایی می شود. به این ترتیب در یک مقطع زمانی بیست ساله کلیه این باغات به شهر سوخته‌ای تبدیل خواهد شد که شاید اصلاح آنها حتی با انتقال آب کافی و با کیفیت مطلوب هم دیگر امکانپذیر نباشد و در یک کلام تبدیل به بیابان خواهند شد.

پس در این بخش ما دو معضل داریم یعنی با افزایش سطح کشاورزی ، سطح بیابانها و شوره زارها را گسترده تر کرده ایم ؛ دوم اینکه علاوه بر افت سطح آبخوانها، کیفیت آب را هم بدتر کرده ایم و خواسته یا ناخواسته در جهت بیابان زایی گام برداشته ایم. در این مورد وزارت نیرو آماری ارایه کرده است که بر اساس آن از ۴۰۰ دشتی که در کشور داریم حدود ۱۷۶ دشت با تراز منفی آب روبرو هست و در جای دیگری گفته است ۶۷ درصد آبخانه‌های کشور با تراز منفی آب روبروست. تاسف بار تر از آن این است که ۷۰ درصد این آب کمیاب و پر هزینه تا رسدن به سر مزرعه تلف می شود بعبارت دیگر راندمان آب کشاورزی در کشور ما حدود ۳۰ درصد برآورد می شود . از طرفی در طول این سی چهل سال که حدود ۹ متر افت آب داشته ایم متاسفانه تعداد سیلاب‌ها از ۲۰۲ مورد در دهه‌ی سی به حدود۲۰۰۰ در دهه ۸۰ رسیده است یعنی بر خلاف این که ما افت آب در زیر زمین داریم در روی زمین سیلاب داریم و این حکایت از مسائلی میکند که به هر حال این آبی که باید در عرصه نفوذ بکند و آبخانه‌ها را تغذیه کند منجر به سیلاب شده است پس یک شاخص دیگر هم از آثار و عوارض بیابان زایی پیدا شد. سیلخیزی !! دلیلش چه چیزی می تواند باشد؟ کاربری نادرست اراضی و تخریب پوشش گیاهی!! متاسفانه آمار دامی هم که الان در کشورمان ارایه می شود تقریبا سه برابر ظرفیت چرایی مراتع است چیزی حدود ۱۰۷ میلیون راس واحد دامی و در طول مدت هفت یا هشت ماه از مراتع استفاده می‌کنند. به این ترتیب مهمترین عوامل بیابان زایی و یا موثرترین آنها شناخته شد. البته تمام تقصیر را نباید به گردن جامعه روستایی گذاشت بلکه در اطراف همین پایتخت (پایاب حوضه) آثار بیابان زایی کاملا مشهود است.

● کنترل بیابان زایی

در این زمینه روش هایی برای کنترل بیابان اعم از نهالکاری، بذرپاشی، قرق و امثال آن تا کنون بسیار گفته شده و نوشته شده است، ولی آیا با استفاده از این روش ها توانسته ایم بر مشکلات بیابانزایی غلبه کنیم؟ می بینیم بازخورد آنها آنچنانکه شایسته است نتیجه زضایت بخشی نداشته است. البته این مسئله را نباید کتمان کرد که کار در مناطق بیابانی بسیار سخت و طاقت فرساست چرا که سالها در اینگونه مناطق بیابانی کار کرده ام و سختی و مرارت کار را از نزدیک با گوشت و پوست و استخوان لمس کرده ام اما از برآیند کار راضی نیستم هر چند که موفقیت های خوبی هم داشته ایم. شاید یکی از دلایل موفقیت کمتر کارهای بیابان زدایی توجه بیشتر به امور فنی و توجه نکردن یا به عبارتی توجه کمتر به مسایل اجتماعی و اقتصادی و بافت جامعه حاکم در مناطق کاری بوده است و حتی فراتر از آن شاید بتوان گفت ما تک بعدی کار کرده ایم چه بسا منابع طبیعی کار خودش را و کشاورزی نیز کار خودش را بدون توجه به اشتراکات بسیار نزدیک این دو بخش از بدنه یک وزارتخانه برای رفع مشکلات بیابان زایی انجام داده اند. در این مورد اگر به توضیحات قبلی رجوع کنیم آثار مدیریت درست امور کشاورزی و آبیاری در کاهش اثرات بیابان زایی کاملا قابل درک است یعنی می توان گفت در امور کشاورزی هر طرح و برنامه ای که در جهت ارتقا و بهبود کیفیت و کمیت آبیاری برای جلوگیری از اسراف و اتلاف آب انجام شود بطور غیر مستقیم راهکاری در جهت مهار بیابان زایی محسوب می شود. بنا بر این با اجرای برنامه هایی برای افزایش راندمان آبیاری در بخش کشاورزی با استفاده از روشهای علمی و مدرن آبیاری (کوزه ای ، قطره ای، تحت فشار و امثال آن) به منظور صرفه جویی در مصرف آب، کنترل و استفاده بهینه از منابع آبهای سطحی موجود، مطالعه و اجرای طرح های آبخوانداری و پخش سیلاب و تغذیه مصنوعی و همچنین برخی اقداماتی که مستقیما در اختیار وزارت نیرو می باشد از جمله جلوگیری از بهره برداری و انسداد چاههای غیر مجاز، کنترل بهره برداری چاههای دارای پروانه و امثال آن راهکارهایی برای تقویت و تعادل آبخوانها و مآلا جلوگیری از پدیده بیابان زایی محسوب می شوند.

در ارتباط با مسایل اجتماعی و اقتصادی بیابان زایی نیز این واقعیت را باید قبول کرد که مسایل و مشکلات فعلی بیابان و بیابان زایی در ایران صرفا مشکلات فنی و تکنیکی نیست بلکه مسایل ساختاری و اجتماعی و چه بسا سیاسی است. در حوزه وسیع و گسترده بیابان سر و کار ما بیشتر با جامعه روستائی است بنابراین شناخت ساختار اجتماعی و اقتصادی جامعه روستایی از جمله توفیقات کاری محسوب می شود. وضع جوامع روستائی در زمینه های اجتماعی و اقتصادی ویژگیهای خاص خود را دارد ارتباط این جامعه با محیط اطراف خود در طول زمان باعث بوجود آمدن روابط و عرف خاصی در سطح روستا گردیده که بسته به شرایط محیط در مناطق مختلف متفاوت است. بنابراین در هر برنامه ای که در ارتباط با جامعة روستایی باشد، شناخت ساختار اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی روستا و عملکرد آن ضرورت دارد و بدون توجه به آن هر گونه طرحی نه تنها با موفقیت همراه نخواهد بود بلکه باعث بروز ناهماهنگی و بر هم زدن ساختار سنتی اجتماعی و اقتصادی روستا نیز خواهد شد، فعالیتهای چند دهه اخیر بیابان زدایی تا حدودی گویای این واقعیت است زیرا در اغلب طرحهایی که تاکنون به مرحله اجرا در آمده به وضعیت اجتماعی و اقتصادی مردم کمتر توجه شده است به طوری که مردم در مقام معارضه با منابع طبیعی بوده اند. در این زمینه بایستی خلاء ناشی از ضعف فرهنگی بویژه فرهنگ منابع طبیعی به طریقی پر شود ضمن آنکه اقدامات قانونی در برابر متجاوزین به منابع طبیعی برای هر قشری از جامعه با قاطعیت اجرا شود.

▪ اصلاح روش تامین انرژی در مناطق مستعد بیابان زایی: در ایران با زمینه مناسب اقلیمی و تابش آفتاب در بیشتر مناطق و در اکثر فصول سال همچنین وجود مناطق واجد پتانسیل بالای باد و قابلیت های تولید انرژی زمین گرمایی زمینه لازم و مناسبی برای استفاده و گسترش انرژیهای نو و پاک فراهم است. انرژی خورشیدی و باد ، از جمله منابعی هستند که در کشور ما بویژه در مناطق بیابانی به فراوانی یافت می شوند، با شناخت مکانهای مناسب این منابع و بکارگیری ابزار مناسب برای تبدیل آنها به انرژی های دیگر می توان از این منابع غنی به عنوان یک نیروی تکمیل کننده و یاری رسان برای تامین انرژی گرمایی و سرمایی استفاده کرد. در صورت توسعه بیشتر و بهتر این انرژی ها می توان قسمت اعظم نیازمندیهای شهری و روستایی را در مناطق مناسب از این طریق تامین کرد. می توان گفت حل مشکل انرژی در نواحی روستایی مواجه با پدیده بیابان زایی از طریق کنترل مصرف منابع انرژی موجود و توسعه منابع جدید انرژی ، در خاتمه بخشیدن به قطع درختان و تخریب پوشش گیاهی موثر بوده و انجام این دو ، تضمینی برای اصلاح تعادل اکولوژیک و کنترل گسترش بیابان زایی می باشد

▪ بهبود وضعیت معیشت اقتصادی ساکنان بیابان: اکنون در مجامع ذیربط بین المللی فقر بعنوان یک عامل بیابان زایی شناخته شده است بنا براین برای مبارزه با بیابانزایی، اهمیت عوامل اقتصادی را نیز باید مد نظر داشت. کشاورزی و دامدارای در اراضی خشک یا وجود ندارد و یا اینکه مانند کشاورزی و دامداری در اراضی حاصلخیز، پر منفعت نیست. در این مناطق دولت باید به مردمی که در کویر و بیابان زندگی می کنند کمک کند و از لحاظ اقتصادی زندگی این مردم را در سطح معقولی تامین کند. این کمک های اقتصادی شامل وام بلاعوض، ‌معاضدت در تهیه علوفه ارزان برای دامهای آنان و رساندن تجهیزات و لوازمات لازمه می باشد. امروزه از پتانسیل های موجود در بیابان و ایجاد درآمد برای ساکنین این مناطق در بسیاری از کشورها برنامه ریزی های خوبی انجام گرفته است که یک نمونه آن بحث اکوتوریسم یا طبیعت گردی است

مناطق بیابانی ایران سرشار از جاذبه های توریستی و گردشگری هستند. شاید بتوان گفت اکثر شهرها و یا حتی برخی از مناطق روستایی واقع در نواحی بیابانی دارای آثار فرهنگی و یا جاذبه های تاریخی و طبیعی منحصر به فرد هستند. از یزد و کاشان و اصفهان گرفته تا کرمان و خراسان و سمنان و... که همگی در محدوده مناطق بیابانی ایران قرار گرفته اند و هریک از شهرهای این استانها ویژگیهای خاص تاریخی-فرهنگی و طبیعی خود را دارند که می توانند در جذب گردشگران داخلی و خارجی بخوبی نقش ایفا کنند. از کویرهای نمک بیابانهای مرکزی تا شهر افسانه ای کالوت های لوت و تپه های شنی اطراف هر یک از شهرها و روستاهای مناطق فوق با برنامه ریزی و مدیریت درست می توان درآمد قابل توجهی برای عمران و آبادانی مردم همان سرزمین کسب کرد که خود راهی در جهت مهار بیابان زایی محسوب می شود.

▪ کنترل جمعیت و تولید اشتغال: از آن جائی که رشد جمعیت در روستاها بیشتر است و از طرفی سطح اراضی زیر کشت نیز محدود می باشد با افزایش جمعیت دو مسئله پیش میاید یا فشار روی زمین زیاد می شود و ممکن است همین امر موجب فرسایش خاک و بیابانی شدن اراضی شود یا اینکه عده ای به شهرها هجوم بیاورند و مشکلات حاد اجتماعی یا سیاسی دیگری را سبب شوند. برای رفع این مشکل دولت می تواند با آوردن صنایع سبک و دیگر صنایع مربوطه در مناطق روستایی اقدامات مناسبی انجام دهد به این ترتیب نه تنها شغل و کار و حرفه برای مردم مناطق خشک و بیابانی ایجاد می شود بلکه از فشار آنها به مراتع نیز کاسته می شود مسلما تشویق مردم در جهت کنترل جمعیت برای زندگی بهتر نیز باید همواره در سرلوحه برنامه های دولت قرار داشته باشد.

● استفاده از تکنیک های جدید و مناسب برای کشاورزی در بیابان:

قبلا اشاره کردم که دو مسئله مهم و اساسی برای کشاورزی در بیابان کمبود آب و تبخیر شدید آفتاب است. یعنی در این مناطق آب و خاک مناسب برای کشاورزی کم (و شور ) است، بنا بر این برای رهایی از این وضعیت باید شرایط بصورتی فراهم شود که تا آنجا که ممکن است از هدر رفت آب در این مناطق جلوگیری شود. بعبارت دیگر باید از کمترین فضا بیشترین و بهترین تولید حاصل شود که در این زمینه می توان استفاده از گلخانه و کشت گلخانه ای را توسعه داد. کما اینکه در سالهای اخیر برای استفاده بهینه از آب و زمین برای کشت انواع محصولات در بعضی از مناطق بیابانی کشور به کشت گلخانه ای مبادرت شده است. این کار را باید به فال نیک گرفته و سایرین را تشویق به این کار کرد. این کار در شهرک گلخانه ای استان قم صورت گرفته است که باید مورد حمایت بیشتر کارشناسان و مسئولین مربوطه قرار گیرد زیرا در حال حاضر گلخانه ها در وضعیت مطلوبی نیستند. این روش ها در پاره ای از کشور ها همراه با تحقیقات کافی انجام شده است که باید از تجربیات خوب آنها استفاده کرد. قصد بنده از این قسمت بحث معرفی راهکارهای مناسب برای حداکثر استفاده از محدودیت های خاک و آب در بیابان و جلوگیری از توسعه سطح کشت در مناطق بیابانی است.

محمد خسروشاهی        

وبگاه کویرهای ایران ( www.irandeserts.com )        

http://www.aftab.ir/articles/science_education/ecology/c3c1230468147_savanah_p1.php

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

جنگلهای « ایران – تورانی » سپری مقاوم در برابر بیابان زایی

سایت پیام سبز: ناحیه وسیع و گسترده جنگلهای « ایران – تورانی» قسمت اعظم مساحت میهن اسلامیمان را در بر گرفته و با رویشگاه های پراکنده و پوشش­­های گیاهی هم اکنون به مانند سپری مقاوم و استوار در برابر بیابان زایی عمل می­کند.

بر اساس این گزارش: مساحت دو میلیون و 800 هزار هکتاری جنگل های ایران- تورانی را دامنه­های جنوبی البرز، ارتفاعات شرق، شمال شرق، مناطق مرکزی تا بخشی از مناطق جنوب شرقی را در بر می­گیرد. گستره وسیعی که اراضی بحرانی بیابان زایی در آن سخت فعال است و رویشگاه­های بوته ای و درختچه ای «ایران- تورانی» با همه توان از توسعه و پنجه اندازی شن­زارها مقابله می­کنند.

به دلیل اهمیت جنگل­ها و پوشش­های گیاهی این منطقه رویشی در محافظت آب و خاک، حیات وحش و ممانعت از گسترش کویر، سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور در طول چهار برنامه توسعه پروژه­های کیفی و سازنده­ای را در بخش­های گوناگون جنگل های «ایران_تورانی» به اجرا گذاشته است، خاصه حدود 70 درصد گونه گیاهی و فلور ناب ایران زمین در سطح اراضی جلگه­ای و کوهستانی آن پراکنده می­باشد. به خصوص جنگل های هزار مسجد خراسان و چهار باغ شاهرود در دامنه­های جنوبی البرز انبوه ترین جنگل های موسوم به ارس  با درختان ستبر و تناور به ارتفاع 20 متر را به نمایش می­گذارد. از سوی دیگر مهمترین رویشگاه­های بنه، تاغ، پسته و بادام گاه گسترده شده در اراضی پست بیابانی مناظر چشمنواز جنگل های ایران- تورانی را در دیدگان می­نشاند.

در روزگاران بسیار دور مارکو پولو، ابن بطوطه و ناصر خسرو که از متن جنگل های ایران توارنی در نواحی شرق و مرکز ایران گذشته اند از انبوهی و تناوری درختان پر شاخه و برگ این جنگل دیده نواز در کتب ماندگار خود با تعابیر شگفتی یاد کرده اند. از درختان قطور و قد برافراشته گز، تاغ، قیچ و اسکنبیل ایران_تورانی نوشته اند که با سیمای شاداب و مفرح رشدی حیرت افزا داشته که نظیر آنها در هیچ یک از اراضی خشک و بیابانی جهان مشاهده نمی شود.

این گزارش در پایان خاطر نشان می­سازد: تاغ و تاغکاری در بستر جنگل های ایران – تورانی سابقه دیرینه دارد. تاغ از جمله گیاهان بسیار مقاوم در رویشگاه­های گوناگون کویری و بیابانی با هدف تثبیت شن­های روان و فرسایش بادی به عنوان ابزاری موثر در مبارزه بیولوژیکی مد نظر قرار داشته است. اجداد هوشمند ما با غرس نهال تاغ به جنگ پیشروی کویر شتافته و این درختچه­های بیابان نوردرا که گاه تا هفت متر قد بر می­افرازند، سپر استواری در برابر بیابان زایی به شمار می آیند.

http://frw.kr.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=110%3A-l-r-&catid=24%3A1387-11-06-05-59-47&Itemid=13&lang=fa

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

کنترل بیابان زدائی و تجدید حیات طبیعی

قبل از پرداختن به بحث بیابان زدائی باید اول بیابان را شناخت و خصوصیات آب و هوائی و موقعیت جغرافیائی آن را در سطح کره زمین مشخص کرد و عوامل ایجاد این دگرگونی که معضل بزرگی برای گسترش زمین های کشاورزی و تهدیدی جدی برای روستاها و شهرهای مجاور کویری و صحرائی و بیابانی شده بازشناخت...

نجف آهوچهر

قبل از پرداختن به بحث بیابان زدائی باید اول بیابان را شناخت و خصوصیات آب و هوائی و موقعیت جغرافیائی آن را در سطح کره زمین مشخص کرد و عوامل ایجاد این دگرگونی که معضل بزرگی برای گسترش زمین های کشاورزی و تهدیدی جدی برای روستاها و شهرهای مجاور کویری و صحرائی و بیابانی شده بازشناخت. بنابراین از خصوصیات اصلی آب و هوایی آن که آب و هوای خشک است و می توان گفت عامل اصلی در به وجود آمدن و گسترش این سرزمین می باشد و شروع و سایر عوامل نیز به دنبال خواهد آمد.

خصوصیت اصلی و هوای خشک این است که تبخیر بالقوه یعنی مقدار آبی که اگر در دسترس می باشد به وسیله خورشید سریعا تبخیر می گردد از سطح خاک و از پوشش گیاهی بیشتر از متوسط سالیانه ریزش های جوی است به عبارت دیگر در طی یک سال عادی ظرفیت اتمسفر جهت به دست آوردن آب تبخیرشده از سطح خاک و پس داده گیاهان بیشتر از آبی است که از راه ریزش های جوی به خاک اضافه می شود، در چنین آب و هوائی نقصان آب غلبه داشته و ذخیره دائمی آب های زیر زمینی حفظ و نگاهداری نمی شود.مد این نوع آب و هوا در مقام مقایسه با هر یک از گروه های بزرگ آب و هوائی وسیع ترین منطقه از سطح خشکی های کره زمین را در برگرفته و مطابق تقسیم بندی کوپن 26درصد از نواحی قاره ای اشغال می کند، تغییرات روزانه زیاد و درجه گرما، آسمان های شفاف بدون ابر و رطوبت نسبتا کم موجب می شوند انرژی خورشیدی فراوانی در موقع روز به زمین رسیده و متقابلا حرارت زمینی به هنگام شب به سرعت دفع شود و از این اختلاف فشار بین شب و روز باد به وجود بیاید که این خود عاملی است بسیار بزرگ در تغییرات سطح زمینی و دامنه فعالیت این عامل تغییر دهنده بسیار وسیع است زیرا اثر باد در صحراها از سایر مناطق بیشتر است چون که در بیابان یا صحرا اولا تغییرات سریع دمای هوا موجب تشکیل بادهای قوی دائمی می شود ثانیا نبودن موانع طبیعی و پوشش های گیاهی وزش باد را در صحرا آزادتر و آسانتر می کند و زمانی که به صورت طوفان های شدید درآید تاثیرش چندین برابر می شود و به سبب جابه جا کردن مواد، ایجاد خراش و سائیدگی در سنگ ها، پدید آوردن تپه های ماسه ای و تشکیل رسوبات بادی پیوسته سطح زمین را تغییر می دهد.

بیابان های مهم دنیا را می توان به دو دسته تقسیم کرد، اول بیابان هائی که به علت دوری از دریا یا احاطه شدن توسط کوه های مرتفع به رطوبت دسترسی ندارند، مانند بیابان شمال تبت و کشمیر در غرب چین که از دریا دور هستند و صحراهای ایران، ایالات متحده و غرب آرژانتین که به وسیله کوه های مرتفع احاطه شده اند.

دوم بیابان هائی که به علت وزش بادهای خشک، رطوبت اندک خود را از دست می دهند مانند صحراهای شمال افریقا، عربستان، استرالیا و کالاهاری در جنوب افریقا. در بیابان باد تقریبا مظهر هیات و جنبش در قلمرو مرگ و سکون است. مسافرت در بیابان یک مبارزه ی مداوم علیه بادهای همراه با شن بوده و در لحظات بحرانی یک نزاع فیزیکی دردناک است، شب های بیابان به مراتب آرام ترند. بیابان های بزرگ کره زمین در حدود عرض های جغرافیائی 25 درجه شمالی و 25 درجه جنوبی نسبت به خط استوا قرار دارند و از امریکا تا چین گسترده شده اند. خاک بیابان از لحاظ  دارا بودن املاح غنی تر از سایر خاک ها است زیر  به علت کمی رطوبت عمل هوازدگی و حل شدن املاح زیاد صورت نمی گیرد اما کمبود رطوبت مانع رویش  فراوان گیاهان می شود. در چنین خاک هائی نیتروژن و گیاه خاک کم است ولی در عوض مقدار زیادی کلسیت و نمک طعام وجود دارد زیرا آب کافی برای حل کردن این مواد وجود ندارد. اگر آبیاری در خاک بیابان مناسب باشد، محصول فراوان می توان از این نقاط به دست آورد و در ضمن مانع فرسایش خاک هم شد زیرا پوشش گیاهی سبب می شود که جلو شدت ضربات قطره های باران گرفته شود و خاک شسته نشود و جا به جا نگردد.

بیابان زدائی

با گسترش بیابان و حرکت ماسه های روان مزارع، شهرها و روستاهای اطراف بیابان ها در معرض خطر قرار می گیرند. بنابراین برای جلوگیری از گسترش بیابان ها که در حال حاضر انسان بیشتر از سایر عوامل در ایجاد و وسیع تر شدن آن دخالت دارد راه حل هائی و پیشنهاداتی ارائه شده که اگر به کار گرفته شود و دولت ها مستقیما نظارت داشته و مردم این مشکل را جدی بگیرند می توان تا حدی از گسترش بیابان ها از حدود فعلی آن ها جلوگیری کرد. شخم نادرست زمین و موافق شیب که باعث فرسایش خاک می شود، چرای بی رویه پوشش گیاهی به وسیله دام ها،  کشت بی رویه که خاک ها را فقیر و کم بازده می کند، ساخت کارخانه ها و شهرها در زمین های کشاورزی، قطع درختان و از بین بردن جنگل ها که هم کمبود باران به دنبال دارند و هم خاک را در معرض فرسایش باد قرار می دهد را بایستی جدی گرفت و جلوگیری کرد از طرف دیگر کشت های ردیفی و تپه ای و تناوب کشت. سد کردن مسیر آب های روان در موقع باران با سنگ و چوب و شاخه های درختان و هر وسیله دیگری که مانع جابه جائی خاک ها می شوند. کشت گیاهان شوری پسند ماند سالیکورینا که هم استفاده علوفه ای دارد و هم 28 درصد روغن مورد استفاده صنعتی، جایگزین سوخت های فسیلی به جای سوخت شاخ و برگ درختان و بوته کنی، ایجاد بادشکن و پاشیدن مالچ نفتی که از تصفیه نفت به دست می آید و باعث چسبندگی ماسه ها می شود و از حرکت آن ها به وسیله باد جلوگیری می کند روش هائی است که می تواند در کنترل بیابان زدائی موثر باشد و شرایط تجدید حیات طبیعی را فراهم آورد.

http://nasimjonoub.com/articles/article.asp?id=6670

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

انسان چگونه موجب گسترش بیابان ها می شود؟

می‌شود. یکی از دغدغه های امروز کشورهای جهان موضوع بیابان زدایی است . توجه به مقوله بیابان زدایی برای کشوری همچون ایران که 43 میلیون هکتار معادل یک چهارم وسعت آن را بیابان فرا گرفته ضرورتی انکار ناپذیر است.حال آنکه 6 میلیون هکتار از این سطح وضعیتی بحرانی دارند و تنها 2 میلیون هکتار آن مهار شده است. بیابانها به سرعت در حال گسترش هستند، بنابراین قبل از اینکه جامعه انسانی مورد هجوم آنها قرار گیرد با تدبیری آگاهانه و اقدامی علمی باید به سمت بیابانها یورش برد. بی تردید در این نبرد پیروزی با جامعه انسانی خواهد بود .کویرزایی از جمله بلای انسانی , طبیعی , اقلیمی است که می تواند آثار مخرب و زیانبار گسترده اقتصادی , اجتماعی وزیست محیطی ایجاد می نماید . آثار کوبر زایی در صورت عدم اجرایی راه کارهای مناسب  تخریب اراضی ,گسترش کویر وسایر موارد می باشد . استان تهران در مجاورت دشت های خشک سوزان ودشت کویر قرار گرفته است و با داشتن شرایط اقلیمی متفاوت و قرارگرفتن در حوزه آبریز جنوبی سلسله جبال البرز میانی و دشتهای حاصلخیز پهناوری مانند دشت ورامین , ری , کرج , شهریار , هشتگرد , دامنه های دماوند , یکی از مناطق حاصلخیز به شمار می رود . که با توجه به شرایط جغرافیایی یعنی مجاورت با مناطق بیانانی و کویری شکننده وآسیب پذیر شده است  . بطوری که از مساحت 1.9 میلیون هکتار 85 درصد آن را مراتع یا اراضی کویری و ارتفاعات و اراضی با شیب تند تشکیل داده است که این عوامل منطقه را در معرض بایر شدن وکویرزایی قرار می دهد. علاوه بر این عوامل فرایندهای دیگری در بروز این پدیده هستند . شامل عدم مدیریت صحیح در استفاده از منابع آب   , چرای بیش از حد , کشت بیش از حد , تخریب پوشش گیاهی است که در کنار کاهش بارندگی اثرات اقتصادی و اجتماعی مخربی روی سطح منطقه گذاشته و روند کویر زایی رو به توسعه خواهد بود .

قابل ذکر است که کویر زایی نتیجه عمل انسان است و تغیرات جوی نیست که باعث می شود تا سطوح گسترده ای از زمین های مولد استان از گردونه تولید خارج شود بلکه کم شدن توان زیست شناختی محیط ناشی سومدیریت محیط

است منجر به تخریب وتهد ید مراکز روستایی و اراضی کشاورزی می شود که با جرای طرحهای کویر زدایی در سطح استان می توان سطح تهدید منطقه را کاهش داد وحتی دست به احیا و توسعه این مناطق نمود . بیابان زائی پدیده پیچیده ای است که برای درک آن نیاز به شاخه های مختلف دانش همچون هوا و اقلیم شناسی ، خاک شناسی ، پوشش گیاهی ،ژئومورفولوژی،کشاورزی وغیره می باشد.به لحاظ ارتباط نزدیکی که بین گسترش بیابانها ، خشکسالی و تغییرات آب و هوائی وجودداردتوجه دست اندرکاران علم هواشناسی نیز به این پدیده جلب شده است .

بطور کلی عامل آب و هوا و انسان در پیدایش و تسهیل شرایط بیابانی شدن مؤثر هستند به گونه ای که حتی نوسانات آب و هوا عموماً اکوسیستم را نیز تغییر می دهد . باید در نظر داشت که در طول فصول خشک خصوصیات آب و هوائی مناطق خشک و نیمه خشک حالت بیابانی به خود می گیرد و چنانچه در این فصول از زمین بهره برداری ناصحیحی بعمل آید نتیجه آن تخریب و فرسایش بوده و توأم شدن این دو پدیده سبب بیابانی شدن منطقه می گردد .

لذا با توجه به اهمیت اقلیم و نقش کنترل کننده آن بر روی کلیه شرایط محیط طبیعی و اثرات زیادی که در شرایط بیابانی دارد و با توجه به نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل عناصر اقلیمی (تغییرپذیری بارندگی ماهیانه ، فراوانی بارشهای روزانه بر حسب مقدار و مدت) در این مطالعه اثرات عوامل اقلیمی بر روی محیط طبیعی یزد بررسی گردیده است . تا سر انجام اثرات نامطلوبی که در بعضی از قسمتهای منطقه موجب تشدید شرایط بیابانی می شود شناسایی و با پیدا کردن علت اصلی بیابان زائی ، راه حل های مؤثر و عملی در جهت بیابان زدائی ارائه نمائیم .

یکی از خصوصیات بارز مناطق خشک و نیمه خشک نوسان شدید مقدار بارندگی این نواحی در سالهای مختلف می باشد . بررسی های انجام شده بیانگر این واقعیت است که شدت بارش بسیار متغیر بوده و گاهاً بارندگی نازل شده در عرض یک ماه معادل باران یک سال می باشد. تناوب فعالیت و اثر سریع آبهای جاری ، مظهر دیگری از نقش مستقیم اقلیم است، میزان بارندگی سالیانه منطقه از 9/12 میلیمتر تا 2/120 میلیمتر تغییر می کند . اغلب بارندگی ها در فصل زمستان و اوایل بهار اتفاق می افتد که همراه با جاری شدن آبها و سیلاب است بطوریکه نسبت متوسط حداکثر بارندگی 24 ساعته یزد 69 درصد بارندگی سالانه می باشد که موجب جاری شدن سیلاب از ارتفاعات می شود .

http://www.geogrouptonkabon.blogfa.com/post-117.aspx

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

روز بیابان زدائی یا روز جلو گیری از پیشروی بیابان

بنام خداوند روز بیابان زدائی یا روز جلو گیری از پیشروی بیابان چند سالی است که روز 27 خرداد به دعوت مدیرکل محترم بیابان زدائی سازمان جنگلها و مراتع و آبخیزداری کشور در همایشی یک روز شرکت می کنم که این همایش به مناسبت 27خرداد روز جهانی بیابان زدائی برگزار می شود . در این نوشته نمی خواهم در مورد کم کیف برگزاری این برنامه ها صحبت کنم چون در این ایامیکه ادامه فعالیت مشارکت های مردم به حداقل فعالیت ممکن رسیده است وهیچگونه کمکی جهت ادامه فعالیت نهادهای مردمی انجام نمی شود (فقط مسئولین در جلسه های خود از همکاری با سازمانهای مردم نهاد آمار ارائه می دهند که صحت و سقم آن معلوم نیست ) یک نهادی مانند مدیرکل بیابان زدائی بتواند بین نهادهای دولتی و تشکلهای زیست محیطی و منابع طبیعی (حال فرقی ندارد که این تشکلها در چه عرصه ای از منابع طبیعی فعالیت می کنند) و فعالیتهای مردمی مناطق بومی ؛ نشست های برگزار کند که در این نشست ها طبق تبادل اطلاعات بین نهاد های مردمی و نهاد های دولتی؛ آنان از فعالیتهای زیست محیطی و منابع طبیعی که در حال انجام دادن آن می باشد همدیگر را آگاه می کنند ؛ جای تشکر و قدردانی فراوان دارد . اما صحبت اصلی من در نوشتن این مطالب خود کلمه بیابان زدائی می باشد و چیزی که برای من غیر قابل قبول است کلمه بیابان زدائی می باشد زیرا اعتقاد دارم که خداوند هیچ چیزی را بدون حمکت و مصلحت نیافریده است . اگر قرار بود خداوند بیابان را بیافریند که بعد من و شما جهت زدائیش و از بین بردن آن تلاش کنیم خاطر جمع باشید که هرگز این کار را نمی کرد شاید از قدیم این کلمه بد نام گزاری شده است زیرا بخش عظیمی از کشور عزیزمان ایران به علت مشخصات جغرافیائی در منطقه آب هوای خشک و نیمه خشک قرار دارد که ذات این مناطق بیابان و کویر می باشد پیش از حل مشکل کلمه روز بیابان زدائی ؛ سوالهای از عملکرد های بعضی از نهاد های خارج از سازمان برای من وجود دارد که بدون جواب مانده است که می دانم حل بخش عظیمی از این مشکلات خارج از محدوده سازمان جنگلها و مراتع و آبخیز داری می باشد که باید توسط سازمان پی گیری شود که امیدوارم روزی این مشکلات حل شود . به راستی ما پیش از بیابان زدائی برای موارد ذیل چه کرده ایم 1 - برای افزایش و احیای جنگلهای البرز و زاگرس " که هر روز خبر قطع درختان آن منتشر می شود و یا آتش زدن و از بین جنگلها توسط اشخاصی شناخته شده انجام می شود چه کرده ایم ؛ فقط اگر به مطالبی که در روزنامه ها در مورد تخریب جنگلها (که کاغذ روزنامه از قطع چوب درختان جنگل تهیه می شود ) چاپ می شود دقت شود این قبیل خبرها بیشمار است . 2 - ما برای حفاظت از دشتها و مراتع که هر روز بهترین و حاصل خیزترین مناطق دشت ؛ صحرا به خانه ؛ ویلا؛ کارخانه وجاده تبدیل می شوند یا خبر برداشت به بیش از حد آب از سفره های زیر زمینی فلان دشت( که در خطر جدی پایین رفتن سطح آبهای زیر زمینی می باشد ) چه کرده ایم . کدامین سازمان یا نهاد باید از ساخت و ساز خانه ؛ ویلا یا از برداشت به رویه آب و یا چرای بیرویه دام در مراتع (که باعث وارد آمدن خسارتی جبران ناپذیر به مراتع کشور گردیده است ) باید جلوگیری کند 3 - در قدیم وقتی برای کشاورزی از ملک ری صحبت می شد چقدر آرزو داشت که ای کاش به اندازه یک باغچه صاحب این ملک بود . ولی امروز این ملک ساکن بیش از 15 میلیون جمعیت است که همه اش خانه ؛ کارخانه ؛ جاده شده است یا ساخت ساز در مرغوبترین زمینهای کشاورزی و یا برداشت بیرویه آب از حفره های زیر زمینی خود باعث پیشروی بیابان به دشت ها نمی باشد 4 - ما با ساختن انواع و اقسام سدها و یا برداشت بیش از حد شن ؛ ماسه در رودخانه ها ؛ بدون آنکه این ساخت ساز و برداشتهای ماسه ارزیابی زیست محیطی شده باشند باعث شدیم که جهت رفع تشنگی آدمها خیلی از بهترین زمینهای کشاورزی خود را به بیابان و کویر تبدیل کنیم ؛ نمونه های آن سدهای کرج ؛ لتیان ؛ طالقان که پس از استفاده برای آب شرب تهران دشتهای کرج ؛ شهریار ...از بین رفتند ؛ ما حتی به دریاچه هایمان "ماندن دریاچه ارومیه " و تالابهایمان " مانند گاوخونی " نیز رحم نکردیم و با ساختن سدها در مسیر رودخانه ها و عوض کردن مسیر آب رودخانه ها و بردن آب این رودخانه ها به مناطق کویری باعث خشک شدن تالابها ودریاچه ها شدیم . 5- چند وقتی است همینکه در مورد مشکلات و معضلات منابع طبیعی صحبت می شود بعضی ها سریعا" دلایلی می آورند مشکلات امروز کشاورزی بعلت نباریدن نزولات آسمانی است و اینکه اگر ما در بخش کشاورزی به مشکلات زیست محیطی برخورد کرده ایم دلیلش نباریدن باران است ؛ ولی این بهانه بیش نیست زیرا پدرانمان و تاریخ گواه هستند که خشکسالیهای در این کشور اتفاق افتاده است که خیلی بدتر از این سال بوده است ولی طبیعت توانسته است خود را با آن شرایط وقف دهد و خود را با سازی کند حتی می گویند خداوند در خلقت جانوران وحشی حسی قرار داده است که آنان در سالهای خشکسالی از تعداد زاد ولد خود به علت نبود مواد غذائی نیز می کاهند تا باعث انقراض نسل خود نگردند. پس این استدلال نمی تواند محکم باشد . 6 - به راستی اگر قرار باشد که ما بیابانهایمان را بزدائیم چی چیزی قرار است جایگزین آن کنیم . در کشورهای که میزان بارندگی آن بالاست و در آن کشورها هیچ بیابانی وجود ندارد( از جمله کشور های اروپای ) یکی از بهترین در آمد های آژانس های گردشگری این است که توریست ها و جهانگردان این کشورها را به دیدن بیابان به کشورهای دیگر می برند و گردشگران چقدر دلار و یورو برای دیدن بیابان خرج می کنند . 7 - ما می توانیم به جای خرج کردن پولهای زیاد ؛ برای بیابان زدائی و کویر زدائی به احیای این مناطق به پردازیم وما فقط می توانیم جلوی پیشروی آنان را بگیریم لذا نمی توانیم بیابان و کویر را حذف کنیم 8 - لذا پشنهاد می گردد با توجه به اینکه اکوسیستمهای بیابان و کویر یک از اکوسیستمهای زنده دنیا می باشند که در آن از تنوع گونه های گیاه گرفته تا انواع و اقسام تنوع زیستی همه در کنار هم زندگی می کنند و بسیاری زیادی از انسانهای ساکن این مناطق در مناطق بیابانی و حتی کویر از این نعمت خدا دادی در آمد زائی دارند از به کار بردن کلمه روز جهانی بیابان زدائی استفاده نگردد و لذا خواهشمند است به جای آن از کلمه روز جهانی جلوگیری از پیشروی بیابان و یا روز جهانی جلوگیری از زائیش بیابان استفاده گردد لازم ذکر است یکی از دلایل برگزاری همایش روز بیابان زدائی به خاطر افکار مدیرکل محترم بیابان زدائی جناب مهندس عبدی نژاد است که ایشان قبلا" مدیرکل دفتر ترویج و مشارکتهای سازمان جنگلها ... بود . ایشان از صمیم قلب به مشارکت های مردمی اعتقاد دارند چون در آن ایام دفتر ترویج و مشارکتهای سازمان جنگلها ... خانه سازمانهای مردم نهاد بود لذا از زحمات ایشان تشکر و قدردانی می گردد در پایان دوست دارم خاطره ای از دوران کودکیم از در آمد زائی از بیابان برایتان تعریف کنم که خالی از لطف نمی باشد 36 الی 37 سال پیش که کودکی بیش نبودن در فصل تابستان که هوا خیلی گرم بود جهت شنا در رودخانه خارج از شهر گلپایگان می رفتم که این رودخانه در منطقه بیابانی واقع بود در آن سالها من در بیابان من افرادی را می دیدم که مشغول کنند پای بعضی از بوته های بیابانی بودن و پس از کندن با یک تیغ یا چاقو قسمتی از ساقه آن گیاه را می بریدن یکی از روز چوپانی گوسفند خود را برای چرا به آن منطقه آورد بود یکباره صدا فریاد افراد که مشغول کار بودن بلند شد و دعوای سختی در گرفت وقتی علت را پرسیدم کسی گفت این افرادیکه در بیابان کار می کنند درحال تهیه کتیرا هستند و این گون کتیرا فقط در بیابان روئیش می کند و در منطقه که گوسفند داخل شده اند بوته گون آن تازه تیغ خورده است لذا باید سه ای چهار روزاز تیغ خوردن گون بگذرد تا مایع کتیرا آن از گیاه خارج شود واز مایع به جامد تبدیل شود . اگر پیش از برداشن کتیرا به بوته های گون ضربه بخورد باعث از بین رفتن این مایع ارزشمند کتیرا می شود لذا دلیل دعوا به خاطر این بوده است که این چوپان نباید در هنگام برداشت کتیرا گوسفند به بیابان بیاورند ولی خیلی سال است که دیگر کسی برای برداشتن کتیرا به بیابان نمی رود امیدوارم امسال برنامه روز جهانی جلوگیری از پیشروی بیابان همچون سالهای گذشته به صورت عالی برگزار گردد

ارسال شده توسط حسین عبیری گلپایگانی در ۲۰:۱۸

http://kouhstanesabz.blogspot.com/2009/07/blog-post_8231.html

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

کارهای بیابان زدائی در استان مرکزی در سطح بین المللی است.

مهندس شعبانی فرد استاندار مرکزی :

کارهای بیابان زدائی در استان مرکزی در سطح بین المللی است.

مهندس شعبانی فرد ، استاندارمرکزی که به مناسبت روز جهانی مقابله با بیابانزائی درهمایش کویرپیمایی در کویر میقان اراک سخنرانی می کرد با بیان این مطلب گفت : 27 خرداد روزجهانی مقابله با بیابانزدایی نامگذاری شده است.اهمیت این روزبه دلیل تهدیدهای بیابان دردنیا می باشد که باید با این پدیده مقابله واز گسترش آن جلوگیری به عمل آید. ایشان بیان داشت : گیاه قره داغ منحصر به فرد است که رویشگاه آن در کویر میقان می باشد وبااقداماتی که اداره کل منابع طبیعی استان برای گسترش آن انجام داده به دلیل مهاروتثبیت شن های روان ،جلوگیری از آلودگی شهر اراک و دادن جلوه ی مناسبی به منطقه از لحاظ سرسبزی وطراوت تحسین برانگیز است.

استاندار مرکزی بیان داشت : اقدامات مقابله با بیابانزدائی استان طوری است که در سطح بین المللی انجام شده است و با فعالیتهای بیابانزدائی سایر استانهای دیگر قابل مقایسه نیست وما باید به منابع طبیعی کمک نماییم تا برنامه ای راهبردی برای فعالیتهای بیابانزدائی استان تدوین واز منابع مختلف برای اصلاح و احیاء مناطق بیابانی استفاده شود.وی اظهار داشت : باید از اداره کل منابع طبیعی و کارشناسان به دلیل فعالیتهای انجام گرفته تقدیرو تشکر نماییم . اقدامات صورت گرفته تأثیرات خوبی در مهار و کنترل بیابان داشته واثرات مطلوبی به جا گذاشته است.مهندس پورقاسمیان رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان مرکزی در جمع شرکت کنندگان همایش کویرپیمائی گفت : طرح ضربتی بیابانزدائی در سطح 10 هزار هکتاردرشهرستان زرندیه به اجراگذاشته شد که قبل ازاجرای طرح درسال 1370منطقه در اثر بیابانی شدن با خطرات وتهدیدهای فراوانی همچون مهاجرت روستائیان ، کاهش سطح آب زیرزمینی ، از بین رفتن پوشش گیاهی و کاهش شدید تولید علوفه بوده که بعد از اصلاح و احیاء اراضی بیابانی رحمت آباد زرندیه بخش کشاورزی رونق گرفته وازهمه مهمتر این منطقه به انبار علوفه برای دامداران تبدیل شده است. مهندس مظفری مدیر کل منابع طبیعی و آبخیزداری در این همایش گفت : روز 27 خرداد

مصادف با 17 ژوئن، روز جهانی مقابله با بیابانزائی با هدف اطلاع رسانی و ارتقاء سطح آگاهی مردم نسبت به مقابله با خطرات بیابانزائی نامگذاری شده است که دراین روز کارهای فرهنگی جهت تغییرنگرش وآگاهی مردم نسبت به خطرات و تهدیدهای این پدیده بیان می شود.ایشان اظهارداشت:استان مرکزی یکی از 18استان بیابانی کشوراست که حدود 26درصد مساحت آن اراضی بیابانی وکویری است که اقدامات مؤثربرای کنترل و مهارماسه ها و شن های روان صورت گرفته که باید مردم و مسئولین کمک نمایند تا ازگسترش بیابان جلوگیری واین اراضی اصلاح و احیاء شود.

http://www.nr-skh.ir/content/view/387/25/

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

ایستگاه تحقیقات مناطق خشک و بیابانی کاشان

ایستگاه تحقیقات مناطق خشک و بیابانی کاشان، تا قبل از سال 1356 ، جزء اراضی ملی و به صورت بایر و محل انباشت زباله بوده است . در سال مذکور در چارچوب فعالیتهای تثبیت شنهای روان تحت پوشش جنگلکاری و احداث فضای سبز قرار گرفت و با توجه به گسترش عملیات بیابانزدائی در منطقه کاشان و بیابانهای مسیله ضرورت تحقیق در زمینه بیابانزدائی محسوس گردید و بر این اساس  ایستگاه از سال 1366 ، رسما" آغاز به فعالیت تحقیقاتی نمود، و در حال حاضر دارای پنج نیروی محقق و هشت نیروی اداری و خدماتی می‌باشد.

امکانات ایستگاه

امکانات و ابزار تحقیقاتی محققین ایستگاه بشرح زیر است:

1- باغ گیاهشناسی (کلکسیون) بیابانی کاشان :

این طرح در محل ایستگاه ، از سال 1373 به مدت 20 سال در دست اجرا می‌باشد. این کلکسیون که در واقع مجموعه‌ای از رستنیهای مناطق بیابانی می‌باشد با هدف حفظ ذخایر ژنتیک گیاهی و ایجاد زمینه مناسب برای تحقیقات در خصوص ویژگیهای اکولوژی ، مورفولوژی ، فیزیولوژیگیاهان در سطحی معادل 25 هکتار از محدوده 80 هکتاری ایستگاه آغاز به فعالیت نموده است. در این طرح گیاهان مختلف مناطق خشک و بیابانی از طریق بذر، نهال ریشه‌دار، قلمه ، ریزوم پاجوش و پیاز در قالب قطعات مجزا کشت می‌گردد. از جمله فعالیتهای شاخص خشک و بیابانی بوده است، این طرح در حال حاضر به مرحله خدمات دهی رسیده و مورد استفاده محققین ، دانشجویان و محافل عملی قرار گرفته و همه ساله پروژه‌های تحقیقاتی و رساله‌های پژوهشی از این مجموعه بعنوان مواد اولیه تحقیقاتی تهیه و منتشر می‌شوند.

کلکسیون یاد شده محیطی مناسب برای سهولت کار محققین به منظور حفظ ذخایر ژنتیک گیاهان مناطق خشک و بیابانی می‌باشد. این مجموعه زنده شامل بخشها یا قطعات آموزشی ، باغ گیاهان دارویی، باغ گیاهان صخره‌ای ، برکه و جزائر گیاهان رطوبت پسند، باغ گیاهان پیازدار، قطعات گیاهان شورروی و شن دوست، قطعه گیاهان بیگانه (Exotic) و نهایتا باغ درختان مثمر مناطق خشک و بیابانی می‌باشد.

2- گلخانه و خزانه:

گلخانه ایستگاه با ظرفیت تولید بیش از 20000 اصله نهال گلدانی ، خزانه و شاسی‌های جانبی با ظرفیت تولید بیش از 000،000،2 اصله نهال در سال از درختان درختچه‌ها و بوته‌ایهای مناطق خشک و بیابانی که بذور آن از کلکسیون ایستگاه و سایر مناطق ایران و جهات تحصیل می‌گردند، فعالیت مستمر دارد.

3- هرباریوم

4- واحد اطلاع رسانی و خدمات علمی

5- کتابخانه و اسناد علمی

6- خدمات رایانه‌ای

http://www.icrasn.ir/Filesweb/natural/unit/nkashan/kashan.htm

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

از سال 83 تاکنون؛ 597 هزار هکتار عملیات بیابان‌زدایی در کرمان انجام شد

خبرگزاری فارس: مدیرکل منایع طبیعی و آبخیزداری استان کرمان گفت: از سال 83 تاکنون در مجموع 597 هزار و 354 هکتار عملیات بیایان‌زدایی در استان کرمان انجام شده است.

به گزارش خبرگزاری فارس از کرمان، محمدعلی اسدی ظهر امروز در نشست مطبوعاتی به مناسبت روز بیابان‌زدایی اظهار داشت: با توجه به مشکلات ناشی از بیایان و بیابان‌زایی از سال 43 با انجام باغ‌کاری در اطراف شهر کرمان عملا اقدامات بیابان‌زایی آغاز شد.

وی با بیان اینکه با انجام عملیات مالچ‌پاشی و نهالکاری در منطقه نرماشیر بم اقدامات بیابان‌زدایی دامنه وسیع‌تری پیدا کرد، افزود: در ابتدا طرح‌های اجرایی براساس نظر کارشناسی انجام و از سال 72 نیز با انجام مطالعات بیایان‌زدایی شهداد طرح‌ها بر اساس مطالعه همه‌جانبه میدانی اجرا شد.

مدیرکل منایع طبیعی و آبخیزداری استان کرمان تصریح کرد: در سال 81 نیز با انجام مطالعات کانون‌های بحرانی فرسایش بادی، مناطق بیابانی استان از نظر شدت فرآیندهای بیابان‌زدایی و میزان خسارت وارده به این مناطق با عنوان کانون‌های بحرانی اولویت‌بندی شد.

اسدی گفت: در حال حاضر در 16 نقطه استان کرمان کانون‌های بحرانی وجود دارد که بیشترین آن در بم، کهنوج و کرمان قرار دارد و طی چهار دهه گذشته کمتر از نصف این کانون‌ها با اجرای طرح‌هایی کنترل و بیش از نیمی از آنان نیز پیش رو است.

وی با اشاره به اینکه از سال 83 تاکنون 597 هزار هکتار عملیات بیابان‌زدایی در کرمان انجام شده است، اظهار داشت: این عملیات‌ها شامل بیش از 189 هزار هکتار نهالکاری، بیش از 356 هزار هکتار بذرکاری و بذرپاشی، بیش از 27 هزار هکتار مالچ‌پاشی، بیش از 22 هزار هکتار کنترل هرزآب و یک‌هزار و 311 کیلومتر بادشکن بیولوژیک اطراف مزارع است.

مدیرکل منایع طبیعی و آبخیزداری استان کرمان در زمینه نقش مردم در اجرای طرح‌های بیایان‌زدایی گفت: طرح‌های اجرایی به خاطر مردم انجام و یکی از اولویت‌های اجرای طرح‌های مطالعاتی کانون‌های بحران فرسایش بادی، بررسی‌های اقتصادی و اجتماعی منطقه است که به طور ویژه مورد مطالعه قرار می‌گیرد.

اسدی تصریح کرد: همچنین در اجرای طرح‌‌ها، مردم نقش مستقیم و غیرمستقیم دارند که در آبیاری، مراقبت و حفاظت از عرصه‌ها در درازمدت نقش مستقیم دارند.

وی با تاکید بر اینکه همکاری بخش‌های مختلفی از سازمان‌ها و نهادها که مرتبط با مناطق بیابانی هستند، لازم است، اظهار داشت: در برنامه اقدام ملی بیابان‌زدایی که توسط سازمان جنگل‌ها و مراتع تهیه و نهایی شده، وظایف همه بخش‌ها در این زمینه مسخص شده است.

مدیرکل منایع طبیعی و آبخیزداری استان کرمان افزود: آشناکردن مردم با اهمیت پوشش گیاهی و لزوم حفظ و جلوگیری از تخریب آن، آشنا کردن دامداران با ظرفیت چرایی مراتع و زمان مناسب بهره‌برداری از مراتع، تشویق کشاورزان و مالکان اراضی در اجرای بادشکن بیولوژیک با پرداخت بخشی از هزینه‌های اجرایی، توجه بیشتر به سازمان‌های غیردولتی و توجه به انجمن‌های محلی متشکل از اهالی روستاها در مقابله با تخریب پوشش گیاهی از سیاست‌های درازمدت منابع طبیعی در زمینه بیابان‌زدایی است.

اسدی خاطرنشان کرد: نبود مدیریت پایدار با توجه به پیچیدگی و شکنندگی محیط‌ بیابان در استان در قالب یک برنامه جامع درازمدت، ناکافی بودن اعتبارات، عدم مدیریت منابع آب، کمبود نیروی متخصص، وسعت بالای عرصه‌های بیابانی، کمبود طرح‌های تحقیقاتی، وقوع خشکسالی‌ها، فقر و توسعه نیافتگی جوامع بهره‌بردار، عدم یکپارچگی فعالیت‌ها و کاهش تولید بیولوژیک خاک از چالش‌ها و مشکلات پیش روی بیابان‌ها در استان کرمان است.

وی با بیان اینکه طی دو سال گذشته بیش از 80 میلیارد تومان اعتبار در بخش تثبیت شن و آبخیزداری در استان کرمان مصوب شده است، گفت: برای بیابان‌زدایی در استان یک پروژه بین‌المللی در بیش از 600 هزار هکتار بیایان‌های بم اجرا که 8 میلیون دلار اعتبار دارد و پایان امسال یا اوایل سال آینده آغاز می‌شود.

اسدی به وجود بیش از 8 میلیون هکتار مرتع با تولید سالانه 150 میلیارد تومان علوفه و 5/1 میلیون هکتار جنگل در استان کرمان اشاره کرد و گفت: عرصه‌های بیابانی استان مزیت‌های فراوانی در بعد اقتصادی و گردشگری دارد.

انتهای پیام/ر10/ع

http://www.farsnews.net/printable.php?nn=8903251205

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

دو میلیون هکتار جنگل‌کاری در کرمان!

گمان برم این یک ضرب‌المثل انگلیسی باشد که می‌گوید: اگر می‌خواهی دروغ قابل باورتر باشد، آن را در ابعادی بزرگ‌تر و ناباورانه‌تر مطرح کن!

حالا حکایت، حکایت عزم گروهی از هموطنان قدرشوکت – حتماً شریف و دلسوز – است که می‌خواهند با گرفتن وام میلیاردی و پروانه حفر ۲۰۰ حلقه چاه عمیق، بیش از ۲ میلیون هکتار از عرصه‌های کویری و بیابانی بزرگترین استان کشور – کرمان – را سبز کنند!

آیا این تپه های مواج زیبا نیست؟!عکس از فرهاد ورهرام

می‌ماند چند نکته:

۱- آیا می‌دانید مجموع عرصه‌های جنگل‌کاری شده در مناطق خشک کشور در طول ۴ دهه‌ی گذشته به ۲ میلیون هکتار نمی‌رسد؟!

۲- آیا می‌دانید استان کرمان هم‌اکنون با تراز منفی آبخوان به میزان حدود یک و شش دهم میلیارد مترمکعب روبروست؟ و آثار فرونشست زمین، کف‌شکنی و خشکیدگی چاه‌ها و کاریزها و شورشدن اراضی کشاورزی، بخصوص پردیسان پسته، هم‌اکنون در جای جای این استان به چشم می‌آید؟

۳- آیا می‌دانید اگر آبی هم وجود داشته باشد، با هر حلقه چاه، حداکثر می‌توان ۱۰۰ هکتار از اراضی جنگل‌کاری شده را آبیاری کرد. یعنی در مجموع، آن ۲۰۰ حلقه چاه فقط می‌توانند جوابگوی آبیاری ۲۰ هزار هکتار باشند! می‌شود برای ما بگویید که تکلیف آن ۱۹۸۰۰۰۰ هکتار باقیمانده چه خواهد شد؟! نکند خدای ناکرده می‌خواهید به بهانه‌ی جنگل‌کاری، زمین خواری کنید؟!

۴- راستی چرا حتا یک کارشناس منابع طبیعی در استان پیدا نمی‌شود تا با این پروژه موافقت کند؟ و حیرت‌انگیزتر آن که با این وجود، همچنان این پروژه در دستور کار قرار دارد؟!

۵- طرح حرم تا حرم را یادتان هست؟ قرار بود به واسطه‌ی این طرح، در نواری به عرض ۳۰ تا ۵۰ متر در دو طرف آزادراه قم – تهران درختکاری کنند. بیش از ۱۲ سال است که دارند به این درخت‌ها آب می‌دهند … آنها خشک می‌شوند … درختان را واکاری کرده، گونه‌های جدیدتر می‌کارند … و سرانجام فقط کافی است نظری امروز به دو طرف این آزادراه بیاندازید تادریابید که به رغم صرف آن همه هزینه و آب و وقت، چه دسته گل خجالت‌باری حاصل آمده است. وقتی در جنگل‌کاری ۱۰۰۰ هکتار اراضی اطراف آزادراه تهران قم درمانده‌ایم و ئنمی‌توانیم به مقابله با قوانین طبیعی برخیزیم، چگونه مجوز ۲ میلیون هکتار جنگل‌کاری را می‌خواهیم صادر کنیم؟!

۶- باور کنید آنچه که به طبیعت کرمان جذابیت می‌دهد، همان کلوت‌های افسانه‌ای لوت، ناهمواری‌های مواج راور، نبکاهای بلند شهداد و سکوت اهورایی گندم بریان و رود شور نهبندان است و بس. چرا این زیبایی‌ها را باور نداریم؟ بیابان همان گونه که هست، زیباست.

http://biaban.darvish.info/archives/826

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

اهم عملکرد و فعالیت های معاونت فنی استان خراسان جنوبی

1- اداره بیابان (بیابان زدائی و تثبیت شن های روان)

استان خراسان جنوبی با دارابودن اقلیمی خشک و کویری دارای 7652273 هکتار بیابان و مراتع بیابانی می باشد که در مجموع 3/81 درصد از وسعت استان را به خود اختصاص داده، و این خود از یک سو عمق شرایط و اقلیم سخت استان و از سوی دیگر لزوم توجه ویژه و سرمایه‌گذاری کلان در این بخش رانشان می‌دهد که چنانچه با بی‌توجهی مسئولین و دست اندرکاران مواجه گردد در آینده نزدیک شاهد فاجعه‌ای مشابه مناطقی همچون زابل در استان سیستان وبلوچستان خواهیم بود.

گزیده فعالیتهای اداره بیابان:

1-با توجه به نقش اجرای عملیات بیابانزدائی و تثبیت شن های روان در سطح استان و به جهت شرایط خاص اقلیمی استان و بیابانی بودن بیش از 81 درصد مساحت استان، تلاش گسترده‌ای به منظور پیش بینی و جذب اعتبارات موردنیاز صورت گرفت که منتج به تصویب و جذب اعتبارات مناسبی از منابع اعتباری استانی و ملی گردید.

2- تهیه و تنظیم سند توسعه بخش بیابانزدائی و تثبیت شن استان با همکاری دفتر بیابانزدائی سازمان جنگلها، ‌مراتع و آبخیزداری کشور در قالب برنامه پنج ساله چهارم به عنوان سند و پایه توسعه فعالیتهای بیابانزدائی استان

3- راه اندازی و تجهیز ایستگاه بیابانزدائی تثبیت شن و تولید نهال در بحرانی ترین کانون بیابانزائی استان واقع در سرچاه عماری شهرستان بیرجند با امکانات کامل به منظور اجرای عملیات بیابانزدائی در منطقه که تأثیر بسیار مطلوبی در موفقیت پروژه های بیابانزدائی منطقه داشته است.

4- اجرای بیش از 112 پروژه بیابانزدائی در طی سالهای 1384 و 1385 در سطح استان از محل اعتبارات ملی و استانی

5- پیشنهاد، پیگیری و تهیه طرح مطالعاتی پژوهشی «شناسایی و بازنگری کانونهای بحرانی بیابانزائی استان» به منظور شناسایی دقیق و کاملتر کانونهای بحران موجود و فعال منطقه

6- تهیه طرحهای مطالعاتی بیابانزدائی در سطح استان در طی سالهای 84 و 85 به منظور اجرای عملیات بیابانزدائی به مساحت بیش از 37300 هکتار (مصوب طرح 28000 هکتار بوده است.) که حدود 9300 هکتار بیشتر از مصوب انجام شده است.

7- برگزاری جلسات متعدد استانی و ملی با مسئولین به منظور ایجاد ردیفهای اعتباری مستقل در اجرای عملیات بیابانزدائی استان به جهت اهمیت فعالیتهای بیابانزدائی

8- نظارت مستمر بر فعالیتها و پروژه های اجرائی بیابانزدائی در سطح استان به منظور بهبود عملکرد و افزایش موفقیت پروژه های اجرایی

9- تهیه و تنظیم سند توسعه بخش بیابانزدائی و تثبیت شن استان با همکاری دفتر بیابانزدائی سازمان جنگلها، ‌مراتع و آبخیزداری کشور در قالب برنامه پنج ساله چهارم به عنوان سند و پایه توسعه فعالیتهای بیابانزدائی استان

10- راه اندازی و تجهیز ایستگاه بیابانزدائی تثبیت شن و تولید نهال در بحرانی ترین کانون بیابانزائی استان

واقع در سرچاه عماری شهرستان بیرجند با امکانات کامل به منظور اجرای عملیات بیابانزدائی در منطقه که تأثیر بسیار مطلوبی در موفقیت پروژه های بیابانزدائی منطقه داشته است.

اجرای بیش از 112 پروژه بیابانزدائی در طی سالهای 1384 و 1385 در سطح استان از محل اعتبارات ملی و استانی

12- پیشنهاد، پیگیری و تهیه

13- تهیه طرحهای مطالعاتی بیابانزدائی در سطح استان در طی سالهای 84 و 85 به منظور اجرای عملیات بیابانزدائی به مساحت بیش از 37300 هکتار (مصوب طرح 28000 هکتار بوده است.) که حدود 9300 هکتار بیشتر از مصوب انجام شده است.

14- برگزاری جلسات متعدد استانی و ملی با مسئولین به منظور ایجاد ردیفهای اعتباری مستقل در اجرای عملیات بیابانزدائی استان به جهت اهمیت فعالیتهای بیابانزدائی

15- نظارت مستمر بر فعالیتها و پروژه های اجرائی بیابانزدائی در سطح استان به منظور بهبود عملکرد و افزایش موفقیت پروژه های اجرایی

16- طرح مطالعاتی پژوهشی «شناسایی و بازنگری کانونهای بحرانی بیابانزائی استان» به منظور شناسایی دقیق و کاملتر کانونهای بحران موجود و فعال منطقه

خلاصه عملیات بخش بیابان در سال 1384 و 1385

 

ردیف

عملیات

ردیف

عملیات

1

مدیریت هرزآب

2

نهالکاری، مراقبت و آبیاری

3

جمع آوری بذر

4

بذرکاری

5

تولید نهال ریشه ای

6

احداث بادشکن (زنده و مرده)

7

حفاظت و قرق

8

پایش

9

آبیاری سنواتی

10

احداث ایستگاه تولید نهال

11

تهیه طرح اجرایی مدیریت مناطق بیابانی

12

تهیه و اجرای طرح مدیریت جنگلهای دست کاشت بیابانی

13

تهیه طرح اجرایی کانونهای بحرانی فرسایش بادی

14

برنامه های کنترل بیابانزدایی آسیا و اقیانوسیه

15

احداث آبشخور

16

تسطیح زمین

17

احداث منبع آب

18

تهیه بستر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2- اداره مرتع (بهبود و اصلاح مراتع):

اداره مرتع با اجرای طرحهای محوری (ملی و استانی) در بخش مرتع شامل طرح مدیریت پایدار مراتع کشور و طرح بهبود و اصلاح مراتع و پروژه های زیر مجموعه هر طرح نسبت به کاهش فشار دام مازاد و بازسازی و احیای مراتع مخروبه و بهبود بخشیدن به وضعیت مراتع موجود جهت بهره برداری بهینه از این مراتع توسط دامداران اقدام نموده که در ادامه به اجمال به گوشه ای از فعالیتهای این بخش اشاره می نماییم.

گزیده فعالیتهای اداره مرتع:

1- با توجه به جایگاه ویژه مراتع در تولید علوفه دام و از طرفی وسعت حدود 66 درصدی مراتع از سطح استان و وابستگی دامداران و عشایر منطقه به علوفه تولیدی مراتع استان نیاز به سرمایه گذاری در راستای بهبود و اصلاح مراتع به خوبی احساس شده و در همین راستا تلاش گسترده ای جهت جذب اعتبارات از منابع مختلف استانی و ملی آغاز گردید و با برگزاری جلسات متعدد استانی و ملی سعی در شناساندن و اهمیت جایگاه آن به مسئولین ذیربط شد که منجر به افزایش اعتبارات این بخش گردید.

2- به منظور تهیه و تنظیم برنامه ای مدون در بخش مراتع استان با همکاری دفتر مراتع سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور مبادرت به تهیه کتابچه ای مدون در خصوص مراتع و مشکلات و برنامه‌های اجرایی در طول برنامه چهارم توسعه در جهت بهبود و اصلاح مراتع استان براساس مطالعات انجام شده گردید که به عنوان سند توسعه و بهره برداری از مراتع استان مورد استفاده و قابل ارائه می باشد.

3- تهیه طرحهای مرتعداری در سطح استان و افزایش چشمگیر عملکرد این پروژه در سطح شهرستانهای تابعه که این اقدامات نقش مؤثری در اجرای طرحهای مرتعداری و پروژه های مصوب خواهد داشت.

4- اجرای بیش از 133 پروژه در بخش مراتع استان از محل اعتبارات ملی و استانی.

3- اداره جنگلداری و جنگلکاری

گزیده فعالیتهای اداره جنگل:

اداره جنگلداری و جنگلکاری اداره کل منابع طبیعی خراسان جنوبی به منظور احیاء مناطق جنگلی تخریب شده، توسعه فضای سبز، ایجاد تفریگاه ها و پارکهای جنگلی و حفظ و توسعه ذخیره گاههای جنگلی مبادرت به اجرای طرحهای جنگلکاری و توسعه فضای سبز و مدیریت منابع جنگلی نموده است و با توسعه نهالستانهای موجود و اقدام در جهت مکانیزه نمودن تولید نهال و همچنین تجهیز پارکهای جنگلی در سطح استان اقدامات بسیار مؤثر و زیربنایی را در این بخش اجرا نموده است.

1-تلاش گسترده به منظور افزایش اعتبارات بخش جنگل از محل منابع اعتبارات استانی که موجب افزایش نسبی اعتبارات در طی سالهای

2- به منظور تهیه و تنظیم برنامه‌ای مدون در بخش جنگل استان با همکاری دفتر جنگلهای خارج از شمال سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور مبادرت به تهیه کتابچه ای مدون در خصوص موانع و مشکلات و برنامه های اجرائی در طول برنامه چهارم توسعه در جهت توسعه و اجرای طرحهای جنگلکاری و جنگلداری استان بر اساس مطالعات انجام شده گردیده که به عنوان سند توسعه بخش جنگل استان مورد بهره برداری و قابل ارائه می باشد.

3- پیگیری و گسترش نهالستان شهرستان درمیان به عنوان بزرگترین نهالستان تولید نهال استان و سرمایه گذاری در این بخش به منظور تأمین نهال موردنیاز طرحهای جنگلکاری و توسعه فضای سبز استان و امکان ارسال نهال به سایر استانهای همجوار.

4- پیگیری مداوم و برگزاری جلسات با کارشناسان و مدیر کل محترم دفتر جنگلهای خارج از شمال سازمان به منظور پیش بینی اعتبارات موردنیاز بخش جنگل استان از محل اعتبارات ملی که این اقدامات باعث گردید تا برای اولین بار امکان پیش بینی اعتبارات ملی بخش جنگل استان در سال 1386 فراهم گردد.

5- اجرای بیش از 50 پروژه در طی سالهای 1384 و 1385 از محل اعتبارات استانی

برنامه سوم توسعه گردیده است.

http://www.nr-skh.ir/content/view/110/20/

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

گروه جغرافی منطقه خمینی شهر

گزارش بازدید از دشت سگزی

ستایش کنم ایزد پاک را***که دانا و بینا کند خاک را

سفری به:                 

دروازه ورود بیابان به اصفهان (سگزی)

روز شنبه 9 آذر87 ساعت 8 صبح با همکاران عزیز رشته جغرافیا در شهرستان خمینی شهر از مرکز تحقیقات خمینی شهر عازم بازدید از دشت سگزی و طرحهای بیابانزدائی اجرا شده توسط اداره منابع طبیعی شدیم.اهداف ما از این بازدید:

1-افزایش سطح معلومات و استفاده از اطلاعات کارشناسان بیابانزدائی

2-آشنایی بیشتر با استان اصفهان از طریق مشاهده

3- آشنایی با نقش انسان در افزایش یا کاهش سطح بیابان ها

4-شناخت بیابان وتاثیر آن در کار آفرینی

دراین بازدید کارشناسان اداره منابع طبیعی ما را همراهی نمودند وما از سخنان واطلاعات  بسیلر خوبشان بهره فراوان بردیم.بخشی از این اطلاعات را به شرح زیر در اختیار علاقه مندان به بحث بیابانزدایی قرار میدهیم.  

 سگزی کجاست؟

دشت سگزی با مساحت 43000 هکتاردر 25 کیلومتری شهر اصفهان ودر محدوده شهرستان کوهپایه قرار گرفته است. این دشت از سمت شرق به راه آهن اصفهان واز سمت غرب به منطقه پادگان هوایی شهید بابایی محدود میشود.

از کل وسعت آن حدود30000 هکتار اراضی بیابانی است که 5000 هکتار آن پهنه شنزارها و5500 هکتار اراضی کشا ورزی وشهرکهای صنعتی و..... است.

ویژگی های دشت سگزی از گذ شته تا امروز

این منطقه در گذشته کاملامشجر ودر دوره ساسانیان محل شکارگاههای سلتنطی بوده است. اولین چاه در سال 1354 به صورت آرتزین در عمق 140 متری ئ باکیفیت مناسب نیز موید این مدعاست. امروزه به دلیل تخریب شدید سطح خاک توسط معدن کاران در معادن گچ ونیز وجود بادهای دائمی که از سمت غرب وجنوب غربی و شمال غربی می وزد و سرعت این بادها از یک متر تا 16 متر در ثانیه متفاوت است متاسفانه با پدیده گسترش بیابان روبرو هستیم.از آنجا که در این منطقه مراکز مهم اقتصاذی از جمله فرودگاه بین المللی شهید بهشتی و پایگاه هوایی شهید بابایی،راه آهن جاده اصفهان به جنوب و قطبهای مهم صنعتی و کشاوزری در این محل وجود دارد بحث بیابانزدایی از اهمیت بسیار بالایی بر خوردار شده است.

 فعالیت های انجام شده در زمینه بیابانزدایی

از سال 1354 در شمال پایگاه هوایی ودر سال 1360 در منطقه سگزی با عملیات مالچ پاشی وتثبیت شنهای روان وعملیات نهالگاری    وبذر پاشی شروع شده است.طی این مدت 8000 هکتار از منطقه با پوشش درختچه های تاغ جنگلکاری شده است وبرای آبیاری این جنگل ها از پساب تصفیه خانه شمال اصفهان استفاده می شود؛اما وجود معادن گچ تاثیر مثبت فعالیتهای بیابانزدایی را بامشکل روبرو کرده است .ما این در تاثیر را باوجود آثاری که بر روی شن های منطقه به جا گذاشته بود وآلودگی هوای منطقه به عینه مشاهده کردیم.

روش های بیابانزدایی مورد استفاده در این منطفه

در این منطقه از روش نهال کاری  و بذر پاشی استفاده میشود.ما دراولین مرحله از بازدیدمان به خزانه تولید درختان تاغ؛اسکنبیل؛گز وآکاسیا رفتیم وپس از شنیدن توضیحات کارشناسان محترم به طرف عرصه کاشت این درختان در منطقه رهسپار شدیم.بنا بر گفته کارشناسان محترم استفاده از روش نهال کاری در منطقه وسیع کم هزینه تر واز سرعت عمل بهتری برخوردار است.

روش بذر کاری؛معمولادر عرصه هاییکه میزان بارندگی آنها بیش از 100 میلیمتر است استفاده می شود.به این ترتیب که بذر  در منطقه پاشیده میشود سپس ماسه ها توسط باد روی بذر ها را پوشانده وبا اولین باران زمینه رشد آنها فراهم میشود.

مراقبت وآبیاری بعد از استقرار گونه های نهالکاری شده از فعلیتهای مهم به حساب می آید. برای آبیاری در یان منطقه از پساب تصفیه خانه شمال اصفهان استفاده می شده  ولی امروزه چون کشاورزان برای استفاده در مزارعشان از این پسا ب پول میپردازند ودر واقع از تصفیه خانه پساب را می خرند اداره منابع طبیعی دیگر قادر به استفاده از این پساب نیست به همین خاطر بخشی از سرمایه گذاری ها در زمینه تهالکاری وایجاد نهرهای آب بلا استفاده ونیمه کاره  باقی مانده است.

نقش بیابان وفعالیتهای بیابانزدایی درمنطقه

1-اصلاح تدریجی خاک واحیای اراضی بی حاصل با نهالکاری و ایجاد جنگلهای دست کاشت

2-ایجاد امنیت برای ادامه فعالیت های اقتصادی در پناه جنگل های دست کاشت

3-تبدیل ماسه زارها به منابع تولید علوفه

4- تامین سوخت اهالی

5-پیشگیری از مهاجرت روستائیا ن

6-کارآفرینی که در این زمینه میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

-پرورش نهال وکاشت نهال وبذر پاشی با استفاده از شرکت های پیمانکار                                                                                                                                                                   

-تولید دارووسموم مورد نیاز برای مبارزه با آفات این جنگلها

-تهیه چوب ونئو پان از گونه های جنگلی در منطقه

- جذب نیروی تحصیل کرده ودانشگا هی در جهت گسترش علمی ونوآوری

- فعالیت در زمینه جذب گردشگران غلاقه مند به طبیعت

7-حفاظت از مناطق مسکونی؛خطوط ارتباطی ونظامی

8-کاهش اثرات خشکسا لی

مطالب فوق بخشی از اطلاعات جامعی است که کارشناسان محترم اداره منابع طبیعی در طول بازدید نیمروزه در اختیار ما قرار دادند و بازدید  آموزنده وخاطره سازی برای ما بوجود آوردند وما صمیمانه از آنها تشکر میکنیم.در پایان به این نکته اشاره میکنم  که هر ذره از خاک این مملکت  میتواند با مدیریت صحیح؛آگاهانه ودلسوزانه تبدیل به منبع درآمد تمام نشدنی شود حتی اگر بیابان خشک وبی آب وعلف باشد.مشتاقانه منتظر دیدن آنروز می نشینیم.

فا طمه سلیمی دبیر جغرافیا در خمینی شهر

http://geographikhm.blogfa.com/post-4.aspx

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

مروری بر بیابان زدایی در خوزستان

سال هاست که با بردن نام خوزستان، بلافاصله دو نام دیگر در ذهن تداعی می شود؛ نفت و جنگ، اما خیلی پیشتر از آنکه به سرمایه عظیم خفته در دل خاک خوزستان پی ببرند و استخراج طلای سیاه آغاز شود و بسیار قبل تر از حماسه آفرینی دفاع در دیار خوزستان، نام دیگری همزاد و همراه این منطقه بوده است. این همزاد بیابان است که از مساحت ۴/۶ میلیون هکتاری استان خوزستان، ۲۷/۱ میلیون هکتار را به خود اختصاص داده است.

از این نظر خوزستان جزء آسیب پذیرترین استان های کشور محسوب می شود چرا که اراضی بیابان آن شامل ۱۱ شهرستان است و ۳۵۰ هزار هکتار از بیابان ها را شن های روان تشکیل می دهند که شامل ۶ کانون بحران فرسایش بادی است. کانون های بحران زای فرسایش بادی بیشترین خسارت های مالی و زیست محیطی را به منابع اقتصادی خوزستان وارد می کنند.

ضرورت بیابان زدایی

خوزستان قطب اقتصادی کشور محسوب شده و جایگاهی بی بدیل در این زمینه دارد. وجود صنایع عظیم نفت و گاز، پتروشیمی و سدهای عظیمی همچون کرخه و رودهای کرخه، کارون، زهره، جراحی از ویژگی های خوزستان است که بخش عمده ای از این منابع عظیم و مهم در عرصه های بیابانی و شنزارهای فعال قرار دارند.

اراضی زراعی واقع در دشت آزادگان و غرب و شرق رودخانه کرخه، جاده های نفت منطقه اهواز و امیدیه، جاده آسفالته و راه آهن اهواز-تهران همگی در معرض خطرات هجوم بتون و بیابان شدن قرار دارد. در حوزه شهری نیز تپه های ماسه ای البروایه، الباجی، نظام آباد، فولی آباد، حمیدیه، گبوعه، مارون و مشرحات، ملاثانی و تپه های غرب کرخه مستقیما با اهواز، مرکز استان خوزستان مرتبطند و از مناطق بیابانی خارج از مرکز می توان به مجموعه ماسه زارهای بستان و شوش اشاره کرد.

همه اینها در حالی است که بنا بر اعلام سازمان FAO، چنانچه سطح جنگل های هر کشور، کمتر از ۲۵ درصد خاک آن باشد از نظر محیط زیست انسانی وضعیت بحرانی در آن کشور حاکم خواهد شد. در ایران، حدود ۵/۷ درصد مساحت کشور پوشش جنگلی است و سرانه جنگل برای آن ۲/۰ هکتار است که این میزان در جهان ۸/۰ هکتار اعلام شده است. در خوزستان نیز حدود ۱۹ درصد مساحت استان را بیابان تشکیل می دهد.

چگونگی بیابان زدایی

نخستین عرصه بیابانی ایرانی در مهرماه ۱۳۴۷ در سطحی معادل ۴۰ هکتار در منطقه الباجی اهواز بوسیله پوشش نفتی (مالچ) و سپس نهالکاری باگزو کهور مورد تثبیت و کنترل قرار گرفت. بیابان زدایی با روش مالچ پاشی و نهالکاری یک اقدام تلفیقی و ترکیبی است که پس از تامین شرایط آب و هوایی لازم مخصوصا بارندگی اولیه در حد ۳۰ تا ۴۰ میلیمتر اجرا می شود.

در این روش مالچ نفتی پس از حمل از پالایشگاه های نفت با دستگاه های مخصوص بر روی شنزارها پاشیده می شود و پس از مدت کوتاهی در آن مناطق نهال غرس می شود. این شیوه در مناطق بحرانی و شنزارهای فعال کاربرد فراوانی دارد. از سوی دیگر مشارکت مردمی در بیابان زدایی نقش فوق العاده مهم و غیرقابل انکاری دارد.

در خوزستان نیز تقاضای مردمی برای بیابان زدایی قسمتی از اراضی شنزار بیابانی وجود دارد که پس از تامین شرایط لازم، قراردادهای مدون ۳ تا ۵ ساله با آنها عقد می شود. نهالکاری نیز با استفاده از گونه ای سازگار با شرایط اقلیمی منطقه صورت می گیرد و به مجری اجازه کشت صیفی جات و سایر محصولات مناسب فصلی در بین ردیف های نهالکاری داده می شود.

روش دیگر انجام بیابان زدایی با مشارکت مردم و واگذاری اراضی بیابانی با استفاده از تبصره پنج ماده ۳۴ قانون حفاظت و بهره برداری از جنگل ها و مراتع کشور است که طی آن طرح های اجرایی تهیه می شود و فعالیت مجری طرح طبق طرحی خواهد بود که به تصویب منابع طبیعی می رسد.

در این نوع مشارکت خدمات بلاعوض از سوی دولت به نمایندگی منابع طبیعی به مجری طرح در حفاری چاه های آب آموزش مجریان، تامین نهال و... داده می شود. در این روش اجرایی علاوه بر کنترل بیابان های استان اشتغالزایی مولد و پایدار نیز ایجاد می شود.

براساس مطالعات انجام شده تا پایان سال ۱۳۸۴ حداقل ۷۶ هزار هکتار از ماسه زارها و بیابان های استان استعداد و قابلیت جلب مشارکت مردم را دارد که تاکنون حدود ۵۰ درصد آن منجر به قراردادهای مشارکتی شده است و افق توسعه اقدامات بیابان زدایی با مشارکت مردم افق روشن و امیددهنده ای را نوید می دهد. طی چند سال گذشته نیز یکی از برنامه های مهم و اساسی اداره کل منابع طبیعی استان خوزستان، فرهنگ سازی و جلب مشارکت سازمان ها، شرکت های تولیدی در توسعه فضای سبز و بیابان زدایی بوده است.

همچنین شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب با تشکیل دفتری به منظور تمرکز فعالیت های فضای سبز و بیابان زدایی اطراف تاسیسات نفتی در مناطق نفت خیز جنوب اثرات مثبتی در روند پدیده مذکور داشته است. اهم فعالیت های این شرکت مالچ پاشی و نهالکاری مناطق امیدیه و اهواز در دوره های مختلف است.

از سوی دیگر سازمان آب و برق خوزستان با هدایت فنی منابع طبیعی خوزستان با هدف حفاظت از کانال های آبرسانی، نهالکاری اطراف کانال ها را شروع کرد و در سال ۱۳۸۳ با هدف حفاظت پایدار در منطقه، عملیات مالچ پاشی و نهالکاری در منطقه بحرانی چنانی که در تاسیسات آبرسانی و کانال پای پل کرخه واقع است را آغاز کرده است.

در نتیجه ۴۰ سال فعالیت تثبیت شن و بیابان زدایی در خوزستان، کنترل حداقل ۱۰۰ هزار هکتار از بیابان های استان و ایجاد هزاران هکتار جنگل های دست کاشت میسر شده است. حاصل ایجاد جنگل ها جذب دی اکسید کربن هوا و افزایش اکسیژن هواست که از بارزترین دستاوردهای بیابان زدایی است. اشتغال مولد با جلب مشارکت های مردمی از دیگر جنبه های مثبت بیابان زدایی است. در نتیجه بیابان زدایی تامین علوفه دامی روستاییان با استفاده از سه شاخه ها و گیاهان و بوته های علفی زیر اشکوب این جنگل ها بخصوص در فصل پاییز و زمستان که کمبود علوفه وجود دارد، امکان پذیر شده است.

از دیگر آثار بیابان زدایی جلوگیری از مهاجرت روستاییان و اشتغال در زمینه تولیدات کشاورزی و صنایع دستی و ایجاد پناهگاهی برای انواع پرندگان و خزندگان است. همچنین مهار بیابان از بروز سیل و افزایش نفوذ آب های جاری جلوگیری می کند و در نهایت منجر به حفظ مناطق مسکونی خطوط ارتباطی و منابع ارزشمند اقتصادی و اجتماعی و نظامی شود.

لیلا درخشان، روزنامه کارگزاران    

http://khuzestan.info/node/140

@@@@@@@@@@@@@@@

بیابان زدایی در عراق ، و موشی که به سوراخ نمی رفت !

پیش از این ، در روزهای سرد پاییز و زمستان بود که آلودگی هوای تهران به حد تحمل ناشدنی و مافوق خطرناک می رسید ، اما امسال چشم مان به آلودگی تابستانی نیز روشن شد (اگرچه بی سابقه هم نبود) و «ریز گرد» عراقی یا سودانی علاوه بر منطقه های غرب و جنوب غرب کشور به شهرهای مرکزی ازجمله تهران هم رسید و یک نوع  بلای جدید به مجموعه بلاهای ما افزون گشت . در همشهری 22 تیر آمده بود که «در هفته ی گذشته متعاقب ورود موج ریزگرد به پهنه ی شهر تهران دکتر فاطمه واعظ جوادی ، معاون رییس جمهور ایران و رییس سازمان حفاظت  محیط زیست به عراق رفت و با شماری از مدیران بلند مرتبه در این باره به  گفت و گو نشست .از جمله این که وی در دیدار با نوری المالکی ، نخست وزیر عراق ، تفاهم نامه ای برای کمک ایران به بیابان زدایی در این کشور امضا کرده است . »

ضرب المثلی داریم که  «موشه تو سوراخ نمی رفت ، جارو هم به دم اش می بست » . حالا حکایت ما است

منظره ی بیابانی در دماوند (معدن پوکه ی ملک آباد)

که بیابان زایی در کشور خودمان از کویرها و بیابان های مرکزی گذشته و به دشت های شمال غربی (از پر باران ترین نقطه های کشور) و دشت همدان و جنوب تهران و ... حتی به کوهستان ها رسیده ، و با این حال می خواهیم که بیابان های عراق (و مطابق همان خبر ، حتی بیابان های افریقا) را بزداییم ! در مورد این که بیابان زدایی در دشت های مرکزی و شرقی تا چه حد موفقیت آمیز بوده ،  فقط کافی است نگاهی بیاندازیم به عکس های ماهواره ای مثلا اطراف دریاچه ی هامون در سیستان و بلوچستان و این عکس ها را مقایسه کنیم با عکس های سی سال پیش و ببینیم که سبزی ها چقدر کم تر شده و شن های روان چقدر افزایش یافته است . همین طور می توانیم سری بزنیم به اطراف کرمان ، به دشت های فارس (به جز منطقه ی کوچکی در گربایگان که دکتر کوثر با آبخوان داری زنده اش کرده) ، به جاده ی اردکان – یزد ، به پارک ملی کویر در جنوب شرق تهران یا جنوب سمنان ، و ... همه جا ببینیم که بیابان ها یا گسترش یافته اند یا در حد همان سی سال پیش مانده اند . باز مطابق همان خبر همشهری ، ایران « در 50 سال گذشته ، کم تر از دو درصد از ماسه های روان در مناطق بیابانی را تثبیت کرده است . »

اما بیابان زایی در کوه های ایران ، شاید شگفت آور یا اغراق آمیز بنماید ؛ با این حال ، پدیده ی «کوهستان های بیابانی» در دو دهه ی گذشته به شکل آشکاری در بسیاری از دامنه ها و جبهه های کوهستانی کشور شکل گرفته است . در همین البرز مرکزی که بخش قابل توجهی از آن عنوان «منطقه ی حفاظت شده» هم دارد ، چرای دام در حد دو یا سه برابر ظرفیت مرتع ، در کوه های بلند و سابقا بسیار سبزی مانند خلنو و آزادکوه و کهار ، تقریبا هیچ گیاه علوفه ای باارزشی (مثلا از لگومینوزها) باقی نگذاشته است . تراکم بوته ها و علف ها در این کوه ها در مقایسه با بیست – سی سال گذشته بسیار کم تر شده است و در هنگام وزش بادهای تند ، گرد و خاک  بسیار بلند می شود . در امتداد جاده ی جاده ی چالوس ، عملیات سد سیابیشه ، کیلومترها از کوهستان با مراتع درجه یک و اراضی جنگلی را به عرض صدها متر بدل به توده ای از خاک مرده کرده است . عملیات آزادراه تهران – شمال فعلا دامنه های وسیعی از کوه های کن و سولقان در شمال غرب تهران تا روستاهای تالون و رندون ، و از شهرستانک تا خرگوش دره ، همچنین از مرزن آباد تا چالوس را بدل به ترانشه های مرتفع از خاک سست و بی گیاه کرده و میلیون ها تن خاک حاصل از این برش ها را به دره های منطقه ریخته که نتیجه ی این عملیات شکل گیری سیمای بیابانی در بخش هایی از این منطقه ی حفاظت شده بوده است . شروع عملیات آزادراه در فازهای دو و سه که از قلب این منطقه خواهد گذشت ، مطمئنا عمق فاجعه را بیشتر خواهد کرد . در  «پارک ملی» (!) دشت لار ده ها هزار گوسفند چرا می کنند و در نقاطی مانند چشمه دوبرار ، سیاه پلاس ، و اسپی او که در سال های گذشته علف آن ها تا زانو می رسید ، اکنون در میانه ی تابستان جز علف های غیر خوراکی ترشک و توده هایی از گندمیان خشک شده ، تقریبا چیز دیگری دیده نمی شود .

در اطراف دماوند ، این چشم انداز سرزمینی ما ، چند عامل در کار اند تا بتوانیم بیابان زایی را حتی در دامنه های سابقا رویایی بلندترین کوه مان هم ببینیم ؛ چرای مازاد بر ظرفیت در همه جای این کوه ، از آلمیون و چمه بن در شمال تا کوه منار و چشمه اسپیک در شرق ، از رینه و خومه در جنوب تا چاک اسکندر و چال چال در غرب ، همه جا بیداد می کند . در بیشتر این نقاط و در شیب های بالا و پایین آن ها به هنگام پیاده روی یا کوه نوردی ، پا در خاکستر فرو می رود . در چمه بن ، تا 20-15 سال پیش ، می شد بوته های گون  را دید که گاه تا بیش از یک متر ارتفاع داشتند . اکنون ، آن قدر که این بوته ها به دست چوپانان سوزانده شده اند ، دیگر به ندرت می توان یک بوته ی گون متوسط دید . جاده سازی بی حساب ، از دیگر عواملی است که چهره ی بیابانی را برای پاره ای نقاط دماوند به ارمغان آورده ؛ در حدود دو دهه پیش جاده ای به طول 8 کیلومتر از ضلع جنوبی دماوند تا ارتفاع 3000 متر ( گوسفند سرای احسان) کشیده شد که در تیر ماه 1388 میراث فرهنگی مازندران ( به منظور توسعه ی گردش گری !) آن را شن ریزی و مرمت کرد . در سال 1372 عده ای برای تسهیل عملیات ساخت یک پناهگاه در ارتفاع 4000 متری غرب دماوند ، حدود 16 کیلومتر جاده از جنوب (جاده ی سد لار) تا جنوب غربی کشیدند که بعدا  عده ای دام دار آن را تا گردنه ی 4000 متری سرداغ در غرب دماوند و از آن جا به سوی شمال کوه ادامه دادند . در سمت شمال ، برای هر یک از گوسفند سراهای آلمیون و مشک عنبر و ... همچنین تا پای یال شمالی صعود به قله ، جاده کشیده شده است .

http://mountainwatch.persianblog.ir/post/882/

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

تنوع زیستی و توسعه  پایدار  اکوسیستمهای مناطق کویری و بیابانی

غلامرضا حسینی بمرود

شناخت بهتر بیابانها و شناخت عوامل و پدیده های مختلف موثر در بیابانزائی و نیز نحوه جلوگیری از گسترش بیابانها یا به عبارت دیگر بیابانزدائی مستلزم شناخت، مطالعه و دقت نظر در اکوسیستم این قبیل مناطق و گرفتن الگو از خود آنها جهت احیاء آن می باشد، در این میان بیابانهای شنی یا شنزارها که نوع معمول بیابان می باشد به  علت  حاکم بودن شرایط اقلیمی و اکولوژیکی بسیار حساس و شکننده و تهدیدهای ناشی از حرکت و هجوم توده های شن و ماسه بادی در اراضی زراعی و راههای ارتباطی و سایر تاسیسات شهری و روستائی از اهمیت و حساسیت ویژه ای برخوردار می باشد .

تا کنون کوششهایی در جهت تثبیت و احیاء این قبیل اراضی در کشور صورت گرفته است ، اما در حال حاضر متصدیان امر بیشتر  از گونه تاغ Haloxylon  spp  برای این منظور  استفاده می نمایند که به نظر می رسد ، کشت تک گونه ای ( صرفا تاغ یا آتریپلکس ) در عرصه های طبیعی بیابانها و شنزارها به رغم کمک زیاد به احیاء اینگونه اراضی ، پایداری آن اکوسیستم را تضمین نکرده و حالت شکنندگی محتمل است ، لذا باید به دنبال شناخت و معرفی گونه های مقاوم دیگری در اینگونه اراضی بود تا ضمن تنوع بخشیدن به پوشش گیاهی این مناطق ، پایداری این چنین اکوسیستمها را نیز تضمین نمود .

http://hosseinibamrood.blogfa.com/

@@@@@@@@@@@@@@@@@@

بررسی ویژگیهای اکولوژیک درختچه Salsola  richteri  ، به عنوان یکی از ذخایر گیاهی بیابانها و کویرهای شنی ایران

غلامرضا حسینی بمرود

مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی خراسان رضوی ـ  مشهد صندوق پستی 1148 ـ 91735

Hosseinibamrood@kanrrc.ac.ir

Salsola richteri غلامرضا حسینی بمرود

شناخت بهتر بیابانها و همچنین شناخت عوامل و پدیده های مختلف موثر در بیابانزائی و نیز نحوه جلوگیری از گسترش بیابانها یا به عبارت دیگر بیابانزدائی مستلزم شناخت ، مطالعه و دقت نظر در اکوسیستم این قبیل مناطق و گرفتن الگو از خود آنها جهت احیاء آن می باشد ، در بحث بیابانها ، بیابانهای شنی که نوع معمول بیابان می باشد به  علت  حاکم  بودن  شرایط اقلیمی  و  اکولوژیک  بسیار  حساس  و شکننده و تهدیدهای ناشی از حرکت و هجوم توده های شن و ماسه بادی در اراضی زراعی و راههای ارتباطی و سایر تاسیسات شهری و روستائی از اهمیت و حساسیت ویژه ای برخوردار می باشد .

با توجه به اهمیت موضوع بیابان زدائی و تثبیت بیولوژیک شنهای روان ، اهمیت شناسائی و مطالعه ذخایر حیاتی بیابان از جمله ذخایر گیاهی مشخص می گردد ، تا کنون کوششهایی در جهت تثبیت و احیاء این قبیل اراضی در ایران صورت گرفته است ، اما متاسفانه در حال حاضر متصدیان امر بیشتر  از گونه های مختلف تاغ Haloxylon  spp  برای این منظوراستفاده می نمایند که به نظر می رسد، این چنین مناطق حتی درصورت احیاء به علت کشت تک گونه ای از یک اکوسیستم ناپایداری برخوردار بوده و حالت شکننده ای به خود بگیرند لذا باید به دنبال معرفی گونه های مناسب دیگری در کنار تاغ جهت تثبیت بیابانها بود تا  ضمن  کشت  گونه های  متنوع  ،  اکوسیستم  این  قبیل  اراضی  را  نیز  به  حالت  پایدارتری برسانیم .

یکی از گونه های بومی شنزارهای ایران که با شرایط اقلیمی اینگونه اراضی سازگار شده و دارای پتانسیلهای بالقوه زیادی نیز بوده و جهت تثبیت و احیاء پوشش گیاهی تپه های شنی نیمه مرتفع و فعال مناسب است  درختچه Salsola  richteri  با نام فارسی شور ترکمنی و نام محلی جفنه ، زالک و یا زق می باشد ، که  به عنوان یکی از گونه های همراه تاغ می تواند نقش بسیار موثری در تثبیت تپه های شنی داشته باشد .

گیاه Salsola  richteri  درختچه ای  است  چند  ساله  به  ارتفاع  تا  3 متر ،  دارای ساقه و شاخه های غیر بندبندی و سفید ، با برگهای کشیده و باریک و متناوب ، رویشگاههای این گونه در سطح استان خراسان در عرصه های بیابانی خشک سرد تا فرا خشک سرد قرار گرفته و مساحتی در حدود 85/1024068 هکتار را در بر میگیرد که از یازتپه  سرخس در شمالشرق استان با ارتفاع 270 متر از سطح دریا تا دشت سهل آباد نهبندان در جنوب خراسان با ارتفاع 1400 متر در اکثر شنزارها گسترش دارند ، میانگین بارندگی  رویشگاههای این گیاه بین 150 تا 200 میلیمتر می باشد ومتوسط درجه حرارت سالیانه آن 5/16 درجه سانتیگراد و متوسط تبخیر وتعرق سالانه 3083 میلیمتر اندازه گیری شده است . این درختچه رشد رویشی خود را در نیمه دوم اسفند ماه  شروع نموده و در نیمه اول اردیبهشت وارد مرحله زایشی خود می شود و در اواخر اردیبهشت ماه به گل رفته و در اواخر خرداد ماه و اوایل تیر نیز تشکیل میوه می دهد ، بذرها در اواخر  شهریور  و اوایل مهرماه کاملا تشکیل شده و تقریبا از نیمه دوم آبان  تا اوایل دی ماه  قابل جمع آوری  می باشند ، خاک بستر رویشگاه این گیاه دارای بافت سبک ( شنی لومی) تا بافت متوسط سیلتی می باشد که از نظر شوری از شوری و قلیائیت ناچیزی برخوردار می باشد ولیPH آن به خاطر وجود آهک بالا می باشد و از نقطه نظر عناصر غذایی نیز به خاطر کمی مواد آلی جزو خاکهای فقیر به شمار می‌آید ، این درختچه در طبیعت از طریق بذر تکثیر می یابد ولی از حمله شنهای روان در امان نبوده و تنها بذوری که در پناه سایر گیاهان قرار می گیرند قادر به ادامه زندگی و رشد خود می باشند ،  این درختچه با دو روش جنسی ( بذر ) و غیر جنسی ( قلمه )  نیز قابل تکثیر  می باشد .

http://hosseinibamrood.blogfa.com/post-65.aspx

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

فناوری های تثیبت شن های روان

دانش و فناوری

همشهری - طاهره ساعدی : حدود 100 میلیون هکتار از حریم کشور ما خشک و نیمه خشک است که حدود 19 میلیون هکتارآن جزو مناطقی است که تحت تاثیر فرسایش بادی قرار دارد64 میلیون از این 100 میلیون هکتار جزو مناطق بحرانی فرسایش بادی است . یکی از فناوری هایی که برای مقابله با فرسایش بادی استفاده می شود استفاده از مالچ های نفتی می باشد . به طور کلی مالچ در لغت به معنی پوشش است اما در بیابان زدایی و کشاورزی از آن به عنوان « خاک پوش » یاد می شود که عملا یک لایه محافظتی ، گسترده و مجزا است که روی زمین پوشانده شده و سطح خاک را می پوشاند . مالچ ها بر دو نوع هستند اول مالچ های نفتی و دوم مالچ های غیر نفتی . مالچ های نفتی شامل مالچ های قیری است که در واقع ته مانده برج تقطیر در پالایشگاه ها است مالچ های غیر نفتی نیز شامل کاه و کلش ؛ سنگفرش ،خاک رس و نظیر اینها است . خبرنگار همشهری با آقای حقانی رییس گروه حفاظت خاک دفتر امور بیابان سازمان جنگل ها و مراتع کشور در باره فناوری های تثبیت شن های روان گفتگو کرده است .

در حال حاضر برای تثبیت شن های روان از چه فناوری هایی استفاده می شود؟

کاربرد مالچ در بخش های مختلف متفاوت است . در بخش کشاورزی با توجه به اینکه باعث افزایش راندمان آب می شود در نتیجه سرعت رشد محصولات گیاهی را زیاد می کند اما در بحث بیابان زدایی موجب جلوگیری از فرسایش خاک می شود . مالچ باعث مهار تپه های ماسه ای ، ممانعت از فرسایش آنها و در نتیجه ایجاد زمان برای استقرار و رشد نهال ها یا درختها در مناطق بیابانی می شود. در مجموع در بحث بیایان زدایی هدف ما از استفاده از مالچ ، تثبیت بیابان و جلوگیری از حرکت ماسه های روان است .

دلیلی هم که از مالچ نفتی استفاده می کنیم این است که تاثیر سریع و آنی دارد و قابلیت استفاده از آن در زمان کوتاه و در سطح وسیع فراهم است و مهمتر از همه اینکه منبع تامین این ماده داخل کشور می باشد و نیاز به منابع ارزی ندارد .سابقه استفاده از مالچ های نفتی به سال 1990 بر می گردد که در منطقه ای به نام قره قوم در روسیه سابق استفاده شد و سابقه اش در ایران به سال 1347 بر می گردد . علاوه بر ایران ، کشورهایی مانند امارات متحده عربی ، لیبی ، مصر ، استرالیا ، تونس ، مراکش هم از این ماده نفتی استفاده می کنند . از سال 1347 تا کنون ما توانسته ایم سطحی بالغ بر 230 هزار هکتار را همراه با نهال کاری پوشش بدهیم و بتوانیم تپه های ماسه ای را مهار کنیم . این عمل در استانهای سیستان و بلوچستان ، هرمزگان ، خوزستان ، کرمان ، خراسان رضوی و اصفهان انجام شده است . اثرات بسیار ارزنده ای در حفظ منابع زیستی و منابع طبیعی داشته است . همچنین باعث حفاظت از نیروگاه ها ، منابع نفتی ، فرودگاه ها ، راه های مواصلاتی ، راه آهن ، بنادر و راه آهن شده است علاوه بر آن این عمل باعث ایجاد و رشد مناطق وسیعی جنگلی در مناطق بیابانی شده به حدی که باعث شده جاهایی که روزی حتی یک درخت هم نداشت به مناطق سبز تبدیل شود .

اما استفاده از این ماده باعث طرح سوالاتی در باره تبعات زیست محیطی آن شده البته مشخص شده است که این ماده نفتی اثری بر خاک و آب ندارد . ولی ما برای اینکه برای بیابان زدایی فقط متکی به یک ماده نباشیم تحقیقات وسیعی را برای استفاده از پلیمرها و سایر مواد آغاز کردیم . که تا کنون هیچ کدام کارایی مالچ نفتی را نداشته است . بر اساس توافقنامه ای که میان وزارت جهاد کشاورزی و وزارت نفت امضا شده قرار بر این شده که وزارت نفت سالی 60 میلیون لیتر مالچ نفتی به وزارت جهاد کشاورزی بدهد . تا پایان برنامه چهارم توسعه این میزان به 75 میلیون لیتر رسید . تا سال گذشته همکاری خوبی بین این دو نهاد وجود داشت تا اینکه در سال جدید وزارت نفت اعلام کرد که هیچ مالچی به جهاد کشاورزی داده نمی شود .آنها اعتقاد داشتند که این موضوع خلاف قانون است و باید قانونی برای آن تدوین شود ما هم شدیدا به دنبال این موضوع هستیم که قانون مدونی برای این موضوع تنظیم کنیم تا دیگر مشکلات قانونی نداشته باشیم .

مثلا چه قانونی ؟

مثلا اینکه قانونی در مجلس تصویب شود که در آن تصریح گردد تحویل مالچ توسط وزارت نفت به وزارت جهاد کشاورزی برای تثبیت بیابان ها هیچ ممنوعیتی ندارد و باید به صورت رایگان انجام شود . چرا که اولا این ماده آخرین ماده ای است که در برج تقطیر پایین می آید و کاربرد خاصی هم ندارد ، ثانیا اینکه این یک پروژه ملی است و منفعت خاصی برای کسی ندارد . مثلا در شرق جاسک یا در خود پالایشگاه نفتی ما اقدام به استفاده از این ماده برای تثبیت شن های روان کرده ایم و لذا مشکل آن مناطق تا حد زیادی حل شده است. حتی در بخشهایی که راه آهن از آن عبور میکند با استفاده از این ماده مانع حرکت شن های روان به سمت راه آهن شده ایم .مثلا در مسیر راه آهن گرمسار به تهران ، بارها این مسیر به علت حرکت شن های روان مسدود می شد ، اما در حال حاضر با انجام این پروژه ها ، این مشکل رفع شده و قطارها به حرکت طبیعی خود ادامه می دهند . اگر قانونی در این مورد در مجلس شورای اسلامی گذرانده شود خیال هر دو طرف از این بابت راحت خواهد شد .

ما شنیده ایم که با استفاده از نانو تکنولوژی ترکیبی ساخته اند که می تواند جایگزین مالچ بشود . آیا شما از این موضوع خبر دارید ؟

بله خیلی از روش های فنی به کار گرفته شده است . مثلا پلیمرهایی در آزمایشگاه پارک فناوری تولید شد که متاسفانه ما پاسخ لازم را نگرفتیم چرا که با اولین تغییر آب و هوا پوسته پوسته شده و با اولین باد از سطح خاک کنده می شود . دوستانی که این کار را انجام می دهند به ما اعلام کردند که تغییری در این ماده داده ااند که انعطاف پذیر شده است که متاسفانه اعتباری برای ادامه این پروژه نداریم اگر اعتباری تامین بشود دنبال ادامه این تحقیقات خواهیم بود.

ظاهرا اعتباری از سوی یک نهاد بین المللی برای این موضوع تامین شده است ؟

بله از سوی تی سی ان تری(TCN3 ) ، بخشی از اعتبار در دو سال گذشته تخصیص داده شد که ادامه نیافت البته ما امسال هم به دنبال تامین اعتبار جدید برای این پروژه هستیم .

یعنی از همان روش استفاده کنید ؟

بله به دنبال ادامه روش نانو تکنولوژی برای تولید مواد تثبیت کننده شن های روان هستیم و از هر پروژه ای که در قالب پژوهش و طرح باشد استقبال می کنیم ولی متاسفانه مشکل اعتبار داریم یعنی اجازه داده نمی شود که از بخش اعتبارات اجرایی برای امور تحقیقاتی هزینه شود . اگر این مشکل حل شود ، تحقیقات این بخش به سرعت پیش خواهد رفت .

شما گفتید طی پروژه هایی که با پژوهشگاه صنعت نفت انجام داده اید مشخص شده مالچ نفتی هیچ اثرات منفی محیط زیستی ندارد اما بسیاری از کارشناسان معتقدند این روش در دنیا در حال منسوخ شدن است ؟و آنها به سمت فناوری های دیگری حرکت می کنند ؟

بله ما هم به دنبال فناوری های نوین هستیم اما اولا استفاده از مالچ نفتی ،طبق تحقیقات پژوهشگاه صنعت نفت که باپیشرفته ترین متدها انجام شده مشخص گردید که این مواد اثرات سوئی بر جانوران ،گیاهان و محیط زیست ندارد و اعداد و ارقام آن هم مشخص موجود است . اگر جایی نیز آلودگی ایجاد شده پایین تر از حد استاندارد بوده است و به آستانه زیان نرسیده است .

آیا بر روی مواد دیگری در این زمینه تحقیق صورت می گیرد ؟

بله ما هم شدیدا به دنبال این هستیم که مواد جدیدی را پیدا کنیم و از آن ها استفاده کنیم . برخی دوستان موادی را تولید کرده اند که بارها آزمایش کردیم و به نتیجه مثبتی نرسیدیم برخی دیگر ته مانده انبارهای نفت را آورده بودند که بعد از آزمایش متوجه شدیم با آب شسته می شود ، لذا با بارش یک باران سیل تمام آن از بین می رود . شرکت دیگری ادعا کرد محصولی تحت عنوان کود معجزه آسا درست کرده است . چیز بسیار خوبی بود و وقتی با ماسه ترکیب می شد بسیار محکم می شد و چیزی شبیه سمباده را ایجاد می کرد اما وقتی آب بر روی آن ریخته می شد شسته و از بین می رفت . یا نوعی پلیمر را معرفی کردند که آزمایش کردیم و موفق نبود . ما از هر طرحی که هزینه اش قابل تامین باشد استقبال می کنیم.

آیا مالچ با درختان مشکلی ندارد ؟

نه خیر به دو صورت ما آزمایش هایی در سطح وسیع انجام داده ایم یکی اینکه اول مالچ پاشی کرده و بعدا درخت کاری کرده ایم و دوم در منطقه ای که درخت کاری شده بود مالپچ پاشی کردیم و در هر دو صورت مشکلی به وجود نیامد . چنین عملی در مناطقی از زابل ، بندر عباس ، خوزستان انجام شده است .

فعالیت شما الان در چه مناطقی بیشتر است ؟

در حال حاضر در 4 استان هرمزگان ، خوزستان ،کرمان ، سیستان و بلوچستان فعال هستیم . در گذشته در دو استان خراسان رضوی و اصفهان هم فعالیت هایی داشتیم ولی متوجه شدیم که در این استانها می شود پروژه های کم هزینه تری هم انجام داد لذا این پروژه ها از این استانها حذف شد .

آیا هنوز بیابان زایی در ایران هنوز وجود دارد ؟

بله شدیدا . به خصوص که تغییرات اقلیمی هم بر این امر تاثیر گذاشته است

آیا مشخص است که سالانه چه مقدار از زمین های ایران به بیابان تبدیل می شود ؟

هیچ آمار کارشناسی در این زمینه وجود ندارد . یکی از اساتید دانشگاه گفته بود که سالانه یک درصد از زمینهای کشور ما به بیابان تبدیل می شود . من مکاتبه کردم که مبنای این عدد و رقم چیست اما پاسخی به ما داده نشد.

البته به لحاظ آماری در تمام زمینه ها در کشور مشکل داریم ؟

البته ،به عنوان مثال یک پروفسور ترکمستانی پس از مشاهده فعالیتهای ما گفت شما ایرانی ها در زمینه بیایان زدایی کار های زیادی انجام داده اید اما حرفی برای گفتن ندارید . یعنی نمی توانید آنچه را که انجام داده اید بر بروی کاغذ بیاورید . به همین جهت یکی از کارهایی که ما داریم انجام می دهیم مستند سازی فعالیتها است . خوشبختانه به جاهای خوبی هم رسیده ایم .

طاهره ساعدی

http://www.reporter.ir/archives/88/4/006082.php

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

بیابان ها و کویرهای ایران و جهان

گردآورنده : حجت الله مومنی

منبع : راسخون

sبیابان های ساحلی بصورت نواری شرقی- غربی با پهنایی نابرابر از بندر گواتر در مشرق تا خوزستان در جنوب غرب ایران در سواحل شمالی دریای عمان و خلیج فارس گسترده شده است.بزرگترین مشخصة این بیابان ها که مهمترین عامل تفکیک آنها از بیابان های داخلی نیز می باشد، وجود رطوبت نسبی بالا به ویژه در فصل گرم به علت مجاورت با اقیانوس هند و جهت بادهای مرطوب دریایی در فضای این بیابان می باشد. همچنین وجود کویرها و بیابانهای پراکنده ای در مناطق غرب و مرکز غربی ایرانو همچنین جنوب کوههای زاگرس وجود دارند که در تقسم بندی سایت در این قسمت گنجانده شده اند. از جمله این بیابانها می توان به کویر میقان اراک اشاره کرد.

ترکمن صحرا

ترکمن صحرا در شمال شرقی ایران است و شامل شهرهای گنبد کاووس، بندر ترکمن، آق‌قلا، مراوه‌تپه، کلاله، سیمین‌شهر، گمش‌تپه، نگین‌شهر، انبار آلوم و داشلی برون، بجنورد، درگز و اطراف تربت جام می‌‌باشد. اکثریت نسبی جمعیت ترکمن صحرا را ترکمن‌ها تشکیل می‌‌دهند که مردمانی ترک زبان و مسلمان(اهل سنت حنفی) می‌‌باشند. ترکمن‌صحرا جلگه‌ای است رسوبی و نسبتاً هموار که از عقب‌نشینی دریای خزر و تجمع رسوبهای رودهایی نظیر اترک و گرگان به وجود آمده است. این جلگه عریضترین بخش جلگه‌های خزری است که شمال استان‌های گلستان و خراسان شمالی را در بر می‌گیرد، این منطقه بین عرضهای جغرافیایی ۳۶ درجه و ۳۰ دقیقه (جنوب گرگان) تا ۳۸ درجه شمالی (چات) و نیز طولهای جغرافیایی ۵۳ درجه و ۵ دقیقه (بندرترکمن) تا ۵۶ درجه شرقی (مراوه تپه) در استان گلستان قراردارد (بدون احتساب شمال خراسان).

از لحاظ موقعیت جغرافیایی این منطقه از مغرب به دریای خزر و از شمال به جمهوری ترکمنستان محدود می‌شود که با طول ۴۰۰ کیلومتر از غرب به شرق گسترده است و از مشرق به خراسان و منطقه نیمه‌خشک بجنورد و دره‌گز و از جنوب به کوهپایه‌های جنگلی البرز شمالی محدود است. شیب زمین از جنوب به شمال و از شرق به غرب در امتداد شبکه آبها و رودهایی که به دریای خزر می‌ریزد کاهش می‌یابد.

زمین‌شناسی و خاک

این منطقه از رسوبات آبرفتی دوران چهارم زمین‌شناسی انباشته شده است که بهترین منبع ذخیره‌کننده آب زیرزمینی است. این آبرفتها دارای بافت سست و ریز بوده، درجه سختی آنها بسیار کم است (رس، ماسه، مارن) و در نتیجه نه آنچنان ریز چسبنده است و نه آنچنان سخت و سنگی، بلکه برای رویش گیاه و نفوذ آب امکانات را دارد. بغیر از چند تپه ماسه‌ای (نهشته‌های بادی از نوع لُس) ناهمواری چندانی در سطح دشت مشاهده نمی‌شود. تپه‌هایی که در سطح منطقه است به زبان محلی قره‌دفه (سیاه‌تپه)، قیزلاردفه (تپه دختران)، یاریم‌دفه (نیم‌تپه)، کوموش‌دفه (تپه‌نقره‌ای) و… نامیده می‌شوند که البته این تپه‌ها از نظر تغییرات اقلیمی و رویش گیاهی نقش تعیین‌کننده‌ای ندارند.

ارتفاع دشت که در ساحل دریا (بندرترکمن) ۲۰- متر است به سمت مشرق در حوالی گوکجه‌داغ در شمال‌شرق گنبد به ارتفاع بیش از ۵۰۰ متر افزایش می‌یابد. از سمت مشرق، منطقه ناهموار کلاله، مینودشت، گلیداغ، قره‌بلخان، مراوه‌داغ و حصارچه شروع شده و کم‌کم به تپه‌های جنگلی البرز شمالی و خراسان غربی متصل می‌شود. خاک منطقه از جنوب به شمال از نظر هوموس و میزان باروری فقیرتر می‌شود تا جایی که خاکهای مرغوب مناطق جنوبی جای خود را به خاکهای شور و بیابانی حوالی‌ رود اترک و نوار مرزی در شمال استان گلستان می‌دهد. سطح دشت پوشیده از خاکهای قهوه‌ای رسوبی نسبتاً ریز بافت است که امکان رویش علف و بوته‌ها شامل چمن و گیاهان نیمه‌خشک را فراهم آورده است. در این نوع خاک امکان کشت غلاتی نظیر گندم و جو و گیاهانی مثل پنبه، برنج و سبزیجات کاملاً فراهم است که علاوه بر تولید مواد غذایی، مقداری مرتع مصنوعی هم برای دامها فراهم می‌شود (بقایای گندم و سایر محصولات زراعی). در بخش شوره‌زارهای شمال و شمال‌غرب و در قسمت غرب دشت در حدود اترک‌رود- که شهر گنبدکاووس در آن واقع است- نوعی بیابانی وجود دارد.

آب و هوا

این منطقه از لحاظ آب و هوایی، پوشش گیاهی، خاک و زندگی جانوری از سایر مناطق شمال کشور (گیلان و مازندران) متمایز است و این با کاهش ریزشهای جوی، رطوبت نسبی هوا و افزایش درجه حرارت از غرب به شرق مشخص می‌شود به طوری که برای مثال می‌توان اختلاف ریزشهای جوی را که در بابلسر۸۶۸ میلیمتر است و در گرگان به ۶۳۵ میلیمتر و در حوالی گنبد به ۴۷۲ میلیمتر کاهش می‌یابد در نظر گرفت، (سالنامه هواشناسی کشور- سال ۱۳۶۳) این اختلافات از ترکیب آب و هوایی منطقه ناشی می‌شود و از دیدگاه هواشناسی خود بخشی جداگانه است اما پدیده‌هایی از قبیل دوری از ارتفاعات البرز، کاهش رطوبت بادهای غربی و عبور جریانهای هوایی سرد و خشک سپری از صحرای قراقوم را که بسیار کم باران است باید موثر دانست. ضمن اینکه شمال این منطقه ادامه صحرای خشک و نیمه‌خشک جمهوری ترکمنستان است. ماه بهمن پربارانترین و ماه تیر خشک‌ترین ماه سال در این منطقه است. درجه حرارت نیز از مغرب به مشرق افزایش می‌یابد به طوری که در تابستان در بعضی از نقاط صحرایی دمای بیش از ۴۰ درجه سانتیگراد نیز مشاهده شده است.درجه حرارت نقاط مختلف یکسان نیست.

هر چه از غرب به شرق و از جنوب به شمال برویم بر دمای محیط افزوده می‌شود. برای نمونه با توجه به یافته‌های هواشناسی دو ایستگاه گرگان و گنبدکاووس می‌بینیم که میانگین دمای سالانه گرگان ۳۵/۱۷ درجه سانتیگراد و گنبد کاووس ۶/۱۷ درجه سانتیگراد است. با توجه به اینکه ارقام مربوط به میانگین دمای سالانه در یک نقطه نمی‌تواند گویای وضعیت کلی دما در آن منطقه باشد باید به ارقام حداکثر و حداقل مطلق (بیشینه و کمینه) دمای سالانه نیز توجه کرد. کمترین دمای سالانه ایستگاه گرگان ۶/۹- درجه سانتیگراد و در ایستگاه گنبد ۵/۱۴- درجه سانتیگراد در دیماه گزارش شده است. بیشترین دمای سالانه نیز در ایستگاه گرگان در تیرماه ۶/۴۳ درجه سانتیگراد و در ایستگاه گنبد در تیرماه ۴۶ درجه سانتیگراد ثبت شده است.

از نظر تعداد روزهای یخبندان در سال نیز در نقاط گوناگون استان تفاوتهایی مشاهده می‌شود به طوری که در ایستگاه گرگان ۱/۱۳ روز و در ایستگاه گنبد ۸/۳۰ روز در طول سال یخبندان ثبت شده است. همچنین تعداد ماههای همراه با یخبندان در ایستگاه گرگان ۵ ماه و در ایستگاه گنبد ۶ ماه گزارش گردیده است بنابراین بارز است که بیشترین میزان تبخیر در نواحی شمالی و کمترین میزان در نواحی جنوبی صورت می‌گیرد. سردترین ماهها در منطقه دی و بهمن است با ۷/۱ و ۴/۰- درجه سانتیگراد در ایستگاه گنبد ثبت شده است و گرمترین ماهها خرداد، تیر و مرداد به ترتیب با ۲/۳۱، ۱/۳۷ و ۲/۳۳ درجه سانتیگراد است. اختلاف از نقطه‌ای به نقطه دیگر را باید بیشتر معلول عوامل محلی مانند اختلافات ارتفاع یا بادهای محلی دانست. بادهای مرطوب غربی از جمله بادهای غالب منطقه است که در طول زمستان از غرب به شرق و جنوب‌شرقی می وزد و اغلب باران‌زاست. از دیگر بادهای منطقه باد سرد و خشک شمال‌شرقی است که از سیبری می وزد و فاقد رطوبت است و در منطقه به نام محلی ترکمنی «سورتیک» (Sortik) شناخته می‌شود.

طبق آمار، اختلاف درجه حرارت فصلی به وضوح در منطقه ترکمن‌صحرا مشهود است و پاییز و زمستان آن مرطوب است. از اینرو شمال این منطقه (بخش شمالی بندرترکمن، گنبدکاووس، مراوه‌تپه و آق‌قلا) جزو قلمرو آب و هوای نیمه‌بیابانی یا نیمه‌خشک قرار می‌گیرد و مناطق جنوبی این منطقه (از جمله جنوب بندرترکمن و جزیره آشوراده) جزو مناطق معتدل با آب و هوای شبه مدیترانه به حساب می‌آید و هر چه از مشرق به طرف غرب ترکمن‌صحرا برویم آب و هوا معتدل‌تر می‌شود.

منابع آب

مهم‌ترین منابع آبی در سطح ترکمن‌صحرا رودهایی دائمی هستند که عبارت‌اند از: ۱- رود گرگان: مهم‌ترین رود صحرای ترکمن است که از کوه آلاداغ(حوالی بجنورد) سرچشمه می‌گیرد و در جهت شرق به غرب جریان یافته، در مسیر خود تا شرق منطقه گوکلان(از مناطق کوهستانی گنبد) با عمق نسیتاً زیاد عبور می‌کند، سپس وارد دشت گرگان شده، از شهرهای گنبدکاووس و آق‌قلا عبور کرده پس از طی حدود ۳۰۰ کیلومتر در حوالی خواجه‌نفس از توابع بندرترکمن به دریای خزر می‌ریزد.

به علت پایین بودن سطح آب رود گرگان، استفاده از آن در امور زراعت تنها به‌وسیله تلمبه یا سد امکان دارد. آب آن بسیار گل‌آلود بوده، مهم‌ترین منبع آبی مردم این منطقه برای زراعت و مصرف دامها است. سد مخزنی خاکی وشمگیر که حدود ۵۰ هکتار از اراضی اطراف را مشروب می‌سازد بر روی این رود احداث شده است. ۲- رود اترک: به طول ۵۰۰ کیلومتر، از بزرگ‌ترین رودهای ایران است که از دامنه‌های غربی کوه هزارمسجد(حوالی قوچان) سرچشمه گرفته و از شرق به غرب به موازات رود گرگان جریان یافته، پس از عبور از دره‌های کوهستانی و تنگه‌های باریک در شرق، با یک قوس به سوی دشتهای ساحلی تغییر جهت می‌دهد و در خلیج حسنقلی به دریای خزر می‌ریزد. اهمیت این رود به سبب مشروب کردن اراضی خشک و نیمه‌خشک ایران و جمهوری ترکمنستان است. ۳- رود قره‌سو: این رود از کوههای شرقی گرگان سرچشمه گرفته و پس از طی مسیری از شرق به غرب به طول هشتاد کیلومتر به خلیج گرگان در دریای خزر می‌ریزد. رود قره‌سو به علت موقعیتش، آب تمام رودهای کوچک حوضه خود را که در دامنه شمالی البرز جریان دارد به طرف خود می‌کشاند که بدین ترتیب دشت گرگان و رود اترک در قسمت سفلای خود سهمی از آبهای دامنه شمالی البرز دریافت نمی‌کنند.

چنین وضعی باعث ظهور دو منطقه متباین طبیعی در دو سوی شمالی و جنوبی آن شده است که جنوب آن دارای جنگلهای انبوه و شمال ان با مشخصات دشت شامل چمنهای موقتی و علفزار است.

پوشش گیاهی

پوشش گیاهی ترکمن صحرا به عملکرد پدیده آب وهوایی، ارتفاع و موقعیت جغرافیایی و خاک منطقه ارتباط مستقیم دارد و این میان، خاک، درجه حرارت و رطوبت از مهم‌ترین عوامل تعیین کننده در نوع و زمان رشد گیاهان منطقه به شمار می‌رود.

پوشش گیاهی شمال گرگانرود نسبت به جنوب آن فقیرتر است و اغلب گیاهان‌شورپسند و مقاوم در برابر خشکی نظیر اشنیان و گز که برای پرورش شتر و بز و تا حدودی گوسفند مناسب است می‌‌روید و برعکس در جنوب رود گرگان، پوشش گیاهی بسیار غنی است و انواع گیاهان چمنی و تیره گندمان نظیر جو خودرو، به علاوه گیاهان متنوع دیگر نظیر برموس، فالاریس و دم در آن می‌روید که برای پرورش گوسفند و گاو مناسب است.

زندگی جانوری

جانوران این منطقه از انواع جانوران منطقه نیمه بیابانی تا جنگلی (طوقه جانوری پاله آرکتیک) است و می‌توان از گرگ، روباه و کفتار، خرگوش، موش صحرایی، جوجه تیغی، مار و آهو در بخش شرقی آن، پرندگانی مثل اردک و غاز در مردابها و چمنزارهای مرطوب، کبوتر چاهی، گنجشک، سار، دراج و قرقاول در بخش جنوبی و تیره‌های مختلف شاهین و عقاب در شمال منطقه نام برد.

در رودها و آبهای ساحلی دریای خزر نیز انواع ماهیهای شمال ایران به فور یافت می‌شود که صید آنها مشغله اصلی مردم بندر ترکمن، خواجه نفس و کمش تپه است.

به علت قرارگرفتن ترکمن صحرا بین مناطق مرطوب و جنگلی البرز شمال و خشک و بیابانی ترکمنستان در شمال و منطقه نیمه خشک مرتفع در شرق بجنورد، تربیت انواع دامها در این منطقه مقرون به صرفه است. از جمله: ۱- اسب و گاو که در مناطق چمنزار و آب کافی تربیت می‌شود (جنوب گرگان و شرق گنبد) ۲- گوسفند و بز که در مناطق نیمه خشک استپی و نیمه مرطوب تربیت می‌شود. (بخش‌های مرکزی، جنوبی و شرقی منطقه) ۳- شتر که در شمال رود گرگان و بخش‌های شمالی منطقه بویژه ریگزارها و شوره‌زارهای شمال و شمال شرقی که دارای هوای خشک و رطوبت کم است تربیت می‌شود.

به تبعیت از ویژگیهای آب وهوایی، پوشش گیاهی، ارتفاع و زندگی جانوری این منطقه را می‌توان به سه بخش اکولوژیکی تقسیم کرد:

۱- منطقه جنوبی که ناحیه‌ای جنگلی و مرطوب است با بارش سالیانه بیش از ۵۰۰ میلی‌متر و از نظر شکل زمین عموماً به شکل تپه است که کم‌کم‌ به دامنه‌های ملایم البرز شمالی وصل می‌شود و مهم‌ترین منطقه پرورش گاو و گوسفند است.

۲- منطقه مرکزی شمال علی‌آباد، رامیان و گوکلان که بخش وسیعی را به نام دشت گرگان دربرمی‌گیرد و بین منطقه جنوب و رودگرگان واقع است که مهم‌ترین بخش زراعی منطقه نیز به شمار می‌رود. اقلیم معتدل و نیمه‌خشک مشخصه بارز این حوزه است و پوشش گیاهی آن نیز چمن و استپ نیمه‌خشک است.

۳- منطقه شمالی که بین رودهای گرگان و اترک واقع شده؛ گنبد کاووس، آق قلا، مراوه تپه، داشلی برون، بندر ترکمن و کمش تپه را دربرمی‌گیرد که محل اصلی سکونت اقوام ترکمن است و کشت غلات و پرورش اسب و گوسفند در آنجا رایج است (بیگدلی، محمدرضا.ترکمنهای ایران. پاسارگاد. ۱۳۶۹)

شناخت تاریخی

منطقه ترکمن صحرا و دشت گرگان تاریخی بسیار کهن دارد. این منطقه به علت همجواری با شهرها، مناطق باستانی معروفی چون داهه (دهستان) ،نیشابور، مرگیانا (مرو)، نیسا (نسا)، تپورستان (طبرستان) و کومش از زمانهای قدیم مورد توجه بوده است و در طول زمانهای مختلف محل سکونت و زیست اقوام مختلف ایرانی بوده است.این سرزمین تا سده 17 به طور کامل ایرانی زبان بود اما در پی مهاجرت‌های افسارگسیخته عشایر بیابانگرد ترکمن امروز به صورت سرزمینی با اکثریت ترکمن زبان درآمده است.

قدیمی‌ترین یافته‌های باستان‌شناسی منطقه شمال سفالینه‌ها و دست ساخته‌های بشر (که در شمال شهرستان گنبد کاووس یافته شده) پیشینه سکونت و زیست در این منطقه را به بیش از هفت هزار سال پیش می‌رساند.

در منطقه ترکمن صحرا، شهرستان ترکمن با دارا بودن ویژگیهای مختلف از نظر تاریخی دارای اهمیت بسزایی بوده است. با وجود جدیدالتأسیس بودن بندر ترکمن، شهرستان ترکمن دارای پیشینه تاریخی کهنی است.

وجود گورستان و تپه باستانی کمیش تپه کوچک، دیوار تاریخی گرگان (دیوار قزل آلان) در شمال شهرستان،‌جزیره آبسکون، جزیره مهم و استراتژیک آشوراده در غرب بندر ترکمن و غیره پیشینه سکونت در این شهرستان را به سالیان بسیار دورتر برمی‌گرداند.

شوره زار آلاگل

نام انگلیسی : alagul Wetland

نام فارسی : شوره زار آلاگل

تالاب آلاگل در شرق جاده آق قلا به اینچه برون واقع گردیده که مساحت آن در زمان پرآبی به 2500 هکتار می رسد . این تالاب همانند تالاب های آجی گل و آلماگل از رودخانه مرزی اترک و زهکشهای طبیعی تامین می شود . محیط های پیرامونی تالاب با پوشش نی و جگن و درختچه های گز پوشیده شده است . بستر قالب دراکثر نقاط پوشیده از پوشش سبز جلبک می باشد . هر ساله در فصل مهاجرت هزاران پرنده به این تالاب و دیگر تالاب های استان می آیند که از انواع قو – فلامینگو – اردک – پرستو – قازها می توان نام برد .

انگیزه های جذب گردشگر

این تالاب به دلیل قابلیت و اهمیت بین المللی که دارد از لحاظ اکوسیستم طبیعی و اکوسیستم آبی قابل استفاده برای گردشگران و علاقمندان ورزش های آبی – ماهی گیری و ... می باشد .

مجموعه تالاب‌های آق‌قلا و اترک

این مجموعه در قسمت جنوبی رودخانه اترک واقع شده و مشتمل بر تالاب‌ها و مرداب‌های اینچه، آلماگل، آلاگل، اینجه برون، بی‌بی شیروان، آجی‌گل، نمک و دانشمند است که مجموع مساحت آنها هزارو دویست و پنجاه هکتار تخمین زده می‌شود. برخی از این تالاب‌ها از جمله تالاب‌ آلاگل در فهرست کنواسیون تحقیقات بین‌المللی پرندگان آبزی و مهاجر در سال هزارو سیصدوپنجاه به ثبت رسیده است.فاصله تالاب‌ها از یکدیگر بسیار نزدیک است و آب و هوای محدوده آنها مدیترانه‌ای گرم با تابستان‌های خشک و گرم و زمستان‌های ملایم می‌باشد. سطح آب تالاب‌ها در زمان پرآبی به بیش از دوهزارو پانصد هکتار نیز می‌رسد. این مساحت به عواملی نظیر میزان آب ورودی و خروجی، به اقلیم و دیگر عوام محیطی بستگی دارد. آب این تالاب‌ها از رودخانه‌ اترک تأمین می‌شود.تالاب‌های یاد شده محل زیست پرندگان مهاجر متنوعی است که از جمله آنها می‌توان به فلامینگو‌ها ، قوها، غازها، حواصیل و... اشاره کرد. فصل شکار طبق تقویم اداره محیط‌زیست از اول پاییز تا آخر زمستان هر سال و هر هفته دو روز(چهارشنبه و جمعه) می‌باشد.از ماهیان این تالاب‌ها نیز می‌توان به کولی، اورنج، سیم‌پرک و شیشه ماهی اشاره کرد که فصل صید آن طبق مجوز اداره محیط‌زیست گنبد از پانزده اردیبهشت تا پانزده اسفند ماه هر سال می‌باشد.از آنجا که این مجموعه‌ تالاب‌ها و مرداب‌ها دارای راه‌های دسترسی، محوطه‌های اطراق، چشم‌اندازهای دشتی، مرغزارهای وسیع و پرندگان بومی و مهاجر، همچنین استفاده‌های طبی می‌باشند، قابلیت‌های فوق‌العاده‌ای را برای ایجاد یک کانون توریستی فراهم می‌کنند. شکار و صید بی‌رویه، چرای دام، وارد کردن گونه‌های غیر بومی، قطع اشجار و... ازجمله عوامل تهدیدکننده این تالاب‌ها به شمار می‌آیند.

صحرای بزرگ آفریقا

صحرای بزرگ آفریقا بزرگترین صحرای گرم جهان در شمال آفریقا با مساحتی حدود ۹ ملیون کیلومتر مربع و قدمتی معادل دو و نیم ملیون سال واقع شده است.

این صحرا از غرب به اقیانوس اطلس , از شمال به کوه‌های اطلس و دریای مدیترانه, دریای سرخ و مصر در شرق و از جنوب به سودان و درهٔ رود نیل محدود می‌‌شود. صحرای بزرگ آفریقا قاره را به دو قسمت شمال و منطقه زیر صحرا تقسیم می‌کند.انسان در لبه‌های صحرا به مدت ۵۰۰,۰۰ سال زیسته است.[نیاز به ذکر منبع] در طول آخرین دوره یخبندان این منظقه بسیار مرطوب تر بود، چیزی همانند وضعیت امروزی شرق آفریقا. آثار حکاکی انسان شامل جانوران آبی مثل کروکدیل در این محل یافت شده است.فسیل های دایناسور هم آثار دیگری است که کاوشگران در این بخش یافته اند.اما امروزه به جز نواحی کوچکی در اطراف درهٔ رود نیل و بخشهای مجزای کوچک دیگر, این ناحیه عاری از پوشش گیاهی سبز است.حدود دو و نیم ملیون نفر در این ناحیه زندگی می‌کنند که اکثرا مردمان کشورهای موریتانی,مراکش و الجزیره هستند.

کویر ربع‌الخالی

رُبع‌الخالی منطقه‌ای بیابانی و شنی بزرگی است در جنوب شرقی شبه جزیره عربستان، مردم محل آن را به " ربع عرب الخالی " می‌‌نامند اما بیشتر مردم آن را به نام " ربع‌الخالی " می‌‌شناسند.

باور مردم بر آن است که ربع‌الخالی تنها از گرما و خشکی و تپه‌های شنی ایجاد شده است. منطقه‌ای بسیار گسترده‌ای است که قسمت بزرگی از خاک عربستان سعودی و عمان و امارات متحده عربی را در بر گرفته است. بعضی از تپه‌های شنی در ربع‌الخالی تا ارتفاع 240 متر می‌‌رسد، و گستره این تپه‌ها تا مسافت 50 کیلومتر ادامه یافته است. ربع‌الخالی جایی بسیار گرم است و دمای هوا در آن در تابستان تا حدود 55 تا 60 درجه سانتیگراد می‌‌رسد. در این وقت از سال کوچگردان (بدویان) ساکن ربع‌الخالی از آنجا کوچ می‌کنند و به نزدیک دریا می‌‌روند و از گرمای شدید و هوای خشک ربع‌الخالی دور می‌‌شوند، چونکه در نزدیکی دریا هوا لطیف تر است از هوای خشک و باد سوزان ربع‌الخالی. اما در زمستان دمای هوا در ربع‌الخالی گهگاه به 10 درجه سانتیگراد زیر صفر نیز می‌‌رسد و سرمایش استخوان‌سوز است. ربع‌الخالی مشهور است به باد و طوفانهای بسیار قوی و شدید در زمستان و تابستان، بنا براین در تمام سال در ربع‌الخالی گرد و خاک برپاست وآن تپه‌های ریگ روان و تلماسه‌ها در حال حرکت می‌‌باشند در اثر این بادهای موسمی. همچنین این بادهای شدید از گرمای تابستان کاهش می‌‌دهد و به سرمای زمستان افزایش. در ربع‌الخالی باران خیلی کم می‌‌بارد. اما در فصل زمستان بعضی از گلهای بهاری و درختان کوچک می‌‌روید ولی در اثر گرما و کم آبی بزودی خشک می‌شود و در اثر خشکی که سرتاسر ربع‌الخالی را فرا گرفته است.

بیابان گبی

بیابان گبی یک منطقه بیابانی بزرگ در شمال چین و جنوب مغولستان است. لغت گبی در زبان مغولی به معنای بیابان می‌باشد. این بیابان از اطراف با رشته کوه آلتای و چمنزارها و استپ های مغولستان در شمال، فلات تبت در جنوب غربی و دشت چین شمالی در جنوب شرقی احاطه شده و از دیدگاه بوم‌شناسی و جغرافیایی به چند منطقهٔ متمایز و منفک تقسیم می‌شود که از نظر تغییرات جوی و نیز از لحاظ موقعیت مکانی با یکدیگر متفاوت هستند. این بیابان به عنوان خاستگاه امپراتوری بزرگ مغول و در بر دارندهٔ چند شهر مهم واقع در جاده ابریشم در طول تاریخ حائز اهمیت فراوان بوده است.

بیابان لیبی

بیابانی در شمال شرقی آفریقا، بخش شمال شرقی صحرا، در شرق لیبی، غرب مصر و شمال غربی سودان قرار دارد. در مصر آن را بیابان غربی می شناسند. منطقه ی خشکی از تپه های شنی و پهنه های سنگی که در نقطه تلاقی مرزهای لیبی، مصر و سودان تا ارتفاع 1907 متر ارتفاع می یابند.

واحه های این بیابان، آل کوفراه و آل جغبوب در لیبی و سیوا و بحریه در مصر را شامل می گردد. ضمناً ذخایر معدنی عمده ای از نفت و گاز طبیعی در حاشیه ی شمالی این بیابان واقع شده اند.

بیابان آتاکاما

سرزمین خشکی درشمال شیلی که از غرب با کوهستان های حاشیه ای اقیانوس آرام و درشرق با رشته کوه های آند محدود می گردد. با بارشی که دو یا چهاربار درطول یک قرن ایجاد می شود، آتاکاما یکی ازمناطق بیابانی جهان به شمار می رود. این فقدان بارندگی درنتیجه ی وارونگی دما حاصل می شود. جریان آب سرد همبولت که از سمت قطب حرکت می کند، هوای سردی را درسطح آب پخش می کند، و درنتیجه ی آن هوای گرم سطوح بالا مهار می گردد. این وارونگی تولید مه نموده اما فاقد هرگونه بارندگی می باشد. بنابراین، به جز چند واحه که آبیاری می شود، پوشش گیاهی آتاکاما به شدت تنک و پراکنده است. همچنین علیرغم نزدیکی این بیابان به مدار استوا، وارونگی دما باعث حفظ درجه حرارت های پایین دراین سرزمین می گردد. مثلآ شهری مانند آنتو فاگاستا، باوجود اینکه 1700 کیلومتر نزدیک تراز سانتیاگو به خط استوا می باشد اما درجه حرارت های مشابهی رادارند.

بیابان سونورا

بیابان سونورا (به انگلیسی: Sonoran Desert) بیابانی است در امریکای شمالی که در دو سوی مرز ایالات متحده امریکا و مکزیک قرار گرفته‌است.این بیابان بخش‌های بزرگی از ایالت‌های آریزونا و کالیفرنیا در امریکا و ایالت سونورا در مکزیک را می‌پوشاند. سونورا با مساحت 311000 کیلومتر مربع یکی از بزرگترین و گرمترین بیابان‌های بخش شمالی قاره آمریکا است. این بیابان گونه‌های زیادی از گیاهان و جانوران کمیاب را در خود جا داده‌است از جمله کاکتوس ساگوارو.

کویر مرنجاب

نام انگلیسی : maranjab desert

نام فارسی : بیابان مرنجاب (بند ریگ)

کویر مرنجاب در شمال شهرستان آران و بیدگل از توابع شهرستان کاشان در استان اصفهان قرار دارد . این کویر از شمال به دریاچه نمک آران و بیدگل , از غرب به کویر مسیله و دریاچه های نمک حوض سلطان و حوض مره , از شرق به کویر بند ریگ و پارک ملی کویر و از جنوب به شهرستانهای آران و بیدگل و کاشان محدود می شود .

ارتفاع متوسط کویر مرنجاب از سطح آبهای آزاد در حدود 850 متر می باشد . قسمت عمده این کویر پوشیده از تپه های شنی و ریگزار است . کویر مرنجاب از نظر پوشش گیاهی بسیار غنی است . عمده پوشش گیاهی منطقه شامل گیاهان شور پسند از جمله درختهای گز و تاق و بوته های قیچ است .

پوشش جانوری منطقه به دلیل وجود آب و غذای فراوان بسیار غنی است . از جمله حیوانات موجود می توان به گرگ , شغال , کفتار , روباه شنی , گربه شنی , بزمجه , آفتاب پرست , انواع مارمولک , مار , عقرب , تیهو , عقاب , شاهین و ... اشاره کرد . در سال اخیر یک جفت پلنگ نیز در منطقه مرنجاب مشاهده شده است .

نقاط دیدنی :

کویر مرنجاب یکی از زیباترین نقاط کویری ایران محسوب می شود . تپه های شنی بلند و جنگلهای تاق جلوه زیبایی به این منطقه بخشیده است . دریاچه نمک آران و جزیره سرگردان از دیگر نقاط دیدنی منطقه محسوب می شوند . چاه تاریخی دستکن در قسمت شرق کویر , محل آبشخور شترهای کاروانها بوده است . کاروانسرای مرنجاب که به دستور شاه عباس صفوی در کنار قنات مرنجاب بنا نهاده شده از جمله آثار تاریخی موجود در منطقه می باشد .

راه های ورود به منطقه :

مسیر اول : مسیر شهر آران به سمت پادگان و سپس جاده خاکی مرنجاب که پس از طی مسافتی در حدود 45 کیلومتر به مرنجاب می رسد

مسیر دوم : مسیر پارک ملی کویر است که از پیشوا آغاز شده و سپس مبارکیه (15 ک.م.) - قصر بهرام (60 ک.م) - کاروانسرای سفیدآب (80 ک.م.) - و سپس مرنجاب (50 ک.م.) می باشد . شایان ذکر است تردد در این جاده تا سفیدآب نیاز به مجوز از سازمان حفاظت از محیط زیست استان سمنان دارد .

مسیر سوم : مسیر کاشان به ابوزیدآباد سپس کاروانسرای سفیدآب و مرنجاب می باشد .

نقشه هوایی کویر مرنجاب و منطقه بندریگ :

کویر مسیله

نام انگلیسی : masileh playa

نام فارسی : کویر مسیله

وسعت کویر مسیله بیش ازده هزار هکتار می باشد ودرحال حاضر قسمتهای عمده آن پوشیده ازدرختان گز وتاغ می باشد ودرحقیقت یکی ازمراکز کویری جنگلی ایران محسوب می شوند بدلیل ارتفاع پایین دشت مذکور ( حدود 800 متر ازسطح دریا) ازسایر نقاط اطراف شیب ملایم دشتها وارتفاعات شهرقم واراضی شمالی دشت مذکور به طرف دشت می باشد همچنین دریاچه نمک و کویر مسیله مصب دو رودخانه مهم مرکزی ایران یعنی رودخانه قمرود ( اناربار) ورودخانه قره چای می باشد.درروزگار نه چندان دور حدود 50 سال پیش دشت مذکور دارای یکی ازبهترین مراتع استپی ودشتی بوده به گونه ای که محل چرای اسبهای دولتی درآن زمان بوده ونیز رمه های بزرگ گوسفند وشتر دردشت مذکور به چرا پرداخته اند علاوه برمراتع خوب درسالهای گذشته دشت مسیله یکی ازبزرگترین تولید کنندگان غلات (گندم ، جو و...) دربخش مرکزی ایران بوده است.

ازنظر زیستگاهی دشت مسیله ازقدیم الایام زیستگاه آهو وجبیر وگوره خر آسیایی وایرانی بوده است اما درحال حاضر به علت شکار بی رویه ازبین رفتن زیستگاه ها ، تعداد اینگونه حیوانات بسیار کم ونادر است اما قابلیت زیستگاهی منطقه جهت حیوانات ذکر شده همچنان به قوت خود باقی است. منطقه کویر مسیله می تواند زیستگاه مناسبی برای هوبره که ازپرندگان حمایت شده وکمیاب است ( خصوصا" درفصل زمستان) باشد ودرفصل پائیز وزمستان درآبگیرهای دشت انواع پرندگان مهاجر ازقبیل انواع مرغابی وحشی ، اردک ، غاز، فلامینگو ، بازهای شکاری وباقرقره و... دیده می شود درسال گذشته یک گله هفت تایی گورخر ایرانی درکنار دریاچه حوض سلطان مشاهده شده است. وهمچنین مار، روباه وخرگوش نیز درمنطقه وجود دارد. مسیله وکویر قم دوزیسگاه استان وبخشی ازپارک ملی کویر است که مورد حفاظت قرار می گیرد وجود گونه های نادر جانوری نظیر هوبره ، آهو، امکان زیست جانوری مانند یوزپلنگ به اهمیت حفاظت وحراست این منطقه می افزاید افزون براینکه زیستگاههای زیبای موجود دراستان وجود سگ آبی ، انواع پرندگان ومهاجرت انواع غازها، اردکها وپرندگان به اطراف دریاچه حوض سلطان ودریاچه نمک وآشیانه سازی دراطراف مسیل رود قم درنمای زیست بومهای استان بسیار موثر است.

نقاط دیدنی کویر مسیله آفتاب

راه‌هاى ارتباطى تهران به قم: راه شوسهٔ کنونى تهران - قم در سال ۱۸۸۳ میلادى توسط اتابک ساخته شد و انگیزهٔ پى‌ریزى آن پیدایش دریاچهٔ حوض سلطان بود. در مسیر این راه ارتباطى، پل‌هاى تاریخى و کاروان‌سراهایى قرار داشت که به مرور زمان یا تخریب شد یا به کلى از میان رفتند. از قم‌رود به سوى شمال شرقى و به موازات درهٔ قم‌رود، «پل دلاک» قرار داشت که پس از اتصال قم‌رود به قره‌چاى ایجاد شد و منزل اول نیز به نام پل‌ دلاک بود. این پل ۱۶ دهنه داشت که چند دهنه آن ویران شده است. بناى پل از آجر و مربوط به دورهٔ‌ صفویه است و براى برقرارى ارتباط میان قم و مشهد ساخته شده بود. یک راه قدیمى از پل دلاک به طور مستقیم از حاشیهٔ غربى مسیله به سوى ورامین و گرمسار مى‌رود. نام پل برگرفته از اسم یکى از شخصیت‌هاى دورهٔ صفوى است. در شمال این پل، دو ساختمان ویرانه قرار دارد که سابقاً اقامتگاه کاروا‌ن‌ها بود، اوّلى از خشت و گل و شبیه به کاروان‌سراست و دومى از آجر بنا شده و مانند قلعه است. از پل دلاک به سمت شمال، یک راه ارتباطى از بلندى‌هاى باقرآباد مى‌‌گذشت و با عبور از میان چال سلطان، به منزل دوم که کاروان‌سراى حوض نام داشت مى‌رسید. کاروان‌سراى حوض، قلعه‌اى محکم دارد و از آجر بنا شده و در زمان گذشته چند رشته قنات و آب‌‌انبار بزرگ آن را پر مى‌کرد. کاروان‌سراى حوض چندین بار تعمیر شده و هم اینک مسکونى است. کاروان‌سراى دیر: در مسیر راه تهران به قم، پس از حسن‌آباد، راهى به سمت چپ جدا مى‌شود که به بند على‌‌خان و ورامین مى‌رود. این راه در جهت شمال غربى به جنوب شرقى و در شمال رودشور قرار دارد.

۱۲ کیلومتر پیش از بند على‌خان راهى دیگر از جنوب به شمال آن را قطع مى‌کند. اگر راه را به سوى جنوب دنبال کنیم به کاروان‌سراى دیر مى‌رسیم و امتداد آن به طرف شمال از طریق دولت‌آباد به ورامین مى رسد؛ این همان راه قدیمى ساسانى است که اصفهان را به رى وصل مى‌کرد.

کاروان‌سراى کنونى دیر روى ویرانه‌هاى دیرالجص یا دیر گجین یا دیر کردشیر که در تاریخ معروف است، ساخته شده است، ظاهر ساختمان قدیمى به نظر نمى‌رسد. در کناره‌هاى دروازه ورودى کاروان‌سرا، دو برج دو طبقه قرار دارد. داخل این بنا، حیاطى بزرگ است با اتاق‌هاى کوچک که یک در دارد و بدون پنجره است؛ اتاق‌ها روى سکویى قرار دارند، جرزهاى آن آجرى و سقف آن‌ها ضربى است. وسط بدنه‌ها در سه سمت حیاط ایوان‌هایى بزرگ شبیه ایوان‌هاى داخل مسجد قرار دارد که معلوم نیست به چه منظور ساخته شده‌‌اند.

کاروان‌سراى حوض: این کاروان‌سرا از اقامت‌گاه‌هاى بین راهى مسیر تهران - قم محسوب مى‌شد که علاوه بر کاروان‌سرا، قلعهٔ محکمى نیز در آنجا قرار داشت. در شمال کاروان‌سرا، بقایاى قلعه دیگرى که از گل ساخته شده است، وجود دارد.

مجموعهٔ کاروان‌سرا، قلعهٔ اربابى و قلعهٔ روستایى به نام حوض، درگذشته به دلیل آمد و شد زیاد بین تهران - قم و اصفهان از رونق بسیار برخوردار بود. امروزه کاروان‌سرا و قلعهٔ حوض به علت اینکه در محل خروج از مسیر راه اصلى قرار دارد، کارکرد سابق خود را از دست داده است. کاروان‌سراى پل دلاک: این کاروان‌سرا نزدیک پلى که روى رودخانه قره‌چاى در محل اتصال آن به قم‌رود ساخته شده است قرار دارد، از جندق به سوى شمال در ۳۵ کیلومترى منطقه، نخستین‌ کاروان‌سرا دیده مى‌شود که خرابه‌هاى آب‌انبار آن هنوز باقى است.

راه‌هاى قدیمى و پل‌ها: راه‌ها و پل‌هاى قدیمى این منطقه، عموماً از سه دورهٔ تاریخى بر جاى مانده‌اند. هر چند که بیش‌تر این راه‌‌ها در دوره‌هاى بعدى روى همان مسیرهاى قبلى بازسازى و مرمت شده‌اند، اما هنوز شواهد و نشانه‌‌هاى بارز این راه‌ها بر جاى مانده است.قدیمى‌ترین نشانه‌هاى برجاى مانده از راه‌هاى گذشته، راه‌ها و پل‌هاى متعلق به دورهٔ ساسانى است. این‌ها، راه‌هایى بوده‌اند که اصفهان را به رى وصل مى‌کردند.

از بقایاى راه ساسانى بر جاى مانده در این ناحیه، راهى است که از جنوب حوض سلطان - بین دلاک و محمدآباد کاج - مى‌گذشته است. این راه، با پلى که روى رودخانهٔ‌ مسیله در دورهٔ ساسانى ساخته شده بود، از راه‌هاى مهم ارتباطى میان رى و اصفهان محسوب مى‌شد. بقایاى پل مزبور که به پل شکسته معروف است در نزدیکى روستاى کاج هنوز باقى است. ادامه این راه در شمال، از سنگ ساخته شده و به نام سد معروف است و از زمین‌هاى اطراف، دو تا سه متر بلندتر است و ظاهراً سنگ‌فرش بوده است.

پل دلاک نیز که روى رودخانه قره‌چاى بنا شده، داراى ۱۶ دهانه است و بقایاى آن هنوز در این محل پابرجاست. بناى این پل را به دورهٔ صفوى نسبت مى‌دهند که گویا عمدتاً براى برقرارى ارتباط میان قم و مشهد ساخته شد.

یک راه قدیمى دیگر که در شمال سیاه کوه هنوز نشانه‌هاى آن بر جا است، سنگ‌فرشى گسترده است به عرض ۶ تا ۱۰ متر که در زمان خود، از خطوط ارتباطى مهم میان اصفهان و سواحل دریاى مازندران بوده است و آن را به دورهٔ صفوى یا اوایل قاجار نسبت مى‌دهند.

نقشه هوایی کویر مسیله :

کویر مرکزی

کویر مرکزی یا چاله کویر در محدوده جغرافیایی 30/54 تا 57 درجه شرقی و 30/33 تا 30/35 درجه شمالی در مرکز فلات ایران قرار گرفته است . کویر مرکزی پهناورترین کویر ایران است که عرض آن در حدود 400 کیلومتر و طول آن 300 کیلومتر است . این کویر از شمال به دامنه های البرز مرکزی و شرقی و از غرب به جاده ارتباطی دامغان به جندق و کویر ریگ جن , از شرق به کوه های پیر حاجات و ازبک کوه و از جنوب به محور ارتباطی خور-طبس محدود می شود .

دقیقا مشخص نیست که کلمه کویر از چه زمانی وارد زبان پارسی شده است . بعضی معتقدند که کلمه کویر ریشه ای از کلمه کبیر عربی به معنای بزرگ دارد و دشت کویر به معنای دشتی بزرگ و پهناور است .از دیگر کلماتی که می تواند ریشه اصلی کلمه کویر باشد می توان به گور یا کور اشاره کرد . از آنجایی که این منطقه در زمانهای گذشته دارای گله های گورخر بوده است و کور در زبان ساسانی به معنای ساده است می توان به این نتیجه رسید که کویر از ریشه ساسانی کلمه کور گرفته شده است . همچنین کپه یا کفه در پارسی پهلوی به معنی فنجان یا کاسه بوده است و از آنجا که کویر مانند کاسه ای محصور به کوه های اطراف بوده می تواند وجه تسمیه کویر باشد . از دیگر کلمات می توان به کفره اشاره کرد که ریشه عربی دارد و کماکان در صحاری آفریقا به کویرهای آن اتلاق می شود .

زمین شناسان معتقدند که این کویر در زمانهای گذشته دریای کم عمقی به نام تیس بوده است که در مرور زمان و به علت گرمی هوا خشک شده است . در حاشیه شرقی این کویر در نزدیکی شهر بجستان روستایی به نام یونسی وجود دارد که ساکنین آن معتقدند یونس پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در این دریا توسط نهنگ بلیده شده است . وجود رسوبات لایه ای در این کویر فرضیه فوق را براحتی اثبات می کند.

قسمت عمده این کویر (بیشتر در نواحی جنوبی و مرکزی پوشیده از باتلاق و در حواشی شرقی پوشیده از تلماسه ها و یا تپه های شنی می باشد . در قسمتهای غربی, این کویر پوشیده از خاکهای رسی پف کرده عاری از پوشش گیاهی می باشد . ارتفاع متوسط این کویر از سطح آبهای آزاد درحدود 700 متر می باشد که پست ترین نقطه در حدود 650 متر در نواحی مرکزی متمایل به شمال و بلندترین ارتفاع در شمال دریاچه نمک خور و بیابانک در حدود 838 متر می باشد .

در روزگاران گذشته جاده کاروان گذری از طرود به عروسان وجود داشته که به مرور زمان اهمیت خود را از دست داده است . عدم وجود پوشش گیاهی در عمده پهنه این کویر و وجود زمینهای پست باعث شده که کوچکترین بارش سبب ایجاد باتلاقهای مهیبی در این کویر گردد . از این رو عبور از این کویر بدون مطالعات لازم و بررسی دقیق ماه های بارش به هیچ عنوان توصیه نمی شود .

داریوش سوم پس از شکست از اسکندر به این منطقه گریخت و سپس توسط محافظین خود در دشت کویر کشته شد .

دیگر محور ارتباطی که در زمان های گذشته کاروانیان از آن استفاده می کرده اند محور حلوان به عروسان بوده است که حتی در آن زمان نیز به ندرت و در مواقع ضرورت مورد استفاده قرار می گرفته .

سون هدین کویر نورد سوئدی 2 بار عرض این کویر را طی کرد . ابتدا مسیر کاروان گذر جندق به بیدستان و در برگشت مسیر طرود به عروسان . این دو محور نسبت به زمینهای اطراف 1 تا 2 متر مرتفعتر هستند . همین ارتفاع اندک باعث می شود که این راه ها نسبت به سایر مناطق زودتر خشک شوند .

در این کویر خاکهای زرد و همچنین نمک سیاه به وفور یافت می شود . قسمتی از زمینهای این کویر پوشیده از سوراخ هایی به شکل دهانه آتشفشان است که در اثر تبخیر سریع آب و پوکی جنس خاک ایجاد شده است . همچنین چندضلعی های نمک در قسمتهای جنوبی و مرکزی به وفور یافت می شوند .

میزان دمای هوا در گرمترین زمان در روز (ماه تیر) به حدود 60 درجه و در شب در حدود 25 تا 30 درجه می باشد . این اختلاف فاحش دما باعث خرد شدن کامل سنگها (گریه سنگ) می شود. در فصول سرما میزان دما در روز در حدود 13 تا 17 درجه ور در شب در حدود 0 تا 7- می باشد . میانگین بارندگی در این کویر در حدود 2 تا 5 میلیمتر در سال می باشد .

کویر میقان

نام انگلیسی : meighan playa

نام فارسی : کویر میقان

کویر میقان به وسعت ۱۲۰ کیلومترمربع در شمال شرقی اراک واقع است و در سالهای اخیر گسترش زیادی داشته است که در بخشهای شرقی آن اقداماتی در جهت جلوگیری از پیشروی کویر به عمل امده است و اکنون از بخشهای مرکزی آن سولفات سدیم استخراج میگردد .

زمین شناسی حوضه میقان اراک :

حوضه رسوبی میقان متشکل از دریاچه فصلی توزلوگل ،دشت های آبرفتی فراهان و اراک،مخروط افکنه ها و کوهپایه ها است این حوضه متعلق به کمربند ولکانیکی ارومیه - دختر بوده و بخش وسیعتر آن در زون سنندج- سیرجان قرار دارد که با رویدادهای تکنونیکی مزوزوئیک متحمل چین خوردگی ، گسل خوردگی ، ماگماتیزم گردیده است .کهن ترین ته نشست منطقه متعلق به پرمین است که در جنوب خاوری هفتاد قله است .بخش شمالشرقی حوضه در کمربند ولکانیکی ارومیه - دختر در دوره کواتر نر فعال تر بوده است .

نهشته های کواتر نر سطح حوضه میقان را پوشانده و ضخامت این رسوبات به حدود 500تا 700 متر تخمین زده شده است سرعت رسوبگذاری در کویر میقان در حدود5/2 متر در هزار سال بوده. در حوضه میقان رویداد تکتونیکی با شدتهای متفاوت عمل نموده است در شمال و شمالشرقی نهشته های ابرفتی ولکانیکی ضمن چین خوردگی خفیف با رویداد پاسادتین به میزان 200متر افزایش یافته است و ارتفاع این تراست ها 5/3 تا 4 متر است و در حوالی داود اباد ارتفاع تراسها به 5/1 متر می رسد .

حوضه رسوبی میقان به احتمال فراوان در ابتدای کرومرین به وجود آمده است و علت ایجاد آن تشکیلات نهشته های آبرفتی - ولکانیکی شمال شرق حوضه است که این نهشته ها با حرکات تکتونیکی انتهای کرومرین حدود 200 متر بالا آمده اند قبل از تشکیل این رسوبها و فرایش تکتونیکی آنها آبهای دشت اراک به سمت شمال شرق حرکت کرده و از طریق تنگه راهجرد به شمال ارتفاعات این محل تخلیه شده و به رودخانه قمرود پیوسته اند اما تشکیل این رسوبات و فرایش تکتونیکی آنها سدی در راه عبور این جریان ایجاد نموده است و حوضه بسته میقان را بوجود آورده است . کویر میقان:

یکی از اشکال ژئومورفولوژیکی در حوضه میقان کویر میقان است که دارای سطح نمکی بوده و در آب و هوای مرطوب تشکیل شده است 94 درصد از سطح ان را دریاچه فصلی توزلوگل از قشر نمک پوشانده و محل اختتام آبهای حوضه می باشد رسوبات این پلایا عموما از جنس رس و سیلیت بوده و در حاشیه ان رسوبهای تبخیری ناشی از جریان آبهای سطحی برجامانده اند .

بخشهای جنوبی کویر رسوب های رس و سیلیت و نمک سدیم سطح سخت و متراکم را بوجود آورده است وبر اثر فرایند تبخیر حرکت اب از پایین به بالا اشکال چند ضلعی تشکیل گردیده در شمال غربی کویر بر اثر فعالیت باد تپه های ماسه ای ایجاد گردیده است در کویر میقان تبخیر کمتر از میزان آبی است که به منطقه وارد می شود و در نتیجه باعث تشکیل دریاچه موقتی می گردد .

سطح کویر صاف و هموار است و از رسوبهای نرم و ریز تشکیل شده است و بیشترین آن رسوب رس می باشد و این بیانگر اقلیم مرطوب در گذشته می باشد که تخریب مکانیکی و شیمیایی در حوضه باعث حمل موار رسی به ان گردیده است و قسمت جنوبی به علت وجود سولفات سدیم بسیار سخت و غیر قابل نفوذ است .کویر میقان دارای تغییرات فصلی و سالان می باشد در زمستان و بهار که میزان بارنگی زیاد است سطح ان را آب گرفته و به دریاچه تبدیل می شود و در تابستان به علت تبخیر شدید قشر نمکی سخت آن را می می پوشاند و اشکال مختلف نمک را در سطح کویر بوجود می اورد در اثر گسترش کویر میقان زمینهای زراعتی روستاهای ویسمه و داود اباد و مبارک اباد و میقان در حال تبدیل شدن به بیابان و کویر می باشند در سال 1361 ایستگاه تثبیت شن توسط اداره کل منایع طبیعی در نزدیکی کویر ایجاد شد و چند سالی است که با پیشروی کویر با کاشت گونه گیاهی قره داغ آتریپلکس موجب کند شدن پیشروی کویر شده اند.

پوشش گیاهی در حاشیه کویر ضعیف است و تنها در شمال غرب و جزایر میانی که سفره آب زیر زمینی بالاست گونه های گیاهی Frankenia salsola Atriplezx دیده می شود که به علت تبخیر و تعرق این گیاهان سطح ایستابی در فصل تابستان پایین می رود و گونه ها برای دستیابی به ریشه های خود پایین میروند و همزمان با رشد کردن از حرکت ذرات ماسه ها جلوگیری نموده و باعث تشکیل نبکا در حوالی داود آباد میگردند ارتفاع این نبکاها به 5/2 تا 5/1 متر می رسد و بصورت چتری روی تپه را می پوشانند .

منابع و ماخذ:

۱- ایران منش ، محمد حسین . گزارش مقدماتی کویر میقان اراک ،سازمان زمین شناسی کشور ۱۳۵۱

۲- اداره کل منابع طبیعی اراک . وضعیت تثبیت شن در استان مرکزی ۱۳۷۲

۳- اداره کل معادن و فلزات استان مرکز . گزارش زمین شناسی حوضه میقان سال ۱۳۷۰

۴- امامی . محمد هاشم . شرح نقشه زمین شناسی چهار گوش قم .

۵- سازمان زمین شناسی کشور ۱۳۷۰

6- فعالیت های میدانی

7- «شبه الجزیرة العربیة» نوشته: دکتر السید عبدالعزیز سالم.

منبع:بیابان ها و کویر های ایران

http://www.rasekhoon.net/article/Show-29200.aspx

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

بیابان، بیابان زایی و بیابان زدایی (قسمت اول)

نویسنده : فرزین نجفی پور

تعریف مختصر بیابان

ارزیابی منابع موجود راجع به مفاهیم و ویژگیهای بیابان حاکی از آن است که تعریف جامع و واحدی برای بیابانها ارائه نشده و در بیان شاخص ها و مفهوم مشترک از پدیده بیابان منابع مختلف دیدگاههای متفاوتی را ارائه کرده اند. در این زمینه هر یک از دانشمندان علوم مختلف به فراخور دغدغه های خویش از دیدگاه تخصصی خود ویژگی مناطق بیابانی را برشمرده اند. از این نظر با رعایت دیدگاههای مختلف قلمرو مناطق بیابانی محدوده های متفاوتی را نشان می دهد. تعیین قلمرو بیابانها نیازمند دستیابی به اطلاعاتی از پارامترهای محیط طبیعی است که اثر متقابل آنها به صورت مشترک در پیدایش ویژگیهای محیط طبیعی و از جمله بیابانها دخالت تام دارند. به همین دلیل آن دسته از علوم زمین که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در مطالعه شرایط بیابانی سهمی دارند باید در اینگونه بررسی ها مورد توجه باشند. مهمترین زمینه ها با رعایت روابط علت و معلولی به ترتیب شامل: زمین شناسی، اقلیم شناسی، آب شناسی، پیکر شناسی زمین (ژئومرفولوژی) خاک شناسی وپوشش گیاهی می باشند. با عنایت به اینکه بخش وسیعی از سرزمین ایران به دلیل ویژگیهای خاص جغرافیایی در قلمرو مناطق بیابانی قرار دارند و بر اساس مستندات موجود این مناطق در حال گسترش نیز می باشند، اطلاع از چگونگی میزان کمی و موقعیت مکانی عوارض بیابان و بطور کلی قابلیت ها و توانایی های محیط و انعکاس تلاشهای متنوع انسان در آن اهمیت فراوانی دارد.  توجه به این مسئله که در حال حاضر مراکز مهم انسانی و صنعتی (ازجمله پایتخت ایران) در قلمرو بیابانها قرار دارند بر اهمیت اینگونه مطالعات می افزاید.

برای بیابان تعریف های مختلفی ارایه شده است مثلا دانشمندان گیاه شناس معتقدند بیابان ها مناطقی هستند که دارای فقر شدید پوشش گیاهی هستند، یعنی از لحاظ تنوع گونه ای و تراکم گیاهی بسیار فقیرهستند.

اکولوژیست ها معتقدند، بیابان ها اکوسیستم هایی هستند که تولید نسوج گیاهی به حداقل می رسد یعنی از نظر تولید انرژی شیمیایی فقیر هستند.

خاک شناسان عرصه هایی که قوه بارخیزی یا تولید را به دلیلی از دست می دهند، یا خیلی پایین می آیند بیابان نام نهاده اند ویژگی این خاکها عموما شامل. نفوذ پذیری ضعیف، مواد آلی پایین ، لایه های تجمع نمک در سطح ، رس های کم توسعه یافته ، ظرفیت پایین تبادل کاتیونی، رنگ قرمز تیره و توسعه کم افق های خاک است.

ژئومرفولوگ ها جهت طبقه‌بندی بیابانها از اختصاصات ساختاری و مورفوژنیک استفاده کرده با تلفیق تعدادی از عوارض ژئومرفولوژی خاص بیابان از جمله کویرها، تپه های ماسه ای ، بدلندها، رخنمونهای سنگی ، مخروط افکنه های آبرفتی، کالوت ها ، گلاسی ها و امثال آنها بر اساس ویژگی مواد سطحی و شعاع و عملکرد فرآیندهای رودخانه ای و بادی اقدام به تقسیم‌بندی بیابانها نموده‌اند.

زمین شناسان مناطقی را بیابان می دانند که واجد سازندهای زمین شناسی شور و تبخیری (املاح گچ و نمک) هستند. بنا بر این واحدهای لیتولوژیک حاوی کانیها و سنگهای تبخیری ، به عنوان منشاء اولیه نمکها، با تغییر کیفیت آبها در توسعه بیابانها نقش ایفا می‌نمایند به عبارتی سطح سازندها و واحدهای لیتولوژیک مزبور به عنوان مناطق بیابانی مدنظر بوده و بخشی از واحدهای کواترنر واقع در پایاب سازندهای مذکور نیز به علت شور شدن بیابان می‌باشند.

بر اساس متداول ترین تعریف؛ بیابان منطقه سر د یا گرم ولی رویهمرفته خشکی است که در آن محیط از نظر تراکم و تنوع پوشش گیاهی بسیار فقیر است. البته گاهی در بیابان برکه های آب یا توده هائی از علف به طور پراکنده دیده می شود ولی به طور کلی اصطلاح بیابان به مناطقی اطلاق می شود که به هر عنوان شرایط آب و هوایی و زمینی برای گیاه و جانور سخت و طاقت فرسا است. در چنین مناطقی معمولاً فرسایش بادی به طور وسیع عمل می نماید و باعث خسارات هنگفتی به مزارع و ابنیه و راههای ارتباطی می شود. تپه های ماسه ای که معمولاً فاقد پوشش گیاهی و یا هر گونه لایه یا طبقه مشخصی می باشند با وزش باد جابجا شده و به صورت توده های عظیمی از نقطه ای به نقطه دیگر منتقل می شوند همچنین این جابجایی زمین های زیادی را که در زیر تپه ها و توده های ماسه ای قرار گرفته است بدون استفاده می گذارد. ناگفته نماند که آب نیز در مناطق بیابانی گاهی اوقات باعث خسارات جبران ناپذیر می شود. شکل حرکت آبهای روان در مناطق خشک به صورت یک سیلاب شدید کوتاه مدت ظاهر می شود که در نتیجة اثر مشترک جریانهای موقتی حاصل از رگبارها و شرایط مساعد سطح زمین بوجود می آید.

از نظر ترمینولوژی واژة بیابان یک لغت اکوژئوگرافیکی است که معرف یک بوم کم آب با بارش کمتر از 250 و در برخی منابع 150 میلی متر و فلور عمدتا خشکی پسند تنک بویژه گونه هایی چون درمنه .تاغ. اسکنبیل. گز. آتریپلکس(اسفناج وحشی) و به تبع از اقلیم و پوشش گیاهی حیات جانوری خاص شامل انواع خزندگان و پستانداران گوشتحوار کوچک است. تعاریف ارایه شده در ایران اغلب بر بعد اقلیمی بیابان که مبتنی بر میزان بارش کمتر از 150 میلی متر است متکی است. بایستی توجه داشت که بیابان با کویر به لحاظ اکوژئوگرافی متفاوت است. اکوژئوگرافی خاص مناطق بیابانی که کم آبی و تنک بودن یا فقدان پوشش گیاهی ویژگی های اصلی آنها است موجب بوجود آمدن سیستم های مورفوژنز خاص بیابانی شده است که در آن غلبه با باد و بارش های کم اما شدید و سیل آسا است. برای آگاهی از مسایل مورفودینایک مناطق بیابانی به کتاب با ارزش ژئومورفولوژی مناطق خشک دکتر کرمانی و صدیقی از انتشارات استان قدس رضوی مراجعه شود. افرادی که می خواهند ژئومورفولوژی مناطق خشک را بصورت پیشرفته دنبال کنند می توانن از کتاب دکتر آندرو جودی(یا به قول فرانسوی ها گودی) تحت عنوان Desert Geomorphology که مثال های جالبی از ایران هم دارد مراجعه نمایند.

تعریف و مشخصات مناطق خشک در روشهای مختلف طبقه بندی اقلیمی تا حدودی تفاوت می کند. اما بنا به یک تعریف کلی ، در این مناطق ، تبخیر و تعرق بیشتر از نزولات جوی است . به بیان دیگر از دیدگاه هیدرولوژیکی در این محیطها بیلان آب منفی است چرا که به واسطه درجه حرارت بالا و خشکی هوا تبخیر و تعرق از سطح خاک و گیاه از بارندگی فزونی می گیرد.

به دلیل کمی بارندگی ، پوشش گیاهی در این مناطق فقیر و پراکنده است و حیات وحش و گیاهان بستگی نزدیکی به وجود منابع کوچک و بزرگ آب دارد بارندگیها در این مناطق بسیار نامنظم و بعضاً با شدت زیاد می بارد که عمدتاً به دلیل نبود پوشش گیاهی کافی و اقدامات مدیریتی آبخیر ، باعث وقوع سیلابهای مخربی می گردد و حتی در مجاورت دریاها و مناطق مرطوب نیز وجود دارند . برآورد می شود که در دنیا بر 295 میلیون هکتار بیابانهای ساحلی وجود دارد . بیابانهای ساحلی در مجاورت خلیج فارس و دریای عمان نمونه ای از آنهاست . مهمترین خصوصیات مناطق خشک را می توان در موارد زیر خلاصه کرد :

1- بارندگی پراکنده و غیر قابل پیش بینی بوده و تغییرات سالانه نسبت به مقدار متوسط شدید است.

2- مقدار متوسط تبخیر و تعرق به مراتب بیشتر از متوسط سالانه بارندگی است .

3- آب مهمترین عامل محدود کننده رشد کشاورزی و تولید است .

4- تغییرات زمانی و مکانی وسیعی در مورد درجه حرارت و خشکی وجود دارد.

تقسیم بندی مناطق خشک

این مناطق به دو زیر ناحیه خشک و نیمه خشک تقسیم می شوند که به ترتیب به نامهای استپ ( Stepp ) .

بیابان ( Desert ) موسومند . در جدول 1 تقسیم بندی کلی مناطق خشک و نیمه خشک ارائه شده است . ( بانک جهانی 1988 ) .

ناحیه

فراخشک

خشک

نیمه خشک

نیمه مرطوب

بارش سالانه mm

نزدیک به صفر

150 –80 زمستانه

350-200 تابستانه

500-200

800-300

800-500

تغییرات سالانه درون منطقه ای

بالغ بر 100 %

% 100-50

% 50-25

کمتر از 25%

نسبت P/ET

کمتر از 03/0

2/0-3./0

5/0-2/0

5/0 – 75 /0

پوشش گیاهی

تقریباً عاری از پوشش

پراکنده و نامشخص

استپ های ناپیوسته

استپ و ساوانا

کاربرد بالقوه اراضی

فاقد کشت دیم و فاقد مرتع

پرورش دام به صورت کوچ نشینی و کشاورزی صرفاً باستحصال آب

پرورش دام کشت دیم

پرورش دام و کشاورزی

آنچنان که از جدول فوق مشخص می شود میزان بارندگی در نواحی خشک به کمتر از 300 میلی متر در سال محدود می گردد و اکثراً نیز بیش از 100 میلی متر نیست که در مقایسه با مقادیر تبخیر و تعرق که گاه به چندین متر می رسد بسیار اندک است و لزوم بهره گیری هر چه بیشتر از نزولات جوی و مخازن آبهای زیرزمینی و منابع آبهای سطحی را آشکار می سازد .

گسترش نواحی خشک و بیابانی و پیامدهای بیابان زایی در بسیاری از کشورهای منطقه و شمال آفریقا معضل عمده بر سر راه توسعه پایدار است . در جدول 2 برآوردی از وسعت نواحی خشک و میزان بارندگی سالانه ارائه شده .

نام منطقه

کل مساحت

میزان باران

A + B

کمتر از 100

400-100

شمال آفریقا

5751

4864

653

96

الجزائر

3705

3033

589

95

ایران ، افغانستان ، پاکستان

3100

548

2132

87

سودان

2625

764

500

48

سومالی

637

170

300

74

درایران نیز بخش عمده از ناحیه مرکزی و جنوبی کشور تحت پوشش کویر و بیابان است که کویرهای لوت و نمک ازآن جمله اند . طبق آمارها و گزارشات موجود ، خطوط همباران اصلی که ناحیه کویری ایران را در بر می گیرند . عمدتاً 100 میلیمتر و 150 میلیمتر هستند که البته در بعضی مناطق نظیر قسمت شمالی حوزه مرکزی این مقادیر به 25 و 50 میلیمتر نیز کاهش می یابد که نشانگر خشکی شدید منطقه است . تبخیر از سطح این حوزه ها نیز بسیار زیاد و به بیش از 2500 میلیمتر در سال بالغ می گردد ( میانگین تبخیر سالانه در شهرستان طبس در استان خراسان حدود 4075 میلیمتر گزارش شده است ) و از این هر گونه تولید و توسعه کشاورزی و صنعتی در این نواحی در گرو تهیه آب خواهد بود .

مقابله با گسترش خشکی و بیابانی شدن چندان ساده نیست لیکن بشر می تواند فعالیتهای خود را در این زمینه بر اساس چرخه آبشناسی Hydrological طوری تنظیم کند که مقدار مشخصی آب ، بدون بروز تاثیرات نامطلوب جانبی نظیر پدیده بیابان زائی ، نیازهای او را برآورد سازد .

- ویژگیهای زیستی گیاهان و جانوران در مناطق خشک

فقدان یا کمبود شدید بارندگی و منابع آبی در مناطق خشک و نیمه خشک و اقلیم زیستی خاص این نواحی ، سازگاری های ویژه ای در گیاهان و جانوران بومی مناطق فوق به وجود آورده است تا امکان ادامه حیات در شرایط تنش رطوبتی یا کیفیت نامناسب آب و خاک داشته باشند . گیاهان این مناطق دارای خصوصیات فیزیولوژیکی و مرفولوژیکی خاصی هستند که باعث می شود از حداقل ذخیره رطوبتی در خاک و هوا استفاده کنند و اندوخته رطوبتی گیاه نیز کمتر از حد معمول تلف شود . عمیق ترین سیستم ریشه ای برای جذب آب از اعماق پایین تر خاک ، خاردارشدن ساقه ها و کوچک شدن سطح برگها برای کاهش میزان تبخیر ، وجود پوششی مومی و چرب در سطح برگها ،‌ افزایش اندامهای ذخیره کننده رطوبت ، گوشتی و آبدارشدن ساقه و….. نمونه ای از این تغییرات مرفولوژیکی است . از نظر ساختار درونی و فیزیولوژیکی نیز در گیاهان هورمونهای تنظیم کننده خاص با توجه به خشکی اقلیم منطقه و کمبود رطوبت ترشح می شود و فرآیند تعرق گیاه از ساز و کار ویژه ای تبعیت می کند .

گیاهان مقاوم به خشکی را اصطلاحاً زیروفیت Xerophyte گویند که به 4 گروه تقسیم می شوند .

1- گیاهانی که از خشکی فرار می کنند : گیاهانی هستند که مقاومت چندانی به خشکی دارند ولی بذر آنها مقاوم است و طول دوره رشد خود را قبل از رسیدن دوره خشکی ( Dry spell ) به اتمام می رسانند .

2- برخی از گیاهان نیاز آبی خود را حسب شرایط کاهش می دهند . یعنی برای تولید 1 واحد ماده خشک آب کمتری مصرف می کنند مثل برخی ارقام غلات در مناطق نیمه خشک که اصطلاحاً آن را طفره از خشکی گویند .

3- گیاهان متحمل خشکی : این گیاهان خصوصیات مرفولوژیکی خاص دارند که خشکی را تحمل می کنند .

4- گیاهان مقاوم به خشکی : نظیر کاکتوسها که آب را درون بافتهای خود ذخیره می کنند و درموقع خشکی از آن استفاده می کنند .

گروهی دیگر از گیاهان بر اساس خواهشهای اکولوژیکی خود مختص کاشت و رویش در مناطق خشک و کم آب و به ویژه اراضی شور هستند . که عمدتاً اراضی و آبهای جاری د رمناطق خشک و بیابانی به دلیل تبخیر زیاد شور و لب شور است . به این گیاهان اصطلاحاً شور پسند ( Halophyte ) گویند .

ارقام و گونه های مختلفی از گیاهان شورپسند ( انواع بوته ای تا درخچه ها و درختان ) در نقاط خشک ایران رشد و نمو دارند که دارای کاربردهای بالقوه فراوانی نیز در مصارف مختلف هستند . در بسیاری از کویرهای جهان مخازن بزرگی از آبهای شور وجود دارد که حاوی مقادیر زیادی نمک است . چنانچه بتوان به شکلی از این آبهای شور برای آبیاری استفاده کرد ، اراضی کویری بیشتری به زیر کشت می آورد و آبهای غیر شوری که در حال حاضر صرف آبیاری می شد را می توان به مصرف شرب انسان ها رساند . یافته های جدید علوم خاک و فیزیولوژی گیاهی و تکنیکهای جدید آبیاری نشان می دهد که با مدیریت دقیق می توان از آب شور برای کاشت گونه های متفاوتی از گیاهان عادی و شور پسند که خود نقش مهمی در تثبیت شنهای روان و جلوگیری از بیان زائی دارند استفاده کرد .

تخریب سرزمین

در مناطق خشک و فراخشک بدلیل فقر پوشش گیاهی طوفانهای ماسه ای و حرکت ماسه های روان خسارات جبران ناپذیری به مزارع و تاسیسات شهری وروستایی وارد می نماید که حاصلی جز مهاجرت و ترک سرزمین را بدنبال ندارد پدیده ای که متاسفانه در منطقه سیستان شکل گرفته است.

درمناطق خشک ونیمه خشک و حتی نیمه مرطوب وقوع سیل وخسارات ناشی از آن که حاصل تخریب منابع و سرزمین است پدیده ای عادی و تکراری شده است(سیل گلستان ) تاکی باید شاهد خسارات مالی و جانی ناشی از بیابانزدایی باشیم.

عملکرد : برای تثبیت ماسه های روان وبیابانزدایی از سال 1344 تا کنون 1884130 هکتار نهالکاری و قلمه کاری ، 4502994 هکتار بذرکاری و بذرپاشی و208709 هکتارمالچپاشی انجام شده است که حاصل آن حفاظت از شهرها و روستاها و مراکز اقتصادی و نظامی و خطوط مواصلاتی در بخش وسیعی از مناطق بیابانی کشور بوده است .(کرمان، یزد، سبزوار، گناباد، خواف،‌ زاهدان، زابل،‌ ایرانشهر‌،‌ بندرعباس،‌ بوشهر،‌ قم، ‌کاشان،‌ آران و بیدگل،‌ نطنز،‌ اردستان‌،‌ سمنان،‌ گرمسار،‌...)

الزامات اساسی برای اجرای موفق برنامه اقدام ملی مقابله با بیابانزایی :

آشنایی دولتمردان و مسئولان برنامه ریزی کشور با علل بیابانزایی و برداشت صحیح از مفهوم آن

توسعه عدالت اجتماعی و مبارزه با فقر در چارچوب توسعه پایدار.

وفاق ملی در زمینه مقابله با بیابان زایی در بین مردم و مسئولان بخشهای مرتبط با موضوع .

ضمانت در اجرا وهماهنگی برنامه های بخشی و فرا بخشی مقابله با بیابانزایی .

استفاده از تجربیات موفق ملی و بین المللی مقابله با بیابانزایی.

از سطح 164 میلیون هکتـار وسعت کشور 34 میلیون هکتار ( معادل 7/ 20 % ) آن را مناطق کویری و بیابانی تشکیل می دهد که مشتمل است بر:

1- اراضی شنی 12 میلیون هکتار که 5 میلیــــون هکتار آن را تپه های شنی تشکیل می دهد.

2- اراضی بیابانی به شدت تخریب یافته 22 میلیـون هکتار که بخشی از آن را شـوره زارها تشکیل می دهند.

عوامل اصلی بیابانزایی :

تغییرات اقلیمی و بروز خشکسالی، ‌زمین ساخت -ازدیاد جمعیت و بهره برداری غیر اصلی وآزمندانه از منابع خدادادی .

ریشه های بیابانزایی:

کنشهای سیاسی،‌ اقتصادی - عوامل اجتماعی و رفتارهای فرهنگی .

مقابله با بیابان زدایی مستلزم استفادده بهینه از منابع مالی و امکانات است.موفقیت در بیابانزدایی مستلزم داشتن برنامه های جامع،‌ جلب مشارکت مردم و اجرای هماهنگ و دقیق کارها درچارچوب پروژه های اجرایی مناسب است.

برنامه اقدام ملی مقابله با بیابانزایی :

شناخت دقیق مشکلات و قابلیتها تدوین استراتژی بلند مدت ،‌ انتخاب راهکارهای مناسب و منطبق با ویژگیهای محلی امکان مشارکت فراگیر مردم و سازمانهای غیردولتی و هماهنگی کامل ببین دستگاههای اجرایی.

اقدامات انجام شده در ایران براغی بیابان زرایی

هرچند که در این حوزه، نهادهایی چند مانند مرکز تحقیقات کویری و بیابانی ایران وابسته به دانشگاه تهران، مؤسسه جغرافیایی دانشگاه تهران، پژوهشکده نفت سازمان مدیریت و برنامه ریزی و بسیاری از مراکز آموزش عالی مرتبط در سراسر کشور هم فعال بوده و طرح هایی پراکنده را به اجرا درآورده یا می آورند با این وجود از آنجا که مؤسسه تحقیقات جنگل ها ومراتع رسماً تولید پژوهش دراین حوزه را برعهده داشته و مسئولیت هدایت طرح ها و سیاست گذاری برنامه های آینده متوجه این نهاد است ، به شرح مختصری از دستاوردهای پژوهشی آن پرداخته می شود . به طور کلی پژوهش های به انجام رسیده را که عملاً با طرح " اصلاح مراتع فرسوده از طریق بررسی فصل کشت ، عمق ، روش و میزان کشت بذر نباتات مرتعی مقاوم به خشکی " در سال 1345 آغاز شد ، می توان در هفت بخش شناسایی منابع پایه آب و اراضی ، تثبیت زیست شناختی ناهمواری های ماسه ای ، تثبیت فیزیکی ناهمواری های ماسه ای ، بهره وری و بهره برداری از شن زارها ، حفاظت و نگهداری از جنگل کاری ها تاغ و گز ، طرح های سازگاری و احیای سرزمین های خشک و آسیب پذیر خلاصه کرد .

مهم ترین گرایه گروه نخست ( شناسایی منابع پایه آب و اراضی ) ، فراهم کردن بستری مناسب برای شناخت اصلی ترین مناطق بحرانی کشور و مهم ترین عوامل کاهنده کارایی سرزمین بوده و به همین دلیل ، اغلب طرح هایی بنیادی – کاربردی محسوب می شدند که ستاده های حاصل از آن ها می توانست به کمک برنامه ریزان کشوری شتافته و درجه موفقیت برنامه های توسعه را افزایش دهد . بدین ترتیب ، نه تنها از هدر رفت سرمایه های ملی ممانعت می شد ، بلکه از پس روی و زوال زیست بوم های آسیب پذیر و شکننده کشور نیز کاسته می شد . در این راستا ، می توان به موارد زیر ، به عنوان مهم ترین دستاوردهای گروه موصوف اشاره کرد:

آشنایی با خواهش های بوم شناختی برخی از گیاهان بومی مناطق خشک کشور؛

کشف بیشینه کارایی مطالعات کشور در تهیه نقشه بیابان زایی به روش فائو و یونپ و تعیین کارایی توان اطلاعاتی کشور به تفکیک 9 فرایند معرف بیابان زایی

آگاهی از این حقیقت که افزایش و کاهش شوری خاک در حوضه مرکزی ، اغلب به دلیل تبدیل اراضی با شوری متوسط به سطوح نمکدار رخ داده است .

معرفی 32 پیراسنجه پیکری ( مرفومتریک ) ، آبخیز گرگان رود و تعیین کارایی روش های مکانیکی سنجش شیب حوضه نسبت به یکدیگر

کشف این واقعیت که حوضه مرکزی ایران طی 17 سال از یک دوره چهل ساله از وضع اقلیمی نسبتاًٌ مطلوب برخوردار بوده و 23 سال از سال های همین دوره به سمت بیابانی شدن ضعیف و متوسط تمایل خود را نشان داده است

آگاهی از مهمترین عامل افت کیفیت منابع آب حوضه آبخیز دریاجه نمک

معرفی عوامل مؤثر درپایداری خاکدانه ها

کشف این حقیقت که در دوره 30 ساله مورد بررسی ، در بیتر موارد رژیم آبدهی رودخانه های حوضه آبخیز مرکزی ملایم تر شده است .

آگاهی از این واقعیت که 5/86 درصد از کل مساحت شمال استان خراسان تحت اثر فرایند های بیابان زایی با شدت های مختلف قرار دارد که در این میان ، تخریب پوشش گیاهی با 46 درصد ، عمده ترین و فرسایش بادی با 5/0 درصد گستردگی ، ضعیف ترین نقش را در بروز این بحران برعهده دارند .

مهم ترین هدف گروه دوم ( تثبیت زیست شناختی ناهمواری های ماسه ای ) ، ارابه راهکارهایی عملی و حتی الامکان ساده برای مهار قدرت پویایی ناهمواری های ماسه ای فعال کشور در مناطق خطرخیز و آسیب پذیر با استفاده از ویژه گی های مطلوب آن دسته از گونه های گیاهی مناطق خشک بود که از طبیعتی سازگار با کمترین خواهش های بوم شناختی ممکن برخوردار بودند. مهم ترین دستاوردهای پژوهشی مزبور عبارتند از:

تعیین مناسب ترین زمان و مکان کاشت گونه کنار درناهمواری های ماسه ای استان خوزستان

معرفی در خورترین زمان ، فواصل کاشت ، اندازه و سن نهال ها و قلمه های اسکنبیل ، گز شاهی و تاغ در ناهمواری های ماسه ای سبزوار و خوزستان

کشف بهترین روش کاشت نهال و بذر تاغ

تعیین عمق 80 سانتی متری گود برداری ، به عنوان بهترین ارتفاع چاله برای کاشت نهال های تاغ ، گز ، آتریپلکس و درخت پده

مقایسه جنس گلدان در کیفیت رویش نهال های مورد استفاده در سبزوار و خوزستان و توصیه گلدان های نایلونی

طرح های گروه سوم ( تثبیت فیزیکی ناهمواری های ماسه ای ) نیز که اغلب در شمار پژوهش های کاربردی – اجرایی محسوب می شوند ، از منظری دیگر تلاش داشتند تا از افزایش هزینه اجرایی طرح های مهار بیابان زایی کاسته و در صد موفقیت آن ها را افزایش دهند . دستاوردهایی نظیر مواردی که در پی خواهند آمد ، در شمار اصلی ترین ستاده ها و یافته های حاصل از اجرای طرح های ذکر شده در این بخش به حساب می آیند :

انتخاب مناسب ترین نوع باد شکن ، ارتفاع و فواصل به کاررفته در استان خوزستان و فراهم شدن امکان مقایسه بادشکن های احداث شده درخوزستان و شمال خراسان ( سبزوار )

عدم احداث سازه های مکانیکی در اراضی مارنی و آسیب پذیر

تعیین میزان دقیق هرز آب جاری شده در اراضی بایر و بدون خاکپوش

مقایسه دوام خاک پوش های گوناگون رسی ، سیمانی ، آهکی و مخلوط با یکدیگر؛

فراهم شده امکان بررسی هزینه های به کار رفته در روش های بوم شناختی با روش های مکانیکی و استفاده از خاک پوش های نفتی

مهمترین ستاده های برآمد ه از گروه چهارم ( بهره وری وبهره برداری از شن زارها ) ، عبارتند از :

آگاهی از مزیت ها و مشکلات ناشی از کاشت محصولات جالیزی درتپه های شنی

استفاده از روش آبیاری کوزه ای در استقرار نهال و باد شکن

هرس انتهایی درختان تاغ و توصیه در بهره گیری از بذر آن در جیزه غذایی دام

درواقع به دنبال عملیات وسیع اجرایی که در گستره پهناور بیابانی کشور درطول نزدیک به نیم قرن اخیر به انجام رسیده است ، مشکلاتی سربرآورده که این گروه از پژوهش ها در صدد چاره جویی مشکلات مزبور برآمده اند و اغلب ، به سفارش دستگاه اجرایی ذی ربط آفریده شده اند

در گروه پنجم ( حفاظت و نگهدار از جنگل کاری های تاغ و گز ) نیز یافته های زیر قابل اعتنا می نماید :

کشف نحوه کشت موفقیت آمیز گونه استبرق در زیست بوم های بیابانی مرکزی کشور

آگاهی از دلایل پژمردگی تاغزارها و گزهای شاهی دست کاشت و ارایه راهکارهای عملی بازگرداندن شادبی آنها

فراهم شدن امکان مقایسه اثر روش های مختلف هرس

تعیین حد بحرانی ارتفاع تپه های شنی از نظر استقرار پوشش های گیاهی .

به نظرمی رسد که فلسفه وجودی اکثر طرح های اخیر نیز، همانند گروه چهارم ، نیاز دستگاههای اجرای وابسته بوده است .

مهمترین دستاورد گروه ششم (طرح های سازگاری) را باید:

- کشف درجه سازگاری گونه های بومی و غیر بومی مناسب در زیست بوم های گوناگون سرزمین های خشک کشور

- معرفی مناسب ترین گونه ها برای استفاده از اهداف تثبیت شن

گمان می رود یکی از اصلی ترین دلایل وجودی و ترویج این دسته از طرح ها ، بررسی راه هایی بود که بتواند آرمان سبز کردن بیابان ها را عملی سازند ؛ آرمانی که امروزه در مسیر تکاملی آموزه های بخش از اولویت افتاده و اصولاً نیاز به حصول چنین هدفی احساس نمی شود . هر چند که به هر حال ، در مناطقی خاص و نیز به دلیل بهره برداری از بیشینه توان پایدار سرزمین ، می توان ادامه چنین طرح هایی را در مقیاسی محدود ، توصیه کرد .

سرانجام آن که بیشترین حجم پژوهش های به اجرا درآمده ، متعلق به گروه هفتم ( احیای سرزمین های خشک وآسیب پذیر) است و پاره ای از مهم ترین دستاوردها و باز خوردهای پژوهشی بخش نیز ، مدیون همین بخش است ؛ از جمله :

معرفی شگردی بومی ، کم هزینه و ساده برای مهار سیلاب ها و باز گرداندن حیات به زیست بوم های در معرض خطر بیابان زایی به نام گسترش سیلاب یا آبخوانداری

کشف چگونگی گسترش و جهت حرکت بپه های ماسه ای یزد – اردکان

توصیه به تلفیق و هماهنگ کردن عملیات آبخیزداری و تثبیت شن در حوضه مسیله به هدف تثبیت زیست شناختی محل های ترسیب

توصیه به استفاده از خاک پوش نایلونی در جنگل کاری و زراعت به دلیل افت چشم گیر در میزان آب مصرف

اقتصادی نبودن مصرف پلیمرهای نم پذیر

مهم ترین آموزه ها و بازخوردها

بی گمان ، یکی از کاربردی ترین دستاوردها بخش پژوهش که هم اینک توسط بخش اجرا پی گرفته شده و می شود ، تلاشی بود که متجاوز از دو دهه پیش آغاز گشت : تلاشی موسوم به آبخوانداری که بازخوردهای مثبت آن را ، می توان در جای زیست بوم های بیابانی کشور لمس کرد . آبخوان داری شگرد مناسب ، بومی شده و کم هزینه ای است که می تواند نقمت سیل های خروشان این مملکت را ، دست کم در 14 میلیون هکتار از اراضی آن ، به نعمت تبدیل کند ( کوثر ، 1374 و 1380 ) شگردی که مصداق بارزی از فرایند کشف و بومی کردن توانایی به منظوز استفاده از ظرفیت های تاریخی ( یعنی ابزاری برای تحقق توسعه واقعی ) تلقی شده و مقبولیت علمی و اجرایی آن نیز ، از سوی سازمان خواربار کشاورزی ملل متحد (فائو ) به عنوان راهی برای نجات 800 میلیون انسان گرسنه جهان از سوء تغذیه مورد تأیید قرار گرفته است ( ملکوتی ، 1381 ) شگردی که می تواند با جذب تنها 700 میلیارد تومان اعتبار ، بحران خسارت های ناشی از سیل و خشکسالی در کشور را با مهار 4 میلیارد مترمکعب هرز آب ، به کمیته برساند .

بازخورد دیگر ، کمک به ایجاد تحولی است که درنگرش تصمیم سازان و تصمیم گیران اجرایی مملکت در حوزه منابع طبیعی به وجود آمده است ؛ چه امروز دیگر کسی از وجود 35 میلیون هکتار ناهمواری های ماسه ای و چالاب های کویری به عنوان مهم ترین عامل و نشانه بیابان زایی در کشور یاد نمی کند و آن را تهدیدی بالقوه که می بایست به هر ترتیب ریشه کن شود ، نمی داند . در ایران دهه هشتاد ، قلمرو فعالیت های مهار بیابان زایی به 50 میلیون هکتار اراضی بیابانی یا حتی 148 میلیون هکتار (7/89 درصد از مساحت کشور) از سرزمین های خشک نیز محدود نمی شود . چرا که اینک مشخص شده است محدوده عمل فرایند بیابان زایی ، در هر حال زیست بومی که استعداد سکونت گاهی دارد ، با هر فاصله ای از دریا ، هر ارتفاعی از سطح آب های آزاد ، هر عرض جغرافیایی و هر میزان بارش سالانه ، مجال بروز دارد .

بیابان زایی

در ادبیات امروز جهان واژه بیابان زایی به معنای پیدایش بیابانهای جدید در مناطقی که از پتانسیل تولیدی مناسبی برخوردار بوده اند، یکی از سه کنوانسیون زیست محیطی سازمان ملل متحد را به خود اختصاص داده است.

جغرافیای سرزمین ما به نحوی است که قسمت اعظم آن را مناطق خشک و نیمه خشک تشکیل می دهد. دو رشته کوه البرز و زاگرس و غرب کشور همچون دیواره های مرتفع مانع ورود توده های آب و هو ایی مرطوب به مناطق وسیع مرکزی ایران شده و یکی از عوامل مهم کویری پهناور لوت و نمک در این مناطق است.

استان های بزرگ کشور از جمله تهران ،قزوین ،قم مرکزی ،سمنان ، اصفهان، یزد و کرمان و بسیاری دیگر از شهرها و روستاها در این محدوده واقع شده اند که بیش از 3/2 جمعیت کشور را در خود جای داده اند.

علاوه بر استان های محدوده مرکزی ایران،استان های جنوب و جنوب شرقی کشور نیز در زیره استان های موجود در مناطق خشک کشور محسوب می شوند.

نتایج و تاثیرات بسیار مهمی که بیابان زایی در مسایل مختلف یک جامعه به خصوص در زمینه اجتماعی و اقتصادی به دنبال دارد، کشور ایران را بر آن داشت تا به عضویت کنوانسیون مقابله با بیابان زایی بپیوندد.

اما در خصوص نحوه شکلگیری این کنوانسیون می توان گفت که، به دنبال تخریب اراضی توام باخشکسالی های و قحطی شدید اویل دهه 1970 به خصوص در آفریقا موضوع بیابان زدایی به عنوان یک معضل جهانی مطرح شد به گونه ای در سال 1992 سران کشورها در کنفرانس زمین، این بلای قرن بیستم را به طور جدی مورد نظر قرار داده و فصل 12 دستور کار قرن 21 به این مطلب اختصاص یافت .

پس از آن کمیته ای بین المللی تحت نظر سازمان ملل راه اندازی شد که پس از بحث ها و مذاکرات طولانی سرانجام بعد از 3 سال در 17 ژوئن1994 (1372) کنوانسیون مقابله با بیان زایی نهایی شد.

در سال 73 با ابلاغ رئیس جمهوری وقت کمیته ملی بیابان زایی کشور به ریاست وزیر جهاد سازندگی (سابق) و عضویت 9 وزارتخانه از تصویب نمایندگان مجلس شورای اسلامی گذشت و ایران رسما به عضویت آن در آمده و متعهد به اجرای مفاد آن گردید.

اگر شرایط اقلیمی کشور را با سایر خشکی های کره زمین مورد مقایسه قرا ر دهیم مشخص می شود که ایران با متوسط بارندگی 250 میلیمتر در سال از 3/1 متوسط بارندگی دنیا (750 میلیمتر) برخوردار است.

با چنین وضعیتی بیش از 80 درصد کشور در زمره مناطق خشک و نیمه خشک محسوب می شود.خوشبختانه تجربیات طولانی مدت اقوام ایرانی در همزیستی با شرایط آب و هوایی خشک این مناطق که منجر به ابداع شیوه های منحصر به فرد در بهره گیری از مواهب الهی آب ، خاک و منابع طبیعی شده ، دستمایه گرانقیمتی است اما افسوی که بسیاری از این دانشهای بومی در رقابت با فن آوری های جدید به این دلیل که این فناوریها منافع زود بازده و فریبنده ای را به دنبال دارد، از گردونه تولید خارج شده است .

فن آوری قنات با چاه های عمیق و نیمه عمیق، شیوه های کشاورزی و آبیاری سنتی در مصاف با تراکتور، کودهای شیمیایی سموم و بذرهای وارداتی و فن آوری های ناسازگار با شرایط محیط کشور ، مشارکت های مردمی سنتی رشد را در مصاف شرکت های سهامی زراعی و تعاونیهای فرمایشی و غیره نمونه هایی از این مصیبیتی است که بر ما رفته است.

برنامه 5 ساله چهارم توسعه اقتصادی اجتماعی کشور فرصت مغتنمی است که به موضوع مقابله با بیابان زایی و تخریب سرزمین به طور جدی تر از گذشته با جامع نگری لازم توجه شود و قانونمندی ها و تمهیدات لازم در این خصوص پیش بینی شود.

در این خصوص می توان به برخی از مهمترین محورهایی که با ید مورد توجه قرار گیرند،اشاره کرد.

مدیریت پایداری اراضی کشاورزی و جنگل ها و مراتع ،مدیریت پایدار منابع آبی، توجه به برنامه های کنترل فرسایش آبی و باری و توجه به برنامه های کاهش اثرات خشکسالی از جمله این محورها می توان اشاره کرد.

ادامه دارد . . . . . کلیه مطالب فوق از منابع معتبر علمی کشور برداشت شده است

تهیه شده توسط فرزین نجی پور www.maximumtechnic.com

http://www.maximumtechnic.com/index.php?pid=2&op=2&id=1331

بیابان، بیابان زایی و بیابان زدایی (قسمت دوم)

نویسنده : فرزین نجفی پور

همچنین توجه به برنامه های تامین سوخت و انرژی مورد نیاز مناطق بیابانی با توجه به برنامه های کاهش مشکلات اقتصادی –اجتماعی مناطق بیابانی در راستای کاهش فشار بر منابع تحت تاثیر بیابان زایی و توجه به دانش نوین از دیگر برنامه هایی است که می تواند در این خصوص چاره ساز باشد.

درعین حال ایجاد سیستم های پیش آگاهی و پایش و بهره گیری از دانش روز جهت استفاده از بهینه از منابع موجود آب و خاک و پوشش گیاهی کشور نیز از دیگر محورهای مورد اشاره است.

با وجود سابقه نسبتا طولانی از موضوع بیابان زایی باید اذعات داشت که هنوز هم بین تفسیرها و تعبیرهایی که از بیابان زایی می شود، در سطوح مختلف دولت مردان، برنامه ریزان کارشناسان و مردم درگیر با مساله برداشت شفاف یکنواخت و هماهنگی وجود ندارد.

برای عده ای موضوع بیابان زایی مترادف با پیشروی کویر است، برخی آن را نابودی پوشش گیاهی و جمعی آن را ناشی از فرسایشی باری و نشانه آن را تشکیل تپه های ماسه ای در بیابان ها می دانند.

تعریفی که کنوانسیون مقابله با بیابان زایی برای این پدیده ارائه می دهد به معنی تخریب سرزمین در مناطق خشک، نیمه خشک مرطوب ناشی از عوامل مختلف از جمله نیترات آب و هوا و فعالیت های انسانی است.

بدین ترتیب محدوده عمل کنوانسیون مبارزه با بیابان زدایی در مناطق خشک است و یا به تعبیر دیگری مناطق خشک در قلمرو موضوع بیابان زایی جا نمی گیرد.

بر آوردها نشان می دهد که بخش عمده ای از سرزمین ، از نظر شرایط اقلیمی در محدوده نقاط خشک و نیمه خشک تا خشک نیمه مرطوب قرار می گیرد ، بنابراین تخریب در سرزمین در کشور ما می تواند به صورت وسیعی از شمول مصادیق بیابان زدایی باشد.

واقعیت این است که مفهوم تخریب سرزمین موضوعی فراگیر است که از مشخصات بارز آن کم شدن یا از دست دادن رفتن تولید اراضی است.

اثرات این کاهش یا نابودی ممکن است از نظر بیولوژیک،کاسته شدن از میزان تولید پوشش گیاهی (کمیت ) یا کاهیش تنوع زیستی (کیفیت) و نابودی گونه های گیاهی و جانوری و ظهور و سیر قهقرایی در وضعیت منابع زیستی مناطق خشک و یا ترکیبی از این دو روی دهد.

از سوی دیگر کاهش توان تولید اقتصادی منابع به شرایطی باز می گردد که در نهایت ارزش افزوده در زراعت و تولید دامن نقصان یافته و فعالیت های کشاورزی در این مناطق از نظر اقتصادی با زیان رو به رو می شود.

علاوه بر این ،موضوع بیابان زایی، به نحوه معیشت خاصی و یا شیوه های بهره برداری معینی محدود می شود، بلکه مساله ای چند جنبه ای است که می تواند در عرصه های اراضی آبی، دیم مراتع چراگاه جنگل های خشک و بوته زارها رخ دهد.

در این صورت هر نوع بهره برداری از منابع محیطی مناطق خشک چه به تنهایی یا ترکیبی از آنها که نتایج آن از نظر تولید یا اقتصاد تولید با کاهش ، نقصان و ناپایداری آن منابع یا بازده آن روبه رو باشد می تواند به عنوان مصداق بیابان زایی تلقی شود.

آثار و پیامدهای بیابان زایی:

مطالعه وضعیت موجود منابع محیطی در کشور نشان می دهد که تخریب اراضی به دلیل مجموعه شرایط طبیعی و شیوه های بهره برداری بالقوله می تواند از روند افزایشی برخوردار باشد.

نوسان شدید اقلیمی در کشور به عنوان یک عامل می تواند بالقوه احتمال وقوع سیلاب ها و نتایج بروز خشکسالی مخرب را تشدید کند که هر دو جنبه هایی از تخریب اراضی را سبب می شوند.

وقوع بارندگی شدید سبب ایجاد سیلاب های مهیبی است که به دلیل نبود پوشش گیاهی مناسب و نفوذ پذیری کم، شیب دار بودن اراضی، ضمن شستشوی شدید خاکها و وارد کردن مقادیر متنابهی رسوبات به دریاچه پشت سدها، سبب از بین رفتن زیر ساخت ها و ایجاد تلفات جانی و مالی می شود. از سوی دیگر وقوع خشکسالی ها یکی دیگر از ویژگی های اصلی اقلیم کشور محسوب می شود که هم به صورت مستقیم موجب تخریب سرزمین شده و هم به صورت غیر مستقیم زمینه را برای تشدید انواعی از تخریب فراهم می کند.

خشک شدن تالاب ها و کاهش میزان رطوبت خاک،کاهش میزان محصولات کشاورزی ، کاهش تولید و در واقع گسترش بیماری های دامی، توسعه مهاجرت های انسانی و تلفات دامی به دلیل نبود علوفه از جمله آثار وقوع خشک سالی در کشور محسوب می شود.

منابع جنگلی کشور با وجود نسبت کم آن به سطح کشور(حدود 17 درصد از کل کشور) نقش و جایگاه مهمی بهمجموعه منابع طبیعی کشور دارد. اشکال مختلفی از تخریب منابع جنگلی از نظر کمی و کیفی بنا به دلایل مختلف وجود دارد. وسعت مناطق جنگی کشور در حال حاضر بیش از 12 میلیون هکتار است .

علاوه بر کاهش وسعت اراضی جنگلی، تنوع گونه های آن نیز کاهش یافته که در کوتاه مدت با این اثرات زیانبار، بازگشت به وضع اولیه بسیار مشکل است. چنین وضعیتی نیز در گستره 90 میلیون هکتاری اراضی مرتعی قابل مشاهده است.

حضور دام مازاد و چند برابر ظرفیت مجاز مراتع، سبب بهره برداری نامناسب و در نتیجه کاهش کمی و کیفی مراتع می شود. حدود 16 میلیون هکتار از وسعت 90 میلیون هکتاری مراتع کشور، جزء مرتع تخریب شده تلقی می شود که می تواند جزء مناطق بیابانی به حساب آید.

به طور کلی موضوع بیابان زایی در کشور یک موضوع فرا بخشی بوده و بیابان زایی معلول عوامل متعددی است که با توجه به شرایط ویژه هر منطقه بوجود آمده است.

با وجود اینکه بخشی از پدیده بیابان زایی متاثر از شرایط طبیعی حاکم بر کشور است اما بخشهای وسیعی نیز به دلیل دخالت های بی رویه و نامناسب انسان در محیط ایجاد شده اند. موضوع مهم در این مورد، تشدید بحران در صورت رشد فزاینده این فعالیت های مخرب است که سبب توسعه و گسترش بیابان زایی می شود.

سوابق گذشته در کشور نشان می دهد که در مقایسه با سهم عوامل طبیعی و انسانی در ایجاد و توسعه بیابان زایی در کشور، عوامل انسانی نقش بیشتری داشته است.

به طور حتم نبود دیدگاهی جامعه نگر و یکپارچه و در نظر نگرفتن نقش جوامع محل در برنامه ریزی یکی از عوامل اصلی در سر راه مبارزه با بیابان زایی و جلوگیری از گسترش روند آن است.

کاربرد شیوه های نامناسب بهره برداری نیز به عنوان یکی از عوامل تخریب محسوب می شود، بنابراین در اولویت بندی مشکلات به لحاظ تاثیر که در سایر بخشها و فعالیت های اقتصادی و اجتماعی دارد و در کل تا حدودی با پایداری حیات در ارتباط است باید شیوه های بهره برداری در کشاورزی و بحث های مربوط به آن به عنوان یکی از مهمترین معضلات کشور در بروز

پدیده بیابان زایی مورد توجه قرار گیرد.

از سوی دیگر یکی از علل بنیادی تخریب ارامنی را می توان کمیت و کیفیت استقرار جمعیت در کشور برشمرد. پیدایش قطب های جمعیتی که کانون های اصلی جذب جمعیت به شمار می آیند، سبب شده که همواره سیل مهاجرت از نواحی روستایی به مرکز شهرهای بزرگ سرازیر شود.

از مشکلات اصلی دیگر برای مقابله با بیابان زایی عدم ایجاد انگیزه لازم برای مشارکت مردم و عدم نهادینه کردن آن است. وجود نظام برنامه ریزی بخشی از بالا به پایین و عدم توجه به نقش مردم در تصمیم گیری، اجرا بهره برداری و نظارت و بی توجهی به عنصر مکان ویژگی های مکانی در برنامه ریزی سبب شده که همواه با تفکر یگانگی و مشارکت تقویت نشود و بنابراین کارهای اجرایی از پشتوانه لازم مردمی برای اجراء برخوردار نیستند.

در صورت عدم اطلاع رسانی و فرهنگ سازی مردم ساکن هر منطقه از علل و عوامل و پیامدهای بیابان زایی، قطعا نمی توان انتظار داشت که آنها هماهنگ با ارگانهای اجرایی در این موضوع مشارکت کنند.

در کنار نبود مشارکت مردمی، ارگان ها و سازمان های دولتی درگیر در برنامه های مقابله با بیابان زایی از هماهنگی لازم برخوردار نبوده و در مواردی تنها به صورت یکپارچه و هم جهت فعالیت نمی کنند، بلکه گاهی فعالیت های یکدیگر را خنثی می کنند.

در کل باید گفت ، مشکل بیابان زایی در کشور، شکل اساسی و همه جانبه است که عدم توجه به آن می تواند در اینده نزدیک نتایج زیان باری را داشته باشد بنابر این برای حل این معضل تدوین راهبرد مشخص به عنوان چارچوب هدفمند تمام سازمانهای درگیر باید مورد توجه قرار گیرد.

کنترل کانون های بحرانی بیابانزا

عملیات کنترل کانونهای بحرانی بیابان زا در سطح ‪ ۱/۵میلیون هکتار در طول برنامه چهارم توسعه کشور اجرا می‌شود. بر اساس برنامه‌های پیش‌بینی شده سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری ایران که روز شنبه اعلام شد، این عملیات در سال جاری در سطح ‪ ۳۰۰هزار هکتار اجرا می‌شود. این سازمان در طول برنامه سوم توسعه کشور، طرحهای بیابانزدایی را در سطح ‪ ۴۳۸هزار هکتار از عرصه‌های بیابانی کشور اجرا کرد. این میزان ‪ ۲۶هزار هکتار کمتر از برنامه پیش‌بینی شده در برنامه سوم توسعه محسوب می‌شود. سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور هدف ازاجرای طرحهای بیابانزدایی را تثبیت شنهای روان، ایجاد اشتغال در مناطق بیابانی، افزایش پوشش گیاهی، حفظ آب و خاک و افزایش سفره‌های زیرزمینی، حفظ تاسیسات صنعتی و اراضی کشاورزی، تثبیت نیروی انسانی و جلوگیری از مهاجرت اعلام کرده است. سیمای بیابانهای استان استان سیستان و بلوچستان از جمله استانهای بیابانی کشور است که با واقع شدن در اقلیم گرم و خشک دارای محدودیتهای ویژه اکولوژیکی و طبیعی نظیر کمی و نامنظم بودن ریزشهای جوی ، درجه حرارت بالا ،فقر پوشش گیاهی ، بادهای فرساینده مانند باد 120 روزه سیستان ، فرسایش شدید خاک و..... می باشد از میان 14 استان بیابانی کشور این استان جز محدود استانهایی است که دارای بیابان ساحلی و بیابان های داخلی است . بیابانهای داخلی تحت تاثیر وزش بادهای شمال و شمال غرب و نیز بادهای تابستانه جنوب و جنوب شرق بیابانهای ساحلی تحت تاثیر بادهای مختلف الجهت قرار دارند در بیابانهای ساحلی جزرو مد دریا عامل رسوب گذاری در ساحل و فرسایش بادی در زمان جزر دریا و ایجاد تپه های ماسه ای ساحلی می باشد کل وسعت عرصه های بیابانی و شن زار استان 6300000 هکتار می باشد که شامل یک میلیون هکتار شن زار می باشد که از این مقدار 500 هزار هکتار را شن زار فعال تشکیل می دهد پراکنش بیابانهای استان شهرستان شنزار بیابان (هکتار) شنزار و بیابان (هکتار) ایرانشهر 424687/5 2564253/8 2988941/3 چابهار 54989/3 259247/4 314236/7 خاش 500145 500145 زابل 47288 330051/9 377339/9 زاهدان 228753/5 623863/2 852616/7 سراوان 15200 606283/7 621483/7 نیکشهر 57968/7 587268 645236/7 جمع 828887 5471113 6300000 مالچ پاشی برای تثبیت شنهای روان پیشروی شنزار

شاخصهای خشکسالی

به منظور پایش خشکسالی, شاخصهای مختلفی به کار برده می شود از جمله شاخص درصد از نرمال (PN), شاخص استاندارد بارش (SPI), شاخص رطوبت محصول (CMI), شاخص خشکسالی احیایی (RDI), شاخص دهکها و شاخص شدت خشکسالی پالمر (PDSI).

شاخص درصد از نرمال (PN)

شاخص PN بوسیله تقسیم مقدار واقعی بارش بر بارش نرمال و ضرب کردن آن در عدد 100 بدست می آید. بارش نرمال برای هر منطقه 100% در نظر گرفته می شود. این روش یکی از ساده ترین روشهای اندازه گیری شدت خشکسالی است و جهت بیان اولیه خشکسالی مفید است.

شاخص استاندارد شده بارش (SPI)

شاخص SPI شاخصی است که بستگی به احتمال بارش برای هر زمان و مقیاس است و برای مقیاس های زمانی مختلف می تواند محاسبه گردد و می تواند هشدار اولیه جهت خشکسالی و کمک به ارزیابی شدت آن باشد ]8[ . این روش بوسیله Mckees با توجه به بررسی تاثیرات متفاوت کمبود بارش بر روی آبها زیرزمینی, ذخایر و منابع آب سطحی, رطوبت خاک , کلاهک برفی و جریان آبراهه, ارائه شده است ]9[.

این نمایه جهت کمی کردن کمبود بارش در مقیاس زمانی چند ماهه و منعکس کننده تاثیرات خشکسالی بر روی نوسانات موجود بارش در مقیاس زمانی نسبتا کوتاه بوده, در عین حال باید توجه داشت که جریان آبهای زیرزمینی و ذخائر آبهای سطحی منعکس کننده نوسانات درازمدت بارش می باشد. بهمین دلیل SPI اساسا برای مقیاس های زمانی 3, 6, 12, 24 و 48 ماهه محاسبه می شود. نمایه SPI بوسیله قرار دادن تفاوت بارش از میانگین برای یک مقیاس زمانی مشخص و سپس تقسیم آن بر انحراف معیار بارش بدست می آید.

میانگین SPI در مقیاس زمانی در یک موقعیت صفر خواهد بود و انحراف معیار آن برابر یک می باشد این یک مزیت است زیرا SPI نرمال شده است. بنابراین اقلیم های خشک تر و مرطوب تر می توانند به همان روش نشان داده شوند. علاوه بر دوره های خشکسالی دوره های ترسالی هم بوسیله نمایه SPI بررسی می گردد. یک حادثه خشکسالی هر زمانی که SPI بطور مداوم منفی باشد و شدت آن به ارقام 1- یا کمتر برسد, اتفاق می افتد, این حادثه زمانی که SPI به مقادیر مثبت برگردد تمام می شود. بنابراین هر حادثه خشکسالی دارای یک دوره زمانی می باشد که بوسیله شروع و خاتمه آن تعریف می شود و شدت آن برای هر ماه تا زمانی که حادثه تداوم دارد محاسبه می شود

شاخص ( CMI)

شاخص CMI منعکس کننده رطوبت در دوره های زمانی کوتاه و در مورد محصولات زراعی عمده می باشد. CMI همچنین می تواند بیانگر ارزیابی خشکسالی های طولانی مدت باشد. این روش, خشکسالی کشاورزی بالقوه را تعریف می کند. در این روش , از راهبردهای هواشناسی جهت نمایش هفته به هفته شرایط محصولات زراعی استفاده می شود. CMI جهت تغییرات کوتاه مدت شرایط رطوبت در مناطق عمده کشت زراعی استفاده می شود. این روش براساس میانگین دما و مجموع بارش هر هفته در یک تقسیم اقلیمی نسبت به مقادیر CMI هفته قبل است. CMI سریعا به شرایط متغیر پاسخ می دهد و بوسیله مکان و زمان دارای ضرایب وزنی است. CMI همچنین می تواند جهت زمانهای بارش در ابتدای فصل رشد یک محصول مورد استفاده قرار گیرد

شاخص خشکسالی احیایی (RDI )

محاسبات شاحص RDI براساس سطح رودخانه, بارش برف, جریانات سطحی, ذخائر آب و همچنین دما به عنوان داده می باشد. مولفه های درجه حرارت می تواند بجای مقادیر تبخیر در محاسبات وارد می شود. مزیت این روش آن است که هم میزان آب و هم عوامل اقلیمی را مورد ملاحظه قرار می دهد.

شاخص دهک ها ( Decile )

شاخص دهک ها جهت جلوگیری از مشکلات بکارگیری روش درصد از نرمال ابداع شده است. این شاخص از تقسیم توزیع احتمال وقوع درباره آمار ثبت شده درازمدت بارش بر بخشی از هر یک از ده درصد توزیع بدست می آید. هر یک از مقوله ها به نام decile نامیده می شود. اولین دهک بارش از بارش به وقوع پیوسته از پایین ترین 10 % بارش به وقوع پیوسته تجاوز نمی کند. جدول (4). در این روش به آمار اقلیمی طولانی از منطقه نیاز می باشد

شاخص شدت خشکسالی پالمر (PDSI)

شاخص PDSI در سال 1965 بوسیله پالمر ارائه شد و اولین نمایه جامع خشکسالی است که در ایالات متحده به کار گرفته شده است. در این سال پالمر شاخصی را برای اندازه گیری میزان انحراف منابع رطوبت ابداع نمود. این نمایه براساس مفهوم تولید و تقاضای بیلان آب استوار است. PDSI یک نمایه هواشناسی است و به شرایط هواشناسی پاسخ می دهد که بطور غیرطبیعی خشک یا مرطوب باشند. میزان PDSI براساس داده های بارش , دما و همچنین محتوی آب قابل دسترس ( AWC ) خاک محاسبه می شود. میزان نمایه پالمر بین 6- و 6+ است ( جدول 5) . این نمایه را براساس مطالعات بر روی کانزاس غربی وآیوای مرکزی ارائه شده است.

نمایه پالمر یکی از روش های بسیار موثر در تعیین خشکسالی طولانی مدت ( چند ماهه) می باشد ولی به عنوان پیش بینی کوتاه مدت جواب خوبی نمی دهد ( مثلا چند هفته). امتیاز دیگر نمایه پالمر آن است که نسبت به شرایط اقلیم محلی استاندارد می باشد. بنابراین می تواند در هر بخش از کشور جهت نشان دادن خشکسالی نسبی یا ترسالی مورد استفاده قرار گیرد

بیشتر  تعاریفی  که در مورد  خشکسالی  عنوان  میگردد  قابلیت  انطباق  زراعت  با  شرایط اقلیمی  مورد  نظر  میباشد  مثلاً  یک  مرتع دار  روی  مرتع  اصلاح  شده ای  که  توزیع  بارندگی  به  صورت  نرمال هزار  میلی متر  در سال  میباشد . با  آسودگی  خاطر  گوسفند  خود  را  به  چرا می برد . در  صورتی  که  بارندگی  روی  مرتع  در  یک سال  به  750 میلی متر  کاهش  یابد  ،  علیرغم  اینکه  سال  قبل  نرمال  بوده ،  برای  مرتع دار  سال  خشک  محسوب  میشود .

برای  مرتع دار  دیگری  که  در یک  ناحیه  نیمه خشک کار می کند  و در آن  منطقه  سالیانه  بطور  متوسط  300 میلی متر  بارندگی  ناظر  می شود ،  بارش  750 میلی متر  در سال  بعنوان  یک  رکورد  سال  مرطوب  و پر باران  در نظر  گرفته  میشود و مرتع دار  در این ناحیه  با توجه  به  باران  اضافی  که  مشکلاتی  نظیر  غرقاب شدن  مرتع  و خیس  بودن  خاک  ،  تهیه  محل  سرپوشیده  برای  دام  و انبار کردن  محصول  ،  گل آلود بودن  جاده  و مشکلات  شخم  و نیز  برداشت محصول زیر  باران بوجود می آورد  از بارش  اضافی  خشنود نخواهد بود .

بطور  کلی  در مناطق  خشک و نیمه خشک با توجه  به  وضعیت  اقلیمی ، تطابق کشاورزی  سنتی  با  آب  و خاک  و متوسط  اقلیمی  صورت  گرفته  و تجارب  شخصی  روستائیان و سنتهای  قدیمی  به  آنها  می آموزد  چگونه  با  تغییرات  جزئی در شرایط  جوی از خطرات خشکسالی اجتناب کنند .

با آین  وجود  گاهی  وضعیت  هوا Weather     آنچنان  نسبت به  متوسط  اقلیمی    Climatological normal  تفاوت  دارد  که دردسرهایی  برای  کشاورز  و مرتع دار بوجود  می آورد .

شاخص های  خشکسالی

اگرچه  تعاریف  گوناگونی  از نظر  خشکسالی موجود است  ولی  تعاریف  ارائه  شده  توسط  هواشناسان،  جغرافی دانان  ، مهندسین  آبیاری  و غیره  کاملاُ متفاوت  بوده  و هر یک  از  پارامترهای  مشخصی  را درفرمول  خشکسالی دخالت   می دهند .

در هواشناسی  کشاورزی  خشکسالی  بعنوان  یک  خشکی  غیر معمول  و اتفاقی  است که  د ریک  یا چند سال  اتفاق  می افتد .

در مورد  شاخص های  خشکی  از نظر  آب  و هواشناسی  نویسندگان زیادی  مثل  کوپن  Koppen  لانگ Long  ،  اولدکوپ 01dekop ،  دومارتن De Martonne  ، می یر Meyer ،  تورنت  وایت Thornth WaITE و آمبرژه    Emberger  کار کرده اند  که در اکثر  موارد  این فرمولها  در  محاسبه  ضریب  خشکسالی  از نظر  کشاورزی  کاربرد  چندانی ندارد .

بعضی  از نویسندگان  فوق  فقط عامل  بارش  و بعضی  عامل  بارش  و درجه  حرارت  و یا  تبخیر  و تعرق  را  در  فرمول  خود  دخالت  داده اند .  مثلاً بعضی  از  تعاریف  خشکسالی  که  با  توجه  به  عامل  بارش  معرفی  شده اند  بشرح  زیر   است :

الف - کمتر از 5/2 میلی متر  بارندگی  در 48 ساعت .

ب   - بارندگی  در طول  هفته  نصف  نرمال  یا کمتر .

ج    - در یک دوره  10 روزه  بارندگی  از  5 میلی متر  بیشتر  نباشد .

د     - در  15 روز  بارندگی  نداشته باشیم .

و      - 21 روز  یا بیشتر  باران  کمتر  از  30 درصد نرمال .

به نظر  می رسد هیچ یک  از  تعاریف  فوق  با  شرایط  آب وهوایی  کشور  ما تناسب  نداشته باشد  و این  تعاریف  در مناطق  مرطوبی  در  جزیره  انگلیس ، اروپا  و شمال  آمریکا  بیشتر  می تواند  مورد  استفاده  قرار  گیرد .

در منطقه  ایران  که  یک  فصل و گاه  5 ماه  از  سال  هیچگونه  بارشی  دیده نمی شود  تعیین  ضریب  خشکسالی بصورت  دوره های  کوتاه مدت  چند  روزه  مقدور  نیست .

در حقیقت  در مناطق  خشک  و نیمه خشک  اگر باران خارج از فصل  ببارد  نه تنها  مفید نیست  بلکه  خساراتی  نظیر  سیل  یا  خرابی  مرتع  به همراه دارد . در چنین  مناطقی  اگر  در فصل  بارش  به فواصل  زمانی  معین  بارش  نداشته باشیم  بطوریکه  رشد  گیاه  تداوم  نیابد  و یا  شروع  بارانهای  بهاری  با تاخیر  همراه باشد  خشکسالی  پیش بینی  میگردد .  در  تعاریف  خشکسالی  کشاورزی  تنها  عامل  بارش  نمی تواند  تعیین کننده  شاخص  باشد .

راسل در  1896 اظهار  داشت  که  خشکسالی  استرالیا یا خشکسالی  انگلستان  کاملاً متفاوت است  و این  تفاوت  برای  هواشناسان  قدیمی  استرالیا  که  قبلاً در انگلستان بوده  و به  آب و هوای  آنجا  آشنایی  دارند  کاملاً محسوس است .  وی  اضافه  می کند  علاوه  بر  تغییرات  بارندگی  در تعیین  شاخص  خشکسالی  بایستی  گرمای  زیاد و بادهای خشک کننده  گیاه  را نیز  در نظر گرفت .

اکوچف در اواخر  قرن  نوزدهم ،  ترانسو  ( 1905)  و Vysotsky  در 1905 شاخص  P/E را برای  تخمین  خشکسالی  بکار برده  و اهمیت  تبخیر  را در بررسی  خشکسالی  موردتاکید  قرار  داده اند .

استفاده  از  میانگین  دما  توسط  Kolostrov ( 1925 )  سیلیانینوف و تورنث وایت توصیه  شده است  . البته  کاربرد  مدلهایی که  بر اساس  درجه  حرارت  معرفی  شده اند خارج  از  محیطی  که  تجربه  شده اند چندان موفق  نبوده  و بایستی  با احتیاط  بیشتری  از  آنها  استفاه  نمود  . با وجود این  اگر  آمار کنترل  شده  بمدت  طولانی  دراختیار  باشد  این مدلها در تکمیل  اطلاعات  خشکسالیها بسیار  موثر  هستند.

 

تلاشهایی  بعمل  آمده  تا اندازه گیری کمبود  اشباع نیز  که  شاخص  خوبی  برای  درجه  خشکی  جو میباشد  در  فرمولهای  رطوبت  بکار  رود . نمونه ای  از این  شاخص ها  روابط  نوع  دلتون  Delton است که  توسط  پژوهشگران  زیادی  برای  تخمین  تبخیر  از  سطح  آزاد آب  بکار  رفته  است .

خشکسالی  جوی  به  خشکی  غیر  معمول  هوا  گفته  میشود  و تعاریف  زیادی  با  استفاده از  پارامتر  کمبود  اشباع برای  طبقه بندی  خشکسالی  جو بکار   رفته است .

در خشکسالی  کشاورزی موضوع  به شاخصهای  خشکسالی  کشاورزی  محدود  میشود  که نشان دهنده  درجه  یا  مقدار  تاثیر پذیری  گیاه  به کمبود  غیر معمول رطوبت خاک است . کمبود  رطوبت ممکن  است  از  کاهش  غیر  عادی  آب در  خاک  و یا  نیاز  رطوبتی  زیاد گیاه  بصورت غیر  معمول  ناشی  شده باشد  .

در حالیکه  کاهش  تولید  آب  برای  چهارپایان  معمولاً  یک  جنبه  از خشکسالی  کشاورزی  را  نشان  میدهد  ولی  در واقع  این  مشکل  جدا از  مسائل  کشاورزی  است .  زیرا این نوع  کمبود  آب هیچگونه  ارتباط  اولیه ای  به  رطوبت  خاک  ندارد . می توان  کمبود آب  برای  چهارپایان  را  در واقع  نوعی خشکسالی  هیدرولوژیکی بحساب  آورد که  با خشکسالی  کشاورزی  فصل  مشترک  دارد .

علت  جدا کردن  بحث  خشکسالی  کشاورزی  از  خشکسالی  هیدرولوژیکی  این است  که  در مطالعه  خشکسالی  کشاورزی  ،  باران  موثر  بعنوان  بخشی  از  باران  که  بتواند  در ناحیه  ریشه  نفوذ کند  مورد نظر  میباشد در حالیکه  در خشکسالی  هیدرولوژیکی  باران  موثر  بخشی  از  بارندگی  است که به ناحیه  ریشه  در  خاک  نفوذ  نمی کند  بلکه  در  سطح  زمین  یا  در زیر  زمین  جاری  شده  و به  افزایش  آب  در چشمه ها  ،  جویبارها  ، دریاچه ها و حوضچه ها  می انجامد . تعیین  شاخص  خشکسالی  در  کشاورزی  به منظورهای  ذیل  صورت  می گیرد :

 الف -  بررسی  گرایش اقلیم بطرف خشکی              

 Evaluation of climatic   proneness  aridity

 یک  استفاده  معمول و همیشگی  ضریب  خشکسالی  برای  تعیین  گرایش  اقلیم  بطرف  خشکی و یا  پتانسیل  خشکسالی  منطقه  است که  به  مفهوم  عام  مورد  استفاده  میباشد  .مثلاً  تامرکین  Tumertekin و کان ترک Conturk از فرمول  خشکی دومارتن  یعنی  برای  بدست  آوردن  فراوانی  وقوع  درجات  خشکی  در  86 ایستگاه  هواشناسی  ترکیه  استفاده  نموده اند . ضریب  بدست  آمده  توسط  این  دو پژوهشگر نشان  داد  که  مقادیر  ضریب  خشکی  در  تمام  ایستگاهها خیلی  نزدیک  به  توزیع  گوسن  بوده است . بنابراین  با استفاده  از انحراف  معیار  و میانگین  ضرایب  خشکی  می توان  نقشه هایی که  نشان دهنده  فواصل  متوسط  بین  درجات  مختلف  خشکی  می باشند را رسم نمود . چنین  مطالعاتی  را  می توان  در ارزیابی  پتانسیل  خشکسالی  بعنوان  نوعی  بررسی  اولیه  محل  خشکسالیها منظور  نمود . متاسفانه  ضرایب تجربی  ساده  نظیر  فرمول  دومارتن یک  بررسی  واقعی از  محدودیتهای  کشاورزی  را  درسالهای  خشک  بدست  نمی دهد .

 ب  -  تخمین  نیاز  آبیاری  در منطقه

 برای  بدست  آوردن  اطلاعات اضافی  در مورد  سیکل  فصلی  و فراوانی  نقصان آب ، بایستی  دوره های  کمتر از یکسال  مثلاً دوره های  ماهیانه ، ده روزه و حتی روزانه را جهت  محاسبه بیلان  آب  در نظر گرفت  که این  محاسبه  بر اساس  آمارهای  طولانی  سالیانه  بدست  آمده  باشد .نقصان  تبخیر  و تعرق  را  می توان  با  یکی  از  روشهای  هواشناسی  و استفاده از  قابلیتهای  فرضی  ذخیره  آب  در محل  ریشه  محاسبه  نمود .

مطالعات  ون باول Van – Bavel  از این نوع  میباشد . نتایج  را می توان با  در نظر  گرفتن  کل دوره  زمانی  مثلاً  تعداد روزهایی که  فصل  رشد  ادامه دارد و در این دوره  محصول  از کمبود  رطوبت  خاک  در  مضیقه بوده است  و یا  کل عمق آب اضافی  که می توانست  مانع  کمبود  ذخیره  رطوبت  باشد  ارائه  نمود .

اگرچه  نتایج  فوق  و اطلاعاتی  که  از این  طریق  بدست  می آید  در حل  مشکلات  آبیاری  موثر  است  معذالک این نوع  مطالعات مورد  انتقاد  قرار  گرفته اند  زیرا  بطور  مناسبی  تمام عوامل  موثر در  تعادل  رطوبت محصولات  ویژه ای  را  در زمان معین  در نظر  نمی گیرند . این  انتقادات  از  پیچیدگیهایی  که  در اهداف  پروژه ها  در نظر  گرفته  شده  ناشی  می شوند .

ارزیابی  خشکسالی بشکل  محلی To evaluate drought in a local setting

مخالفین استفاده از  شاخصهای  خشکسالی  میل دارند  که  توجه  به  وضعیت  آب  در رشد  نوع  خاصی  از  محصول  صورت گیرد که این محصول  در شرایط  زمانی  و مکانی  خاصی  در  روی  خاک مطالعه  میشود . بطور کلی  فقط دو نوع افراد  به  ارزیابی  خشکسالی  بصورت  محلی  اعتقاد  دارند  .

یکی تجربه کننده های  حرفه ای  که می خواهند فراینده های  اصلی  فیزیکی  و بیولوژیکی  در  حال  انجام را  در محل  اندازه گیری  نموده و بلافاصله  با اندازه گیریها و درک  فرآیندهای  اصلی  فیزیکی  و بیولوژیکی  نتایج را  به  زبان علمی  توزیع  دهند . دومین  گروه  کشاورزانی  هستند  که  نوع  خاصی  از  محصول  را می کارند  و به رشد  آن  توجه دارند  .

در تعیین  شاخص  خشکسالی  سه  مسئله  مهم  وجود  دارد  :

 1- ظرفیت محیط  برای  تبخیر  و تنفس  گیاه  که در واقع  جنبه انرژی  مسئله است .

2- قابلیت  خاک  و گیاه  که  بتوانند  آب  لازم  را  برای  تبخیر و تنفس  گیاه  فراهم  کنند .

 در اولین  مسئله  اندازه گیری  تشعشع  و انتقال  افقی  گرمای  محسوس مورد نظر  می باشد . در دومین  مسئله  لازم است  توانایی سیستم  گیاه  و خاک  بعنوان  یک  منبع  و یک  پمپ برای  فراهم  کردن  آب  جهت  تبخیر  بررسی  شود و این  خود  مسائل  جدیدی  مثل  ترکیب  فیزیکی  و شیمیایی خاک  از جمله  مشخصات  جذب و رها سازی  آب را  در ناحیه  رشد  مورد  بحث  قرار می دهد .

مقدار  آبی  که  بوسیله  بارندگی  یا  آبیاری  به  سطح  خاک  اضافه  میشود  بایستی  اندازه گیری  شود . این اندازه گیری  روی  مزرعه  کوچکی  که  بیش  از  چند جریب  را نمی پوشاند کار  مشکلی  است . با وجود این  نمونه گیری  بارش  توسط  باران سنج روش  مناسبی است . سپس  باران  که  در بخش  کوچکی  از  زمین  جاری  شده  و در ناحیه  ریشه  نفوذ  کرده  بایستی  اندازه گیری  شود . اینگونه اندازه گیری  میزان  نفوذ  ، زهکشی سطح  و قسمت  زیر  سطح  زمین  و نفوذ  به عمق لایه خاک  را  بدست  می دهد . معمولاً لازم است  مقدار  باران  در فواصل  کوتاه  مثلاً هر ساعت  یک مرتبه  اندازه گیری  شود .  گاهی  انتقال  بخار  آب  بداخل  خاک  بسیار  مهم بوده  و لازم است  پروفایل  دما  در  لایه  خاک  مورد  بررسی  قرار  گیرد .

 3- قابلیت  محیطی  جو که رطوبت را  بپذیرد و بخار  آبی  را  که در  فرآیند  تبخیر  و تنفس  گیاه  جذب  کرده است  در خود  پراکنده  کند .

سومین  مسئله  یعنی  میزان  پذیرش  و انتقال  بخار  آب در جو ،  اندازه گیری  پروفایل  سرعت باد ، درجه  حرارت  و رطوبت  هوا  را  ضروری  می سازد . برای  محاسبه  دقیق  پیچیدگیهای  آئرودینامیکی  و انرژیتیکی  مسئله  تبخیر  و فرمول  تقریبی  برای  استفاده  روزانه  در  آبیاری  منطقه  و بررسیهای  اقلیمی  به  کتاب  عوامل  میکروکلیمای موثر  در تبخیر  و تنفس  گیاه نوشته  پن من  مراجعه  شود .

گزارش شدت  و وسعت  خشکسالی

یکی از  مهمترین  کاربرد  شاخص  خشکسالی  تهیه  گزارش دوره ای  شدت  و وسعت  خشکسالی  است . شاخص  خشکسالی  وسیله ای  است  که با خلاصه  نمودن  اطلاعات  خشکسالی  بصورت  دوره ای  ،  این اطلاعات  و شرایط  رطوبتی  محصول  در منطقه  گزارش  می گردد .

اینگونه  اطلاعات  که در آن  پیشرفت  و رشد  محصول  و جنبه های  تولید  مورد نظر  است ، بطور  شدید  مورد نیاز  موسسات  دولتی  و گروههای  دیگری  که علاقه  یا مسئولیتی  در قبال  یک ناحیه  وسیع  یا در سطح  ملی  دارند  می باشد .

گروههای  زیادی  به مجموعه  اطلاعاتی  از  این  قبیل  علاقه  دارند که بسهولت  در دسترس  آنان  قرار نمی گیرد .

بنابراین  دو استفاده  ابتدایی  از  شاخص  خشکسالی  کشاورزی  وجود دارد  که اولی  اغلب  در  مقایسه  یک ناحیه  با نواحی  اطراف  خسارات  خشکسالی  را بررسی  می کند  و دومی  وسعت  و شدت  خشکسالی  را روی  یک منطقه  بصورت  دائمی  یا  بصورت  دوره ای  ارزیابی  می نماید . در هر  دو مورد  روشهایی  مورد نیاز است  که بتوان  بصورت  واقعی  میزان  متوسط  آب  ورودی  منطقه  و میزان  خروجی   آن را  بدست  آورد  . اگر  بخواهیم  بطور  واقعی  تغییرات  مهم  هوا  را منعکس  کنیم  بایستی  ارزیابی  هر چند  روز  یکمرتبه  صورت  گیرد . بررسی  یکماهه  کافی  نیست  زیرا  در یک ماه  اتفاقات  زیادی  برای  محصول  رخ  می دهد . بررسی  یک روزه  بسیار  ایده آل  است  ولی  جزئیات  زیاد  بصورت  تکرار  در  می آیند  . بنظر  می رسد  بررسی های  5 تا 10 روزه  مناسب تر  می باشند .

ادامه دارد . . . . کلیه مطالب فوق از منابع معتبر علمی کشور برداشت شده است

تهیه شده توسط فرزین نجی پور www.maximumtechnic.com

http://www.maximumtechnic.com/index.php?pid=2&op=2&id=1333

بیابان، بیابان زایی و بیابان زدایی (قسمت سوم)

نویسنده : فرزین نجفی پور

شاخص  خشکسالی  پالمر

 مطلوب ترین  روش  ترکیبی  متغیرهای بارش  و درجه حرارت  روش  پالمر است  . ضریب  پالمر  به این  دلیل  جهانی است  که درجه  حرارت  و بارندگی  بصورت  نرمال  در تمام  فصول  وهر گونه  اقلیم  بطور  ثابت  عدد صفر را نشان می دهد . بعلاوه  در دوره های  طویل المدت  شدیدترین  خشکسالی  غیر معمول  ضریبی  در حدود  6- بدست  می دهد . بدون اینکه  درجه خشکی  یا مرطوب  بودن  وضعیت  اقلیمی  منطقه ایکه  مورد مطالعه است  در آن  نقشی  داشته باشد .

نتایج  بدست  آمده  از  آنالیز دوره  طولانی  یک سری  از مقادیر  ضرایب  خشکسالی  ماهیانه  نشان می دهد  که کلاً  این مقادیر  بین  6+ و 6ـ تغییر  می کنند.

احتمال وقوع  ضرایب  مثبت  همیشه  وجود دارد  ولی مقادیر  مثبت  غیر معمول  یک دوره  طولانی  هوای مرطوب  غیر نرمال  را نشان می دهد ، درتجزیه وتحلیل  آمار  هواشناسی  به روش  پالمر  اطلاعات  هواشناسی به چند دوره  خشکسالی  ، مرطوب  غیر نرمال  ، نرمال  یا نزدیک  نرمال  ،‌ تقسیم  می شود . جدول  زیر شرح  وضعیت های  خشکسالی  یا ترسالی  را در فاصله  تغییرات  ضرایب  پالمر  نشان  می دهد .

روش  پالمر  بطور  گسترده  در آمریکا  و بعضی  دیگر از نقاط جهان استفاده می شود . روش از  نظر محاسبات ریاضی ساده ولی  طولانی و خسته کننده است . اگر محاسبات با دست انجام شود  وقت  زیادی گرفته شده  و کار به  آهستگی  پیش می رود  ولی  در صورت  دسترسی  به کامپیوتر  محاسبات  خیلی  سریعتر  و ارزان تر انجام می شود .

روش  پالمر بیشتر برای تجزیه و تحلیل های اقلیمی  مناسب است ودرعملیات مزرعه  کمتر  مورد  استفاده  می باشد . با وجود  این در خلال  دوره ایکه  یک خشکسالی  بزرگ در حال  وقوع  و گسترش  می باشد این  ضریب  وسیله خوبی  برای  ارزیابی  روزانه  توزیع  منطقه ای خشکسالی  و درجات  گوناگون  شدت خشکی است . در آمریکا این ارزیابی  بصورت  هفتگی  در وضعیت های بحرانی خشکسالی انجام می شود

شاحص های مهم بیابان زایی از منظر آب:

 1-     افت سطح آبهای زیرزمینی:

برداشت بی رویه از آبهای زیرزمینی در بسیاری از نقاط جهان سبب افت شدید سطح سفره های آب زیرزمینی شده است. آمار و ارقام ارایه شده در منابع جهانی وضع دشوار این حکایت تلخ را نشان می دهد بطور مثال می توان از افت 274 متری سطح آب زیرزمینی شیکاگو در طول 118 سال و افت 91 تا 152 متری سطح آب زیرزمینی آریزونای جنوبی و مرکزی و متعاقب آن نشست 3.81 متری زمین در طول 60 سال گذشته و همچنین نشست 8.5 متری سطح زمین را در برخی نواحی شهری مکزیک یادآور شد. روند افت سالانه آب زیرزمینی هند حدود 25 درصد کشاورزی این کشور را در معرض تهدید جدی قرار داده است. بطور کلی کسری حجم مخزن آب زیرزمینی جهان سالانه بین 750 تا 800 میلیارد متر مکعب برآورد می شود که یک درصد آن متعلق به کشور ایران است. برداشت بی رویه از آبهای زیرزمینی بحران دیگری به صورت شور شدن ذخائر آبی را سبب می شود زیرا به علت بر هم خوردن تعادل بین آب شور و شیرین سبب پیشروی آب شور در بستر آب شیرین سفره های زیرزمینی می شوند. افزایش تدریجی درجه شوری آب زیرزمینی در دست بهره برداری، آغازی جدی برای نمکزایی و نهایتاً تخریب منابع اراضی در جهت کویری شدن می‌باشد. در ایران به استناد گزارش‌هایی که از طریق وزارت نیرو منتشر می شود، سفره‌های آب زیرزمینی در اغلب دشت‌های کشور وضعیت مطلوبی ندارند. بر اساس آمار سال آبی82-1381 حدود 6/74 میلیارد مترمکعب آب از طریق چاه‌ها، چشمه‌ها و قنوات از منابع آب زیرزمینی کشور استحصال می‌شود که حدود60 درصد آب استحصالی از طریق بیش از چهارصد و پنجاه هزار حلقه چاه است. هرچند فقط 28درصد چاه‌های موجود کشور عمیق است اما میزان بهره‌برداری از این چاه‌ها بیش از 69 درصد تخلیه کل چاه‌های کشور را شامل می‌شود و از کل تعداد چاه‌های موجود حدود 268 هزار حلقه در مناطق آزاد و190 هزار حلقه در مناطق ممنوعه حفر شده است. از سوی دیگر جدیدترین آمار حاکی از آن است که از 609 محدوده مطالعاتی، 225 محدوده ممنوعه اعلام و پیشنهاد ممنوعه شدن 45 محدوده دیگر نیز توسط شرکت‌های آب منطقه‌ای کشور به وزارت نیرو ارائه شده‌ است. بررسی آمار و ارقام موجود از وضعیت بهره‌برداری آب‌های زیرزمینی در حوزه‌های اصلی کشور نشان می‌دهد که در مقابل 7/57 میلیارد مترمکعب تخلیه آب‌های زیرزمینی حدود 7/50 میلیارد مترمکعب تغذیه صورت گرفته است. به عبارت دیگر، حدود 7 میلیارد مترمکعب بیش از میزان تغذیه از آب‌های زیرزمینی بهره‌برداری شده بطوری که در اکثر نواحی کشور سطح سفره‌های آب زیرزمینی به‌شدت افت نموده و تراز آن منفی است. این در حالی است که سالیان متمادی آبیاری به عنوان ساده ترین و تنها چاره درد برای تولید غذای بیشتر در مناطق بیابانی مطرح بوده است اما به دلیل روش های نادرست و غیرعلمی و صرفا آبیاری سنتی ، گذشته از اتلاف آب محدود موجود در این مناطق در بسیاری از موارد اراضی کشاورزی تبدیل به بیابان و کویر شده اند [1]. توسعه کشاورزی از طریق گسترش سطح کشت آبی به جای افزایش تولید در واحد سطح یکی از معضلات کشاورزی ایران بشمار می رود این در حالی است که راندمان پایین آبیاری در بخش کشاورزی به دلیل مشکلات ساختاری از جمله کوچک بودن واحدهای بهره‌برداری، سطح پایین آگاهی کشاورزان، ضعف دانش فنی مناسب، شیوه‌های سنتی کشت و زرع، فقدان شبکه‌های آبرسانی مناسب و فقدان مدیریت مصرف آب از عمده‌ترین عوامل افت کمی و اتلاف منابع آب کشور محسوب میشوند بطوریکه میزان کارآیی مصرف آب در بخش کشاورزی به‌طور متوسط حدود 30 درصد محاسبه می‌شود. این نکته را باید متذکر شد که در بسیاری از مناطق ایران  متعاقب افت سطح آب، مشکلاتی همچون خشک شدن چاههای آب، کاهش دبی رودخانه ها،تنزل کیفیت آب،  نشست زمین و تداخل سفره های آب شور و شیرین بوجود آمده است که این علایم به تنهایی یا باهم بطور واضح و روشن بروز پدیده بیابان زایی را در ناحیه مربوطه نشان می دهد. این پدیده در بسیاری از مناطق ایران بصورت یک چالش‌اساسی و جدی بروز کرده است که نمونه بارز آن را می توان در استان کرمان سراغ گرفت. بطور مثال در دشت رفسنجان که در اوایل انقلاب پمپاژ چاه‌ها در عمق 50  تا 80 متری از سطح زمین قرار داشت اکنون به 300 متر و بیشتر افزایش یافته و کیفیت آن نیز در بسیاری از مناطق در نتیجه نفوذ آب‌های شور مورد تهدید جدی قرار گرفته و از بد به بدتر تبدیل شده است. کارشناسان پیش بینی می کنند در صورتی که چاره‌ای برای انتقال آب به این دشت صورت نگیرد (انتقال بین حوضه‌ای آب) تخریب باغات و سفره‌های آب زیر زمینی ادامه می یابد و سالانه حدود پنج هزار هکتار از باغهای پسته با شیرابه کویر که از اعماق بیش از 300 متر پمپاژ می شود, شور و قلیایی می شود. به این ترتیب در یک مقطع زمانی بیست ساله کلیه این باغات به شهر سوخته‌ای تبدیل خواهد شد که شاید اصلاح آنها حتی با انتقال آب کافی و با کیفیت مطلوب هم دیگر امکانپذیر نباشد و در یک کلام تبدیل به بیابان خواهند شد. از این رو می توان گفت در امور کشاورزی هر طرح و برنامه ای که در جهت ارتقا و بهبود کیفیت و کمیت آبیاری برای جلوگیری از اسراف و اتلاف آب انجام شود بطور غیر مستقیم راهکاری در جهت مهار بیابان زایی محسوب می شود. بنا بر این با اجرای برنامه هایی برای افزایش راندمان آبیاری در بخش کشاورزی با استفاده از روشهای علمی و مدرن آبیاری (کوزه ای ، قطره ای، تحت فشار و امثال آن) به منظور صرفه جویی در مصرف آب، کنترل و استفاده بهینه از منابع آبهای سطحی موجود، مطالعه و اجرای طرح های آبخوانداری و پخش سیلاب و تغذیه مصنوعی و همچنین برخی اقداماتی که مستقیما در اختیار وزارت نیرو می باشد از جمله جلوگیری از بهره برداری و انسداد چاههای غیر مجاز، کنترل بهره برداری چاههای دارای پروانه و امثال آن راهکارهایی برای تقویت و تعادل آبخوانها و مآلا جلوگیری از پدیده بیابان زایی محسوب می شوند.  

2- سیلخیزی و بروز سیلابهای مخرب:

فزونی و جاری شدن سیلاب‌های مخرب یکی از پیامدهای جدی بیابانزایی بشمار می روند. بر اساس آمار و ارقام منتشره تعداد دفعات وقوع سیل در طول سالهای 1330 تا 1380 به 3700 مورد رسیده است که افزایشی بیشتر از  10 برابر را نشان می دهد. بررسی‌ ‌مجموعه ‌عوامل ‌زیست محیطی ‌که ‌زمینه ‌ساز این‌  حوادث ‌هستند نشان‌می‌دهد که دخالت ‌انسان ‌در چرخه ‌طبیعی ‌آب از طریق ‌تخریب ‌پوشش ‌گیاهی  ‌در  عرصه‌های ‌آبخیز،کاربری غیر اصولی ‌اراضی، توسعه سطوح‌ غیر قابل ‌نفوذ و امثال ‌آن احتمال سیل‌خیزی‌ را در مناطق ‌گوناگون‌ افزایش ‌داده ‌است‌ بطوری که باران رحمت الهی به یک ‌پدیده ‌مخرب تبدیل گشته و باعث ‌از بین رفتن جان و مال‌ انسانها شده و در بسیاری از مناطق زمینهای‌ کشاورزی و تأسیسات زیربنایی کشور را به نابودی کشانده است.‌ این وضعیت نشان دهنده بروز اوضاعی است که بر منابع طبیعی کشور وارد شده است. باران های سیل آسا و کمیاب در مناطق خشک و نیمه خشک کشور که با ایجاد سیلاب باعث هرز روی فزونتر آبهای سطحی در سراب حوضه می شوند در مسیر خود رسوبات نمکدار و گچی را از ارتفاعات تا انتهای مسیل حمل کرده و انباشت بیش از پیش آن را در پایاب حوضه سبب می شوند. نتیجه این وضعیت کاهش تغذیه طبیعی آبخوانها را در سراب حوضه از یکسو و پیشروی آبهای شور کویر را به آبخوانهای پایاب حوضه و اراضی اطراف از سوی دیگر تشدید می کند. علاوه براین ته نشست رسوبات آغشته به املاح گچ و نمک در آرامگاه سیلاب که عموما در حوضه های بسته داخلی قرار دارند منشاء پایان ناپاپذیر خاک و ماسه های نمکداری می شوند که مناطق اطراف خود را آلوده کرده و سبب تخریب خاک و نهایتا از دست رفتن کامل استعداد باروری خاک و در یک کلام بیابانی شدن منطقه می شوند.  همچنین آب های جاری سطحی با وجود ناچیز و ضعیف بودن قادرند با شستشوی تدریجی گنبدهای نمک واقع در سطح زمین یا معادن نمک در حال استخراج مناطق وسیع تحت نفوذ خود را آلوده به شوری سازند که این شستشوی تدریجی در دراز مدت منتهی به کویری شدن منطقه می شود. این توضیحات کوتاه برای توجه و امعان نظر به مناطق بالادست حوضه های آبخیز جهت برنامه های مهار بیابان زایی است. اقدامی که تا کنون مخصوصا از طرف بخشهای اجرایی منابع طبیعی به آن توجه کافی نشده و صرفا عملیات مهار بیابان زایی در محل بروز و ظهور آثار این پدیده جستجو شده است. از این رو  و برخلاف تصور هرگونه اقدامی که در مناطق بالادست حوضه های آبخیز برای جلوگیری از بروز و تشدید سیلاب صورت گیرد می تواند عملی در جهت مهار بیابانزایی قلمداد شود خواه این کار توسط بخش آبخیزداری وزارت جهاد کشاورزی و یا وزارت نیرو باشد بنا براین تعامل هرچه بیشتر این واحدهای درون و برون سازمانی برای رسیدن به هدف مورد نظر ضروری است.

3- آلودگی و شور شدن آب

همان‌طور که قبلا گفته شد بخش کشاورزی حدود 94 درصد مصرف آب کشور را به خود اختصاص داده است. با توجه به سطح گسترده اراضی کشور، استفاده نادرست از منابع آب و نهاده‌های کشاورزی (کود و سم) می‌تواند از نظر کمی و کیفی منابع آبی کشور را در معرض تهدید جدی قرار دهد.

یکی از منابع عمده آلودگی آب‌های کشاورزی استفاده روزافزون از نهاده‌های کشاورزی از جمله کودهای شیمیایی و سموم دفع آفات است. سموم کشاورزی و کودهای شیمیایی که در چند سال اخیر برای مبارزه با آفات و تقویت خاک کاربردهای زیادی پیدا نموده‌اند، با نفوذ در منابع آب‌های سطحی و زیرزمینی، زمینه آلودگی منابع آبی کشور را فراهم نموده‌اند. آمار و ارقام موجود نشان می‌دهد که مقدار مصرف کودهای شیمیایی از 630 میلیون تن در سال 1355 به بیش از 3 میلیارد تن در سال 1381 رسیده است.

مصرف سموم کشاورزی نیز مانند کود شیمیایی روند مشابهی را نشان می‌دهد و مصرف آن در سال‌های اخیر رشد نسبتا چشمگیری داشته است بطوریکه میزان فروش سموم در کشور در طول کمتر از یک دهه از 14800 تن (سال 1374) به 25800 تن (سال1381) رسیده است.  این افزایش مصرف در حالی صورت می‌گیرد که بسیاری از کشورها، به‌ویژه کشورهای توسعه‌یافته محدودیت‌های شدیدی را برای مصرف آن‌ها قائل شده و مصرف آن در سال‌های اخیر در این کشورها روند کاهشی داشته است. استفاده غیربهینه از نهاده‌های کشاورزی و آبیاری و زهکشی نامناسب شبکه‌های آبیاری باعث شده است که سالانه حجم انبوهی از پساب‌های کشاورزی از طریق رودخانه‌ها و زهکش‌ها وارد منابع آبی کشور شده و زمینه آلودگی و شور شدن بسیاری از منابع آبی کشور را فراهم نماید. سالانه ۲۰ میلیون تن فاضلاب تصفیه نشده به آب هاى داخلى، دریاى خزر و خلیج فارس سرازیر مى شود و نزدیک به ۱۶۳ رودخانه آلوده در کشور شناسایى شده که ۷۰تا۶۰ رودخانه بیشترین آلودگى را دارند. علاوه بر شوری آب که بر اثر کشاورزی نادرست صورت می گیرد با توجه به تشکیلات زمین شناسی شور در بسیاری از مناطق خشک ایران، شور شدن آب بطور طبیعی نیز  اتفاق می افتد باید گفت گسترش شوری در فلات ایران تنها به پهنه های پوشیده از نمک تحت عنوان کفه ها و باتلاق‌های نمک و سفره های آب شور زیر زمینی محدود نیست، بزرگترین مشکل وجود تشکیلات زمین شناسی محتوی رسوبات تبخیری چون گچ و نمک می باشد که تقریباً در اکثر نقاط ایران وجود دارد. بطور کلی کویرهای نمکی به صورت مرکز اصلی پخش نمک عمل می کنند که در بخش سطحی توسط آب و احیاناً باد و در قسمت عمقی بوسیله نفوذ جریان آب شور اثرات مخرب خود را در زمین های اطراف برجای می‌گذارند به این ترتیب روان آبهایی که از مناطق بالادست حوضه بسمت پایاب جاری می شوند در بسیاری از موارد به دلیل عبور از همین سازندهای آلوده به گچ و نمک  شور شده و گذشته از اینکه کیفیت نامناسبی برای شرب و یا کشاورزی پیدا می کنند، مناطق پایین دست خود را نیز آلوده کرده و به نوعی سبب بروز و تشکیل بیابانهای ثانویه می شوند.

شکل گیری وضعیت بیابانی ایران

نحوه تشکیل و گسترش اکثر نواحی بیابانی کشور، به ویژگی های زمین ساختی فلات ایران مربوط می باشد. چهره سرزمین ایران در کرتاسه پایانی – پالئوسن به دنبال کوهزایی لارامید (آلپی میانی) که نتیجه آن پیدایش ارتفاعات البرز، زاگرس، سلسله کوههای مشرق، جنوب و رشته کوههای مرکزی ایران بود دستخوش تغییر شد .  این واقعه منجر به از بین رفتن اقیانوس ها و دریاها و محصور ماندن ایران مرکزی در بین دیوارهای کوهستانی گردید که این امر مانع از نفوذ رطوبت به نواحی مرکزی شده و از همین زمان ایران در زمره مناطق بیابانی جهان درآمد.

نواحی صحرایی در سطح کره زمین، تقریباً در عرض های جغرافیایی بین 20 تا 30 درجه نیمکره شمالی و جنوبی قرار دارد. در این عرض های جغرافیایی به علت برخورد هوای سردی که از قطبین به طرف استوا در حرکت است با هوای گرمی که از استوا به سوی قطبین حرکت می کند باد بوجود می آید که در برداشت، حمل و رسوبگذاری ذرات رسوبی در محیط های صحرایی نقش اصلی را ایفا می کند.

  رسوبات محیط های صحرایی شامل حمادا، سریر، سبخا و دریاچه های نواحی صحرایی، وادی، لس و رسوبات ماسه ای بادی می باشد.

باید توجه داشت که رسوبات صحرایی منحصراً به رسوبات تپه های ماسه ای که خود بخشی از رسوبات ماسه ای بادی است  اطلاق نمی گردد و سایر رسوبات را نیز در برمی گیرد ولی رسوبات تپه های ماسه ای به دلیل فراوانی بیشتر و نیز خساراتی که ناشی از حرکت آنها بوسیله باد می باشد از اهمیت بیشتری برخوردار است.

برخی محققین زمان شروع تشکیل تپه های ماسه ای را از اوایل پلیوستوسن به بعد می دانند. مطالعات انجام شده نشان می دهد که فاکتورهای آب و هوایی پلیوستوسن نسبت به زمان حاضر از تغییرات شدیدتری برخوردار بوده است. در این دوره، دمای کمتر هوا نسبت به زمان حاضر و دوره های کوتاه اما شدید بارندگی، باعث تخریب سنگ ها و حمل ذرات آواری به داخل دره ها و چاله های پست گردید. در اواخر پلیوستوسن (وورم) افزایش دما بخصوص در تابستان، باعث خشکیدن دریاچه های کم عمق گردید. همچنین مقایسه شواهد چینه شناسی و داده های تاریخی (عبور لشکر اسکندر کبیر از جنوب بیابان لوت)، شروع تاریخ زمین شناسی اخیر  ایران  را همزمان  با اقلیم خشک ترشیاری تایید می کند.

پراکنش توزیع تپه های ماسه ای بزرگ که در زمان حاضر عموماً وضعیت ثابتی دارند نشان می دهد که در دوره وورم توزیع سیستم های فشار اتمسفری و جهت وزش بادها مشابه زمان کنونی بوده اما بطور قابل توجهی از شدت بیشتری برخوردار بوده است. در همین زمان وزش بادهای شدید، باعث شروع فرسایش بادی و برداشت ماسه از نواحی وسیع رسوبات ناشی از سنگ های میوسن بیرون آمده از آب و بستر دریاچه های خشک شده و تپه های ماسه ای اولیه را ایجاد نمودند. پس از آن، دوره ای آغاز شد که شامل 15 زیردوره سیلابی و بین سیلابی (مطابق با دوره های یخبندان و بین یخبندان در اروپا) بود. به این ترتیب در دوره های سیلابی، ایجاد ذرات آواری قابل فرسایش و در دوره های بین سیلابی، خشکی همراه با وزش بادهای شدید باعث ادامه روند فرسایش بادی و گسترش تپه های ماسه ای اولیه پلیوستوسن گردید

کلیه مطالب فوق از منابع معتبر علمی کشور برداشت شده است

تهیه شده توسط فرزین نجی پور www.maximumtechnic.com

http://www.maximumtechnic.com/index.php?pid=2&op=2&id=1334

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

تصاویر

http://www.nr-khr.ir/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%D9%8A%D8%B1/tabid/224/Default.aspx

 

بلند مرتبه سازی در فضای شهری

یکی از پدیده هایی که شهر های امروز جهان و به ویژه شهرهای بزرگ با ان مواجه اند بلند مرتبه سازی است. ایده ی بلند مرتبه سازی نخست به منظور بهره برداری از زمین های مرکز شهر و در پی توجه به اقتصاد شهر مطرح گردید. زیرا از سویی گرایش به تراکم و تمرکز واحد های اقتصادی، تقاضا برای زمین در مرکز شهر را به شدت افزایش داده بود و از سوی دیگر عرضه زمین در این منطقه شهر محدود بود. در نتیجه افزایش تراکم ساختمانی به عنوان راه حلی برای افزایش سطح زیربنای مورد بهره برداری ارائه شد. استفاده فراگیر از این روش، به تدریج افزون بر کاربریهای اقتصادی مانند کاربری های صنعتی، اداری و تجاری دامنگیر کاربری های مسکونی نیز گشت و به مناطق پیرامونی شهر نیز گسترش یافت، لیکن به مانند هر راه حل دیگری، این راه حل دارای تبعات و آثار منفی نیز بوده و مشکلات نوینی را برای شهروندان پدید آورد که از آن جمله می توان به افزایش ازدحام و تراکم، افزایش آلودگی های زیست محیطی، کاهش دسترسی شهروندان به هوای آزاد و نور خورشید و افزایش مزاحمت های شهری اشاره کرد. آخرین دهه های قرن نوزدهم با آغاز رشد عمومی ساختمانها (بلند مرتبه سازی) در غرب همراه بودهاست. پدیده ی بلند مرتبه سازی ئر طی حیات خود اگرچه همواره از سوی اندیشمندان گوناگون مسائل اجتماعی، اقتصادی و شهرسازی مورد انتقاد واقع شده و به کاربرد ان با شک وتردید نگریسته اند اماهمواره بنا به ضرورت ها، نتوانسته است حضور دائمی خویش را به اثبات رساند و بر عرصه فعالیت خود  بیافزاید.

این پدیده از سویی می تواند به بسیاری از مسائل شهری مانند کمبود زمین، کمبود مسکن و... پاسخ

دهد، اما از سویی دیگر خود پدید آورنده ی مشکلات و نارسایی های دیگری می باشد.

در کشورهای غربی سعی شده برای بهره مندی از مزایای بلند مرتبه سازی و برای کنترل مسائل و

مشکلات ناشی از آن توسط قوانین و مقررات کاربردی عمل کنند و پدیده را تحت کنترل بیاورند. در این

تلاش شهر های ما در حال حاضر شاهد رشد و گسترش ساختمانهای بلند بر چهره خود می باشد و این

در شرایطی صورت می پذیرد که شناخت صحیحی از اهمیت موضوع وجود ندارد و قانون و مقررات کنترل

کننده نیز در دست نیست.

مقولات اساسی مربوط به بلندمتبه سازی ها

۱.آثار اقتصادی

الف ـ تاثیر ساختمانهای بلند بر تراکم ساختمانی و مصرف زمین

ب ـ هزینه احداث ساختمانهای بلند

ج ـ تاثیر ساختمانهای بلند بر کاربری زمین

۲. آثار اجتماعی و روانی

الف ـ عدم همخوانی همجواری فرهنگ ها با هم در بلند مرتبه ها

ب ـ عدم همجواری و زندگی گروه های اجتماعی قومی، ملی و نژادی در بلند مرتبه ها

ج ـ عدم همخوانی بلند مرتبه ها با تراکم جمعیت و خانوارها

د ـ عدم همسانی اقتصادی و اجتماعی خانوار ها

ه ـ امنیت ساختمانها

ر ـ مساله حوادث غیر مترقبه مانند زلزله، باد، آتش سوزی

ز ـ مسئله هویت

۳. آثار اقلیمی و زیست محیطی

الف ـ آلودگی هوا و محیط زیست

ب ـ وضعیت نور و آفتاب

 

تاثیر آب و هوا در زندگی انسانی مردم استان بوشهر


 

مقدمه: جغرافیا را از آن جهت ام العلوم نامیده اند که زادگاه و مهد تولد و پرورش بسیاری از علوم بوده است. هر دانشی که بنحوی با زمین سروکار داشته باشد، یا خود جغرافیا است و یا خاسته از آن است. زمین زیستگاه انسان است، انسان در آن به دنیا می آید ، از آن تغذیه می کند ، در آن زندگی می نماید و بلاخره در آن می میرد. از نظر جغرافیدان محیط عبارت است از زیر بنایی از عوامل طبیعی (محیط طبیعی) با پوششی از محیط انسانی ، و از این جهت است که جغرافیا به دو شاخه اصلی جغرافیای طبیعی و انسانی تقسیم گردیده، به بیان دیگر در جغرافیا نه تنها هیچ تحقیقی جدا از زمین و محیط طبیعی نیست بلکه هر پژوهشی که فاقد این خصیصه باشد دارای ارزش های جغرافیایی نخواهد بود. کار اصلی جغرافیدان توجه به تاثیرات متقابل انسان و طبیعت یا عمل و عکس العمل است. بدین طریق که هر جزء ترکیب دهنده از حیات انسانی و هر پدیده ی طبیعی و انسانی و هر کیفیت ناحیه ای و عوامل بوم و بومی در داخل یک ویا چند شاخه از علم جغرافیا قرار می گیرد و یک نظم ویژه در همه ی پدیده هایی که در داخل یک سرزمین و یا یک مکان جغرافیایی به ظهور می رسد بوجود می آید. در حقیقت فکر جغرافیایی ، توانایی شناخت علل این نظم و وابستگی چهره های طبیعی و انسانی به یکدیگر و دریافت نتایج حاصل از آن است.
در میان عواملی که محیط جغرافیایی را بوجود می آورند بدون شک آب و هوا یکی از مهمترین آن ها است و از مهمترین عوامل زندگی بشر به شمار می رود. منظور از آب و هوا وضع کلی و متوسط هوا در هر ناحیه از سطح زمین است . تفاوت آب و هوا با هوا در این است که هوا زمان معین ومحدودی (مثلا یک ساعت ، یک روز ، یک فصل) را مشخص می سازد مثلا می گوییم هوای امروز سرد یا گرم است، زمستان امسال سرد نبود.
در صورتی که آب وهوا وضع عمومی هوا را به طور مطلق و بدون توجه به زمان مشخص می سازد . مثلا آب و هوای منطقه معتدله گرمتر از منطقه قطبی است. اصولا در هر محیط جغرافیایی بین عوامل طبیعی مساعدت ویا عدم مساعدت آب و هوا بیش از سایر عوامل طبیعی در زمینه گسترش پدیده حیات موثر می باشد.
آب و هوا در شکل زندگی انسان سخت موثر است. آنچه جغرافیدان بنام آب و هوا از آن سخن می گوید پدیده های جوی متنوعی است مثل باد ، باران ، سرما و گرما ، رطوبت ، فشار هوا ، تبخیر ، رعد وبرق ، انقلابات جوی ، نور و تابش خورشید و ... آب وهوا بیش از هر عامل دیگر در نوع و شکل زندگی تاثیر می بخشد . چنانچه خالی بودن فضاهای وسیع در نقاط مختلف دنیا از نقطه نظر پراکندگی توده های انسانی نمایشگر خشونت و عدم مساعدت عوامل آب وهوایی است .
برعکس فشردگی توده های انبوه انسانی در نواحی ویژه جغرافیایی و در قشرهای معین زندگی حاکی از اعتدال و مساعدت مستقیم آب وهوا است . به عبارت دیگر پدیده آب وهوا در چنین نواحی جغرافیایی همواره یک عامل اجازه دهنده برای فعالیت های مداوم انسانی بوده است نه ایجاد کننده محدویت و حاکم بر مرزهای معین ومشخص برای ادامه حیات.
در هر نوع آب وهوا ، جغرافیای انسانی ویژه ایی منطبق با آن بوجود می آید . به کلامی دیگر، خصیصه های مسائل انسانی و تعادل های جغرافیایی بیش از همه به عوامل و شرایط آب وهوایی وابسته است . از این رو لازم است که ضوابط و معیار های جغرافیایی انسانی در سطوح وسیع تر و گسترده تر بر مبنای آب وهوا تعیین گردد و تحت نظام و قاعده معینی درآید.
منطقه مورد مطالعه استان بوشهر با توجه به واقع شدن در عرض های پایین _ بین 27 درجه و 14 دقیقه تا 30 درجه و 16 دقیقه عرض شمالی _ در منطقه ای بسیار گرم و جنوب منطقه معتدله شمالی قرار دارد. با توجه به استقرار استان بوشهر در منطقه فوق حاره ای مهمترین پدیده و فرایند مشهود اقلیمی آن گرمای هواست. این ناحیه تحت تاثیر فشار زیاد عرض های متوسط جغرافیایی قرار دارد و فاقد بارندگی قابل توجه است ولی فرایند تبخیر آن به علت طولانی بودن فصل گرما شدت بیشتری دارد. در فصل زمستان به دلیل هجوم و گسترش جبهه هوای سرد شمالی و دریای مدیترانه به سمت شرق، آب و هوای مناسبی توام با ابر و باران بوجود می آید. آب وهوای این استان از نظر تقسیمات کشوری، در محدوده مناطق خشک و نیمه خشک قرار می گیرد. کوتاه بودن دوره ی بارش و اعتدال دما در این دوره و طولانی بودن دوره ی خشکی به همراه گرمای شدید هوا از مهم ترین ویژگی های آب وهوای استان اند. دمای هوا در ما ه های تیر و مرداد به حداکثر و در ماه های دی و بهمن به حداقل می رسد. یکی از ویژگی های مهم آب وهوایی استان ، پدیده شرجی است.
هوای دم کرده وکم تحرکی که در این حالت هوا از فعل وانفعالات می افتد. با کمال تاسف باید به این حقیقت تلخ اعتراف کرد که از نظر تقسیم بندی اقالیم ، آب وهوای تمام منطقه خلیج فارس از نوع آب وهوای صحرایی است که مقدار باران سالانه آن بسیار کم و منحصر به فصل کوتاه و روز های انگشت شماری است . بخش اعظم بارش استان از اوایل آبان ماه تا اواخر اسفند اتفاق می افتد و ماه های دی و بهمن بیشترین بارش را به خود اختصاص می دهند . بطور کلی  8تا 9 ماه گرم سال را در ناحیه خلیج فارس باید ماه های بی باران دانست.
چنانکه معمول مناطق صحرایی است ممکن است قسمت عمده ای از باران تمام سال در یک یا دو نوبت فرو ریزد و بجای اینکه برکت ایجاد کند خرابی و خسارت بار آورد. علاوه بر کمی بارش ، تبخیر شدید نیز عامل موثر دیگری در بروز خشکسالی است . به همین دلیل ، استان بوشهر هر سه ، چهار سال یکبار شاهد خشکسالی های گسترده یا منطقه ای است.
بر اثر وقوع خشکسالی در دو دهه اخیر ، میلیارد ها ریال خسارت به مردم منطقه وارد شده است. چنانکه ملاحظه شد گرمای زیاد و طولانی و خشکی و نامنظمی بارش و همچنین درصد رطوبت بالا ( شرجی ) از خصیصه های اصلی آب و هوای استان بوشهراند ، که در تمام جوانب زندگی مردم این استان تاثیر گذار بوده اند.
تاثیر آب و هوا در زندگی انسانی مردم استان بوشهر:
بوشهر سرزمینی است که آفتاب را در آن به حراج نهاده اند. جایی که مقاومت در برابر هوای همیشه گرم انسان هایی جدی، با صلابت و و صاحب روحیه دلاوری ساخته است. استان بوشهر برای هر بیگانه در برخورد اول افقی مشترک با ناحیه هرمزگان به دست می دهد، ولی خوب که دقت کنی تفاوت هایی می یابی ، این جا مردم با غریبه خونگرم تر و صمیمی تراند. از نظر مردم شناختی، «بندر بوشهر» دارای مردمی خونگرم، خموش وکم حرف، مقاوم وپرتوان ، زود رنج و کم حوصله ، با محبت و متعصب و در همان اندازه کینه در دل و منتقم ، به کم قانع ودر عین حال با زیاد مسرف و به غیر بیشتر از خودی می جوشد وبر همین اساس « غریب نواز » قلمداد شده است .
عمده ترین مسئله انسان در سواحل خلیج فارس و دریای عمان در کم آبی است. در تمام سواحل باران منحصرا در زمستان می بارد و چه بسا که سال ها بارانی نبارد . باران ها درشت و به صورت رگبار آن چنان فرو می ریزد که در مدتی بسیار کوتاه سیلاب های عظیم براه می افتد و پس از یکی دو ساعت رگبار فرو می نشیند . حیات مردم ساحلی متاثر از همین باران های سیل آسا است. خوب که در رفتار مردم این سامان دقت کنی ، نگرانی از آینده را می بینی .تولید مبتنی بر دیم سهم مهمی در اقتصاد جامعه دهقانی ایران دارد. عدم بارش مناسب در زمان لازم ، بودن یا نبودن خانواده دهقانی را مطرح می سازد . بنابراین روحیه نگرانی از آینده تولید در رفتار های دهقانان نیز موثر افتاده است. امید به آمدن باران و مراسم مربوط به طلب آن و صرفه جویی در آب اساس زندگی دهقانی است. درباره امید بی جا و خرافات در روستاها باید گفت که هزاران سال است که بخش مهمی از اقتصاد کشاورزی ما بر پایه های تصادف و غیر منطقی «اگر باران بیاید» نهاده شده است.
چند سال بی بارانی یا یکسال پر بارانی کافی است که سرنوشت زندگی اجتماعی را در فلات ایران دگرگون کند . بی شبهه ، تولید کشاورزی در جامعه ما که پایه های آن بر «شاید»، «اگر»، «تصادف» یا آمدن یک باران به موقع نهاده شده ، سبب پیدایش نحوه تفکر خاص و روحیه مخصوص در جامعه روستایی گردیده است. بی تردید مناسبات تولیدی و رژیم «ارباب رعیتی» توام با وضع اقلیمی در پیدا شدن روحیه عدم تحرک و انجماد روحی و قناعت و ناایمنی و ترس از فردا و بیم از خشکسالی و وحشت از قحطی و گرسنگی در جامعه روستایی موثر بوده است. کار دیمی نه تنها در حیات روستاییان ما بلکه در زندگی شهری هم وارد شده است ، حتی در ضرب المثل ها و طنزهای ما نیز دیده می شود : « کار دیمی مکن».
اگر آمار و اطلاعات مربوط به شیوع و پراکندگی امراض در مناطق مختلف مورد بررسی قرار گیرد مشاهده می شود که بروز و گسترش آن ها در مکان های مختلف آب و هوایی و فصول چهارگانه و بالاخره با تغییرات درجه حرارت و رطوبت مناسب می باشد و حتی بعضی امراض مربوط به حساسیت های کلیمای بوده و تنها با ادامه زندگی در آب وهوای مناسب ارگانیک پیچیده مشخص، امکان پذیر است. از عوامل مهم آب وهوایی نزدیکی و دوری از دریا و ارتفاع محل از سطح مبنا (سطح دریای آزاد) می باشد و در هر یک از مناطق جغرافیایی و توپوگرافی ، آب وهوایی حاکم است که از نظر پزشکی حائز اهمیت می باشد .
«هواشناسی زیستی» یکی از رشته‌های وابسته به دانش پزشکی و در برگیرنده چند رشته علمی است که تاثیر رویدادهای هواشناسی را بر زندگی بررسی می‌کند. این رشته ارتباط میان تاثیر رویدادهای هواشناسی و پاسخ‌های زیست شناختی به آنها، مانند فرا رسیدن زمستان و افسردگی مزمن، سرما و حمله‌های آسم، آب و هوای داغ و پرخاشگری، نوسانات مغناطیسی زمین و فعالیت خورشیدی و حمله‌های قلبی را بررسی می‌کند. هواشناسان زیستی دریافته‌اند که رفتار، خلق و بهداشت افراد با تغییرات آب و هوایی ارتباط دارند. این تغییرات رسیدن اکسیژن به سلول‌ها را تغییر می‌دهند و موجب تغییر در ترکیبات و فشار خون می‌شود. هواشناسان زیستی بر این باورند که فراوانی بیش از اندازه‌ یون‌های مثبت (مسوول الکتریکی مولکول‌های اکسیژن در هوا) می‌توانند عامل ضعف بدنی، تحریک پذیری، سردردها، اضطراب، بی‌خوابی، کابوس‌های شبانه، بی‌تفاوتی ، تهوع و افسردگی باشد. به نظر می‌رسد که یون‌های منفی، اثر ضعیف‌تری را ایجاد می‌کنند. به لحاظ نظری، این یون‌ها با سروتونین که یک پیام رسان عصبی مغز است ارتباط داشته و تغییر خلق، آرامش بدن و خواب آلودگی را موجب می‌شوند. بر اساس تحقیقاتی که هواشناسان زیستی انجام داده اند برانگیختگی عصبی، اضطراب و افسردگی در تابستان بیشتر دیده می شود ودر بهار به حداقل می رسد. بر اساس همین تحقیقات احساس خوش‌کامی در شرایط بارانی (صرف‌نظر از پاییزی یا بهاری بودن آن) بیشتر است و وضعیت‌های برفی و آفتابی در رده‌های بعدی قرار دارند. همچنین افراد در وضعیت بارانی و برفی بیشتر از وضعیت آفتابی و باران پاییزی احساس انرژی و نیرومندی می‌کنند. برای سطح افسردگی - قطب مخالف خوشکامی -  الگوی تغییرات تقریبا وارونه است یعنی افراد در وضعیت آفتابی به ترتیب بیش از وضعیت برفی، باران پاییزی و باران بهاری افسردگی را تجربه می‌کنند. تجربه برانگیختگی عصبی در وضعیت آفتابی و سپس برفی بیشتر و در وضعیت بارانی کمتر است.
در جنوب سال به دو فصل معتدل ( بهار ) و گرم ( تابستان ) تقسیم می شود و خبری از چهار فصل مانند سایر نواحی ایران نیست . در این ناحیه فصل کوتاه معتدل معمولا با اولین ریزش باران که اغلب اواخر آبان یا اوایل آذر ماه است شروع می شود و تا اواخر اسفند و حداکثر تا نیمه فروردین ادامه می یابد و از نیمه فروردین به بعد فصل طولانی گرما آغاز می شود و در ماه های مرداد وشهریور گرما ی هوا و رطوبت نسبی آن به اوج خود می رسد و تا اواخر آبان بدرازا می کشد. از نظر آب و هوا و درجه حرارت در حاشیه جنوبی دریای مازندران و کرانه های شمالی خلیج فارس و دریای عمان به واسطه رطوبت ناشی از دریا وضعی ایجاد می گردد که با گرمای سایر مناطق ایران قابل مقایسه نیست زیرا گرمای هوا ی سواحل دریا باعث می شود که میزان رطوبت نسبی موجود در جو تا حد قابل تحملی بالا باشد که این حال با رطوبت نسبی کم وخشکی هوا که گرمای فلات را قابل تحمل می سازد اختلاف کلی دارد. در مقایسه گرمای دو حاشیه مذکور نواحی شمالی دریای عمان و خلیج فارس به واسطه نزدیکتر بودن به خط استوا بسیار گرمتر از سواحل دریای مازندران است. هر چه در هوای تنفسی بخار آب بیشتری وجود داشته باشد هوا از اکسیژن کمتری برخوردار است ، در واقع بخار آب موجود در هوا جای اکسیژن را اشغال و از خاصیت تنفسی آن می کاهد به قسمی که در شرایطی که هوا از بخار آب اشباع شده باشد هوا از اکسیژن بسیار فقیر و نتیجتا تنفس بسختی انجام می شود . پس همانطور که هوای خشک و فاقد رطوبت ملالت بار است رطوبت زیاد در هوا احتقان زاست. ... همواره رابطه ای بین دما و رطوبت و تاثیر آن بر پیکر انسان وجود دارد، انسان حرارت های بالنسبه زیاد و کم رطوبت را بهتر از همان دما با رطوبت زیاد تحمل می کند . در هوای خشک و در معرض جریان باد انسان قادر است تا 93 درجه حرارت راتحمل کند بدون آنکه اثری از بیماری و گرما زدگی در او ظاهر شود .
در حالیکه همین انسان بسختی ممکن است حرارت 34 درجه با رطوبت 100 درصد و بدون تبخیر را تحمل نماید . گرمای بیش از حد موجب آماس غده های عرق، عرق سوز، ضعف اعصاب ناشی از حرارت محیط ، خستگی زیاد ، ضعف و تحلیل نیروی بدن و گرمازدگی می گردد. افرادی که مدت های طولانی در گرمای زیاد قرار می گیرند توانائی شان کاهش یافته و فعالیتشان کم می شود . ... در هوای گرم وخشک عمل تعریق و تبخیر از راه پوست بدن شدت بیشتری دارد که نتیجه آن تعدیل حرارت با محیط خارج است و چنانچه هوا گرم و از بخار آب اشباع باشد این عمل بسختی انجام می گیرد. انجام کارهای بدنی در چنین شرایطی مشکل و گاهی غیر ممکن است زیرا فعالیت بدنی موجب ایجاد حرارت بیشتر می شود و چون دفع آن از طریق پوست امکان پذیر نیست (بعلت اشباع هوا از بخار آب) انسان را دچار خفقان می نماید ، ضمنا اشتها به غذا را کاهش داده و در کار دستگاه گوارش و اعصاب تاثیر می گذارد.
زود رنجی و کم حوصلگی انسان جنوبی نیز شاید معلول همین گرمای طولانی و بارش کم بوده است . ... گرمای هوا وشرجی حتی در نحوه گفتار و لهجه مردم این ناحیه نیز تاثیر گذار بوده است. مردم این ناحیه وقت سخن گفتن مطالب را با آهنگ تند یا نا تمام و جویده، جویده ادا می کنند و بسیاری از کلمات و حتی جملات را به صورت مخفف بیان می کنند. به نمونه های زیر توجه کنید:
_ مچیم: من چه می دانم
_ اوسه تا ایسه: از آن ساعت تا این ساعت
_ کارمن: من کار دارم
_ چنن: چه خبر است؟
_ کا: برادر و.... دهها مورد دیگر از این دست.
واین شاید بدان علت بوده که گرمای زیاد و شرجی بیش از حد انسان جنوبی را وداشته تا برای رهایی از گرما و شرجی در حداقل زمان پیام خود را به مخاطبش برساند.
نقش آب و هوا در معماری بوشهر:
بعد از غذا شاید مهمترین نیاز انسان مسکن باشد، جایی که هر فرد قسمت زیادی از عمر خود را در آن می گذراند ، پس دقت در انتخاب مسکن مناسب ضروری است.
به طور کلی عناصر معماری و شکل گیری واحد ها در هر ناحیه متناسب با شرایط اقلیمی و در هماهنگی محیط و جبر طبیعت ساخته شده و از شرایط زیست محیطی مناسبی برخوردار است. میزان دما و رطوبت زیاد منطقه به ویزه در تابستان، از عوامل شکل دهنده ، بافت قدیمی و ترکیب واحد های مسکونی و کوچه های تنگ و باریک و پیچ در پیچ شده است . در طراحی ساختمان های شهری ، روستایی و صنعتی بایستی آب و هوای محل کاملا مورد نظر باشد و نسبت به عرض جغرافیایی ، وضعیت توپوگرافی ، سمت عمومی شیب زمین در جهات جغرافیایی و بالاخره میزان دریافت انرژی خورشیدی در فصل تابستان و برودت زمستان طرحی مناسب ارائه داد. ترکیب متفاوت مسکن ، در نواحی اقلیمی مختلف ، اهمیت تاثیر عوامل آب و هوایی را در شکل دادن به مسکن به خوبی نشان می دهد . فشردگی خانه ها با کمترین سطح نمایان در نواحی سردسیر برای جلوگیری ازنفوذ سرما ، مجاورت پیوسته خانه ها با پنجره های کوچک، دیوار های کلفت در اقلیم گرم و خشک برای جلوگیری از نفوذ تابش آفتاب در تابستان و بر عکس ترکیب باز مجموعه های مسکونی در اقلیم گرم و مرطوب به منظور امکان برقرار شدن جریان هوا در درون مجموعه برای از بین بردن شرایط ناراحت کننده گرما و رطوبت ، همه نشان می دهد که قرن ها انسان سعی در ایجاد مساکنی نموده که بتواند از شدت مشکلات اقلیمی محیط زیست خود بکاهد و در عوض از جنبه های مطلوب آن بهره مند شود .
بافت قدیم بوشهر، ساختار معماری ارزشمندی از دوره افشاریه در سواحل خلیج فارس است. این بافت به دلیل ویژگی‌های منحصربه‌فرد آن در ساختار شهری و معماری و همچنین استقرار کنسولگری‌های اروپایی در دوره قاجار از جمله معدود بافت‌های تاریخی کشور است. از نظر معماری، ساختمان‌های سفید رنگ دو طبقه، با شیشه‌های رنگی، متناسب با جهت وزش باد که به ویژه در فصول گرم، هدایت باد و تلطیف هوا را میسر می‌ساخته، نمونه‌ای بی‌نظیر از هوشمندی و ابتکار ایرانی در معماری جنوب ایران است. به طور کلی معماری خانه ها با اقلیم منطقه بسیار تطابق دارد. شکل عمومی آنها ساده و به سبک معماری «بیت میلانی» است. این نوع خانه ها را در بوشهر و سایر شهرهای مهم سواحل شمال خلیج فارس می توان مشاهده کرد.
در بناهای قدیمی بوشهر برای فرار از رطوبت هوا و قابل تحمل نمودن محل زندگی برای زیست ، ساختمان ها به صورت دو یا سه طبقه ساخته شده اند . درا ین بناها از طبقه هم کف به عنوان انبار و فضاهای فرعی استفاده شده ، با این کار در واقع یک واسطه بین زمین و محل زندگی ایجاد شده است. این واسطه مانع نفوذ رطوبت بالا رونده از سطح زمین به داخل ساختمان می شود.
عامل منفی دیگری که در اقلیم بوشهر وجود دارد ، گرمای زیاد هوا و نور شدید آفتاب می باشد. برای مقابله با این مشکل، علاوه بر استفاده از رنگ های روشن در بدنه ها، موقعیت قرار گیری ساختمان ها طوری است که با سایه اندازی بر یکدیگر مانع تابش مستقیم نور خورشید بر بدنه ها می شود. برای اینکه نور مستقیم خورشید وارد اتاق ها نشود از سایبان های افقی و عمودی استفاده شده است. نوع بکار گیری درها ، زوایا و فواصلی که نسبت به یک دیگر دارند ، چنان استادانه تعبیه شده که در گرمترین ایام تابستان نفس ناچیزی از باد را به نسیمی خنک و آرام بخش تبدیل می کند، زیرا اصلی ترین معضل برای ساکنین بوشهر همین گرمای طاقت فرسای تابستان است.
اما کوچه ها بر اساس نیاز ساکنین و هوای گرم منطقه ، تمامی ، بلند و نزدیک به هم قرار گرفته است. کوچه های شهر بسیار تنگ و پیچ در پیچ بود و عرض آن گاه تا 5/1 متر می رسید و از سه متر تجاوز نمی کرد. کوچه ها را عمدتا تنگ ساخته بودن تا بر رهگذران در فصل تابستان سایه افکند. شاید هم علت این امر پیروی از شیوه خانه سازی در آن زمان ولی در سطح فشرده تری بوده است. شاخصه غریب این کوچه ها پیچ وتاب های عجیب و در عین حال زیبایی است که ضمن آن که به خانه ها و به محله شکوه و عظمت داده ، هر باد تنبلی را وادار به حرکت تا انتهای کوچه می سازد.
هوا شناسی در فرهنگ عامه مردم بوشهر:
بشر از ابتدای خلقت به علت تماس نزدیک با طبیعت و مشاهده عینی پدیده های جوی همواره نسبت به کشف این پدیده ها کنجکاوی نشان داده است . اولین تجربه عینی پدیده جوی شاید مشاهده رعد و برق و آتش گرفتن جنگل ها بوده که بعد ها به کشف آتش منجر شده است. همچنین اولین کوشش انسان برای تهیه قوت و کشاورزی ، همراه با دیده بانی هوا بوده و در تمام لحظه های زندگی، نگران از سیل و توفان یا خشکسالی یا سرمای کشنده، به وضع هوا توجه توجه داشته است . از طرفی چون هوا جا و مکان معینی ندارد و رویداد های جوی به سرعت از محلی به محلی دیگر منتقل می شوند، بناچار اولین همکاری های بین المللی انسان در زمینه مسائل جوی شروع شده است. با توجه به اهمیت واثراتی که آب وهوا درزندگی ونحوه فعالیت جوامع بشری دارد، انسان ها از زمانهای خیلی دور بدان توجه داشته اند، بنابراین برحسب تجارب ، پیشینان نسبت به ثبت پدیده های جوی به سبک زمان خود اقدام نموده اند، که با توجه به اقلیم هر منطقه ، اقوام پدیده های مهم تر را مد نظر قرار داده اند، این نوع فعالیت ها در حقیقت پایه گذار دانش هواشناسی در میان نسل بشربوده است .
اهالی هر منطقه از روی تجربیات پیشینیان ، مساکن و کشت و کار خود را سامان می دهند و به علت تدوام و استمرار عوامل اقلیمی عکس العمل منطقی از خود نشان داده و در نتیجه نوع محصولات کشاورزی، معماری و بالاخره معیشت و زندگی شان را با آن هماهنگ و منطبق می سازند. به طوری که پس از مطالعات و بررسی های علمی، بعضی از تدابیر سنتی پذیرفته می شود. ولی عوام به علت عدم آشنایی و اطلاعات کافی و علمی نمی توانند با کلیمای محل خود برخورد کاملا اصولی داشته و حد اکثر بهره برداری را از محیط کسب نمایند. در این شکی نیست که آداب و سنن قومی اجتماعات بشری آیینه تمام نمای روابط ان ها با محیط طبیعی است و پیروان جبر جغرافیایی تا حدی در این مورد پیشرفته اند که معتقدات مذهبی و رسوم و آداب ملی و فلسفه و ادب و حتی زبان و خلاصه کلیه شئون مادی ومعنوی تمدن بشر را معلول عوامل محیطی دانسته اند. از این رو مطالعه عقاید و رسوم عامه و آنچه اصطلاحا آز آن به فولکلور تعبیر می شود از ارزش جغرافیایی خاص برخودار است. آن چه در نزد مردم بوشهر (چه شهری و روستایی) جنبه عملی پیدا کرده بود ، تجربه ای بود که از گذشتگان و با گذشت روزگاران به دست آورده بود . میزان گرمای تابستان را به " جذر ومد " دریا و بر آمدن و پنهان شدن ماه نسبت می داد . مثلا در سه ماهه ی تیر و مرداد و شهریور ، هر وقت هوا به شدت دم می کرد و به اصطلاح : باد از باد نمی جنبید، آن را به مد آب دریا (پر بودن آب) مربوط می دانست و به نوبه خود مد آب دریا را با حرکت ماه و روزهای آن محاسبه می کرد . ... نیز بارش زیاد فصل زمستان را در فزونی گرمای بیش از حد در تابستان آینده، بی تاثیر نمی دانست. ... نیز در هر سال، مخصوصا در دو برج میزان وعقرب دیدگان پر امید خود را به آسمان می دوخت ودر انتظار فرود باران می نشست. چون به تجربه آموخته بود که باد " قوس " (جنوب غربی) نوید آور ابر باران زا بوده و پایان دادن به محنت ایام را می رساند. به محض وزش باد قوس، بارقه ی امید بر دلش می درخشید و با امیدواری کامل این جمله استغاثه گونه را به زبان می آورد : یا الله قوس ...... یا الله بارون. طلوع ستاره " سهیل " (soheyl) را در روز دهم سنبله = شهریور را نشانه تغییر یافتن هوا و بر آمدن " سهیل " را که آگاه بودند در پانزدهم برج سنبله هر سال در آسمان " یمن " ظاهر شده و دربیستم همان برج عالمگیر می شود امید بخش سر آمدن تابستان دانسته و فرو افتادن "خورنگ" بر زمین را علامت تمام شدن سرمای زمستان قلمداد می کردند. سرطان (تیر ماه) و اسد (مرداد ماه) را به خاطر گرمای زیادش هیچگاه فراموش نمی کردند، اما شدت گرمای سرطان را افزون تر از اسد دانسته و می گفتند: گرما سرطان است، اسم اسد بد نام است. برج عقرب ( آبان ماه ) را آغاز بارش و زمان کشت غله می دانستند.
دو مورد اصطلاحی دیگر داریم به نام " باد شمال " و " باد جنوب " که با توجه به وضعیت اقلیمی منطقه جنوب ایران، هنوز سنگر پایداری خود را در برابر تهاجم وسایل صنعتی و رفاهی امروزی از دست نداده است . ... نه تنها دو واژه مذکور (باد شمال و جنوب) هنوز در زبان وگویش مردم بندر جریان دارد ، بل به دلیل نیاز بدان ها در تابستان وزمستان، از زبان افتادن آن در منطقه ساحلی جنوب ، چندان محتمل به نظر نمی رسد زیرا در فرهنگ و زبان ماهیگیران و ناخدایان ، امری غیر ممکن می نماید که مثلا به هنگام سفر کردن یا طوفانی شدن دریا ، آنان باد شمال و جنوب را از نظر دور بدارند. ...
قرص ماه آسمان که به میانه بیاید و ابرهای کمرنگ پیرامونش را بگیرند ، تابش ماهتاب ، یک دایره ی تمام می سازد.در این هنگام مردمان بومی می گویند: " ماه چمبر زده _ ماه چنبره پیرامون خود ایجاد کرده است ". چنین چشم اندازی، نمایانگرسال آباد و نویدگوی زمستان پر باران می باشد . ...
در دشتستان نشانه آمدن باران ، وزیدن باد ملایم از سوی جنوب و یا باد حاشیه کوهسار (بومی _ باد شی که (BAD-I-SIKO) می باشد. وزش باد شمال نشانه گریز و در اصطلاح جمع کردن ابرها ست.

منابع مورد استفاده:
1- آشنایی با محیط زیست ایران (استان بوشهر ) – هرمز محمودی راد و دیگران – سازمان محیط زیست ایران- 1384 2 - تاریخچه مختصر هواشناسی جهان و ایران – محمد نوریان – فصلنامه تحقیقات جغرافیایی – شماره 4 سال اول بهار 1366- موسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی 3- جغرافیا در ایران – محمد حسن گنجی - موسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی – 1367 4- جامعه دهقانی ایران – خسرو خسروی – انتشارات پیام – 1358 5- جغرافیای استان بوشهر – انتشارات وزارت آموزش و پرورش – 1384 6- سیمای سیاحتی استان بوشهر- سازمان ایرانگردی و جهانگردی استان بوشهر 1380 7- سمینارخلیج فارس- اداره کل انتشارات رادیو 1342 8- سنگستان جلد یکم- عبدالحسین احمدی ریشهری – بوشهر شناسی 1375 9- سنگستان جلد دوم- عبدالحسین احمدی ریشهری-انتشارات نوید شیراز 1380 10- شکوه ابوشهر- سام رسایی کشوک –انتشارات شروع 1384 11- فرهنگنامه بوشهر- سید جعفر حمیدی وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی 1380 12- فلسفه جغرافیا -حسین شکوهی -گیتا شناسی 1364 13- کارنامه دشتستان -حیدر عرفان انتشارات نوید شیراز 1379 14- کاربرد آب و هوا شناسی – مجید زاهدی – رشد آموزش جغرافیا شماره 24 15- مبانی جغرافیای انسانی – جواد صفی نژاد – دانشگاه تهران -1364 16- مقدمه ای بر جغرافیای پزشکی ایران – زردشت هوشور- جهاد دانشگاهی – 1365 17- نخلستان در استان بوشهر – حیدر عرفان – انتشارات اطلاعات – 1374 18- اینترنت