جمعیت و مهاجرت.جمعیت ومنابع طبیعی

جمعیت و مهاجرت.جمعیت ومنابع طبیعی

علل و آثار مهاجرت چیست؟مردم همیشه در یک مکان ساکن نیستند و گاهی از مکانی به مکان دیر جابه جا می شوند این نقل مکان ممکن است برای مدتی کوتاه یا به طور دائم صورت بگیرد.

مهاجرت:عبارت است از جابه جایی مردم از مکانی به مکان دیگربه منظور کار یا زندگی.

اصولامردم به دو دلیل مهاجرت میکنند:1-به دلیل دور شدن از شرایط یا عوامل نا مساعد که به این ها عوامل دور کننده یا<<عوامل دافعه>> هم گفته می شود.2-این که مردم به شرایط یا چیزهایی که دوست دارند جذب می شوند و این ها <<عوامل جاذبه>> در مهاجرت هستند

اثرات مهاجرت از روستاها چیست؟در این شکل برخی از مهمترین عوامل دافعه ی روستایی و عوامل جاذبه شهری را که موجب مهاجرتاز روستاها به شهرها می شود مشاهده می کنید.

وقتی روستاییان به شهرها مهاجرت می کنند شغل خود را از یک کار کشاورزی به شغل غیر کشاورزی تغییر می دهند.بنابراین تحولی در ساختار اشتغال کشور به وجود می آید.چون اغلب مهاجرین از روستاها در سنین کار و فعالیت می باشند بنابراین.نیروی کار در روستاها کم می شود وجمعیت سالخورده ویا درصد زنان در روستاها بیش تر می شود و به طور کلی تولید محصولات کشاورزی  در روستاها کاهش می یابد وکشورها مجبوربه وارد کردن مواد غذایی می شوند.

عوامل جاذبه ی شهری در این تصویر چیزهایی است که خانواده های روستایی قبل از حرکت به سوی شهرها در ذهن وتصورات خود دارند.اما در واقع چنین نیست در شهرها هزینه زندگی به خصوص در زمینه ی مسکن و حمل و نقل زیاد است و هوا آلوده است و از طرفی درآمد مشاغلی که روستاییان در شهرها به دست می آورند ناکافی است.زیرا آنها به اغلب دلیل غیر ماهر بودن به مشاغل کاذب.مانند دستفروشی.کارگری در رستوران ها.فعالیت های ساختمانی و…مشغول می شوند.شهرها نیز نمی توانند به سرعت تاسیسات وتجهیزات لازم را برای انبوه مهاجران فراهم بیاورند.تامین مسکن.فضای سبز کافی.آب لوله کشی.گاز.برق وسایر خدمات شهری برای این جمعیت مهاجر مشکل است.در نتیجه ی گرانی زمین وکمبود مسکن.منظر زشت زاغه نشینی*وحلبی آبادها در اطراف شهرها و به خصوص شهرهای بزرگ پدید می آید که یکی از آثار و نتایج مهاجرت از روستاها به شهرهاست.از آنچه گفته شد در می یابیم که مهاجرت ها هم در مکان مبدا و هم در مکان مقصد می توانند بر افزایش یا کاهش جمعیت.ساختمان سنی جمعیت.نیروی کار.بیکاری.میزان دستمزدها وهم چنین فرهنگ.نژاد وزبان اثر بگذارند.

مهاجرت و شهرنشینی در ایران:مهاجرت از روستاها به شهرها بیش ترین وپرحجم ترین نوع مهاجرت در دهه های اخیر در کشور ما بوده است.

جمعیت و منابع طبیعی

انسان ها برای ادامه زندگی به آب .زمین و هوا نیازمندند.آن ها به غذا.سوخت.مسکن و هم چنین انرژی برای تولید انواع کالا ها نیاز دارند و همه ی این موارد را از محیط طبیعی به دست می آورند.بنابراین.تعداد افرادی که متولد می شوند بر منابع و محیط طبیعی اثر می گذارند.

این منابع هم اکنون با سرعت زیاد استفاده می شود و هرچه مصرف منابع بیشتر باشد فشار بیشتری بر سیاره ی ما وارد می شود و آن را برای سکونت غیر قابل زیست می سازد.

منابع طبیعی را به دو گروه اصلی می توان تقسیم کرد:منابع تجدیدشدنی ومنابع غیر قابل تجدید

منابع غیر قابل تجدید:منابعی هستند که فقط یکبار می توانند مورد استفاده قرار بگیرند.برای مثال زغال سنگ و نفت فقط یکبار سوزانده وپس از استفاده تمام می شوند وعلت این که این منابع را غیر قابل تجدید می نامند این است که ملیون ها سال طول می کشد تا امکان تشکیل مجدد آن ها فراهم شود.این منابع هم اکنون با سرعت زیاد. هم در کشورهای توسعه یافته و هم در کشورهای در حال توسعه مصرف می شود و استفاده از انرژی حاصل از آن ها ارزانتر است.63درصد انرژی از سوخت های فسیلی 18 درصد از انرژی برق آبی 17درصد از انرژی هسته ای و یک درصد از انرژی خورشیدی و باد تأمین می شود.

منابع تجدید شدنی:منابعی هستند که می توانند به طور مداوم مورد استفاده قرار بگیرند  

بعضی از این منابع هرگز به پایان نمی رسند؛مانند انرژی حاصل از باد و خورشید.

برخی از این منابع مانند منابع زیستی(جنگل ها،ماهی ها،خاک و...)هرچند قابل  تجدید و قابل استفاده ی مجدد می باشند اما شیوه ی مدیریت و بهره برداری صحیح از آن ها مهم است و در صورتی که مورد استفاده ی بی رویه و نادرست قرار بگیرند قابل تجدید نیستند؛مثلاً فرسایش بیش از حد خاک،صید بی رویه ماهی ها وقطع بی رویه درختان جنگلی به نابودی این منابع منتهی می شود.

حد متناسب جمعیت:تعیین مناسب ترین تعداد جمعیت برای یک ناحیه یا کشور در زمانی معین به عوامل مختلف اقتصادی و اجتماعی بستگی دارد اما عامل منابع یکی از عوامل اساسی در تعیین حد متناسب جمعیت است. بنابراین،می توان گفت:«حد متناسب جمعیت عبارت است از بهترین تعادل ممکن بینمنابع و تعداد جمعیت سرزمین».

جمعیت زیاد نیاز زیادی به منابع طبیعی دارد و اگر مدیریت واستفاده از این منابع به طور صحیح انجام نگیرد،منابع مورد نیاز برای این جمعیت در حال رشد کاهش خواهد یافت و مشکل بزرگی پدید می آید.

در اروپای غربی و آمریکای شمالی مازاد غذا وجود دارد،بسیاری از کشورهای جهان با کمبود غذا مواجه هستند.

هر چند میزان کالری مورد نیاز برای یک فرد سالم عادی و معمولی بر حسب سن،ساختمان بدن ونوع اشتغال و محیط زندگی او فرق می کند،ولی به طور معمول میزان حداقل کالری روزانه برای هر فرد به منظور یک زندگی سالم 2300کالری است.

همان طور که در نقشه مشاهده می کنید بیش تر کشورهایی که سرانه مصرف کالری روزانه ی آن ها از 2300کالری کم تر است در قاره ی آآفریقا واقع شده اند.در قاره ی آسیا نیز کشورهای پر جمعیتی چون هند با مشکل گرسنگی و سوء تغذیه شدید دست به گریبان هستند.سوء تغذیه توان افراد را برای کار و فعالیت اقتصادی کاهش می دهد و بدن انسان را برای بیماری ها مستعد می سازد وسوءِ تغذیه شدید به مرگ منجر می شود.

«فائو» اعلام کرده است با این که بسیاری از کشورهای جهان در دهه های اخیر برای تولید غذا تلاش کرده اند،اما امروزه بیش از یک میلیارد نفر در جهان از سوءِ تغذیه رنج می برند.

کاهش بارندگی ها و خشک سالی در جنوب صحرای آفریقا منجر به قحطی و گرسنگی شده است.

در سال های1990-1980هزاران نفر از سکنه اتیوپی،سودان،سومالی در جست و جوی غذا،خانه و کاشانه ی خود را ترک کردند و کیلومترها در بیابان های گرم به سمت اردوگاه های پناهندگان حرکت کردند و بسیاری از آن ها نیز در بین راه جان سپردند

آیا علت گرسنگی تنها عوامل طبیعی مانند خشک سالی است یا عوامل دیگری نیز موثرند.

باید بگوییم خیر .عوامل اقتصادی و اجتماعی نیز شدیدابرمسئله ی دسترسی به غذا اثر می گذارند؛مثلا توزیع غیر عادلانه ی غذا در یک کشور، ارتباطات و حمل و نقل نامناسب،احتکار غذا توسط کشورهای ثروتمند،افزایش قیمت مواد غذایی،ناآرامی های سیاسی و جنگ همه برای مسئله تأثیر دارند. از طزفی در دهه های اخیر همه ی کشورهای در حال توسعه به سمت صنعتی شدن حرکت کرده اند و بنابراین،هر روز زمین های کشاورزی بیش تری به کارخانه ها،جاده ها،انبارها و خانه های مسکونی تبدیل می شود.رشد جمعیت جهان نیز مانع از آن است که بین غذا و جمعیت تعادل مناسب برقرار شود.کشورهای وارد کننده غلات و مواد غذایی که معمولا کم درآمد هستند و به محصولات کشاورزی مناطق عمده ی تولید کننده ی غلات نیاز دارند با خطر جدی تری رو به رو هستندوبه همین دلیل امنیت غذایی ندارند،پس باید با کنترل رشد جمعیت و برنامه ریزی برای افزایش محصولات کشاورزی این مشکل را حل کنند.

خلاصه

  • ·      مهاجرت به دو عامل جاذبه در مقصد و دافعه در مبدأ بستگی دارد.
  • ·      مهجرت انواع مختلفی دارد:داخلی،خارجی،اجباری،اختیاری،فصلی،روزانه،شهر به روستا،روستا به شهر
  • ·      مهاجرت ها هم در مبدأ و هم در مقصد بر ترکیب جمعیت،اقتصاد و فرهنگ ناحیه اثر می گذارد.
  • ·      منابع طبیعی به دو گروه تجدید پذیر و غیر قابل تجدید تقسیم می شوند.
  • ·      باید بین تعداد جمعیت و میزان منابع یک کشور تعادل برقرار شود.
/ 0 نظر / 8 بازدید